چکيده

 بررسي ضرورت و جايگاه اتحاد درعصروزمان حاضرکه هرکس بقا وماندن خود را درنابودي ديگران مي جويد,ومي کوشند بابذر نفاق وتفرقه درميان جوامع اسلامي زمينه ِ ي استعمارگري خودرافراهم نمايند؛ يک امرضروري ولازم به نظرمي آيد،که بايد جهان اسلام ومسلمانان باتاسي به مکتب اسلام ودرگ اين ضرورت ها براي عظمت وکرامت خود درجهت اتحاد وهمدلي همفکري وصميميت نشان دهند؛ لذا اين تحقيق کوشيده تا ضرورت و جايگاه اتحاد و انسجام رادرايات و روايات بررسي و  اشاره نمايد.

کليدواژه ها:  اتحاد ، انسجام ، وحدت ،امت واسلام.

مقدمه :

          اتحادوانسجام درعصروزمان معاصر كه هركس بقاوماندن خودراازطريق زيان ديگران مي جويد،يك امرضروري ولازم به نظر مي آيد،امت وملتي قادربه ادامه ي هستي است كه بتوانداتحاد وانسجام خودرادربرابرطوفان مرگ باري كه ازاردوگاههاي قدرتها بر مي خيزدحفظ كرده ودربرابرآن پايداري ومقاومت نمايد .

         فجايع ومظالمي كه درقرون اخيربرملت هاي مسلمان،از طرف قدرتهاي بزرگ صورت گرفته ومي گيردبه علت نداشتن تفاهم واقعي وندانستن مقام وموقعيت جايگاه اسلام وخودمسلمانان است كه اين امر مي طلبد مسلمانان اتحادوانسجام رانه تنها ﴿﴿فضيلت ﴾﴾ دانسته بلكه به عنوان يك امر ضروري وحياتي برآن تاكيدنمايند .

       جهان اسلام وپيروان پيامبررحمت ومغفرت اگرمي خواهند دراين واويلاي مبارزات بي امان قدرتها،موجوديت خودرا حفظ نموده وبه انجام رسالت عظيم خوددرميان ملت ها توفيق يابند،راهي جزبازگشت به اسلام واقعي،برقراري وحدت،اتحادوانسجام اسلامي كه تمام نيروهاي اسلام رادرفراخناي خود جاي دهد نخواهند داشت؛وبه همين جهت است كه درقرآن ومتون ديني سفارش اكيد نسبت به عدم تنازع واختلاف شده وفرموموده است : تشت واختلاف مايه ي ضعف وسستي جهان اسلام شده، وانچه كه باعث قدرت،عظمت واقتدار جهان اسلام مي گردد دوري ازاختلاف وتنازع مي باشد که دنياي اسلام درسايه ي صميميت، محبت،دوستي وهمفکري مي تواند به اقتدار ،عظمت وشکوه بيرسد .

   درعصري که تمام قدرت ها عليه حق ، انسانيت ،تقواوارزش هاي عاليه ي انساني بسيج شده ومي خواهند آنهاراازراه راست ومستقيم منحرف کرده وازاسلام اصيل وواقعي دور کرده واستعمارگري خويش راتداوم بخشد ،تنهاراه نجات انسان واقع بين وحقيقت گرابازگشت به اسلام اصيلودوري ازظاهر گرايي وچسپيدن به پوسته اسلام است که بايدمسلمانان باتاکيدوتاسي ازمکتب وحدت ويگانه پرستي بيش ازپيش به ملت گرايي خاتمه داده وآنچه راکه اسلام وقرآن به آن دستورداده عمل نمايند زيرانفاق

وتفرقه افگني به هرصورت وشکل وازجانب هرکس صورت پذيرد،بزرگترين خيانت درحق اسلام ومسلمين است .

     دانستن جايگاه دين ،بصيرت ،آگاهي ،ومعرفت نسبت به آن ،ترويج وتعميم اصول وارزش هاي اسلامي درميان جوامع اسلامي، ارتقاءسطح آگاهي، ايمان واعتقادمردم تنهاراه پيوندزنجيرهاي شکسته ورسيدن به اتحادوانسجام اسلامي است.  

    اگردرآن روزسيدجمال الدين ودرعصرحاضررهبران ديني ورهبرمعظم بامعرفت وآگاهي ازمکتب اسلام،نبوت وامامت به ضرورت ونيازمندي اتحاد وانسجام دنياي اسلام اشاره دارندوبراين مساله تآکيد نموده اند.                   

    به خاطرنيازمندي جهان اسلام به وحدت،صميمت وتفاهم است، که رهبران وحاکمان ممالک اسلامي؛بامجاهدت وفداکارهاي بي ريب ونوع عمل خود،مؤمنين ومسلمانان راازاختلاف،دوگانگي،تفرقه وپراکنده گي به دورنگه داشته وبراي رسيدن به حقيقت مانندچراغ درتاريکي هدايت وراهنمايي نمايند،تابشودروزي حق دردنياي بشريت ظهورکرده وپيکرباطل بسوزد.

