پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و فرزندان آنحضرت الگو و سرمشق انسان¬ها در تمام زمان¬ها برای تمام ابعاد دنیایی و اخروی است. مسلمانان جهان وظیفه دارند در تمام شئونات زندگی اعم از فردی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و غیره به آنان اقتدا نمایند. در این میان امام حسین(ع)نیز یکی از کسانی است که اگر زندگی فردی و اجتماعی ایشان مورد توجه قرار گیرد می¬تواند به عنوان اسوه در ابعاد مختلف زندگی یک فرد قرار گیرد. از انجای که در روز میلاد انحضرت قرار داریم می¬خواهیم به بعضی از رفتارهای اخلاقی اجتماعی انحضرت در حد وسع اشاره نمائیم:تكريم كودكان
كودكانی كه در دوران طفوليت از توجه و احترام بزرگترها، به ويژه والدين خود برخوردار گردند در زندگی آينده خويش افرادی عزتمند، موفق و دارای اعتماد به نفس خواهند بود؛ چرا كه تكريم شخصيت كودكان - كه روحی لطيف و حساس دارند - روحيه خودباوری و اعتماد به نفس را در وجود آنان تقويت كرده و زمينه رشد اخلاقی و ايجاد صفات نيك را در وجودشان فراهم می آورد و آنان را در آينده شخصيتی مستقل، خودباور و دور از عقده حقارت بار خواهد آورد. عبدالله بن عتبه، از مشاهير فقهای اهل سنت، نقل می كند: روزی در محضر حضرت سيد الشهداء عليه السلام بودم كه فرزند آن حضرت (امام سجاد عليه السلام) كه كوچك بود، وارد شد. امام او را به نزد خود خوانده و به سينه چسبانيد، پيشانيش را بوسيد و فرمود: «بِأَبِي أَنْتَ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ- وَ أَحْسَنَ خَلْقَكَ»؛ پدرم به فدايت. چقدر خوشبو و زيبايي! جُعَيْدِ هَمْدَان يكی از ياران امام حسين عليه السلام می گويد: روزی نزد حسين بن علی عليهما السلام رفتم در حالی كه او دخترش سكينه را بر سينه چسبانيده و نوازش می كرد. وقتی كه وارد شدم، امام به همسرش فرمود: ای خواهر قبيله كلاب! دخترت را از من بگير! سپس با من در مورد انواع مردم به گفتگو نشست.
احترام به انديشه ها و آرای ديگران
يكی از شيوه های كارساز در مسائل تربيتی و تبليغي، احترام به انديشه های ديگران است. مربی و مبلّغ، به اين وسيله به مخاطبان خود شخصيت داده و در اعماق وجود آنان نفوذ می كند. با توجه كردن به تفكرات و خواسته های مخاطب، می توان روحيه اعتماد به نفس را در او زنده كرده و عزت نفس وی را تقويت نمود. روزی «حسن مثني » فرزند امام مجتبی عليه السلام از يكی از دختران عمويش، امام حسين عليه السلام خواستگاری نمود. آن حضرت به او فرمود: «اخْتَرْ يَا بُنَيَّ أَحَبَّهُمَا إِلَيْكَ»؛ فرزندم! هر كدام را بيشتر دوست داري، انتخاب كن!. «حسن مثني » از روی شرم و حيا سخنی نگفت. به اين جهت، امام حسين عليه السلام فرمود: من دخترم فاطمه را به جهت شباهت زيادش به مادرم برای تو برگزيدم.
