امام حسن مجتبی علیه السلام قبل از رسیدن به مقام امامت، در کنار پدر بزرگوارشان به رسیدگی به برخی از امور می پرداختند و در زمینه های مختلف فعالیت هایی داشتند که در اینجا به برخی از آنها اشاره می­کنیم.

 

فعالیت های سیاسی

الف- بسیج کردن مردم برای شرکت در جنگ جمل

حضرت علی علیه السلام فرزند بزرگ خود، امام حسن علیه السلام را برای جلب مشارکت مردم در ستیز با پیمان شکنان (جنگ جمل) به کوفه فرستاد. امام مجتبی علیه السلام نیز با سخنان بسیار شیوا و رسای خود، توانست سپاه انبوهی را برای جنگ در رکاب حضرت علی علیه السلام گرد آورد.

ب-نقش اساسی در جنگ جمل

امام حسن علیه السلام در جنگ جمل، حضوری چشمگیر و شجاعانه داشت و ضربه نهایی را با پی کردن شتر عایشه به انجام رسانید و جنگ را به سود امیرمۆمنان، علی علیه السلام پایان داد.

ج- فرماندهی نظامی در جنگ صفین

امام حسن علیه السلام در این جنگ، از سوی حضرت علی علیه السلام دستور یافت که سمت فرماندهی میمنه لشکر (جناح راست لشکر) را بر عهده گیرد. حضرت مجتبی علیه السلام در رکاب پدر، دلاورانه شمشیر می زد. معاویه با فرستادن عبیدالله بن عمر خواست تا با وعده های پوشالی، امام را از میدان به در کند، اما فرستاده معاویه، ناامید و سرافکنده باز گشت. 1

د- سخن‏گوی امیرمومنان در ماجرای حكمیت

جنگ صفین طولانی شده بود. امام علی علیه‏السلام دست از حقیقت بر نمی‏داشت و معاویه بر سخن باطل خود پای می‏فشرد. جنگ، جنگ حق و باطل بود و هر دو در شعار خود سرسختی نشان می‏دادند. تا آن جا كه نوشته‏اند: این جنگ ماه‏ها به درازا كشید. سرانجام تا پیروزی لشگر حق تنها چند ضربه شمشیر دیگر نیاز بود، كه به دستور معاویه، قرآن ‏ها را بر سر نیزه‏ها كردند و كتاب خدا را بازیچه دنیا پرستی و قدرت طلبی خود قرار دادند. در نتیجه این دسیسه، در سپاه امیرالمۆمنین علیه‏السلام دو دستگی افتاد و چشم‏های ظاهربین و نیز بازوان خسته از جنگ، شمشیرها را زمین گذاشتند و امام را به پذیرش حكمیت وادار كردند .یکی از چشمگیرترین تلاش­های اقتصادی حضرت مجتبی علیه السلام در دوران پیش از امامت، سرپرستی زمین ها و اموالی بود که از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، امیر مۆمنان، علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام، به عنوان وقف مشخص شده بود که بیشتر آنها به حجاج بیت الله الحرام، یتیمان، مستمندان و خانواده اهل بیت علیهم السلام تعلق گرفت دیری نپایید كه بزرگی و جبران ناپذیری این اشتباه برای همگان به اثبات رسید. از این رو، به سختی ابراز پشیمانی كرده و حتی بعضی از امیر المۆمنین علیه‏السلام خواستند تا پیمانی را كه به اصرار آنان بسته بود، بشكند و جنگ را بی‏ محابا آغاز كند، ولی برخی نیز به بهانه ‏های مختلف، خودِ حضرت را در این جریان مقصّر دانستند. بیم آن می ‏رفت كه آشوب گری از سرگرفته شود و فاجعه دیگری به وقوع بپیوندد. در این جا، لازم بود تا چهره‏ای كه برای همگان مورد پذیرش و احترام است، میانجی‌ گری كند و آشوب را پایان بخشد. به همین منظور، امام علی علیه‏السلام فرزند بزرگش حسن علیه‏السلام را كه چهره‏ای پذیرفته شده بود، مأمور كرد تا از طرف ایشان مسأله را روشن و مشكل را حل كند. او باید نخست با دلایل قانع كننده، حكمی را كه ابوموسی اشعری صادر كرده بود، لغو می‏كرد و نیز برای جلوگیری از فتنه‏های مخالفان، مشروعیت كاری به عنوان حكمیت را نیز می‏پذیرفت. این كار در آن موقعیت حسّاس كه بیش‏تر حاضران جزو مخالفان بودند، بسیار دشوار می‏نمود و كسی جز امام مجتبی علیه‏السلام در میان هواداران علی علیه‏السلام توان انجام چنین مسۆولیتی را نداشت. امام مجتبی علیه‏السلام درآن جمع این گونه فرمود:  ای مردم! بی گمان شما درباره این دو مرد [عمرو عاص و ابوموسی[ زیاده سخن گفتید و آنها را برگزیدید تا با كتاب خدا حكم كنند؛ نه از روی هوای نفس‏شان. ولی آن‏ها با هوای نفس خویش حكم كردند؛ نه با كتاب خدا و كسی كه چنین كند، حَكَم نیست، بلكه محكوم است. عبدالله بن قیس (ابوموسی) كه عبدالله بن عمر را خلیفه قرار داد، سه اشتباه كرد: اول با نظر پدر او (عمر) مخالفت كرد؛ زیرا عمر به خلیفه قرار دادن وی راضی نبود. حتی او را از اعضای شورای شش نفره نیز قرار نداده بود؛ دوم با خود عبدالله بن عمر در این باره مشورت نكرده بود؛ و سوم مهاجرین و انصار كه پایه‏ های حكومت اسلام را منعقد كرده ‏اند و نظر آن‏ها مورد پذیرش مردم است، نظری در این باره نداده‏ اند (و این حكم تنها از آن این دو نفر است).ولی اصل مسأله حكمیت و مشروعیتش پذیرفته است و رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله نیز سعد بن معاذ را در جریان بنی قریظه حَكَم قرار داد و او نیز آن چه را كه مورد رضای خدا بود، حكم كرد. بی تردید اگر او مخالفت می‏كرد، رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله نیز رضایت نمی‏داد».2 سخنان شیوای امام، كه جایگاه علمی و سیاسی امام حسن علیه‏السلام را برای همگان آشكار می‏ساخت، مسأله را كاملا روشن نمود، هر چند كه دشمن هیچ گاه دست از فتنه گری بر نمی‏ داشت.