   قبل ازاين که به ضرورت واهميت اتحاد وانسجام ازمنظرآيات و روايات بپردازيم.لازم است که به مفهوم شناسي واژه ها، اشاره کنيم تازمينه ي بحث ازضرورت وجايگاه اتحاد فراهم گردد ، به طورکلي چهار چوب بحث راچنين مي توان ترسيم وبيان کرد.

قبل ازپرداختن به مباحث اصلي لازم است واژه ها ي کليدي تعريف وروشن شود.

1ـ1 اتحاد

 اتحادمصدرباب افتعال به معناي سازش وموافقت،يگانه شدن دوچيز،يکي شدن،اتحادوهمبستگي دوياچند کشوردريک سياست مشترک ميآيدچنانکه ميفرمايد.

اتحدالقوم: اتفاق وسازش کردند گروه،اتحداتحادالشيان ؛آن دوچيزيکي شدند.[2]

2ـ 1ـ انسجام

        انسجام مصدراست،يعني همبستگي وراي که اگرچنانچه درکلام به کاررود به معناي روان بودن کلام،عاري بودن آن ازتقعيد وتصنع است،که ملاک ديدگاه اجتماعي بوده ومقصودازآن،هم سوي درعقايد،آراوکارهااست ودراين مدخل ازواژه هاي«جمع»،«حزب»،«عصبه»،«کافه»(لاتفرقو)،(لاتنازعوا)و(واحدة) استفاده شده است.[3]

3ـ 1ـ وحدت

وحدت مصدر يااسم مصدر ازباب ثلاثي مجرد(وحد يحد وحداً وحدة به سبب حال بودن منصوب است که تثينه وحمع بسته نمي شود،به معناي يکتايي بودن، َيگانه بودن،تنهايي،يگانکي وضد کثرت ميآيد.[4] که ملاک يکي بودن دراعتقادات واصول است،مسلمانان درضمن حفظ اصل،همديگررادربرابر غيرتقويت وحمايت نمايند.

فرق که جناب آقاي مبلغي واراکي بين اين سه واژه بيان کرده آن است که دروحدت اسلامي همه مسلمين ازنظراعتقادي،اصول ومباني يکي هستند0 اما اتحادرا بشيتربه معناي بحث تقريب که عبارت است ازتشخص زمينه هاي اختلاف براي به اتحادرساندن مذاهب گرفته اند، وانسجام راابزاري کارتئوريک وياحتي غير تئوريک ياابزار ارتباط وگفتمان سياسي يا غير سياسي دانستند که مي توان افزون برکارکردهاي خودش بسمت وحدت وبه سمت تقريب خدمتي به آن هابرساند.[5]

بعد از این که مفاهیم را معنی کردیم ضرورت دارد به راهکارهای اتحاد از منظر آیات و روایات اشاره نمایم.

قرآن و روايات براي تحقق استراتژي اتحاد، انسجام و امت واحد راهکارهاي متعدد و مختلف زير را ياد آور شده است.

1-4-        اعتصام به ريسمان الهي (قرآن و اسلام)

يگي از اصول اساسي و مهمي که جهان اسلام را به اتحاد و انسجام نزديک و از آن امت واحد بوجود مي آورد تمسک به ريسمان الهي است که با چنگ زدن و محکم گرفتن حبل الله، «با هم» بودن و با هم دستور الهي اجرا کردن و پراکنده اجرا نکردن را به خوبي براي مسلمانان آموزش مي دهد, چنانکه مي فرمايد: «وأعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا»[1] همگي بوسيله حبل خدا خويشتن را حفظ کنيد و متفرق نشويد؛

         با توجه به روايات مختلف که از پيامبر و ائمه معصومين(ع) روايت شده, حبل الله و ريسمان الهي را به قرآن, اسلام, پيامبر و خاندان او تفسير کرده اند, فهميده مي شود که يکي از وسايل ارتباط مسلمانان به خداوند قرآن, آورنده قرآن و جانشينان واقعي او مي باشند که با پذيرش و تسليم در برابر قرآن, پيامبر و ائمه معصومين در واقع در برابر خداوند و دين او که اسلام باشد تسليم خواهند بود, وقتي تسليم باشند مي توانند زمينه را براي اتحاد, برادري و همياري در جهت فرهنگي, اقتصادي, سياسي و حل مشکلات فراهم نمايند زيرا وسيله ارتباط با عبد, آسمان به زمين و خروج انسان از ظلمت به روشنايي کتاب, سنت و اسلام است که انسان را به خدا نزديک و شخص متمسک و معتصم را امان و هدايتش را تضمين مي نمايد.[2]

         اگر مسلمانان و جامعه اسلامي مطابق با دستورات قرآن عمل نموده و آن را سرلوحه زندگي خود قرار دهند, قله هاي پيروزي را فتح نموده و در حول و محور قرآن مي توانند اجتماع سالم و متحدي داشته باشند. در تاريخ صدر اسلام, شکوفايي تمدن اسلامي و گسترش آن در سطح جهان, مرهون تمسک جامعه اسلامي به قرآن و ايمان به ارزشهاي اسلامي مي باشد. چنانکه در سخنان انديشمندان غربي نيز اسلام, عامل رشد و شکوفايي جامعه اسلامي بيان شده است.