درود و سلام
يكی از روش های قرآنی در عزت دادن به افراد، سلام كردن و درود فرستادن به آنها است. خداوند متعال در قرآن كريم برای اينكه عظمت مؤمنان را روشن سازد، به پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله دستور می دهد كه به اهل ايمان سلام كند. «وَ إِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ»؛ هرگاه كسانی كه به آيات ما ايمان دارند به نزد تو آيند، به آنها بگو: سلام بر شما!. اين شيوه موفق قرآنی در سيره امام حسين عليه السلام نيز به طور روشن ديده می شود. آن حضرت در ثواب سلام فرمودند: «لِلسَّلَامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً- تِسْعٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِئِ وَ وَاحِدَةٌ لِلرَّادّ»؛ برای سلام هفتاد حسنه می باشد؛ شصت و نه حسنه برای سلام كننده و يك حسنه برای پاسخ دهنده. سلام كردن موجب تقويت حس خودباوری و عزت نفس در كسی كه به او سلام می شود خواهد شد و فردی كه به او سلام داده و درود می فرستيم، شايستگی و جايگاه خود را در منظر ديگران باور می كند. اين شيوۀ الهی آنچنان مهم و باارزش است كه امام حسين عليه السلام از آغاز كردن سخن بدون سلام كردن، نهی كرده و به فردی كه پيش از ادای سلام، جويای حال حضرتش شده بود فرمود: «السَّلَامُ قَبْلَ الْكَلَامِ عَافَاكَ اللَّهُ ثُمَّ قَالَ علیه السلام لَا تَأْذَنُوا لِأَحَدٍ حَتَّى يُسَلِّم»؛خدا تو را عافيت و سلامتی دهد، سلام كردن بر سخن گفتن مقدم است سپس فرمود: تا كسی سلام نداده به او اجازه سخن گفتن ندهيد.
خسیس ترین فرد
همچنين امام حسين عليه السلام كسی را كه در ارتباطات اجتماعی و معاشرت های خانوادگي از اين شيوه پسنديده قرآنی بهره نگيرد، به عنوان خسيس ترین فرد قلمداد كرده و می فرمايد: «البخيل من بخل بالسلام؛  بخيل كسی است كه از سلام دادن بخل بورزد. در سيره اهل بيت عليهم السلام سلام به مسلمانان گناهكار و آلوده نيز پسنديده و تاثيرگذار است. امام حسين عليه السلام می فرمايد: ابن كوّا از پدرم علی عليه السلام پرسيد: ای اميرمؤمنان! آيا بر گنهكاران نيز سلام می دهي؟. علی عليه السلام فرمود: خدا او را اهل توحيد می داند، آيا تو او را اهل سلام نمی داني؟!
ارتباط كلامی با عبارات دلنشين
عموم مردم؛ اعم از كودكان، نوجوانان، جوانان و زنان و مردان، در معاشرتهای اجتماعي، نسبت به ارتباطات كلامی افراد بسيار حساس می باشند و نوع لحن و صوت و انتخاب جملات در توجه و جذب آنان اهميت فوق العاده ای دارد. سخنان محبت آميز، دلربا و دارای بار عاطفی مثبت، در عمق جان مخاطبان تاثير می گذارد و عزت نفس را در آنان تقويت می كند. انسانهايی كه در الفاظ و عبارات خود كمال ادب و عفت را رعايت می كنند، در نظر مخاطب عزيز و مكرم بوده و عموم مردم آنان را به ديده احترام و بزرگی می نگرند. در واقع رعايت ادب و عفت و وجاهت در گفتار موجب عزت نفس برای گوينده و شنونده است. برخی از مشكلات و ناهنجاريها، تندخوييها، زورگوييها، بدبينيها، حقارتها و افسردگيها را می توان با بكارگيری عباراتی دلنواز و روحبخش از ميان برداشته و درمان نمود. رسول گرامی اسلام فرمودند: « مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا وَ فَرَّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ- لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ اللَّهِ الْمَمْدُودِ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ مَا كَانَ فِي ذَلِک»؛ كسی كه برادر مسلمان خود را با كلمه ای مهرآميز تكريم نمايد و غم را از [دل] او بزدايد، در سايه بلند [لطف] خدا می باشد و تا اين صفت پسنديده در او باشد، همواره رحمت [الهي] بر او خواهد بود.
