نهضت علمی امام صادق علیه السلام(بخش سوم)

از سال 129 هجرى تا 132 هجرى كه عباسیان روى كار آمدند؛ چون بنى‌ امیه رو به ضعف و سقوط مى‌ رفتند، فرصت این كه امام را تحت فشار قرار دهند، نداشتند و از طرفى عباسیان نیز كه شعار طرفدارى از خاندان پاك پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و گرفتن انتقام خون به ناحق ریخته آنان را مى‌ دادند، به امام فشارى وارد نمى‌ آوردند.

از این رو، این دوران، براى امام دوران آرامش و آزادى بود و فرصت بسیار خوبى براى فعالیت‌ هاى علمى و فرهنگى به شمار مى‌ رفت، فرصتى كه براى هیچ یك از امامان دیگر به غیر از امام باقر علیه‌السلام كه اندكى از این فرصت براى ایشان به وجود آمد و فعالیت علمى را شروع كرده بود. و هم چنین براى امام رضا علیه‌السلام فراهم نگشت. ولى امام صادق علیهالسلام هم عمر طولانى (حدود 70 سال) داشتند و هم محیط و زمان براى ایشان مساعد بود .-[۳۲]

امام با استفاده از این فرصت نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را شروع نمودند و پایه های علمی مکتب شیعه را محکم کردند.

حضرت در طول زندگی خود در مدينه زيست و تنها به قصد حج يا بنا به الزامات سياسی، سفرهايی کوتاه به مکه و عراق داشت. وی در مدينه که اصلی‌ترين مرکز نشر سنت نبوی در آن عصر بود، مجلس و عبارتی دانشگاه پررونقی داشت که جدا ساختن پيروان مذاهب و فرق مختلف در آن به سختی امکان‌پذير بود. گسترۀ دانش حضرت از يک سو، و سعۀ صدر وی در تعامل با مذاهب گوناگون از سوی ديگر موجب شده بود تا طيف وسيعی از عالمان به عنوان طالب دانش جعفری به گرد آن حضرت درآيند.شاگردانی از خواص اماميه گرفته تا طيفهای متنوع عامه، از متکلم و فقيه گرفته تا مقری و محدث بر گرد حضرت ديده می‌شدند و از اقصى نقاط ماوراء النهر تا مغرب در شمار شاگردان او حضور داشتند. شيخ مفيد اشاره دارد که بر اساس آنچه اصحاب حديث احصا کرده‌اند، شمار شاگردان حضرت بالغ بر 4 هزار نفر بوده است.[۳۳]

دانشگاه امام صادق (علیه اسلام)

اگر حوزه درس امام صادق را دانشگاه بناميم، سخنى گزاف و دور از واقع نگفته‌ ايم. اين دانشگاه ميراث علمى عظيمى بر جاى نهاد و عالمان بسيارى تربيت كرد، و برجسته ‌ترين متفكران و نخبه‌ ترين فيلسوفان و زبده ‌ترين عالمان را عرضه كرد.دانشگاه امام صادق، كانون علم بود و چشمه ‌جوشانى كه با علوم و معارف اسلاميش امت مسلمان را سيراب كرد، و منشأ خدمات عظيمى در جهان اسلام گرديد. در روزگارى كه شكوفايى و نهضت علمى در جهان اسلام پديد آمده بود، گسترش آموزش هاى پرارج امام صادق سبب اقبال و تشويق مسلمانان به فراگيرى علوم شد. اگر مكتب و دانشگاه امام صادق مجال بروز مى ‌يافت، مى‌ توانست رسالتش را به اقتضاى نيازهاى مسلمانان به بهترين وجه به پايان برد، روح برادرى اسلامى را گسترش دهد، عدالت اجتماعى را پديد آورد، و عقايد فاسد و نظريات نادرست را محو كند.در واقع تمدن اسلامى ، از نظر پيشرفت و جاودانگى و تكيه‌گاه راستين و ميراث ارزشمند و با عظمتش مديون مكتب علمى و فكرى امام صادق است.

اما متأسفانه حكومت سلطه‌ گر تمامى تدابير را به كار گرفت تا با آن دانشگاه ستيزه كند، چرا كه شهرت و آوازه امام صادق در عرصه جهان اسلام خواب از چشم حاكمان مى ‌ربود، و از اينكه تلاش هاى علمى به فعاليتهاى سياسى جانبدارانه براى اهل بيت منجر شود در دلهايشان هراس مى ‌افكند.