توماس کارل مي گويد: «خداوند عرب را بوسيله اسلام از تاريکيها بسوي روشنائيها هدايت فرمود, از ملت خموش و راکدي که نه صدائي از آن مي آمد و نه حرکتي محسوسي بود, ملتي بوجود آورد که از گمنامي به سوي شهرت, از سستي به سوي بيداري, از پستي به سوي فراز و از عجز و ناتواني به سوي نيرومندي سوق داده شد, نورشان از چهارسوي جهان مي تابيد, از اعلان اسلام يک قرن نگذشته بود که مسلمانان يک پا در هندوستان و پاي ديگر در اندلس نهادند. بالاخره در همين مدت کوتاه اسلام بر نصف دنيا نور افشاني مي کرد.»[3]

         پس از آيات و روايات که در تفسير اين آيه آمده است فهميده مي شود که يکي از راهکارهاي اتحاد و انسجام ملت ها و امت هاي اسلامي تمسک به قرآن, اسلام و سنت پيامبر اسلام مي باشد که خود عملا و با تأسي از قرآن و ارتباط خويش با خدا از طريق قرآن توانست به تنهايي عرب ساده, قبايل پراکنده, کوچک و برهنه و گرسنه عصر خود را مبدل به جامعه فشرده و با انضباط نمايد که اگر مسلمانان با پيروي و تأسي از پيامبر شيوه عملي و سيره عملي پيامبر را الگو قرار دهند مي توانند به اقتدار اسلام کمک و به اتحاد برسانند.

2-4- اطاعت از رسول

          با توجه به اين که پيامبر رحمت براي تمام عالميان است و هيچ قوم, مذهب و مليت نمي توانند به خود اختصاص دهند لذا لازم و ضروري است که جامعه اسلامي و مذاهب موجود در آن براي رسيدن به اتحاد و همدلي از شخصي که خود مجري وحدت و اتحاد ميان اقوام متعصب و لجوج بودند پيروي نمايند و جهان اسلام را طبق دستورات الهي با پيروي از آنحضرت به همدلي و انسجام برسانند, چنانکه خداوند مي فرمايد: يکي از کساني که شما را به انسجام و وحدت مي رساند اطاعت و پيروي از رسول و فرستاده من به سوي شما است. «يا ايهاالذين آمنوا اطيعوالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم فان تنازعتم في شيئ فردوه الي الله و الرسول ان کنتم تئومنون بالله واليوم الاخر ذالک خير و احسن تأويلا»[4] هان اي کساني که ايمان آورده ايد خدا را اطاعت کنيد و رسول و کارداران خود را  که خدا و رسول علامت و معيار ولايت آنان را معين کرده فرمان ببريد و هرگاه در امري اختلاف تان شد براي حل آن به خدا و رسول مراجعه کنيد, اگر بخدا و روز جزاء ايمان داريد اين براي تان بهتر وسر انجامش نيکوتر است.

          خداوند در اين آيه به فروعي که اساس مجتمع اسلامي را محکم مي سازد که عبارت از تحريک و ترغيب مسلمانان در اين که چنگ به ائتلاف و اتفاق بزنند و هر تنازعي که رخ مي دهد به حکميت خدا و رسول واگذار نمايند,  اشاره دارد و مي فرمايد: يکي از اصولي که شما را به ائتلاف و اتحاد مي رساند و واجب است بر شما که اطاعت نماييد, پيروي از پيامبر در دو ناحيه است. يکي ناحيه ي احکامي که به وسيله وحي بيان مي کند و ديگري احکامي که خودش به عنوان نظريه و رأي صادر مي نمايد.

          از اين که خداوند اطاعت پيامبر را در طول اطاعت خود قرار داده و از طرف ديگر بين اطاعت خداوند و رسول فرق وجود دارد و حقيقتا اطاعت از رسول باذن خداوند مي باشد چنانکه مي فرمايد: «وما ارسلناک من رسول الا ليطاع باذن الله»[5] بيانگر اهميت مسأله است که مي فرمايد اگر بين شما مؤمنين نزاع و اختلاف صورت گرفت به خدا ورسول او مراجعه کنيد و تنها شخصي که مي تواند اختلاف و نزاع شما را بعد از خداوند حل نمايد مراجعه به رسول و اطاعت از او مي باشد.[6]

          در همين زمينه آيه ي ديگر است که مي فرمايد: «من يطيع الرسول فقد اطاع الله»[7] هرکسي تو را به آن جهت که رسول مائي اطاعت کند, در حقيقت ما را اطاعت کرده و کسي که از تو اعراض کند از ما اعراض کرده است؛ زيرا پيامبر هيچ گاه بر خلاف خواست خداوند قدم بر نمي دارد سخنان و کردار و رفتار او همه مطابق فرمان خداوند است.

ثمرات اطاعت

          اطاعت و پيروي ازپيامبر اعظم(ص) خود داراي ثمرات و برکات است که دقت و توجه مسلمين به آن موجب اتحاد و همدلي بيشتر مي گردد.

