انفجار در ساختمان واحد محافظت از رجال برجسته که فاصله چندانی با کاخ ریاست جمهوری و وزارت دفاع افغانستان ندارد، باعث شهادت حدود 30 نفر و زخمی شدن بیش از 300 تن دیگر گردید، بار دیگر فضای رعب و وحشت را در پایخت کشور، به ارمغان آورد.

ضمن تسلیت شهادت شهدای این حادثه المناک به ملت رنجدیده افغانستان و بخصوص خانواده شهدا، و آرزوی شفای عاجل برای مجروحین این حادثه، به تحلیل این رخداد خونین می پردازیم.

طالبان از زمان تاسیس به خصوص در طول 14 سال گذشته ثابت کرده اند که به هیچ وجه پایبند به هیچ یک ارزشهای دینی و ملی و بین المللی نمی باشد. کشتار مردم بی گناه در هیچ دین و آینی مورد پذیرش نیست. تاریخ مملو از جنایت گروه طالبان نشان دهنده این امر است که این گروه نه از دین بوی برده است و نه پایبند به ارزهای پذیرفته شده جامعه بشری می باشد.

تاریخ این گروه با کشتار مردم بی گناه و جنایت های فجیع در اقصی نقاط کشور از جمله در مزار شریف، بامیان و شمالی رقم خورده است. بعد از شکل گیری نظام جدید طالبان به عملیات انتحاری و انفجاری روی آورده اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان آن را مردم بی گناه تشکیل می دهد.

در این نوشتار به بررسی چند مسئله می پردازیم:

  1. حامیان خارجی و داخلی طالبان چه کشورها و افرادی هستند؟
  2. حامیان طالبان چه اهدافی از حمایت از این گروه دنبال می کنند؟
  3. دولت افغانستان چه راهکار عملی برای نابودی این گروه می تواند در پیش گیرد؟

پاسخ پرسش نخست از آفتاب روشن تر است که مهمترین و اصلی ترین حامی مالی، تسلیحاتی و سیاسی طالبان پاکستان می باشد. دلائل و شواهد کافی برای تایید این ادعا وجود دارد که حمایت پاکستان از این گروه را ثابت می سازد.

مقر طالبان در پاکستان و شهر کویته این کشور قرار دارد. شورای مرکزی طالبان که تصمیم گرنده مهمترین سیاست های این گروه در بخش های نظامی و سیاسی، توسط همین شورا و در کویته گرفته می شود. بارها دولت افغانستان و خبرگزاری های مختلف جهان بر حضور کادر رهبری این در پاکستان تأکید کرده اند. بنابراین هیچ شکی وجود ندارد که پاکستان به صورت مستقیم و رسمی از این گروه حمایت می کند. در جریان مذاکرات به اصطلاح صلح نیز مشخص گردید که پاکستان از طرف طالبان موضع می گیری می کند، شرط می گذارد و وعده می دهد. همه این شواهد گویای این واقعیت است که پاکستان حامی اصلی این گروه به شمار می رود.

پاکستان اهداف مختلفی را در حمایت از گروه طالبان دنبال می کند. مهمترین آن ادامه ناامنی در افغانستان می باشد. این کشور بدلیل اختلافات مرزی که با افغانستان دارد، در طول تاریخ خود همواره در صدد بی ثباتی این کشور بوده و هست. این کشور امنیت در افغانستان را به هیچ به سود خود نمی بیند چرا که در آن صورت مسئله خط دیورند مطرح می شود. براین اساس است که دولت پاکستان همواره در پی بی ثبات کردن افغانستان بوده و می باشد. دیگر اهدافی که پاکستان از بی ثباتی افغانستان دنبال می کند نیز در این راستا قابل تحلیل است.

در داخل کشور و در دورن دولت افغانستان نیز افراد و حلقاتی وجود دارد که بعنوان ستون پنجم دشمن، از طریق دادن اطلاعات، امکانات و همکاری برای انتقال مواد انفجاری و زمینه سازی برای اجرای عملیات های انتحاری و انفجاری این گره در داخل پایتخت کشور و دیگر شهرها، با این گروه همکاری گسترده ای دارند. طالبانی که از طریق پروسه صلح ظاهرا از طالبان جدا شده اند و به دولت پیوسته اند اولین دسته از حامیان داخلی و در درون دولت می باشد که به حمایت از این گروه می پردازند. مهمترین سند برای این ادعا، برگزاری مراسم رسمی فاتحه برای ملا عمر توسط همین افراد در کابل می باشد. بیشتر شرکت کننده در مراسم فاتحه ملا عمر و برگزار کننده این مراسم، اعضای سابق طالبان بودند که به اصطلاح جدا شده و به دولت پیوسته اند. وقتی صحبت ها و بیانات سخنرانان این مراسم را مورد تحلیل قرار می دهیم به این نتیجه می رسیم که این افراد همچنان وابسته به گروه طالبان هستند و حد اقل تعلق خاطر شان نسبت به طالبان و رهبری آن، همچنان از بین نرفته است.