حوزه درسى امام صادق از ويژگي هاى منحصر به خود برخوردار بود مانند:

استقلال معنوى‌

عدم سازش با دستگاه حكومت، جلوگيرى از دخالت فرمانروايان در امور آن، و به طور كلى كوتاه كردن دست زمامداران از رهبرى و برنامه‌ريزى داخلى اين دانشگاه.[۳۴]

شاگردان نهضت علمی امام صادق (علیه اسلام)

در شمار راويان و شاگردان نامبُردار در منابع اهل سنت می‌ توان اينان را برشمرد: از مدينه مالک بن انس ، ابوضمرۀ مدنی، حاتم بن اسماعيل حارثی، سليمان بن بلال تيمی، محمد بن اسحاق بن يسار، اسماعيل بن جعفر، سعيد بن سفيان اسلمی، عبدالعزيز بن عمران زهری، عبدالعزيز بن محمد دراوردی و عبدالله بن عمر عمری؛ از مکه ابن جريج، سفيان بن عيينه، عبدالله بن ميمون قداح و مسلم بن خالد زنجی؛ از کوفه ابوحنيفه، سفيان ثوری، شعبة بن حجاج، حفص بن غياث نخعی، حسن بن صالح بن حی، حسن بن عياش، ابان بن تغلب، معاوية بن عمار، زيد بن حسن انماطی و محمد بن ميمون زعفرانی؛ از بصره عبدالوهاب بن عبدالمجيد ثقفی، وهيب بن خالد باهلی، عثمان بن فرقد عطار، محمد بن ثابت بنانی، ابوعاصم ضحاک بن مخلد نبيل، روح بن قاسم عنبری و عبدالعزيز بن مختار دباغ؛ و از خراسان ابراهيم بن طهمان و زهير بن محمد تميمی.

در منابع اماميه نيز طيف وسيعی از رجال به عنوان اصحاب حضرت معرفی شده‌اند.امام در رشته هاى مختلف، شاگردان بزرگى همچون «هشام بن حكم كندى»، «محمد بن مسلم»، «ابان بن تغلب »، «هشام بن سالم»، «معلى بن خنیس»، «محمد بن على بن نعمان بجلى كوفى » معروف به «مؤمن الطاق»، «مفضل بن عمر»، «ثابت بن دینار» معروف به «ابو حمزه ثمالى»، «زرارة بن اعین»، «جابر بن یزید جعفى كوفى»، «صفوان بن مهران جمال اسدى كوفى » معروف به «صفوان جمال»، «عبدالله بن ابى یعفور»، «حمران بن اعین شیبانى»، «حمزه طیار»، «برید بن معاویه عجلى»، و... تربیت نمود.-[۳۵]

در ميان اصحاب حضرت، 12 تن به عنوان فقهای اصحاب وی و به اصطلاح رجاليان شيعه، به عنوان «اصحاب اجماع» شناخته شده‌اند که فقاهت و وثاقت آنان مورد تأکيد اماميه بوده، و از ديدگاه اماميه، آنان معتبرترين مروجان تعاليم حضرت محسوب بوده‌اند.

برخورد امام صادق (علیه السلام) با فرقه های دیگر

امام صادق علیه‌السلام در عصرى زیست كه علاوه بر حوادث سیاسى، یك سلسله حوادث اجتماعى و پیچیدگى‌ ها و ابهام‌ هاى فكرى و روحى پیدا شده بود كه اسلام را تهدید مى‌ كرد.

متکلمان

از بحث هاى داغ آن روز، بحث‌ هاى كلامى بود. متكلمین در اصول عقاید و مسائل اصولى همچون خدا، صفات خدا، آیات مربوط به خدا، درباره نبوت و حقیقت وحى، درباره شیطان، توحید، ثنویت، قضا و قدر، جبر و اختیار و... بحث مى‌ كردند.

جبریه، مشبهه، تناسخیه و... از مکاتب کلامی آن عصر بودند

زنادقه

از خطرناكترین طبقه‌ هاى این عصر، ظهور زنادقه بود. زنادقه طبقه متجدد و تحصیل كرده آن عصر بودند. كه با زبان‌ هاى زنده آن روز سریانى، فارسى، هندى و... آشنا بودند. در راس این گروه افرادی از قبیل ابن ابى العوجاء، ابوشاكر دیصانى و حتى ابن مقفع قرار داشتند

غالیان

امام صادق عليه السّلام همانند پدرشان، بشدّت در برابر انحراف غلو ايستادگى كردند. بايد گفت در طى سالها تلاش، از زمان امام على عليه السّلام تا امام باقر عليه السّلام محبوبيتى براى اهل بيت عليهم السّلام پديد آمد و نفوذ تشيع در عراق و برخى از نقاط ديگر، تعميق يافته بود. اينك غاليان مى‌ كوشيدند تا با رخنه در درون شيعه، آن را از داخل متلاشى كرده و چهره خارجى آن را خراب كنند.[۳۶]