1_2_4_ دوستان بهشتي

          کساني که مطيع خدا و پيامبر باشند همنشين با کساني است که خداوند نعمت خود را بر آنها تمام کرده است«ومن يطع الله والرسول فاولئک مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين والشهدا والصالحين وحسن اولئک رفيقا»[8][ کسي خدا و پيامبران را اطاعت کند در روز رستاخيز همنشين کساني خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آن تمام کرده, از پيامبران و صديقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفيقهاي خوبي هستند.

نکته ي که در اين آيه وجود دارد آن است که براي ساختن يک جامعه اسلامي, سالم و شايسته بايد رهبران, حاکمان و مسلمانان ازتعصب هاي خطر آفرين با پيروي از خدا و رسول خدا جامعه اسلامي را پاک و مثل افرادهاي صالح و صادق زمينه را براي اتحاد و همدلي فراهم نمايند تا بتوانند معاشران خوب براي پيامبران, صالحان , صادقان و شهدا در دنيا و آخرت قرار گيرند, که اين شايستگي فقط به «مطيعان» حقيقي و واقعي خواهند رسيد نه به افرادهاي لجوج, متعصب و تفرقه انداز.

2_2_4- بخشش گناهان

          زمينه ي از بين بردن گناه در اطاعت و پيروي از رسول خدا در جهت اتحاد و همدلي بدست مي آيد که مسلمانان کوشيده تا با همياري و همدلي در اطاعت از رسول خدا زمينه ي غفران الهي را براي خود فراهم نمايند.«قل ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحببکم الله ويغفر لکم ذنوبکم والله غفورالرحيم»[9] بگو : اگر خدا را دوست مي داريد, از من پيروي کنيد تا خدا نيز شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد خدا آمرزنده و مهربان است.»

          مسلمانان اگر خود را محب و دوست خداوند و پيامبران مي دانند يا بايد در عمل و کردار خود اين علاقه دروني را نمايان و اتحاد و همدلي که از اول خلقت هدف خدا و پيامبر او بود. در ميان خود ايجاد و زمينه بخشش گناهان خود را فراهم نمايند.

3_2_4- عدم اطاعت موجب دخول در جهنم

          عدم اطاعت از خداوند و پيامبر موجب دخول انسان در آتش جهنم مي گردد که اگر مسلمانان به دستورات قرآن و سنت پيامبر عمل ننمايند و همديگر را بجاي حمايت تکفير نمايند, خداوند عذاب جهنم را براي آنها قرار خواهند داد. «من يشاقق الرسول من بعد ماتبين له الهدي و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ماتولي ونصله جهنم و سائت مصيرا»[10]  کسي که با پيامبر دشمني ورزد و بعد از آن که هدايت برايش روشن شده است و جز راه مؤمنان در پيش گيرد, او را به همان جهتي که دوست داشته رهنمون مي گردانيم و وارد دوزخ مي کنيم و مي سوزانيم و دوزخ چه بد جايگاهي است.

          پيامبر اسلام انسانها را از مخالفت با سنت هايش بر حذر مي دارند و مي فرمايند: «کل امتي يدخلون الجنه الا من ابي قالوا مؤمن يأبي؟ قال: من أطاعني دخل الجنته ومن عصاني فقدأبي» تمام افراد امت من وارد بهشت مي شوند مگر کسي که خود داري مي کند, گفتند آيا انسان مؤمن خود داري مي کند؟ پيامبر فرمود : کسي که از من پيروي کند وارد بهشت مي شود و کسي که از من نافرماني مي کند در واقع خود داري کرده است از وارد شدن به بهشت محروم مي گردد.[11]

          پس بر ما مسلمانان است که با پيروي از پيامبر اسلام وحدت و انسجام را براي جهان اسلام به ارمغان آوريم.

3_4_ تکيه برمشترکات

          يکي از شيوه ها و راهکارها براي رسيدن به اتحاد و گام عملي براي روياروي با الحاد و دشمنان اسلام از نظر قرآن کريم تکيه بر مشترکاتي است که در اصول دين(توحيد, نبوت, و معاد) و فروع دين(نماز, روزه,حج, و زکات) وجود دارد و اين شيوه است که در ميان پيروان نزديک ترين اديان يعني اهل کتاب وجود دارد از آن بهره و به نفع خود استفاده مي کنند, چنانکه خداوند مي فرمايد:«قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمه سواء بيننا و بينکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمين»[12]  بگو : اي اهل کتاب بيائيد و به سوي کلمه اي که تمسک به آن به ما و شما لازمست و آن اين است که جزء خدا را نپرستيم و چيزي را شريک او نگيريم و يکديگر را به جاي خداي خود به ربوبيت نگيريم اگر نپذيرفتند بگوئيد شاهدباشيد که ما مسلمانيم.

