همبستگی اجتماعی عامل پیشرفت شیعیان

یکی از راهبردهای اساسی برای جامعه تشیع همبستگی و تشکل اجتماعی است، گه اگر این مؤلفه در جامعه تشیع شکل بگیرد بدنبال آن مشارکت عمومی و اعتماد عمومی به وجود می­آید. بر اساس نظریه جامعه شناسان، جامعه که در آن همبستگی اجتماعی و بدنبال آن مشارکت عمومی وجود داشته باشد نقش به سزای در شکل گیری و تثبیت توسعه و پیشرفت علمی، سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی دارد؛ چرا که جوامع بشرى تنها در سایه همبستگى اجتماعى است که مى توانند به روابط و تعاملات روزمرّه زندگى خویش بپردازند، زبان یکدیگر را درک، واکنش هاى دیگران را پیش بینى و براى آینده زندگى خود برنامه داشته باشند. بنابراین به هر میزان انسجام اجتماعى، مشارکت عمومی، همبستگی اجتماعی، وحدت و همبستگى ملى افراد جامعه در مسیر حرکت به سوى توسعه پایدار باشد، آن جامعه راحت تر به توسعه و پیشرفت دست خواهد یافت. اگر بخواهیم میزان همبستگی را در جامعه تشیع در حال حاضر بررسی نمایم باید به تقسیم بندی دوکیم توجه کرده و آن را مورد بررسی قرار دهیم زیرا ایشان یکی از کسانی است که همبستگی را  به دو نوع ماشینی و ارگانیسمی تقسیم بندی کرد و افزود است: در همبستگی اجتماعی از نوع ماشینی یا مکانیکی، افراد همانند قطعات یک ماشین در کنار همدیگر قرار می­گیرند و بدون در نظر گرفتن سود یا زیان یکدیگر، هر فردی کار خود را انجام می­دهد، اما در همبستگی از نوع ارگانیسمی که بیشتر در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته­ای همانند ژاپن دیده می شود به این شکل است که تمامی اعضای جامعه همانند اعضای بدن انسان فعالیت می­کند به طوریکه اگر عضوی از بدن دچار ناراحتی و مشکل شود به تمامی اعضا سرایت می­کند و عملکرد آنها را تحت تاثیر خود قرار می­دهد. با توجه به این تقسیم باید یاد آور شد که جامعه تشیع افغانستان هرچه جزء جوامع پیشرفته نیست اما به حمد لله تا هنوز توانسته است مفهوم من را که یک واژه جامعه شناسی است به ما که اساس توسعه و پیشرفت هرجامعه است تبدیل نماید. چنان که در جنبش روشنایی خود را به شکل تمام و اکمل نشان داده است؛ زیرا اگر همبستگی اجتماعی، اعتماد و مشارکت عمومی برای شیعیان و مردم عدالت خواه کشور افغانستان معنی نمی یافت نمی­توانست اولا ادعا حقوقی داشته باشند و ثانیا جنبش مسالمت آمیز و مدنیت به نام روشنایی را مدیریت و رهبری نمایند.

قابل یاد آوری است که نوع رفتار و کنش شیعیان افغانستان بر گرفته از مکتب و اندیشه سیاسی و اجتماعی این مردم است؛ به دلیل این که این مردم در دامن مکتب به نام مکتب علوی و حسینی تربیت یافته­اند و دانسته­اند که راه رهایی از تبعیض، دشمنی و برادرکشی و رسیدن به توسعه و پیشرفت، عدالت اجتماعی و همبستگی درونی است. به همین جهت در تلاش­اند که از طریق رفتار­های مسالمت آمیز و مدنیت عالت اجتماعی را در افغانستان احیاء نمایند.

در مقابل رهبران شیعیان افغانستان نیز چون تابع حضرت علی و امام حسین علیهم السلام می­دانند احساس مسؤلیت کرده همراه و همگام با این مردم بدنبال احقاق حقوق شان از طریق راه قانونی و مدنی هستند.

اگر امروز شیعیان افغانستان احساس مسؤلیت کرده­اند و خواهان اجرای عدالت اجتماعی است به­خاطر سفارش است که در روایات معصومین نسبت به آن صورت گرفته و تأکید شده است که ای مسلمانان اگر می­خواهید پیشرفت نماید و جامعه تان به توسعه علمی، فرهنگی، سیاسی و اجاماعی دست یازد راهی ندارید جزء این که وظایف تان را در برابر هم انجام دهید و حقوق همدیگر را رعایت نمائید. چنان­که حضرت امام علی-علیه السّلام- آنچنان خود را در پیشگاه خدا مسئول می­داند که حتّی درباره آنچه می­گوید وجود خویش را ضامن قرار داده و می­فرماید: «ذِمَّتی بِما اَقُولُ رَهِینَةٌ وَ اَنا بِهِ زَعِیمٌ»[1] عهده ام در گرو درستی سخنم قرار دارد و نسبت به آن ضامن و پایبندم و همین احساس مسئولیّت بود که ایشان را به قبول خلافت وادار کرد چنانکه می­فرمایند: هان به خدایی که دانه را شکافت و انسان را بوجود آورد . اگر حضور حاضر و تمام بودن حجّت بر من بخاطر وجود یاور نبود واگر نبود عهدی که خداوند از دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگی هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ مظلومی سکوت ننمایند دهنه شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و پایان خلافت را با پیمانه خالی اوّلش سیراب می­کردم آنوقت می­دیدید که ارزش دنیای شما نزد من از اخلاط دماغ بز کمتر است.[2]امام علی– علیه السّلام- بارها پیروان خود را به تقوی درقبال مسئولیّت­هایی که بر دوش گرفته­اند سفارش کرده و حتّی آنان را در مقابل زمین و حیوانات نیز مسئول دانسته.[3] از طرف دیگر اگر انسان به وظایف که در برابر هم دارند پایبند باشند موجب می­شود زمین آباد و منفعتی آن سراسر زندگی انسان را فرا گیرد از منظر اسلام و قرآن وحدت منشأ فیض الهی و اختلاف باعث سلب نعمت­های موجود می­گردد. حضرت علی (ع) می­فرمایند: خداوند در طول ‏تاریخ بشرى هیچ نعمتى را با وجود اختلاف، به قوم و امتى عنایت ننموده است: «و ان الله‏سبحانه لم یعط احدا بفرقة خیرا ممن مضی و لاممن بقى؛ خدای سبحان به هیچ کس از کسانی که در گذشته اند، و کسانی که باقی مانده اند از راه تفرقه خیری نرسانده است‏.»[4]

بنا براین یکی از راهبردهای پیشرفت و توسعه در عرصه­های مختلف علمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی همبتسگی اجتماعی است که در جامعه شیعی افغانستان در حال تحقق است و شیعیان افغانستان با توجه به شرایط حاکم بر آن جامعه دست یافته­اند و نمونه بارز شان همان جنبش روشنایی است.

 

 

[1] . سیّد رضی ، نهج البلاغه ، ترجمه حسین انصاریان ، تهران ، انتشارات پیام آزادی ، چاپ هفتم ، سال 1379 ، خ 16 ،ص72

[2] . همان، خ، 3، ص61

[3] . همان ، خ166، ص382

[4] . نهج البلاغه، خطبه 176

دیدگاه

*