دسته دیگر افراد تمامیت خواهی هستند که حضور اقوام دیگر در درون دولت را نمی توانند تحمل کنند. به نظر این دسته افغانستان متعلق به قوم پشتون می باشد و دیگر اقوام حق مشارکت در ارکان قدرت را ندارند. از آنجای که حقوق مساویانه همه اقوام و مذاهب در قانون اساسی کشور به رسمیت شناخته شده، این دسته توان مقابله مستقیم برای حذف اقوام دیگر را در خود نمی بینند. از این رو تلاش می کنند که از طریق حمایت از گروه طالبان که آنها نیز نه تنها قانون اساسی جدید را برسمیت نمی شناسند بلکه خواستار اعاده امارت اسلامی خود هستند. در دوران حاکمیت گروه طالبان مشخص شد که این گروه به هیچ وجه حضور اقوام دیگر در ساختار قدرت را نمی توانند بپذیرند. به همین دلیل است که نقطه اشتراک طالبان و کسانی که کل قدرت را متعلق به قوم پشتون می داند، همین تمامیت خواهی شان می باشد. افراد و شخصیت های مختلف بارها بر وجود ستون پنجم در درون دولت و حتی در درون ارگ تأکید کرده اند. نمونه بارز آن سخنرانی حاجی قدیر نماینده پارلمان می باشد که رسما بر وجود حامیان طالبان در درون ارگ و دولت اعترض کردند و حتی ادعا کردند که سی دی های را برای اثبات مدعای خود در اختیار دارد که بر وجود عناصر نفوذی طالبان و دیگر گروه های مخالف در دورن نظام دلالت دارند.

علاوه بر شواهد فوق یک سری دلائل عمومی بر وجود حضور ستون پنجم در درون دولت دلالت دارد. هیچ عقل سلیمی نمی تواند بپذیرد که طالبان بدون حمایت نفوذی های خود در درون دولت، توان انتقال کامیونهای مملو از مواد منفجره به درون پایخت را داشته باشند. طبق اظهارت مسئولین امنیتی پسته های مختلفی برای کنترل وسائط نقلیه به داخل شهر کابل وجود دارد که عبور و مرور ماشین ها و وسایط نقلیه به داخل پایتخت به شدت تحت کنترل دارند. پرسشی که مطرح است این می باشد که طالبان چگونه می تواند از این موانع عبور کنند و دست به عملیات انتحاری و انفجاری بزنند. از این هم بدتر انتقال ماشین های مملو از مواد منفجره به مراکز و مناطق به شدت کنترل شده دولتی مانند وزارت دفاع، امنیت، داخله و حتی کاخ ریاست جمهوری، بدون همکاری ستون پنجم به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.

همه این مسائل نشاندهنده حضور ستون پنجم در درون دولت و نظام سیاسی و حتی در درون ارگ و ارگان های امنیتی می باشد.

اینک می رسیم به پرسش سوم که دولت افغانستان چه راهکاری برای نابودی طالبان و قطع حمایت های داخلی و خارجی از این گروه می تواند داشته باشد. چند راهکار در این زمینه وجود دارد:

  1. برای قطع حمایت پاکستان از گروه طالبان مهمترین راهکار دیپلماسی بین المللی است که وظیفه وزارت خارجه افغانستان است که از طریق مجامع بین المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل و سازمان همکاری اسلامی و جذب حمایت کشورهای تأثیر گزار در عرصه بین الملل، از نظر سیاسی بر دولت پاکستان فشار وارد شود تا دست از حمایت طالبان بردارند.
  2. استفاده از توافق نامه استراتژیک و توافق نامه امنیتی که افغانستان با ایالات متحده منعقد کرده است. طبق این توافق نامه ها آمریکا موظف است که از افغانستان در برابر تهدیدهای خارجی حمایت کند. اگر آمریکا هیچ پایبندی به این توافق نامه ها ندارد، بهتر است که دولت افغانستان آن را ملغی اعلام کند.
  3. استفاده از ابزار اقتصادی یکی دیگر از راهکارهای مقابله با حمایت پاکستان از گروه طالبان می تواند باشد. از آنجایی که حجم صادرات کالاهای پاکستانی به بازار افغانستان بسیار بالاست. دولت می تواند از طریق تحریم کالاهای پاکستانی، دست این کشور از بازار افغانستان را کوتاه کند. از این رو استفاده ابزار تحریم کالاهای پاکستانی و جایگزینی کالاهای ایرانی و دیگر کشورهای همسایه ضربه بزرگی بر اقتصاد پاکستان وارد خواهد شد و این کشور وادار می شود که دست از حمایت طالبان بردارد.

در ارتباط به حامیان داخلی طالبان بهترین راهکار تسویه طالبان نکتای پوش از درون نظام و دولت می باشد. اگر دولت افغانستان صادقانه در صدد مقابله با این گروه می باشد، باید به گزارشات ارگان های امنیتی و نمایندگان پارلمان گوش دهد و دولت را وجود ستون پنجم پاکسازی کند. تا زمانی که حلقاتی در درون دولت از طالبان حمایت کند، مقابله با طالبان و نابودی آن امکان پذیر نخواهد بود.

دیدگاه

*