          خداوند به پيامبر دستور مي دهد که اهل کتاب و پيروان موسي و عيسي را به توحيد و يکتا پرستي که نقطه ي مشترک تمام انبياء الهي است دعوت کند که از تفسير هاي باطل «يعني اعتقاد به حلول خدا در بدن مريم و فرزند گرفتن خدا و اعتقاد به سه خدا و پرستش احبار قيسس ها و اسقف ها» دست بردارند, از شيوه که خداوند آن را براي پيامبر(ص) تبيين و بيان نموده استفاده مي شود که مذاهب اسلامي براي رسيدن به اتحاد مي توانند از نقاط مشترک موجود در ميان مذاهب اسلامي استفاده و بر آن تکيه نمايند. همانطور که خداوند پيامبر را دستور داد که اهل کتاب را به نقطه مشترک ميان خود و آن ها دعوت نما که قرآن با چنين طرز استدلال به ما مي آموزد اگر شما مسلمانان حاضر نيستيد در تمام اهداف مقدس خود تان با همديگر همکاري نماييد بکوشيد لااقل در اهداف مشترک همکار همديگر و آن را پايه اي براي پيشبرد اهداف مقدستان قرار دهيد؛ چنين کاري مسلما زمينه خوبي براي تفاهم و نيل به حقيقت فراهم مي آورد, که تکيه بر مشترکات و اصول دين خود عامل وحدت, الفت, اتفاق, همبستگي و موجب اخوت مي گردد.

4_4_ پرهيز از افراط گرايي

          يکي از اصول که جهان اسلام و مذاهب موجود در آن را به وحدت و انسجام مي رساند دوري از افراط و تفريط گروه ها و مذاهب اسلامي است که هريک تلاش نمايند تا به خاطر عدم آگاهي نسبت به انديشه ها و عقايد همديگر زمينه تکفير، توهين و تحقير گروه مقابل را فراهم ننمايند، عالمان و دانشمندان گروها و مذاهب در جهت بالا بردن سطح آگاهي مردم تلاش و بيان دارند که «امامت از اصول مذهب است نه اصول دين و نيز شيعه معتزلي نيست بلکه در عقايد کلامي مستقل بوده و حدي بين اشاعره و معتزله است و همچنين شيعه معتقد به تحريف قرآن نبوده و خود از غلاه به حساب نمي آيند بلکه آنها طبق آيه خدا که مي فرمايد: «قل يا اهل الکتاب لا تغلوا في دينکم غير الحق و لا تتبعوا أهواء قوم ظلومن قبل و اضلو کثيرا وضلوا عن سواء السبيل»[13] بگو اي اهل کتاب : در دين تان غلو مکنيد و غير حق نگوييد! و از هوي و هوسهاي قومي که سابقا گمراه شدند و بسياري را به گمراهي کشاندند و از راه راست انحراف جستند پيروي ننمايند.» عمل نمودند و علماي اماميه غلاه را نجس مي دانند و نظر شيعه نسبت با صحاب نظر اهل البيت(ع) است که امام سجاد(ع) مي فرمايد: خداوند ! بر اصحاب محمد(ص) درود باد که محبت او را با جان خويش آميخته بودند, و بجاي کالاي دنيا متاع مهر و محبت ببازار آوردند و تجارتي که در آن زيان نبود, پيشه خويش ساختند.[14]  و در عوض برادران اهل سنت نيز نسبت به اهل البيت(ع) دشمني نورزيده بلکه با ديده احترام مي نگرند چنانکه امام احمد حنبل مي گويد: «هيچ يک از اصحاب پيامبر در فضائل به پايه علي بن ابيطالب نمي رسدعلي(ع) هيچ گاه شخصي شريفي را بر غير شريف و عرب را بر عجم ترجيح نداد و اين شديد ترين وسيله انصراف عرب از او بود.»[15]  که با تبيين مسائل مطرح شده براي مسلمين و دانشمندان کوردل زمينه اعتدال که قرآن به آن سفارش و اسلام را دين اعتدال و مسلمين را مجري اعتدال دانسته فراهم مي شود. «وکذالک جعلناکم امه وسطا لتکنوا شهداء علي الناس و يکون الرسول» شما نيز امت ميانه قرار داديم تا گواه بر مردم باشيد و پيامبر هم گواه بر شما»[16]  امتي که از هر نظر در حد اعتدال باشد, نه کند رو و نه تند رو , نه در حد افراط و نه تفريط بلکه از هرجهت الگو و نمونه باشند.

          در جاي ديگر از زبان لقمان حکيم مي فرمايد: «و اقصد في مشيک»[17] در راه رفتن اعتدال را رعايت کن.  که اين خود يکي از مسايل اجتماعي ميان مسلمانان را بيان مي دارد که مسلمانان بايد در روابط اجتماعي اعتدال را در گفتار, رفتار, برخورد انديشه ها وعقايد رعايت نمايند.

