ناامني، چالش بزرگ پيشروي افغانستان

سلطان حسین جاوید

سردبير

 

 

نكته اول: جرقه هاي اميد 

 با وقوع حادثه تروريستي يازده سپتامبرسال 2001م وحمله به اركان اقتدارسه گانه آمريكا؛ ساختمان تجارت جهاني( نماد سرمايه سالاري آمريكا) ، ساختمان  پنتاگون( نماداقتدارنظامي وامنيت امريكا) وكاخ سفيد (مقرهدايت ومديريت سياست داخلي وجهاني اين كشور ومغزمتفكرنظام نوين جهاني،( لطمه بزرگي به حيثيت وپرستيژاين كشورمغرورويكه تاز، واردكرد.

بلافاصله بعدازاين حادثه آمريكاناگهان بايك چرخش سراسيمه ووحشت زده، القاعده وشخص بن لادن را كه درزيرسايه حكومت طالبان، افغانستان رامامن وپايگاهي خودقرارداده بودند، متهم به اين حادثه تروريستي نمودند. كه ازطرفي عدم توجه طالبان به درخواست آمريكاومتحدينش دراستردادبن لادن رهبرالقاعده (رهبربي كشوردركشوربي رهبر)، اين كشورومتحدينش آهنگ افغانستان نمودند تاخودحضورجدي تري در صحنه داشته باشند . همكاري بيش از90 كشورجهان درشكلهاي گوناگون درمبارزه باتروريسم وحضورمستقيم نظامي 37 كشورديگردرقالب نيروهاي مبارزه باتروريسم وناتووباهمكاري نيروهاي اتحادشمال ومردم افغانستان وكشورهاي همجوار(‌‌بادراختيارقراردادن فضاوپايگاهي هوايي شان) بزرگترين ونيرومندتري ائتلاف جهاني به رهبري آمريكارابوجود آورد كه در كوتاهترين زمان بساط ظلم وستم طالبان رادرهم پيچيدند . و باسرنگوني طالبان براثرمقاومت شجاعانه ملت افغانستان و همكاري نيروهاي ائتلاف خارجي، افغانستان چهره ديگري به خودگرفت ومردم افغانستان بيشترازگذشته به آينده كشورشان اميدوارشدند واين اميدواري زماني بيشترگرديد كه باتوجه به اجلاس تاريخي بن تبيين ملت سازي درقالب دولت سازي باتشكيل لويه جرگه اضطراري، دولت موقت ،دولت انتقالي، تصويب قانون اساسي، انتخابات رياست جمهوري ودرآخرتشكيل پارلمان واردمرحله نوين وتكاملي خويش گرديد.

 نكته دوم : دلواپسي ها

 پس ازحضورآمريكاومتحدينش به  افغانستان كه باهمكاري اتحادشمال صورت گرفت ، طالبان ياراي مقاومت رااز دست دادند. امابعد ازچندي معلوم شد، كه نيروهاي طالبان والقاعده فقط ازكابل عقب نشيني كرده اند.آنهابه شهرهاوروستاهاي كوچك گريختند ودرآن جا به تجديدقواي خودپرداختند . اكنون بعدازگذشت چندسال از آن دوران، زمان به سودآنهاپيش رفته واكنون درشرايطي هستندكه احساس مي كنند، توانايي آغازمبارزه رادارند ودرشرايط كنوني طالبان نه تنهاشكست نخورده بلكه مثل مارزخم خورده باظهورمجددخود ، شرايط بدي رادرافغانستان به وجودآوده اند.به گونه اي كه هم اكنون دربخش هاي عمده اي ازجنوب وشرق نيروهاي شورشي باآزادي كامل درحال حركت وفعاليت هستند كه ازنمونه هاي بارزآن، ايجاد اختلال در رفت وآمد درشاهراه كابل- قندهار مي باشد وهمين طورخارج شدن نيروهاي ناتوازموسي قلعه درولايت هلمند وكنترل آن  به دست طالبان از نمونه هاي ديگرآن است. ازبين بردن شش نفرازاعضاي پارلمان وده هانفرديگرازمردمان بي گناه درحادثه تروريستي بغلان وهمچنين بيش از600 بارحملات انتحاري عليه نيروهاي ناتودرهرماه نشان دهنده بالا رفتن توان جنگي طالبان والقاعده درسالهاي اخير مي باشد. رشدچشمگيركشت موادمخدرورسيدن ميزان توليد آن به رقم بي سابقه 6100 تن درسال1385و8200 تن درسال جاري درپنج ولايت ناآرام درجنوب وجنوب شرق واختصاص سه چهارم موادتوليدشده جهان به افغانستان همه وهمه نشان از قدرت گيري دوباره نيروهاي طالبان والقاعده مي باشد. ودرآخردرخواست رئيس جمهوركرزي مبني برمذاكره باطالبان وهمچنين نيرنگ بازي كردن بعضي ازكشورهاي حاضردرافغانستان ودرخواست رسمي مذاكره وحتي مذاكره مستقيم فرمانده نيروهاي انگليسي باطالبان ، آنهارا جري تروقدرتمندترازگذشته كرده است . لذاباتوجه به حضور48000 نيروي خارجي از37 كشورجهان درقالب نيروهاي ناتوومبارزه باتروريسم حاكي ازشكست اين كشورهاونيروهاي دولتي درمهاراين غول سركش وناآرام است كه بارديگرآرام آرام سايه شوم وكريه خودرانشان مي دهند .