جريان غالى از جهاتى براى تشيع خطرناك بود، زيرا نه تنها از درون سبب ايجاد آشفتگى در عقايد شيعه شده و آن را منزوى مى ‌كرد، بلكه شيعه را در نظر ديگران انسانهاى بى ‌قيد و بند نسبت به فروعات دينى نشان داده و بدبينى همگانى را نسبت به شيعيان به وجود مى‌ آورد.

از جمله اقدامات امام، دور كردن شيعيان اصيل از غاليان منحرف بود. بديهى است وجود ارتباط ميان شيعه و غاليان با جاذبه‌هاى احتمالى موجود در غلات، مى‌توانست كسانى از شيعيان را به سوى غلو بكشاند، به ويژه كه غاليان به دروغ خود را مرتبط با امامان عليهم السّلام معرفى كرده و در برابر تكذيب امامان، اظهار مى‌كردند كه اين تكذيب صرفا از روى تقيه است. اين امر در فريب شيعيان ساده‌دل مؤثر بود.

در روايتى مسند از قول امام صادق عليه السّلام آمده كه حضرت با اشاره به اصحاب ابو الخطاب و ديگر غاليان، به «مفضّل» فرمودند: يا مفضّل! لا تقاعدوهم و لا تؤاكلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم [۳۷]، اى مفضل! با غلات نشست و برخاست نكنيد، با آنان هم غذا نباشيد و همراهشان چيزى ننوشيد و با آنان مصافحه نكنيد.

در روايتى ديگر امام بار ديگر همين مسأله را تأكيد كرده فرمود: و أما أبو الخطاب محمد أبى زينب الأجدع، ملعون و أصحابه ملعونون، فلا تجالس أهل مقالتهم فإنى منهم برئ و آبائى عليهم السّلام منهم براء [۳۸]، ابو الخطاب و اصحابش ملعونند، با معتقدين به مرام او همنشين نشويد، من و پدرانم از او بيزاريم.

امام به ويژه نسبت به جوانان شيعه حساسيت زيادترى داشته و مى‌فرمودند: احذروا على شبابكم الغلاة لا يفسدوهم، الغلاة شرّ خلق الله، يصغّرون عظمة الله و يدعون الربوبيّة لعباد الله [۳۹]، درباره جوانان خويش از اين كه غلاة آنان را فاسد كنند بترسيد. غلاة بدترين دشمنان خدا هستند، عظمت خدا را كوچك كرده و براى بندگان خداوند ادعاى ربوبيت مى ‌كنند. ‌

مكتب‌ ها و نحله هاى مختلف فقهى

مدینه، كوفه، بصره و حتى اندلس هر كدام مركزى بشمار مى‌ رفتند كه مالك ابن انس، ابوحنیفه و... رهبرى آن را بر عهده داشتند. [۴۰]

امام با روسای مکاتب انحرافی بحث و محاجه علمی می نمود به عنوان نمونه احتجاجات بسیار مفصل و طولانى آن حضرت با زنادقه به راستى اعجاب آور است. به عنوان نمونه کتاب «توحید مفضل» در اثر یك مباحثه با یك نفر دهرىمسلك و رجوع مفضل به امام صادق علیه‌السلام پدید آمده است.

امام صادق علیه السلام همچنین برخی از شاگردان خود را چون هشام بن حکم برای بحث و مناظره با روسای مکاتب انحرافی تربیت خاص می کرد. و آنان خود به بهترین صورت در بحث ها بر مخالفین چیره می شدند.

در باب نحله هاى فقهى هم مكتبی که امام صادق علیه‌السلام بنیانگذاری نمود قوى‌ ترین و نیرومندترین مكتب‌ هاى فقهى آن زمان بوده، به طورى كه اهل تسنن هم اعتراف نمودند. ابوحنیفه-[۴۱] و مالك-[۴۲] شخصاً از محضر امام استفاده كردند و مالك بارها از مدینه به خدمت امام مى‌ رسید و از وجود ایشان استفاده مى‌ برد. شافعى و احمد بن حنبل نیز از شاگردان امام هستند.-[۴۳]

فرزندان امام صادق علیه السلام

از امام جعفر صادق علیه‌السلام هفت پسر و سه دختر بر جاى ماند كه عبارتند از:

اسماعیل معروف به اعرج که بزرگترين فرزند وي است. اسماعيل در زمان حيات حضرت از دنيا رفت.پس از شهادت حضرت صادق عليه‌ السلام عده‌ اي از کج‌انديشان به امامت اسماعيل و عدها ی به امامت فرزند اسماعیل محمد پيوستند که آنان را اسماعيليه مي‌ گويند.

