شهادت راه رسیدن به عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی از آن دسته مفاهیم است که برای شناخت آن باید مفهوم مخالف آن، یعنی ظلم به اجتماع را بشناسیم. ستم و تجاوز در این عرصه عبارت است از پایمال کردن حقوق و دست اندازی به حقوق دیگران، بنابراین مفهوم عدالت اجتماعی این است که حقوق افراد رعایت شود و هر صاحب حقی به حق خود برسد. این سخن در همه عرصه ها: سیاسی، اقتصادی، حثیت و منزلت اجتماعی، فرهنگی و  چگونگی توزیع عادلانه آنها و همچنین برخورد قانون با مردم کاربرد دارد.

حال با توجه با این معنی و مفهوم می بینیم که یکی از حلقه­های گم شده در جامعه افغانستان عدالت اجتماعی است که متاسفانه از زمان شکل گیری این کشور و به وجود آمدن حکومت و دولت در این سرزمین تا هنوز به اجرا در نیامده است، بلکه هر دولت و حکومت وقت این کشور تلاش نموده­اند سرمایه­های ملی و کمک­های جامعه جهانی را که اختصاص به تمام اقوام ساکن در این کشور دارد برای منطقه و قوم خاص اختصاص دهند.

اگر امروز انتقال برق ۵۰۰ کیلوولت ترکمنستان از مسیر بامیان به سمت سالنگ تغیر مسیر می­یابد اولین و آخرین کاری نیست که به صورت غیر عادلانه  توسط  رئیس جمهور و کابینه وقت انجام می شود بلکه این نوع رفتار تبعیض آمیز و بدور از انصاف از اول تاریخ این کشور وجود داشته و در آینده هم خواهد داشت؛ به دلیل این که دولت مردان و سیاست مداران کشور افغانستان تا هنوز معنای حکومت داری و عدالت اجتماعی را با عمق جان احساس نکرده­اند.

سیاست مداران، حاکمان و رهبران مردم مظلوم و ستمدیده افغانستان بدانند و متوجه باشند که یگانه راه باقی ماندن شان بر اریکه قدرت، اجرا عدالت اجتماعی است؛ زیرا مردم فهیم و دانای این کشور همه و همه فهم نمودند که یکی از راه­های نجات این کشور و مردم آن از دست دشنمان قسم خورده شان وحدت و اجرای عدالت اجتماعی است و در صورتی اجرای عدالت اجتماعی است که عمران و سازندگی، اصلاحات بنیادین، عزت، استقلال، رفاه و آسایش و امنیت به وجود می­آید.

اگر امروز مردم افغانستان و قوم هزاره بدنبال اجرای عدالت اجتماعی از راه و مسیر مسالمت آمیز مانند: تظاهرات و مظاهره هستند، بر اساس قانون اساسی افغانستان حق مسلم شان بوده و بر دولت است که  تأمین امنیت نماید و الا در برابر مردم و قانون اساسی این کشور مجرم و پاسخگو خواهد بود.

دولت و حکومت وقت افغانستان متوجه باشد که ریختن خون جوانان و محصلین و نخبگان روز دوم اسد نه تنها باعث خاموشی حق خواهی و ازبین رفتن عدالت اجتماعی می­گردد بلکه خود باعث شده که نهال عدالت و عدالت خواهی آبیاری گردد و ریشه­های آن هرچه بیشتر و بیشتر محکم و تثبیت گردد.

شهدای دوم اسد از جمله­ی شهدای هستند که تبدیل به نماد شده­اند، نماد مبارزه برای عدالت، آزادی و نفی تبعیض و ستم. مسیر و راه شهدای دوم اسد یاد آور مبارزات تاریخی رهبران شیعه و هزاره در افغانستان در طول سال­های متمادی است. بر خورد دو جریان آزادی خواهی و عدالت طلبی در تاریخ معاصر افغانستان بیانگر تاریخ استبداد زده این کشور را نشان می­دهد؛ دو جریان و دو صفی که در یکسوی آن مردم قربانی تبعیض سیستماتیک تاریخی ایستاده اند و در سوی دیگر آن، عوامل استبداد و ارتجاع و انحصارگرایی و سانسور و زورگویی و توتالیتاریزم قومی قرار دارد.

جوانان و شهدای بخون خفته مردم مظلوم و ستمدیده کشور افغانستان و قوم هزاره بدانید که را شما تا رسیدن به حق و عدالت اجتماعی ادامه خواهد داشت و این چراغ که روشن کرده­اید به راحتی خاموش و از بین نخواهد رفت و روزی هدف شما به ثمر خواهد نشست.

سردبیر

محمدعیسی رحیمی

 

. «مجموعه آثار»، شهید مطهری، ج 1/80، صدرا.

دیدگاه

*