گزارش اردوی زیارتی به مشهد مقدس/ عبدالعلی حسنی

یکی از برنامه‌های هرساله کمیته فرهنگی، مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر، برگزاری اردوی خانوادگی اعضای مرکز، به مکان‌های سیاحتی و تفریحی می باشد. در سال جاری مسئولین مرکز اردوی 5 روزه جهت زیارت مشهد مقدس را تدارک دیدند، تا اعضا و خانواده‌هایشان، بتوانند به صورت دسته‌جمعی، به زیارت سلطان طوس ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مشرف شوند.

حرکت به سوی مشهدالرضا(ع)

پس از برنامه ریزی‌های لازم، گروه بندی اعضا برای ارائه خدمات بهتر به شرکت کنندگان در اردو، خرید اقلام مورد نیاز، سرانجام، این اردو در روز چهارشنبه (27/5/95) ساعت 8 شب، آغاز گردید. اعضای مرکز همراه با خانواده‌هایشان در جلوی مسجد زنبیه، واقع در خیابان نوبهار جمع شدند تا بسوی مقصد جسم ها و مقصود قلب‌ها، حرکت نمایند.

اتوبوس رأس ساعت 8 شب محل حاضر شد و اکثریت اعضا نیز بصورت پراکنده به محل می رسیدند، اما در این میان یکی از دوستان بدلیل دوری مسیر و حرکت نکردن به موقع با تاخیر حدودا یک ساعته به جمع دوستان پیوستند. این اولین اتفاق در اولین لحظات اردو بود. چرا که ایشان بسیار آدم مقید و منظم می باشد. همین امر سبب شد که حساسیت برای نیامدن ایشان افزایش می یافت. در هرصورت ایشان به خیر و خوشی به جمع دوستان پیوستند و اتوبوس به سوی مشهد مقدس حرکت کرد. طبق برنامه ریزی که صورت گرفته بود، اعضا می بایست شام را در خانه صرف می کردند تا لازم نباشد که در بین راه توقف داشته باشیم. از این رو مسیر رفت بدون معطلی در بین راه، ادامه یافت. تا اینکه اتوبوس در ساعت 8 صبح جهت صرف صبحانه توقف نمود. صبحانه در یک فضای باز، سرسبز و فرح بخش، میل گردید. بعد از توقف حدودا یک ساعته، اتوبوس به حرکت به سوی مشهد مقدس ادامه مسیر داد. نکته قابل یادآوری، رانندگان اتوبوس می باشد. از آنجایی که در طول سالیان گذشته تجربه شده بود، در صورتی که راننده اتوبوس فرد خوش مشرب و خوش برخورد بودند، در فضای حاکم بر اردو نیز تأثیر خود را دارد. از این رو با وسواس زیاد تلاش صورت گرفت که حتما راننده اتوبوس فرد خوش اخلاق و خوش مشرب باشد، تا اردو را بر شرکت کنندگان، تلخ نسازد. رانندگان اتوبوس این اردو، حقیقتا افراد بسیار مؤمن، خوش اخلاق، خوش برخورد و دارای حسن خلق بودند. این ویژگی های رانندگان سبب شد، که اردو با فضای کاملا فرح بخش و دوستانه برگزار گردد. در هر جایی که لازم می شد، اتوبوس توقف می کرد، بدون اینکه اخمی و ناراحتی از خود بروز دهند. خودمانی رانندگان بر دیگر حسنیت های اردو، افزوده بود. به همین دلیل اردوی مشهد، حقیقتا یک اردو استثنایی و بدون هیچ گونه نقص و ناراحتی برگزار گردید.

رسیدن به مشهدالرضا(ع)

بعد از اینکه صبحانه صرف شد، شرکت کنندگان برای دیدن بارگاه ملکوتی ثامن الحجج(ع) لحظه شماری می کردند. چرا که برخی از دوستان چندین سال بود که توفیق تشرف به بارگاه آقا را نیافته بودند. از این رو با یک شور و اشتیاق غیر قابل وصف، برای ورود به شهر مشهد و قبله دل ها، لحظه شماری می کردند. سر انجام این انتظارها به پایان رسید و ساعت یک بعد از ظهر، وارد پایانه مسافر بری یا ترمینال شهر مشهد شدیم. از آنجایی که حرکت اتوبوس‌های برون شهری، به داخل شهر و بخصوص اطراف حرم، ممنوع می باشد، باید با وسیله نقلیه دیگری عازم مسافرخانه‌ای می شدیم که قبلا رزو شده بود. اما بعد از مراجعه به ایستگاه اتوبوس‌های درون شهری و دربستی، متوجه شدیم که باید برای طی مسیر، حدودا نیم ساعته باید مبلغ کلانی را پرداخت نماییم. وقتی که راننده اتوبوس خودمان، متوجه قضیه شد، پیشنهاد کرد که شرکت کنندگان در اردو را تا نزدیکترین محل به مسافرخانه، برساند. دوستان از این همکاری راننده کمال سپاس گزاری را به عمل آوردند. چرا که انتقال ما به مسافرخانه جزء وظایف راننده اتوبوس نبود، از این رو از این همکاری آن ها، بدون اینکه پولی را مطالبه نماید، بسیار اظهار امتنان کردیم.