عبدالله بن افطح : وي هميشه با خواسته‌ هاي پدر مخالفت مي‌کرد. بعد از پدر مدعي خلافت و امامت شد و جمعي نيز امامت وي را پذيرفتند که آنان را فطحيه مي‌نامند. بعدها چون مردم ضعف علمي و عملي وي را مشاهده کردند از او برگشته و به امامت موسي بن جعفر روي آوردند.

امام موسی کاظم علیه السلام

اسحاق بن جعفر صادق عليه‌ السلام شخص جليل‌القدر و اهل فضل و تقوي بود و احاديث بسياري نقل کرده است و به امامت برادرش موسي عليه ‌السلام قائل بود.

محمد ديباج بن جعفرصادق عليه‌السلام. اين شخص والا از سخي‌ترين و شجاع‌ترين مردمان عصر خود بود و در تمام سال يک روز در ميان روزه‌دار بود. در سال يکصد و نود و نه به مأمون عباسي به خاطر ظلم‌ها و حق‌کشي‌هاي وي خروج کرد و مأمون نيز يکي از سرداران سپاه خود به نام عيسي جلودي را با لشکري مجهز به جنگ وي فرستاد. در اين جنگ سپاهيانش را فراري دادند و خود ايشان را نيز دستگير کردند. وقتي که به مرز خراسان رسيدند در محلي به نام «فرقان چاپي» که امروزه معروف به لطف‌ آباد است دار فاني را وداع گفت.

عباس بن جعفر صادق عليه ‌السلام است که سيد جليل‌ القدر و دانشمند و فاضلي بوده است.

علي بن جعفر عليه ‌السلام شخص کثير الفضل و پرهيزگار و صاحب عقيده صادق بود. اين بزرگوار تحت تربيت برادرش حضرت موسي بن جعفر عليه‌السلام به مقامات عالي علمي و عملي نايل شد.

دختران امام صادق عليه ‌السلام:

ام فروه که همنام مادرش بود.اين ام فروه عروس زيد بن علي بن الحسين بود.

اسماء

فاطمه

شهادت

امام صادق علیه السلام در سال 148 هجرى به دستور منصور عباسى به وسیله انگور زهرآلود مسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع و در جوار ائمه بقیع-[۴۴] قرار دارد.-[۴۵]

پانویس

1.  کشف الغمه، ج 2، ص 161؛ اثبات الوصیه، ص 178

2.  الکافی، ج 1، ص 472؛ الارشاد، ص 304؛ فرق الشیعه، ص 78

3.  مناقب ج 3 ص 400

4.  زندگانى امام جعفر صادق(ع)، ترجمه بحار الأنوار ،ص:7

5.  مناقب ج 3 ص 400

6.  الصواعق المحرقه، ص 120

7.  الامام الصادق، ص 129؛ و نك: الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 1، ص 67

8.  كشف الغمه، ج 2، ص 166

9.  سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، استاد مطهرى، ص 137، الارشاد، ص 249.

10.  امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:57

11.  زندگانى امام جعفر صادق(ع)، ترجمه بحار الأنوار ،ص:9

12.  سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، استاد مطهرى، ص 137، الارشاد، ص 249.

13.  تاریخ الامم والملوك، ج 4، ص 375/ الشیعه والحاكمون، ص 137/ مروج الذهب مسعودى، ج 3، ص 233 به بعد/ الكامل، ابن اثیر، ج 4، ص 465 به بعد.

14.  الارشاد، شیخ مفید، ص 289.

15.  تذكرة الخواص، ابن جوزى، ص 203-199.

16.  سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 197/ تاریخ الخلفا، سیوطى، ص 208 و 209.

17.  الامام الصادق علیه‌السلام، محمد ابوزهره، ص 28/ الامام جعفرالصادق رائد السنه والشیعه، ص 19.

18.  مناقب آل ابى طالب علیه‌السلام، ج 4، ص 238/ الامام الصادق علیه‌السلام، مظفر، ج 1، ص 111/ سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 159-158/ وسائل الشیعه، ج 12، ص 129/ كشف الغمه، ج 2، ص 209-208/ بحارالانوار، ج 47، ص 42.