وازطرف ديگرهسته مركزي طالبان كه عبارت ازرهبران القاعده باشند ، نه تنهاازبين نرفته اند بلكه ازطريق نوارهاي ويدئويي وانترنت باهسته هاي عملياتي خوددرسراسردنيا درارتباط هستند  وهرگاه اراده كنند مي توانند ازطريق شبكه هاي خبري بين المللي مانندالجزيره والعربيه نظرات خودرادرپيرامون مسائل گوناگون، به اطلاع  افكارعمومي جهان برسانند. به طوركه دامنه فعاليت هاي تروريستي آنها ازشرق دورتاشمال آفريقارادربرگرفته وحوادث استانبول، مادريد، لندن وكشتارمردم مظلوم وبيگناه عراق  درهرروز نشان ازحيات دوباره اين

مغزمتفكروپشتوانه اصلي تروريسم درسراسرجهان ، مي باشد. اين درحالي است كه نه تنها هيچ يك ازرهبران اصلي وشناخته شده القاعده درطول 6 سال دستگيرنشده بلكه آزادانه اقدامات تروريستي خودرا در سراسر جهان گسترش داده وهر روز هزاران مردم بي گناه را در افغانستان وعراق به كام مرگ مي فرستند.

ادامه اين وضعيت ، يا ناشي ازناتواني نيروهاي خارجي درنابودكردن القاعده وطالبان مي باشد ويا اينكه نيروهاي خارجي اصلا نمي خواهند كه اين گروها بطوركامل ازبين بروند. چون در آن صورت بهانه اي براي حضور درافغانستان ندارند.

درهرصورت ادمه ناامني در افغانستان به هر دليلي كه باشد، مي تواند اين كشور را به سالهاي جنگهاي داخلي خانمان سوز گذشته سوق دهد. در حاليكه چنين چيزي نه بسود جامعه جهاني است ونه به نفع ملت ودولت افغانستان. بنابراين بايد راهكارهاي عملي براي برون رفت از وضعيت فعلي را جستجو كرد.

  نكته سوم: راهكارها 

به نظرمي رسدكه عدم امنيت دركشورهرچه، مدت طولاني تري ازآن بگذرد هم براي حكومت جمهوري  اسلامي افغانستان وهم براي نيروهاي خارجي مشكل ساز خواهدبود كه اگر خواست هاي ديرينه ملت يعني امنيت حاصل نشود يك ديواربي اعتمادي بين دولت وملت ايجادخواهدشدكه ازبين بردن آن زمان بر وهزينه برخواهدبود . دولت افغانستان بايد بيش ازبيش مسئله ناامني در كشور را جدي بگيرد وچاره اي براي آن بينديشد. مهمترين كار دولت اين است كه به فكرشناسايي  هسته مركزي طالبان والقاعده وحاميان اصلي آن بوده  و در صدد نابودي مهره هاي اصلي اين گروه ها باشند.

نكته مهمتر اين است كه نيروهاي خارجي حاضردرافغانستان صداقت پيشه كرده و قدرت اصلي در صحنه افغانستان را تنها دولت جمهوري اسلامي افغانستان را بدانند واز هر نوع مذاكرات پشت پرده باگروه طالبان خودداري كنند ونگذارند مردم ماديگر درهراس ونااميدي زندگي كنند.

نكته چهارم : دست آوردها 

صرف نظر ازاينكه موضوع ناامني در افغانستان يكي از مشكلات اساسي اين كشور بشمار مي رود وهمچنان مردم افغانستان وجامعه بين الملل از اين ناحيه ناراضي ونگران مي باشند ، ولي بايد اعتراف كرد كه تحولات جديد افغانستان بعد از حادثه ياز دهم سپتامبر يكسري دستاوردهاي بزرگ نيز براي كشور ما درپي داشته است كه يكي از مهمترين اين دست آوردها بوجود آمدن فضاي باز سياسي وفرهنگي دراين كشور مي باشد. بعد از روي كار آمدن نظام جديد درافغانستان زمينه براي كارهاي فرهنگي بسيار مساعد شده است طوري كه اكنون مجموعه هاي فرهنگي بسياري، در كشور فعاليت گستر ده اي را اغاز نموده است. از آنجاي كه هر نوع تحول در يك كشور بستگي كامل به توسعه فرهنگي آن دارد لذا مركز علمي فرهنگي طلوع فجر نيز با درك اين موضوع سه سال است در عرصه فرهنگي كشور فعال است واكنون چهارمين سال فعاليت خودش را آغاز نموده است اميدواريم كه مانيز مانند خيل عظيمي از مجموعه هاي فرهنگي، بتوانيم رسالت خويش را در بالا بردن سطح فرهنگي جامعه وارتقاء اگاهي مردم در مسائل گوناگون كشور، ادا نماییم.            

مركزعلمي فرهنگي طلوع فجركه متشكل از يك تعداد ازطلاب ودانشجويان كشور، مي باشد. درطول سه سال گذشته فعاليت فرهنگي خودرا درقالب انتشار نشريه نسل فردا در داخل وخارج از كشور، ادمه داده وراجع به مسائل گوناگون سياسي ،اجتماعي ، تارخي ، مذهبي وحقوقي مطالبي را به نشر سپرده. اكنون كه وارد چهارمين سال فعاليت اين مركزمي شويم، همزمان درچهارمين سال انتشار نشريه نسل فردا، شماره جديد آن را هم به نشر مي سپاريم. دراين شماره نيزبه مسايل مهم تاريخي، مذهبي ، اجتماعي حقوقي و ...پرداخته شده ودر پايان صلح وامنيت پايدار را براي كشور مظلوم ما افغانستان، از خداي منان خواستاريم.

سردبير

 

 

دیدگاه

*