نکته قابل توجه، انتقال مواد غذایی و چمدان‌ها و وسائل اعضا بود. چرا که اتوبوس نمی توانست این کار را انجام دهد. از این رو تصمیم گرفته شد که یک ماشین باری برای این کار در نظر گرفته شود. در همین زمان بود که یک سه چرخه همشهری(افغانستانی)، برای حمل بار توقف کرد و با مبلغ نه چندان قابل توجهی حاضر شد که از باب همکاری و هموطنی، این کار را انجام دهد. عبور از خیابان‌های شلوغ و پرازدحام مشهد، کارآسانی نیست. از طرف دیگر راننده سه چرخه نیز با محل آشنایی لازم را نداشت، از این رو بعد از طی مسیر پر ترافیک و شلوغ، سرانجام بارها را به مسافرخانه، رساند. این در حالی که بود که دیگر افراد با خانوده‌ها، خیلی زودتر به مقصد رسیده بودند و منتظر رسیدن بارها و چمدان‌هایشان بودند.

استقرار در مسافرخانه نزدیک حرم رضوی(ع)

زمانی که دوستان به مسافرخانه رسیدند، به خصوص کودکان هم گرسنه بودند و هم خسته، اولین کاری که باید صورت می گرفت، استقرار افراد در اناق ها بود. طبق برنامه ریزی که انجام شده بود، خانم ها و آقایان در اتاق های جداگانه باید جا داده می شدند. بر همین اساس، بدون معطلی این کار صورت گرفته و همه در اتاق هایشان مستقر شدند. بعد از استقرار افراد، دومین کاری که باید صورت می گرفت، تدارک ناهار بود. برای این کار نیز گروه بندی لازم برای پذیرای اعضا در طول اردو، صورت گرفته بود، بدون معطلی گروه مورد نظر، به آماده سازی غذا پرداختند. اولین ناهار اردو که کنسروماهی همراه با نوشابه بود، در یک فضای کاملا صمیمی، دوستانه، فرح بخش و معنوی صرف گردید. از آنجایی که افراد بعد از طی مسیر حدودا 18 ساعته بی خواب و خسته بودند، قرار بر این شد که ابتدا مختصری استراحت داشته باشند، و سپس برای حرکت به سوی حرم مطهر آماده شوند. بعد از استراحت، همه شرکت کنندگان در اردو، شام اولین شب حضور در مشهد مقدس را مهمان عبدالله نظری برادر آقای فکری، که مقیم استرالیا می باشد، بودند. از این رو همه برای صرف شام، عازم هوتلی شدند که قبلا از سوی آقای فکری، رزو شده بود. دوستان بعد از صرف شام برای قبولی نذر و سلامتی آقای عبدالله نظری دعا نموده و در طول ایام حضور در حرم مطهر، دعاگوی ایشان بودند.

همه برای تشرف به حرم امام رضا(ع) لحظه شماری می کردند. پیس از صرف شام، همه بسوی حرم حرکت کردند. از آنجایی که از مسافرخانه تا حرم فاصله چندانی نبود، خیلی زود به حرم رسیدند.

اولین حضور در حرم رضوی(ع)

 حضور در حرم رضوی، حال و هوای خاص خودش را دارد که قابل توصیف نیست و باید در آنجا بود تا بتوان آن را احساس کرد. اولین حضور در حرم مصادف با شب جمعه بود. ازاین رو دوستان تصمیم گرفتند که بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء دعای شریف کمیل بصورت جمعی قرائت شود. قرائت دعای کمیل در صحن و سرای امام رضا(ع) آن هم با حضور زنان، کودکان و نوجوانان حال و هوای خاص خود را دارد. آقای کمالی که تازه همراه والده اش، از افغانستان تشریف آورده بود و در مشهد به جمع اردو پیوستند، با نوای زیبا و دلنشین خویش دعای کمیل را قرائت کرد و در پایان با ذکر مصیبت، دل ها را شستشو داده و آماده حضور در کنار ضریح مطهر سلطان طوس حضرت امام رضا(ع)، نمودند.

بعد از قرائت دعای کمیل و ذکر مصیبت، هریک از دوستان با خانواده‌هایشان، وارد حرم مطهر شدند. همه دوستان آن شب را تا صبح در کنار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) سپری کردند. محبین اهلبیت عصمت و طهارت(ع) مشتاق بودند که اولین شب حضور در مشهد مقدس را در حرم امام و مقتدایشان، سپری کنند. از این رو شب را تا صبح مشغول نماز، دعا، زیارت و رازونیاز با معبودشان، بودند. انشاءالله که مورد قبول حضرت حق واقع شده باشد. پس از آنکه مؤذن حرم اذان گفتند، همه آماده اقامه نماز صبح به جماعت در حرم مطهر شده و در کنار زوار دیگر، از فیض برپای نماز جماعت، در بارگاه امام رضا(ع) بهره بردند. بعد از اقامه نماز صبح و زیارت ضریح مطهر، همه به سوی اقامتگاه خویش حرکت کردند.