نگاه حضرت به خانواده، فرزندان و ياران 
امام حسين عليه السلام هنگام خروج از مدينه، وقتی كه همه خاندان و اهل بيت آن حضرت سوار بر محمل ها شدند، چنين ندا داد: اين اخي؟ اين كبش كتيبتي، كجاست برادرم، كجاست سردار سپاهم، كجاست ماه بنی هاشم. عباس عليه السلام هم پاسخ داد: «لبيك، لبيك، يا سيدی. هنگامی كه حضرت قاسم عليه السلام از شهادت خويش سؤال كرد، امام حسين عليه السلام او را چنين مورد خطاب قرار داد: ای والله، فداك عمك، انك لاحد من يقتل من الرجال معي؛ به خدا سوگند، همينطور است. عمويت فدايت باد. تو يكی از مردانی هستی كه با من به شهادت خواهند رسيد. وقتی با دخترش سكينه وداع می كرد، برای آرامش وی كه از فراق پدر بی تابی می كرد چنين فرمود: «يا نور عيني! كيف لايستسلم للموت من لا ناصر له و لامعين؛ ای نور چشم من! كسی كه يار و ياوری ندارد چگونه تسليم مرگ نباشد؟!. آنگاه كه امام حسين عليه السلام برادرش حضرت عباس عليه السلام را می فرستاد تا از علت حركت سپاه دشمن خبری بياورد، سخن خود را با اين عبارت دلنشين ابراز می داشت: «يا عباس! اركَب، بنفسی أنت يا اخي، حتی تلقاهم، فتقول لهم: ما لكم؟! و ما بدالكم؟! ؛ برادرم عباس! جانم به فدايت، سوار شو و به نزد اينان برو و به آنان بگو: شما را چه شده و چه چيزی برای شما آشكار شده است؟!. حضرت سيد الشهداء عليه السلام در هنگام خداحافظی با فرزندش امام سجاد عليه السلام در روز عاشورا، فرزندش را به آغوش كشيده و با كلمات مهرآميزی كه از اعماق جانش ريشه می گرفت، به او فرمود: يا ولدي! انت اطيب ذريتی و افضل عترتی و انت خليفتی علی هؤلاء العيال والاطفال؛ پسرم! تو پاكيزه ترین فرزندان من هستی و بهترين خاندان من می باشي، تو جانشين من در [سرپرستي] اين زنان و كودكان خواهی بود.
 قدردانی از معلم
جعفر، يكی از فرزندان امام حسين عليه السلام، نزد معلمی به نام «عبدالرحمان سلمي» در مدينه آموزش می ديد. روزی معلم سوره حمد را به كودك آموخت. وقتی كه كودك آن را بر امام حسين عليه السلام قرائت كرد، آن حضرت در مقابل اين كار ارزشمند معلم از وی تجليل كرده و به عنوان قدرداني، هزار دينار و هزار حله به او پاداش داد. هنگامی كه از آن حضرت پرسيدند: چرا اين همه بخشش می كنيد؟! حضرت فرمود: «و اين يقع هذا من عطائه؛ كجا اين بخشش [من] با اعطای او [كه تعليم الحمد لله رب العالمين است] می تواند برابر باشد؟! و آنگاه اين اشعار را قرائت كردند:
          إِذَا جَادَتِ الدُّنْيَا عَلَيْكَ فَجُدْ بِهَا-             عَلَى النَّاسِ طُرّاً قَبْلَ أَنْ تَتَفَلَّتْ-           
هرگاه دنيا به تو روی آورد، قبل از آنكه از دستت برود، همه آن را به مردم ببخش.
فَلَا الْجُودُ يُفْنِيهَا إِذَا هِيَ أَقْبَلَتْ-             وَ لَا الْبُخْلُ يُبْقِيهَا إِذَا مَا تَوَلَّت. 
نه بخشش، آن را - هرگاه روی آورد - از بين می برد و نه بخل، آن را - هرگاه پشت كند - نگه می دارد.
بنا بر این امام حسین علیه السلام که حادثه کر بلا را با خون خود آبیاری کرد نه تنها در عرصه جهاد و شهادت به عنوان الگو و سر مشق است بلکه در سایر عرصه¬ها نیز می¬تواند سر مشق انسان¬ها قرار گیرد به خصوص عرصه خانواده و رفتار ایشان با خانواده و بچه¬ها.

 

دیدگاه

*