          در حديثي از پيامبر گرامي اسلام نقل مي کند که شخصي خدمت پيامبر اسلام آمد عرض کرد مرا سفارش کن«يا رسول الله اوصني , فکان فيما اوصاه ان قال الق اخاک بوجه منبسط»[18] مرا سفارش کن, فرمود : برادر مسلمانت را با روي گشاده ملاقات کن»

          با توجه به آيه ي اول که امت اسلام را امت وسط خواند و از طرف ديگر در آيه دوم و روايت نبي مکرم اسلام به ميانه روي در گفتار, بيان عقايد و مسايل اجتماعي اشاره کرد فهميده مي شود که اعتدال مسلمانان و دوري از افراط و تفريط در عقيده, ارزشهاي معنوي و مادي, از نظر علم ودانش, معتدل از نظر شيوه هاي عبادي, اخلاقي و روابط اجتماعي در جهت گوشه گيري و استقلال مي توانند جامعه اسلامي را به اتحاد, انسجام و به يک جامعه نمونه و ارزشمند تبديل نمايند.[19]

5_4_ تبيين انديشه ها و تحمل آن با ابزار گفت وگو

          گفت و گو ابزاري براي بحث و جستجو است که هر طرف چيزهاي که براي طرف ديگر پنهان بوده روشن مي نمايد و ابزاري براي بررسي و استقرار در تنوع نظرها است که طرفين مي توانند به وسيله آن به نتايج بهتر و با امکان بيشتر دست يابند و اگر گفت و گو بر اساس فرموده خداوند. «الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» از سه عنصر اساسي مانند«گفتار و بيان ديدگاه, شنيدن گفتار, پيروي از بهترين گفتار.» برخوردار و توأم با لطف, نرمش و ادب باشد مي تواند زمينه دوستي, از بين بردن تعصبات, همگرايي وهمدلي را فراهم نمايند.

          اين روش است که خداوند در قرآن براي پيامبر اعظم ياد آوري نموده است«ادعوا الي سبيل ربک من حکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن.»[20]  «باحکمت و اندرز نيکو به سوي راهي پروردگارت دعوت نما, و با آنها به طريقي که نيکوتر است استدلال و مناظره کن.

          در اين آيه خداوند به يک سري اصول و روش اشاره مي دارد, که اگر دانشمندان, عالمان و نخبگان جامعه به آن توجه نمايند مي توانند جامعه اسلامي را از طريق رعايت اين اصول به انسجام و اتحاد برسانند که خداوند مي فرمايد: شما با منطق, دانش و استدلال به دور از خشونت و تحقير طرف مقابل انديشه ها , عقايد و افکار تان را بيان داريد؛ زيرا بيان افکار و انديشه ها با ابزار دانش و منطق مانع از انحراف و فساد شده و مي تواند انديشه هاي خفته را بيدار نمايد.

          علاوه بر آن, سيرت نبي اکرم(ص) و پيامبران شاهد بر اين است که راه دعوت و هدايت از گفت و گو مي گذرد که اين مسأله را قرآن متذکر شده و مي فرمايد: «فقولا له قولا لينا لعلهم يتذکر او يخشي»[21] با سخن نرم با او سخن بگوييد شايد متذکر شود, يا از خدا بترسد.

و تاريخ نيز روش دعوت پيامبر را ابزار گفت و گو بيان و اعلام کرده و مي گويد: که پيامبر براي هدايت امت خود از شمشير بران يا وعده هاي دنيا فريبانه استفاده نکرده است, بلکه هميشه گفت و گو به عنوان يک پل براي انتقال هدايت الهي براي بشريت بوده است.[22] در گفت و گو بايد نکاتي از نظر قرآني رعايت گردد که اگر اين نقاط مراعات و اجرا گردد, گفت و گو نتيجه مطلوبي خواهند داشت.

ادب گفت و گو طبق بينش قرآني

1_5_4_ شنيدن ادعا و تأمل در آن

          طرفين گفت و گو بايد ادعاهاي طرف مقابل را با دقت استماع کرده تا مورد بشارت و نعمت الهي قرار گيرد, چنانکه مي فرمايد:«فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه»[23]  آن بندگان را به لطف و رحمت من بشارت آر , آن بندگان که چون سخن حق بشنوند نيکو تر آن را عمل کنند.

          پس تأمل و دقت در شنيدن ادعاهاي طرف مقابل خود زمينه تعامل و همفکري و سازش دو طرف را فراهم کرده و در نتيجه به لطف حق مشمول بشارت الهي قرار خواهند گرفت.

2_5_4_ تحکيم فضاي علمي و پرهيز از عاطفه

          دومين آدابي که بايد در گفت و گو رعايت شود آن است که بحث به صورت علمي و بدور از احساسات عاطفي و چيزهاي که احساس بر انگيز است صورت گيرد, چنانکه اين آيه قرآن کريم اشاره به اين مطلب دارد و مي فرمايد: «أم لکم سلطان مبين فأتوا بکم ان کنتم صادقين»[24]  با اين که حجت و دليل روشن داريد و اگر راست مي گوييد کتاب تان را بياوريد.