این برنامه تقریبا در طول سه شبانه روز حضور در مشهد مقدس، همچنان ادامه داشت و دوستان تلاش می‌کردند که حداکثر بهره برداری از حضور در حرم کبریای امام و مقتدایشان را، داشته باشند. به راستی این اردو خاطره انگیزترین اردوی بوده است که تا کنون از سوی مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر برگزار شده بود. صمیمیت حاکم بر شرکت کننده‌گان در اردو، همکاری وصف ناشدنی در پذیرایی و انجام وظایف محوله و استفاده از فضای معنوی حضور در مشهد مقدس، همه و همه باعث شد، که این اردو در خاطره‌ها ماندگار شود. هر چند دوستان در گذشته توفیق چندین بار زیارت را داشته اند ولی حضور سه شبانه روزی در مشهد، این فرصت را فراهم ساخت که اولا زمان بیشتری برای زیارت، نماز، دعا، رازونیاز باخدای متعال در کنار حرم کبریایی حضرت امام رضا(ع) داشته باشند و از طرف دیگر از تمام صحن‌ها و فضای موجود در حرم، بازدید نمایند. این خود باعث آشنایی هرچه بیشتر آ‌‌ن‌ها، با حرم و صحن‌های آن، گردید.

حضور در بخش فرهنگی حرم رضوی(ع)

یکی از برنامه‌هایی که در روز دوم حضور در مشهد پیش بینی شده بود، شرکت در برنامه بخش فرهنگی حرم بود. با هماهنگی که توسط ریاست و روابط عمومی مرکز، صورت گرفت، همه شرکت کنندگان در اردو در برنامه بخش فرهنگی حرم مطهر، شرکت کردند. این برنامه حدود دو ساعت طول کشید. در این برنامه ابتدا مسئول بخش فرهنگی حرم، به اعضای اردو خیر مقدم گفته و سپس روحانی مستقر در آنجا، پیرامون شأن و جایگاه امام هشتم(ع)، علت مسافرت و نحوه ورود حضرت به مشهد مقدس، به سخنرانی پرداختند. یکی دیگر از برنامه‌هایی که در این مکان اجرا شد، توزیع بسته فرهنگی در بین دانش آموزان و نوجوانان حاضر در جلسه بود که از سوی مسئولین بخش فرهنگی حرم مطهر، صورت گرفت. پس از آن، آقای دکتر فکری، رئیس مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر از مسئولین بخش فرهنگی تقدیر و تشکر نمودند و سپس پرسش و پاسخی را در میان دانش آموزان حاضر در جلسه پیرامون صحبت‌های صورت گرفته طرح کردند و فضای جلسه را حال و هوای شورانگیزی بخشیدند. همچنین آقای دکتر عبدالحمیدنوری یکی از اعضای فعال مرکز، احادیثی از حضرت امام رضا(ع) را برای حاضرین نقل نموده و تأکید نمودندکه باید آن حضرت را در تمام عرصه های زندگی خویش الگو و سرمشق قرار دهیم.

بازدید از موزه حرم رضوی(ع)

بازدید از موزه حرم مطهر از دیگر برنامه‌هایی بود که از سوی بخش فرهنگی حرم، برای اعضای اردو تدارک دیده‌شده بود. حضور در موزه تجربه جدیدی بود که تقریبا اکثر دوستان تاکنون از آن بازدید نداشتند. آشنایی با سابقه تاریخی حرم، دیدن تصاویر مربوط به حرم در گذشته‌های دور و نزدیک، بازدید از ضریح‌های قدیمی حرم مطهر، دیدن آثار باستانی و مدال های ورزشکاران که به حرم تقدیم شده است، مهمترین بخش هایی بود که مورد بازدید حاضرین قرار گرفت. وقتی تصاویر صحن و سرای قدیمی حرم با زمان حاضر مقایسه می شود، تفاوت فاحشی دیده می شود. گسترش فضای حرم و رسیدگی به نماها و صحن‌های آن، بازسازی قسمت‌های مختلف حرم مطهر، ساخت صحن‌های وسیع که گنجایش هزاران نفر در آن واحد را دارند، از ویژگی‌های صحن و سرای فعلی بارگاه ملکوتی امام هشتم(ع) می باشد، که دل‌های عاشقان این حرم کبریایی را به خود جلب نموده است. توزیع تعداد محدود غذا بعنوان تبرک در بین اعضای اردو، از دیگر برنامه‌هایی بود که از سوی مسئولین بخش فرهنگی حرم مطهر برای آن‌ها، در نظر گرفته شده بود. سرانجام این برنامه قبل از اذان ظهر، پایان یافت و دوستان بعد از برپایی نماز جماعت، عازم اقامتگاه خویش شدند.