فعالیت های فرهنگی

الف- امام جمعه موقت کوفه

یکی از مسئولیت های مهم فرهنگی امام مجتبی علیه السلام در دوران خلافت علی علیه السلام، امامت جمعه بود. هر گاه امام علی علیه السلام کوفه را ترک می کرد یا به دلیل عذری نمی توانست نماز جمعه را اقامه کند، این مهم را بر دوش فرزند بزرگترش می گذاشت.

ب-قضاوت به جای امیر

نوشته اند در دوران خلافت حضرت علی علیه السلام، مردی را نزد او آوردند که او را در خرابه ای، کنار جسدی بی جان و خونین یافته بودند، در حالی که کاردی خونین نیز در دست داشت. جریان را به حضرت گفتند. امام فرمود: چیزی برای گفتن داری؟ مرد پاسخ داد: یا امیرالمۆمنین! این اتهام را می پذیرم. حضرت علیعلیه السلام دستور داد او را ببرند و قصاص کنند. در این هنگام، مردی باعجله خود را رسانید، در حالی که فریاد می زد: او را رها کنید! او کسی را نکشته است. قاتل، من هستم.

یکی از مسئولیت های مهم فرهنگی امام مجتبی علیه السلام در دوران خلافت علی علیه السلام، امامت جمعه بود. هر گاه امام علی علیه السلام کوفه را ترک می کرد یا به دلیل عذری نمی توانست نماز جمعه را اقامه کند، این مهم را بر دوش فرزند بزرگترش می گذاشت امیر المؤمنین از متهم پرسید: چرا اتهام قتل را پذیرفتی، در حالی که قاتل کس دیگری است؟ مرد پاسخ داد: من در وضعی نبودم که بتوانم از خودم دفاع کنم؛ زیرا چندین نفر مرا بالای سر جسد با کارد خونین دیده بودند. من گوسفندی کشته بودم و برای قضای حاجت به خرابه آمدم که دیدم آن مرد در خون خود می غلتد. شگفت زده شدم و در حالی که کارد خونین در دستم بود، این چند نفر وارد خرابه شدند و مرا با آن وضع دیدند و انگاشتند که من او را کشته ام. علی علیه السلام متهم و قاتل را نزد فرزندش، امام حسن علیه السلام فرستاد تا حکم را از او بخواهد. حضرت مجتبی علیه السلام پس از شنیدن صحبت های هر دو فرمود مرد قاتل که با راست گفتاری اش جان متهم را نجات داد، به استناد آیه کریمه «و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً؛ (مائده/32هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، گویی همه مردم را نجات داده است گویی همه انسان ها را از مرگ رهایی بخشیده است.[او] فردی را کشته و دیگری را از مرگ رهانیده است. پس هر دو را آزاد کنید و دیه مقتول را از بیت المال بپردازید».3

فعالیت های اقتصادی

یکی از چشمگیرترین تلاش های اقتصادی حضرت مجتبی علیه السلام در دوران پیش از امامت، سرپرستی زمین ها و اموالی بود که از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، امیر مۆمنان، علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام، به عنوان وقف مشخص شده بود که بیشتر آنها به حجاج بیت الله الحرام، یتیمان، مستمندان و خانواده اهل بیت علیهم السلام تعلق گرفت. این دارایی ها به صورت نخلستان، زمین زراعی، چاه، قنات و... بود.

 

پی نوشت:

1. نک: ابوالفضل هادی منش، آفتاب حسن، صص56-61.

 2. حیاة الامام الحسن بن علی علیه‏السلام، ج 1، ص 53.

3. نک:آفتاب حسن،صص66، 68.

 

دیدگاه

*