          شدت تأکيد قرآن بر جنبه علمي موضوعي و برهاني گفت و گو به مرز خطاب«هاتوا برهانکم» به عنوان يک شعار قراني تبديل گرديده که خود نشاندهنده اهميت گفت و گو را سانيده و بيان مي دارد که بيان انديشه ها و گفت و گو بايد علمي و برهاني انجام پذيرد نه عاطفي اگر کفار راست مي گويند و از روي عاطفه و احساسات سخن نمي گويند دليل و برهان خود را بياورند و در آيات و سوره هاي مختلف به گفت و گوي علمي اشاره دارد که از آن جمله سوره بقره آيه 111 و سوره انبياء آيه 24 و سوره نمل آيه 4 مي باشد.

3_5_4_ ايجاد زمينه براي طرح انديشه ها

          يکي از اصول که باز خداوند براي بيان ادب در گفت و گو بيان مي دارد آن است که مي گويد براي تبادل افکار و انديشه ها بايد زمينه باز و آزاد فراهم و در اختيار دو طرف قرار گيرد, چنانکه خداوند مي فرمايد: «أنا او اياکم لعلي هدي او في ضلال مبين»[25]  من و شما در هدايت و يا در گمراهي آشکار هستيم.

          خداوند مي فرمايد: انسان با آزادي کامل بيانديشد و افقها در برابر انسان و دو طرف مدعي باز, تا طرفين نشانه ها را در هر دو گروه بنگرند و يکي از راهها که به عنوان حق هست انتخاب نمايند.

4_5_4_ پرهيز از تحقير و دشنام

          بايد طرفين گفت و گو از تحقير, توهين و دشنام پرهيز و مباحثه علمي نمايند, خداوند در اين زمينه مي فرمايد: «ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم کذالک زينا لکل امه عملهم ثم الي ربهم مرجعهم فينبؤهم بما کانوا يعملون»[26] به معبودي کساني که غير خدا را مي خوانند دشنام ندهيد, مبادا آنها نيز از روي ظلم و جهل خدا را دشنام دهند, اين چنين بر هر امتي عمل شان را زينت داديم, پس بازگشت همه آنان به سوي پروردگار شان است, و آنها را از آنچه عمل مي کردند آگاه مي سازد.

          در همين زمينه حضرت علي(ع) مي فرمايد: انسانها بايد روي منطق و استدلال تکيه کنند و به حربي بي حاصل دشنام نسبت به معتقدات مخالفان متوسل نشوند. «اني اکره لکم ان تکونوا سبابين و لاکنکم و لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب في القول و ابلغ في القدر»[27] من خوش ندارم شما فحاشي کنيد, اگر شما به جاي دشنام, اعمال آنها را بر شمريد و حالات آنها را متذکر شويد به حق و راستي نزديک تر است و براي اتمام حجت بهتر.

5_5_4_ با آرامش پايان دادن گفت و گو

          اصول و روش پنجم که براي گفت و گو بيان مي دارد آن است که پايان گفت و گو بايد همانند آغاز آن در فضاي آرام و بدور از هر گونه انفصال با هر نتيجه که داشته انجام گيرد, «اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه و قالوا لنا اعمالنا و لکم اعمالکم سلام عليکم لا يتفي الجاهلين»[28] هرگاه سخن گزافي را مي شنوند از آن روي مي گردانند و مي گويند اعمال ما براي ما و اعمال شما براي شما, سلام بر شما که ما طالب نادانان نيستيم.

          در اين آيه خداوند مي فرمايد: گفت و گوي تان را توأم با نرمي, مهرباني و عاطفه تمام و از براي همديگر سلام و سلامتي در خواست نمايد.

          با توجه به اصول که در آيات و روايات وجود داشت اگر جامعه اسلامي بر اساس اصول گفت و گو رفتار و عمل نمايند, گفت و گو مي تواند روزنه درخشاني براي رهايي از مشکلات و چالش هاي موجود در ميان امت اسلامي ايجاد نمايند و مسلمانان بتوانند در پرتو گفت و گو به معارف موجود در ميان مذاهب آگاه و امت اسلامي را بر پايه اصول اسلامي به جامعه انساني پيشرفته تبديل نمايند.

6_4_ ترويج مهر و محبت ميان مسلمانان

          يکي از اصول اساسي و مهمي که بازهم مي تواند زمينه ساز اتحاد و انسجام اسلامي گردد, ايجاد و ترويج مهر و محبت در ميان مسلمانان و جامعه اسلامي است, که احياء اين خصيصه خود عامل از بين برنده ي تعصبات نژادي, قومي و ملي گرايي موهوم به حساب مي آيد, در آيات, روايات و سنت پيامبر اسلام سفارش اکيدي در اين زمينه صورت گرفته است چنانکه خداوند مي فرمايد: اخوت ديني مقتضي طلب مغفرت براي يکديگر است «والذين جاؤا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا و لا خوا ننا الذين سبقونا با لايمان و لاتجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا انک رئوف رحيم»[29]  پروردگارا ! ما و برداران ما را که در ايمان بر ما پيشي گرفتند بيامرز, و در دلهايمان حسد و کينه اي نسبت به مؤمنان قرار مده پرودگارا ! تو مهربان و رحيمي.»