ثبت حضور در حرم رضوی(ع) در قالب عکس

در بعد از ظهر روز دوم حضور در مشهد مقدس، دوستان پس از زیارت و استفاده از فضای معنوی حرم امام رضا(ع)، برای اینکه این حضورشان در حرم مطهر را ماندگار سازند، عازم عکاسی‌ها شدند. گرفتن عکس با خانواده و با پس زمینه حرم مطهر، از کارهای بود که شرکت کنندگان اردو برای خاطره شدن این اردو، انجام دادند. با وجود اینکه برخی‌ها مبالغ قابل توجهی را برای این عکس‌ها، پرداخت کردند، ولی در مقابل ثبت این حضور، آن را ناچیز می شمردند. تقریبا تمام شرکت کنندگان در اردو با گرفتن عکس با حرم مطهر، زیارت بارگاه ملکوتی سلطان طوس را، برای خود، ماندگار ساختند.

زیارت مزار اباصلت هروی، صحابه مشهور امام رضا(ع)

زیارت قبور اباصلت هروی یار و صحابه نزدیک امام هشتم(ع) از برنامه های بود که در عصر روز سوم اردو یعنی عصر روز یکشنبه(31/5/95) برای شرکت کنندگان در اردو تدارک دیده شده بود. اتوبوس ساعت 4 عصر به طرف مزار این عالم جلیل القدر، محدث و صحابه نزدیک امام رضا(ع) حرکت کرد. با وجود اینکه برخی از دوستانی که قبلا به زیارت مزار خواجه اباصلت آمده بودند، می گفتند تا آنجا حدودا یک ساعت راه است. از این رو زودتر حرکت کردیم تا وقت را از دست ندهیم. اما اتوبوس بعد از طی مسیر تقریبا نیم ساعته، به مزار ایشان رسید.

معرفی اجمالی باصلت هروی

عبدالسلام بن صالح مشهور به خواجه اباصلت هِرَوی (حدود ۱۶۰-۲۳۶ه‍.ق) از یاران نزدیک امام رضا(ع) و از محدثان و متکلمان عصر خود بوده است. اباصلت، پس از ورود امام رضا(ع) به خراسان به این ناحیه آمد و ملازم آن حضرت گردید. او از راویان حدیث سلسلة‌الذهب و همچنین راوی چگونگی شهادت آن حضرت به دست مأمون عباسی است. خواجه اباصلت در سال۲۳۲ق یا ۲۳۶ه‍.ق در زمان حکومت طاهر بن عبد الله بن طاهر، در خراسان، رحلت کرد. مدفن وی در کنار جاده مشهد-فریمان در فاصله ۱۰ کیلومتری مشهد واقع شده و زائران امام رضا(ع) به زیارت قبر او نیز می‌روند. (به نقل از ویکی شیعه)

مزار اباصلت بسیار جای باصفایی است. مکان وسیع که اطراف آن را درخت‌ها، گل‌ها و فضای سبز احاطه کرده و داخل آن نیز دارای وسعت زیادی است که به دوقسمت زنانه و مردانه تقسیم شده است. قبر این یار و همراز امام، تقریبا در وسط آن قرار گرفته. سقف آن بصورت زیبایی شیشه کاری شده که توجه هر زائری را به خود جلب می کند. مزار اباصلت طوری ساخته شده که مشرف بر محیط اطراف می باشد و از پنجره‌هایی که در دورادور آن تعبیه شده، می توان محیط اطراف را به خوبی نظاره کرد و از دیدن فضای سرسبز بیرون لذت برد.

توقف شرکت کنندگان در اردو حدودا یک ساعت در مزار اباصلت طول کشید. دوستان با اقامه نماز و قرائت فاتحه برای این عالم جلیل القدر و صحابه خاص امام رضا(ع)، ارادت خویش را به وی ابراز کردند وبا گرفتن عکس‌های یادگاری، حضور خود در مزار ایشان را ماندگار ساختند. دوستان در فضای بیرن نیز با خانواده‌هایشان، عکس‌های یادگاری گرفتند و پس از خرید مختصر برای فرزندان خود، به سوی اتوبوس حرکت کردند تا به طرف مقصد بعدی راه بیفتند. از آنجایی که در آن ساعت از روز هوا نسبتا گرم بود، ریاست مرکز پیشنهاد کردند که با خرید بستنی برای شرکت کنندگان، از آن‌ها پذیرایی شود. قابل یادآوری است که آقای دکتر خلیلی نیز که همراه با خانواده‌اش به افغانستان رفته بودند، در روز سوم به جمع شرکت کنندگان در اردو پیوستند. از این رو این پذایرایی به افتخار و به شکرانه حضور آن ها که به سلامت به مشهد رسیده اند، نیز انجام می شد.

