روز عرفه، روز رحمت عام الهی است. دعای در این روز نیز، زمینه ساز تجلّی مغفرت و آمرزش خدا نسبت به بندگان است. در این روز معنوی و مقدس، دل هایی که از شوق و خشیت می لرزد و چشم هایی که از باران اشک خیس می شود و بغض هایی که در گلو می ترکد و شانه هایی که در اثر هق هق گریه لرزان می شود، همه دوست داشتنی است. دست هایی که به نشانه حاجت و نیاز به آستان الهی گشوده می شود، نازل کننده رحمت واسعه خداست.

در دعای عرفه، ابتدا اوصاف پروردگار مطرح می شود و نعمت های گوناگون و فراوان الهی در خلقت و رشد و حیات انسان یاد می شود که همه زندگی او را در همه ابعاد در بر گرفته و موهبت هایی که از سوی خداوند عطا شده و در جسم و جان او متجلی است.

از آنجا که توجه به نعمت ها، زمینه ساز شکر و سپاس است و غفلت از الطاف الهی موجب ناسپاسی و عصیان است، یادآوری نعمت های بی شمار در بخش عمده آغاز این دعا صورت می گیرد، تا عجز انسان از سپاس نعمت ها، زمینه خضوع و خشوع او را به پیشگاه پروردگار فراهم آورد.

در فراز دیگری از دعا، مسئله «ذکر»، «خشیت»، «تسلیم»، «رضا» و «حمد» یاد می شود که همه از ویژگی های بندگان خوب خداست. باز هم یاد نعمت های پیدا و پنهان پروردگار، و باز هم درخواست عافیت، توفیق، ایمنی، عظمت، آبرومندی، وسعت رزق، توکل و تسلیم، دینداری و رضامندی، آمرزش، برخورداری از رحمت الهی، رفع اندوه و گرفتاری.

در این دعا، نیایشگر عارف با خدای خود عاشقانه حرف می زند، خاشعانه صدایش می کند، کوتاهی ها و غفلت های خود را به یاد می آورد، ملتمسانه خود را در دامن رحمت الهی می افکند و به وسیله «توبه» به سایه غفران خدا پناه می برد، تنها و تنها از خدا نصرت و کفایت و حاجت و آمرزش می طلبد و تنها درِ خانه خدا را به رویش باز می بیند، خدایی که دانا، مهربان، رازق و بنده نواز است.

در بخشی دیگر از دعای عرفه، یادی از کرامت ها و الطاف خداوند نسبت به اولیا و پیامبران است که بندگان خالص و برگزیده اویند. آنچه در باره یوسف، یعقوب، ابراهیم، اسماعیل و یونس انجام داد، همه گواه لطف او به بندگان خویش است.

ترجیع بند دعای عرفه و مضمون مکرّر این نیایش عرفانی، یاد مرحمت های الهی است. یادآوری این نکته است که: او درماندگان را پناه است و گرسنگان، تشنگان و برهنگان را کفایت می کند. مونس تنهایی ها و یاور مظلومان است.

باز هم یاد کردن از موهبت ها و نعمت های خدا با مخلوقاتش و … باز هم قصور و تقصیرهای بنده در آستان مولا و شکستن پیمان بندگی با خدا و ارتکاب حرام ها و رفتن به سراغ هوس ها و مخالفت ها.

 

دعای عرفه به ما می آموزد که خدا چقدر خوب و مهربان و اهل احسان و نیکی و رأفت و بنده نوازی است و به یادمان می آورد که ما چقدر اهل جفا و بی مهری و بی اعتنایی و گریز از خدا و غفلت از مولا و مرتکب معصیت هاییم.

 

 

 

از او وفا و احسان است و از ما جفا و خطا.

 

از او پرده پوشی و ستّاریت، از ما گناه و پرده دری و گستاخی.

 

از او استمرار نعمت، از ما ناسپاسی و غفلت.

 

در دعای عرفه، بنده مضطر، مسکین، بینوا و درمانده، به درگاه خدا می نالد، او را به قرآن و پیامبر و اهل بیت(ع) و خاندان رسول و به همه مقدّسات و شفیعان بزرگوار قسم می دهد که در عصر عرفه، در ساعت اجابت دعا و نزول رحمت، ببخشاید و از خطایش در گذرد و توفیق بندگی و جبران شرمندگی دهد.

 

اینکه حضرت سیدالشهدا(ع) با چشمانی اشکبار و حالتی متضرّعانه این دعا را می خواند و آنقدر «یا رب، یا رب» می گفت و می گریست که صدای گریه اش اطرافیان را هم منقلب می ساخت و صحرای عرفات را با سوز عرفانی خویش همنوا می ساخت، همه برای ما درس است که رمز و راز و شیوه و ادب عبودیت را از آن حضرت بیاموزیم.

 

 ای حسین!

 

عشق را هم ز تو باید آموخت

 

و مناجات و صمیمیت را

 

 و عبودیت را.

دشت از نام تو عرفان دارد.

و شب، از یاد تو عطرآگین است.

 

 دعای عرفه، یک درس جامع خداشناسی نیز به شمار می رود. اسما و صفات حق، الطاف و نعمت های خدا، هدایت ها و عنایت های پروردگار، حساب و جزای الهی، یکتایی و بی همتایی خدا و صدها صفت دیگر در این دعا مطرح است. درس های عبودیت و بندگی هم در جمله جمله این دعا نهفته است. روش حاجت خواهی و تقرب به خدا و توسل به او و شیوه مؤثر دعا و ادب خاص نیایش هم از آموزه های دیگر این دعای شریف است.

 

 دعای عرفه، انسان را به رحمت خدا و آمرزش الهی امیدوار می کند. این وعده ای است که خود پروردگار داده است و وعده او خلاف و دروغ نیست.

وسعت رحمتش شامل همه می شود، به شرط آنکه ما این زمینه و لیاقت را در خودمان پدید آوریم و در دعا، حالت روحی مناسب، تضرّع و ناله، انقطاع و توکل، رجا و توسل، التماس و خواهش داشته باشیم.

دریایی از انسان های معصیت کار، در عصر روز عرفه، به امید مغفرتش به آستان آن ربّ کریم پناه می آورند. گناهان بسیار است و گناهکاران انبوه، ولی رحمت او از گناه بندگان بیشتر است.

 

 

باز هم به سینه آه،

 

 باز هم به لب نوا،

می نهم دوباره روی، سوی قبله دعا

اشک گرم و آه سرد

 

از دلم حکایتی است

 

 

در قنوت صد نیاز

می زنم تو را صدا

گشته ام ز خود رها

با تو عهد بسته ام

در کویر سینه ها، چشمه های «ربّنا»ست.

هر چه به آخر دعای عرفه نزدیک تر می شویم، تضرّع بنده بیشتر است و امید به عفو خدا افزون تر.

 چشم امید دعاخوان به آستانِ سراسر رحمت خداست که بنده را در غروب عرفه، کامیاب و آمرزیده به خانه و خیمه اش برگرداند: … «اللّهم اَقبلنا فی هذا الوقتِ مُنجِحین مُفلحین مبرورینَ غانمین …» و اینکه … اگر او ناامید برگرداند، به کدام درگاه می توان رفت و نزد چه کسی می توان سفره دل را گشود؟

باری … دعای عرفه، منظومه عشق و عرفان و منشور دلدادگی و شیدایی و «شرح درد اشتیاق» است،

تا روح بریده از خدا، بار دیگر به «نیستان» بازگردد و روزگار وصل خویش را بجوید.

دیدگاه

*