          در آيه ديگر خداوند سطح پيوند علائق دوستي مسلمين را به قدري بالا برده که به صورت نزديک ترين پيوند در انسان با يکديگر از آن ياد کرده چنانکه مي فرمايد: «إنما المؤمنون إخوه فاصلحوا بين اخويکم»[30] مؤمنان برادر يکديگرند , بنا بر اين ميان دو برادر خود صلح بر قرار سازيد.

          در روايات اسلامي نيز روي اين مسأله تأکيد فراوان شده چنانکه رسول گرامي اسلام مي فرمايد:«مثل الاخوين مثل اليدين يغسل احداهما الآخر» دو برادر ديني همانند دو دستند که هر کدام ديگر را مي شويد, با يکديگر همکاري دارند و عيوب هم را پاک مي کنند.[31]

          در جاي ديگر پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد:  ايمان هر انسان توأم است با دوستي براي ديگران هر آنچه را که براي خود دوست مي دارند, براي ديگران نيز دوست مي دارند. «لايؤمن احدکم حتي يحب لأخيه مايحب لنفسه»[32]  هيچ يک از شما با ايمان محسوب نمي شويد مگر اين که آنچه براي خود دوست مي دارد, براي برادر خود نيز دوست بدارد.

          در رابطه با اتحاد و جماعت مسلمانان مي فرمايد: اسلام احتياجش به جماعت است و هر کسي از جماعت مسلمانان دوري گزيند و جامعه اسلامي را به اختلاف و تشتت وادارد و چنين شخصي از دنيا برود مثل کسي مرده است که در زمان جاهليت مرده باشد و بوي از اسلام استشمام نکرده باشد. «من فارق الجماعه شبرا فمات ميته جاهليه»[33] کسي که از جماعت مسلمانان يک وجب دوري گزيند و آنگاه بميرد, مرگ وي همچون دوران جاهليت است.  « الاسلام أحوج الي اجماعات عن الجماعه الي الاسلام»[34]

          با توجه به آيات و روايات که بيان شد فهميده مي شود که يکي از راهکارها و شيوه ها براي از بين بردن چالش موجود در جامعه اسلامي احياء اخوت, برادري , مهر و محبت است که اگر اين ويژگي ها زنده شود جامعه اسلامي به کمال رسيده و مسلمانان مي کوشند که براي برادران ديني خود استغفار و طلب آمرزش نمايند و هيچ موقع بر عليه هم راه افراط را نپيمايند.

 

 

1 - سوره آل عمران /  103

2- ترجمه تفسير الميزان ،ج3، ص 28 ، آفتاب ، هفدهم ، تهران ، دارالکتب الاسلاميه، 1368

3- عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن، جان ديون پورت ، ترجمه سيد غلامرضا سعيدي ، ص 77

[4]- سوره نساء / 59

[5]- سوره نساء / 63

[6]- طباطبايي، محمد حسين ، ترجمه الميزان (ترجمه موسوي همداني) ،ج 3 ، ص 219 ، دفتر تبليغات اسلامي و مکارم شيرازي، ناصروهمکاران ، تفسير نمونه ، ج3 ، ص 508 ، سرور ، 27 ، تهران دارالکتب الاسلاميه ،1382هش

[7]- نساء/ 80

[8]- نساء / 69

[9]] - آل عمران /  31 , تفسير نمونه , ج2 , ص512 , گوهر انديشه , 38 , تهران , دارالکتب الاسلاميه 1382

[10]- سوره نساء/ 115

[11]- بيداري اسلامي, چشم انداز آينده و هدايت آل (مجموعه مقالات) ج2 , ص119 , تهيه و تنظيم معاونت فرهنگي , مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي , فجر اسلام , اول , 1384 هش

[12]- آل عمران / 44 , ترجمه تفسير الميزان , ج3 , ص389  , دفتر انتشارات اسلامي.

[13] - مائده / 77

[14]- الجندي ، علي , رساله الاسلام , ترجمه بي آزار شيرازي , سال يازدهم , شماره 4, ص399

[15]- همبستگي مذاهب اسلامي , ص 264 , تهران , سازمان فرهنگ و ارتباطات ,1377

[16]- بقره /143

[17]- سوره لقمان / 19

[18]- بحار الانوار , ج74 , ص171

[19]- مکارم شيرازي , ناصر و همکاران, تفسير نمونه , ج1 , ص483 , گوهر انديشه , 45 , تهران , دارالکتب الاسلاميه , 1382هش

[20]- نحل / 125

[21]- طه / 44

[22]- مجله پگاه , شماره 204

[23]- زمر/ 17-18

[24]- صافات / 156

[25]- سبأ / 24

[26]- انعام / 108

[27]- نهج البلاغه , کلام 206

[28]- قصص / 55

[29]- حشر / 10

[30]- حجرات / 10

[31]-المحجه البيضاء ، ج3 ، ص 332 ، آداب الصحبه و المعاشره ، باب 2

[32]- الاثقلاني ، ابن حجري، سبل السلام، ج3 ، ص261 ، چهارم ، 1379

[33]- بحار الانوار ، ج29 ، ص231

[34]- همبستگي مذاهب اسلامي ، ص 219

دیدگاه

*