زیارت مزار خواجه مراد

مقصد بعدی شرکت کنندگان در اردو، زیارت مزار خواجه مراد بود. آرامگاه خواجه مراد در پانزده کیلومتری جاده مشهد به تهران در دامنه کوه قرار گرفته است. پيرامون بقعه اتاق‌هايى چند به صورت جدا از هم براى سکونت زائران ساخته شده که از ملحقات بعدى آن است. در نماى شمالى، ايوان بزرگى به ارتفاع ۵ متر بنا شده که داراى تزئينات آيينه‌کارى است. دیوارهای ايوان نيز با کاشى‌هاى هفت‌رنگ زينت شده است. بر فراز ايوان و دو سوى آن، ‌ دو گلدسته کم ارتفاع کاشى‌کارى شده، ‌به نماى ورودى جلوه خاصى بخشيده است.

در کتيبه پيشانى ايوان، درباره شخصيت صاحب مقبره چنين آمده است: مقبره شريفه هرثمه بن اعين مشهور به خواجه مراد راوى به شهادت حضرت امام رضا (ع) که در سنه ۲۱۰ وفات يافته. نام خواجه مراد هرثمه بن اعین است و خواجه مراد لقبی است که مردم به وی داده‌اند. زیرا به کرامات وی سخت مؤمن و پای بندند.

محیط آرامگاه چون در شکاف کوه قرار گرفته، بسیار جای با صفایی است و از فراز کوه‌های نه چندان بلند مشرف بر آن، می توان چشم انداز وسیعی از دشت مشهد را نظاره کرد. محوطه آرامگاه خواجه مراد، مجهز به رستوران، سرویس بهداشتی و اتاق هایی برای اقامت مسافران می باشد. در ابتدای ورودی آرامگاه بازارچه ای است که در آن سوغاتی های مشهد، به ویژه صنایع دستی آن را به فروش می رسانند. کسانی که قصد خرید صنایع سنگی و خصوصا دیگچه و دیزی سنگی را دارید ، اینجا بهترین جاست.

دوستان در این مزار نیز با اقامه نماز، قرائت فاتحه از این شخصیت بزرگوار تجلیل کردند. هماطوری که ذکر شد محیط بیرونی آرامگاه بسیار جای باصفایی است. برخی‌ها هوای کوه پیمایی به سرشان زد و از شیب تند کوه، خود را به قله نسبتا مرتفع آن رسانیدند و از فضای دل انگیز آن لذت بردند. بقیه نیز در فضای روبروی آرامگاه، قدری استراحت نموده و با هم دیگر و با خانواده‌هایشان، به گرفتن عکس های یادگاری مشغول شدند.

از آنجایی که مزار خواجه مراد در مکان مرتفع و در بین کوه‌ها قرار گرفته، در آن موقع از سال که هوای مشهد گرم بود، هوای نسبتا سردی داشت. آب سرد و هوای دل انگیز آن همه را جذب خود نموده بود و دوستان علاقه‌ای برای ترک آنجا را از خود نشان نمی دادند. اما پس از اقامت حدودا دو ساعته محل را ترک نموده و رهسپار شهر مشهد شدیم. اتوبوس پس از زیارت مزار اباصلت و خواجه مراد، نزدیکی های اذان مغرب به شهر مشهد رسید. شب دوشنبه آخرین شب حضور در مشهد مقدس و در کنار بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) بود.

آخرین شب و روز حضور در مشهد مقدس

آخرین شب حضور در حرم کبریایی امام رضا(ع) فرصتی بود که همه علاقه مند بودند که با خانواده‌هایشان آن را مغتنم شمارند و حد اکثر بهره برداری را داشته باشند. از این رو هریک دوستان تلاش می کردند خود را آماده حضور در کنار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج(ع) سازند. از این رو پس از صرف شام، یک عده عازم حرم شدند و برخی نیز از بعد از اذان صبح خود را به بارگاه امام رضا(ع) رسانیدند و با اقامه نماز، قرائت دعا و رازونیاز با خدای متعال و زیارت ضریح مطهر، خود را تا حضور دیگر بیمه امام هشتم نمودند.