19.  شذرات الذهب، ج 1، ص 220؛ جهاد الشيعة، ص 104

20.  مستدرك الوسائل، ج 12، صص 203- 291

21.  مستدرك الوسائل، ج 12، ص 307

22.  كشف الغمه، ج 2، صص 209- 208؛ الامام الصادق عليه السّلام، ص 141

23.  كشف الغمه، ج 2، ص 184؛ تهذيب الكمال، ج 5، ص 88؛ سير اعلام النبلاء، ج 6، ص 262

24.  الوزراء و الكتاب، ص 84؛ او و ابو مسلم هر دو از موالى به حساب مى‌آمدند.

25.  مروج الذهب، ج 3، ص 269؛ الوزراء و الكتاب، ص 86

26.  رجال النجاشى، ص 130؛ كفاية الاثر، ص 327، و نك‍: سيره و قيام زيد بن على، حسين كريمان، ص 49 به بعد

27.  خطط مقريزى، ج 4، ص 307؛ نامه دانشوران، ج 5، ص 92؛ فوات الوفيات، ج 1؛ ص 210

28.  مقاتل الطالبيين، ص 141

29.  مقاتل الطالبيين، صص 41-40؛ سيره و قيام زيد بن على، ص 75 به نقل از الارشاد، صص 277-276؛ اعلام الورى (ترجمه) ، صص 384-383؛ الامام الصادق عليه السّلام، ص 56 به نقل از الاحتجاج؛ كشف الغمه، ج 2، ص 173-172؛ و نك‍: تاريخ طبرى، ج 7، ص 302، ط عز الدين

30.  كشف الغمه، ج 2، ص 162

31.  تهذيب، ج 2، ص 43؛ وسائل الشيعة، ج 2، ص 32

32.  سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 157-158.

33.  الارشاد، 2/179.

34.  امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:100

35.  رجال كشى، محمد بن حسن طوسى، ص 275؛ قاموس الرجال، محمدتقى تسترى، ج 3، ص 416/ بحارالانوار، ج 47، ص 345.

36  به طورى كه از يكى از خوارج، شيعه را متهم كرده بود كه آنها گمان كرده‌اند به جهت دوستى اهل بيت مستغنى از انجام اعمال صالح بوده و از عذاب، به خاطر اعمال بدشان، نجات مى‌يابند نك: الاغانى، ج 20، ص 107. به نقل از العقيدة و الشريعة فى الاسلام، ص 203

37.  رجال كشى، حديث 525؛ مستدرك الوسائل، ج 12، ص 315

38.  الغيبه ص 177؛ مستدرك الوسائل ج 12 ص 315

39.  الامالى، شيخ طوسى، ج 2، ص 264

40.  بیست گفتار، ص 180-184.

41.  نعمان بن ثابت بن زو طى بن مرزبان معروف به ابوحنیفه دو سال شاگرد امام بود. (امام الصادق والمذاهب الاربعه، حیدر اسد، ج 1، ص 70).

42.  مالك بن انس نیز نزد امام مى‌ آمد و به شاگردى آن حضرت افتخار مى‌ كرد. (همان، ج 1، ص 53).

43.  سیرى در سیره ائمه اطهار علیهم‌السلام، ص 151-147.

44.  ائمه بقیع عبارتند از: امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام.

45.  الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 271/ كتاب الحجه، كلینى، باب مولد الامام ابى عبدالله/ حیات الصادق، ص 6/ اعلام الورى طبرسى، ص 271/ اصول كافى، ج 1، ص 472/ بحارالانوار، ج 47، ص 1.

منابع

سید سعید روحانى، پرتوى از رخدادهاى عصر امام صادق عليه‌السلام، ماهنامه كوثر، ش 40، با موضوع امام صادق علیه‌السلام، پایگاه مرکز اطلاع رسانی آل البیت علیهم‌السلام.

حيات فكرى و سياسى ائمه،رسول جعفريان‌،انتشارات انصاريان ،سال چاپ 1381 ش

امام صادق و مذاهب چهارگانه،اسد حيدر / مترجم حسن يوسفى اشكورى،انتشارات شركت سهامى انتشار،سال چاپ: 1369 شريا، نوبت چاپ: اوّل‌‌

زندگانى حضرت امام جعفر صادق(ع)، ترجمه بحار الأنوار، علامه محمدباقر مجلسی،ترجمه موسی خسروی،انتشارات اسلامیة

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد،شیخ مفید،ترجمه محمدباقر ساعدى خراسانى‌، انتشارات اسلامية

منبع مقاله: دانشنامه امام صادق(ع) http://wiki.ahlolbait.com

دیدگاه

*