صبح روز دوشنبه که آخرین روز حضور در مشهد مقدس بود، اکثر اعضا، مشغول خرید، جانماز و سوغاتی امام رضا(ع) بودند. طبق برنامه ریزی انجام شده، باید ساعت 2 بعد از ظهر مسافرخانه‌ی محل اقامت، تخلیه می شد. قرار بر این بود که ناهار در مسیر برگشت و در قدمگاه صرف شود. از این رو آمادگی برای تهیه غذا و خرید اقلام مورد نیاز برای ناهار و شام در مسیر برگشت، از کارهایی بود که باید مسئولین اردو، انجام می دادند. از این رو یک عده مشغول آماده سازی وسائل و چمدان‌ها شدند و یک عده دیگر خرید اقلام و مواد مورد نیاز را انجام دادند. پس از آنکه همه افراد جمع شدند، نماز ظهر را در حسینه‌ای که در طبقه همکف مسافرخانه قرار داشت، اقامه کردند. دوستان در طول چند روز حضور در کنار بارگاه ملکوتی امام هشتم(ع) با آن خو گرفته بودند. ازاین رو برایشان بسیار سخت بود که مشهد را ترک کنند. ولی باید به سوی قم، شهر کریمه اهلیت(ع) و خواهر مکرمه امام رضا(ع) رهسپار می شدیم. از این رو حدودا ساعت 30/2 دقیقه اتوبوس بسوی قم حرکت کرد. اتوبوس حدودا ساعت ساعت 3 بعد از ظهر به قدمگاه رسید. همه گرسنه شده بودند. اولین کار صرف ناهار بود. نرسیده به ساختمان قدمگاه، باغ های کوچک و زیبایی قرار دارد که زائرین برای استراحت و صرف ناهار در در آنجا توقف می کنند. شرکت کنندگان در اردو در یک قسمت از این باغ زیبا مستقر شده و در یک فضای بسیار دل انگیز و مفرح، ناهار خود را که شامل: تخم مرغ و سیب زمینی آب پز، همراه با گوجه و نوشابه بود، صرف نمودند.

معرفی قدمگاه امام رضا(ع)

قدمگاه عنوان برخی مکان‌های زیارتی در جهان اسلام است که در آن، جای پای منسوب به یکی از معصومان یا دیگر بزرگان دینی یا جایی که گمان رود قدیسی در آنجا قدم گذاشته‌ است، زیارت می‌شود.

سفر امام رضا(ع) از مدینه به مرو و عبور از خاک ایران باعث شد که قدمگاه‌های بسیاری منسوب به وی در این کشور احداث شود معروفترین آنها قدمگاه نیشابور است که به دستور شاه عباس صفوی در ۱۰۲۰ق بر بقایای بنای دیگری ساخته شده است. به باور عمومی نقش کف پاهای انسانی بر سنگی سیاه در دیوار داخل این بنا نصب شده است که جای پای امام رضا(ع) است.(به نقل از ویکی شیعه)

قدمگاه در فاصله ۲۴ کیلومتری شرق شهر نیشابور، در جانب شمالی جاده نیشابور به مشهد و در دامنه جنوبی ارتفاعات بینالود، بنای مذهبی موسوم به قدمگاه حضرت ابوالحسن الرضا (ع) در دل یک باغ مشجر و با صفا از دور جلب توجه می کند. این اثر مذهبی و تاریخی در شهرستان قدمگاه از توابع نیشابور واقع است.(سایت دانشنامه شهری ایران http://www.citypedia.ir)

وجه تسمیه این بقعه، مربوط به وجود قطعه سنگ مربع سیاه رنگی است که ابعاد آن در حدود ۵۳ سانتی متر است و  بر روی آن اثر و نقش فرو رفته جای پای انسان قرار دارد. این سنگ، امروزه در داخل بقعه سمت قبله در ارتفاع ۱ متری بر روی دیوار نصب شده و مورد زیارت دوستداران آن حضرت قرار می گیرد و مشهور است که جای پا و اثر قدم مبارک ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع) در جریان مسافرت و نزول اجلال آن حضرت در اواخر قرن دوم هجری در این حدود است.(همان)

در مفاتیح الجنان بخش سفر امام رضا (ع) به خراسان، آمده است: «اباصلت روایت کرده که چون اما رضا (ع) به ده سرخ رسید در وقتی که به نزد مامورین مأمون می رفت گفتند یابن رسول الله ظهر شده است، نماز نمی کنید، سپس فرود آمد و آب طلبید، گفتند آب همراه نداریم، پس به دست مبارک خود زمین را کاوید و آنقدر آب جوشید که آن حضرت و هر که با او بود وضو ساختند و اثرش تا امروز باقی است. این ده سرخ را همان قریه سرخک و حمراء فوق الذکر و فی الواقع قدمگاه امروزی می دانند. اعتقاد بر این است چشمه آبی که بنا به روایت مذکور جهت وضو ساختن آن حضرت پدید آمده است، همان است که امروزه به چشمه حضرت موسوم و در کنار بقعه قرار دارد و زائران آب چشمه را که از کرامات امام ابوالحسن الرضا (ع) می دانند علاوه بر شرب متبرک بنا به اعتقاد برای امراض و بلایا مورد استفاده قرار می دهند.(همان)

بنای قدمگاه در صدر یک باغ سنتی مصفا و مشجر با درختان کهنسال و مشرف به مدخل مجموعه است. باغ مذکور به صورت پله پله با راهرو، با خیابانی آجر فرش شده با نهر روان و فواره هایی در فواصل معین، زایران را در کمال آرامش و صفا از ایوان مدخل آن به سوی انتهای باغ و زیارنگاه هدایت می کند.(همان) حضور در این مکان مقدس تجربه جدیدی بود که خیلی از افراد توفیق حضور در آن را نداشتند. قدمگاه حقیقتا جای با صفایی است که از ورودی آن گرفته تا فضای داخل آن، حضور در آن جا را خاطره انگیز می سازد. جای قدم های مبارک حضرت رضا(ع) بر روی سنگی است که در داخل ضریح قرار داده شده و از طریق آئینه ای که در در کنار آن تعبیه شده می توان آن را مشاهد کرد. در کنار بارگاهی که برای آن ساخته شده، چشمه ای قرار دارد که خانم ها برای برداشتن آب آن بعنوان تبرک بسیار شلوغ و پر ازدهام است. خانم‌های شرکت کننده در اردو نیز بطری‌های نوشابه را از آب چشمه پر نموده و با خود به خانه‌هایشان آوردند. از آنجایی که اکثر کسانی که به زیارت امام رضا(ع) مشرف می شوند با قطار و یا اتوبوس از پایانه‌های مسافربری عازم می شوند. لذا در مسیر راه امکان توقف و زیارت قدمگاه را ندارند. از این رو حضور اعضای اردو در این مکان مقدس برای اولین بار صورت می گرفت. لذا با حرص ولع خاصی از لحظه‌های حضور در آنجا استفاده می کردند و با گرفتن عکس‌های یادگاری، زیارت خود را ماندگار می کردند.

پس از توقف حدودا سه ساعته در قدمگاه شاه خراسان، سرانجام با اسرار راننده‌ها، همه سوار اتوبوس شده و این مکان مقدس را ترک نموده به مسیر خود به طرف قم ادامه مسیر دادند. یکی از چیزهایی که همواره در طول مسافرت همه دوستان علاقه مند بودند که آن را از دست ندهند، خربوزه مشهد بود که در ایران مشهور است. در داخل مشهد این امر حاصل نشد، لذا در مسیر راه توانستیم یک تعداد خربوزه مشهدی آن هم از نوع خاص آن را که کمتر در شهرهای مانند قم دیده می شود، خریداری نماییم و زمانی که اتوبوس برای اقامه نماز مغرب و عشا توقف نمود، پس اقامه نماز و صرف شام، همه دوستان نوش جان کردند. این خربوزه خوردن نیز مانند برنامه های اردو خود خاطره شد. این شام و صرف خربوزه آخرین غذا و میوه دسته جمعی بود که صرف می شد. چرا بعد از آن همه در داخل اتوبوس، پس از چندین شب بیداری، کم خوابی و خستگی از مسافرت و دید و بازدید از اماکن مذهبی، فرصتی پیدا کردند که به خوب عمیقی فرو روند و زمانی بیدار شدند که اتوبوس برای اقامه نماز صبح توقف نموده بود.

برنامه آشپزی خانم ها برای حاضرین در اردو

یکی از برنامه‌هایی این اردو، تقسیم بندی آقایان و خانم‌ها بصورت جداگانه در سه گروه بود که در طول سه شبانه روز حضور در مشهد مقدس، وظیفه پخت غذا و پذیرایی را بر عهده داشتند. برای اینکه برنامه آشپزی نیز خاطره انگیز شود، یک نوع مسابقه برای پخت بهتر غذا تدارک دیده شده بود. تا خانم‌های حاضر در اردو مهارت و سلیقه خود در پخت بهتر و خوش مزه تر غذا، آنهم در شرایط خاص و برای تعداد زیادی از افراد را به نمایش بگذارند. کل افراد حاضر در اردو با حساب کودکان به 60 نفر می رسید. هر گروه موظف بودند که برای پخت برنج، آبگوشت و ماکارانی که برای سه وعده غذایی در نظر گرفته شده بود، هنر و سلیقه‌شان را نشان دهند. گروه اول باید برنج با خورشت مرغ می پختند. از آنجایی که اولین گروه بودند، باید تمام تلاش خود را می کردند تا آن را با کیفیت بهتر و خوش مزه تر، بپزند. با تمام استرسی که از سوی گروه‌های رقیب وارد می شد، وقت صرف غذا فرا رسید. همه منتظر بودند که ببینند، این گروه توانسته آنچه را انتظار می رفت، برآورده سازد یا خیر؟ مردان نیز که به سه گروه تقسیم شده بودند، گروه اول آنها، وظیفه توزیع غذا را بر عهده داشتند. پس از صرف غذا معلوم شد که خانم‌های آشپز نمره قبولی را کسب نمودند. چرا که همه اظهار رضایت مندی داشتند. لذا بصورت رسمی از این خانم‌ها تقدیر گردید.

نوبت رسیدن به گروه دوم از خانم‌ها که وظیفه پخت آبگوشت را بر عهده داشتند. از آنجایی که گروه اول موفق شده بودند که امتیاز لازم را برای تقدیر کسب نمایند، این گروه تلاش می کرد که حداقل از آنها عقب نماند. اما چیزی که باعث دغدغه می شد، عدم علاقه نوجوانان و کودکان به خوردن آبگوشت می باشد. اکثر کودکانی که در ایران بدنیا آمده‌اند علاقه‌ی چندانی به خوردن آبگوشت ندارند. از این رو مادران زمانی که آبگوشت می پزند باید برای بچه‌ها غذای دیگری تدارک ببینند. این مشکل در آشپزی گروه دوم دو چندان بود. چرا که تقریبا نصف افراد اردو را نوجوانان و کودکان تشکیل می دادند. از طرف دیگر در جمع های مانند اردو، امکان پختن دو نوع غذا نیست. چرا که نه امکانات لازم وجود دارد و نه وقت کافی برای پخت آن. گروه دوم از خانم‌های آشپز، برای رفع این مشکل تلاش داشتند آبگوشتی بپذند که حتی نوجوانان و کودکان نیز مایل به صرف آن باشند. آن‌ها با ریختن ادویه و تهیه سالاد خوش مزه، توانستند خوشمزه ترین آبگوشت را بپزند. چرا که وقتی غذا توزیع گردید، اکثر قریب به اتفاق همان بچه‌هایی که هیچ علاقه‌ای به خوردن آبگوشت نداشتند، در خوردن آن علاقه مند شدند و از آن میل نمودند. این موفقیت گروه دوم به علاوه اظهار رضایت بزرگترها، آشپزی گروه دوم از آشپزهای خانم را، شایسته تقدیر نمود.

گروه سوم قرار بود که در شب سوم اقامت در مشهد، برای حاضرین ماکارانی بپزند. ماکارانی با وجود اینکه در بین بچه‌ها بسیار محبوب است ولی پختن آن برای 60 نفر کار ساده‌ی نیست. علاوه براینکه دو گروه اول و دوم موفق شده بودند که در پخت غذایشان، موفق عمل کنند و شایسته تقدیر شوند. فشار روانی بر روی گروه سوم به شدت افزایش یافته بود و حتی برخی می گفتند که اگر غذا خوب از آب در نیامد، گروه سوم از مردان که همسران گروه سوم از خانم‌های آشپز بودند، باید از بیرون برای همه غذا بیاورند. با این وجود لحظه موعود فرا رسید و باید گروه سوم، شام شب سوم حضور در مشهد را تهیه می کردند. شور و مشورت زیاد شده بود که چکار کنند تا بهترین ماکارانی را بپزند که هم طعم خوب داشته باشد و هم ابتکاری باشد. این گروه وارد عمل شدند، ورود افراد به آشپزخانه را محدود کردند تا دیگران در کارشان دخالت نکنند. قابل یادآوری است که برای وعده غذایی که ماکارانی برنامه ریزی شده بود، به جای نوشابه، ترشی در نظر گرفته شده بود. سرانجام وقت صرف شام فرا رسید. طبق برنامه از پیش اعلام شده، شام باید در رأس ساعت 9 شب آماده می شد و همه نیز در این ساعت باید در مسافرخانه حاضر می بودند و گرنه از غذا خبری نبود. زمانی که مردان گروه سوم غذا را توزیع می کردند، حاضرین منتظر بودند، ببینند غذا چگونه است. بعد از آنکه همه مشغول میل غذا شدند معلوم شد که این گروه نیز موفق عمل کرده. چرا که در خواست برای پرکردن بشقاب‌ها، برای بار دوم و حتی بار سوم نیز صورت می گرفت. این امر نشانگر توفیق آشپزان گروه سوم بود. وقتی که همه غذاهای خود را میل کردند و با نظر خواهی که صورت گرفت، بالاتفاق بر موفقیت این گروه نیز، صحه گذاشتند و این گروه را نیز شایسته تقدیر دانستند. این بود گزارش بخش پخت غذای اردو که در نوع خود جالب و جذاب بود.

پایان اردوی پنج روزه

سرانجام این اردوی پنج روزه در ساعت حدودا 8 صبح روز سه شنبه 2/6/95، پایان یافت و همه حاضرین در اردو، به سلامتی و پس از کسب فیض از حضور در بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) و با کوله باری از خاطره و خوشی های پنج روزه که خیلی زود سپری شد، به قم و به خانه‌های خود رسیدند. به راستی، اردوی مشهد مقدس از جهات گوناگون با دیگر اردوهایی که تاکنون از سوی مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر برگزار شده، با صفاترین و صمیمی ترین اردو بوده است که برگزار شده و بدون شک، خاطرات شیرین آن، سال‌های سال، در اذهان شرکت کنندگان، ماندگار خواهد بود و از خوشی‌های آن یاد خواهد کرد. گزارش را با صلوات خاصه امام رضا(ع) که در تصویر فوق مشاهده می شود، به پایان می رسانیم.

مسئول کمیته فرهنگی، مرکز علمی فرهنگی طلوع فجر.

دیدگاه

*