** محمد رضا اکبری/ سطح چهار حوزه و کارشناسی ارشد علوم اجتماعی

چکیده

طبق فرموده حضرت امام رضا ( ع ) اگر درجامعه معرفت وشناخت نسبت به فرد مُنتظر ايجاد شود جامعه وانسان هاي موجود دردرون آن جامعه زمينه را براي استقبال از فرد مُنتظر فراهم كرده كه خود مي­تواند رفتار وتفكرات مردم را تغير داده ومحيط را آنطوري كه بايسته وشايسته فرد مُنتظر است را فراهم نمايد كه اين نوشته مي­كوشد به عوامل وزمينه هاي كه باعث معرفت .زمينه سازي براي ظهور آن حضرت مي­گردد اشاره نمايداگر چه نسبت به عوامل زمينه ساز ظهور حضرت دونظريه كاملا متضاد بيان شده است كه يكي از آن جنبه منفي مسئله را ملاك قرار داده ومي­گويند هرچه درجامعه فساد ورذايل اخلاقي بشتر شود جامعه بسوي ظهور حضرت حركت خواهند نمود ولكن در مقابل اين نظر نظر ديگر وجود دارد ومي­گويد هرچه درجامعه صفات واخلاق حسنه زياد گردد مي­تواند جامعه را بسوي زمينه سازي به حركت در آورد كه در اين نوشته به جنبه­ي مثبت مسئله توجه شده ومي خواهد اين مسئله را به اثبات برساند.

کليد واژه ها: انتظار_ زمينه سازی ـ قيام و انقلاب ـ امام زمان

مقدمه

بدون ترديد هر انقلاب و قيامي نيازمند زمينه سازي است يعني بدون زمينه سازي قيام و انقلاب صورت نمي گيرد از اين مسأله انقلاب جهاني امام مهدي(ع) استثنا نيست زیرا يكي ازاعتقاد هاي سازنده ونقش آفرين كه بايد بسيار به آن اهميت داد مسئله انتظار است . اين عقيده تأثير شگرفي در آمدگي وزمینه سازي واستقبال از ظهور حضرت مهدي (عج) دارد وحضرت زماني ظهور خواهد کرد که زمينه قيام فراهم شده باشد، در اين مقاله به پاره اي از اين عوامل زمینه ساز  قيام مهدي پرداخته شده است که  عبارتند از: شناخت خداوند، شناخت امام زمان ، اطاعت محض از خداوند و اولياي او، احترام خالصانه ، انتظار راستين، آمادگي براي خدمت به حضرت مهدي(ع)، خود سازي و ديگر سازي، صبر وپایداری،خود کنترلی،عمل به تکلیف،پرهیز گاری، تولی وتبری است که مي تواند زمينه هاي ظهور عدالت گستر جهان مهدي موعود (عج) باشند.دراین گفتار بر آنیم مسئله انتظار وزمینه سازی را ازجنبه های گوناگون بررسی کنیم.

اهميت وپاداش انتظار

درگفتار پيامبر (ص) وامامان معصوم (ع) از انتظار به عنوان يك ارزش بسيار مهم ياد شده است ارزشي كه به عنوان بهترين عبادت برترين عمل همانند ارزش جهاد مجاهدان راه خدادر صف مقدم جبه ها همچون پيكار در ركاب رسول خدا  وحضرت قائم مطرح شده به عنوان نمونه

پيامبر اكرم (ص) فرمود : «افضل العباده انتظار الفرج» بهترين عبادت وبندگي خدا انتظار گشايش امور به دست حضرت مهدي (عج)[1] ونيز فرمود افضل الاعمال امتي انتظار الفرج؛ برترين كار هاي امت من انتظار فرج ظهور حضرت مهدي (عج)است .

امرالمؤمنان علي (ع) فرمود:« المنظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله » پاداش آن كسي كه در انتظار فرارسيدن امر (حكومت )  ماست مانند مجاهدي است كه در راه خدا در نبرد با دشمن درخون غلطيده است. [2] امام صاق(ع) فرمود:«المنتظرللثاني عشر كالشاهد سيفه بين يدي رسول الله يذب عنه» كسي كه در انتظار امام دوازدهم حضرت مهدي(عج) است مانند كسي است كه شمشيرش را از نيام بيرون كشيده ودر پيشا پيش رسول خدا (ص) بادشمن مي جنگد واز حريم آن حضرت دفاع مي كند[3] ونيز فرمود: «من مات منظرالهذالامر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لابل كان بمنزلت الضارب بين يدي رسول الله بالسيف» كسي كه در حال انتظار ظهور قائم(عج) بميرد مانند كسي است درمحضر قائم در خيمه آن حضرت است نه بلكه همانند كسي است كه در ركاب رسول خدا(ص) باشمشير با دشمن مي جنگد [4] اين روايات كه نمونه هاي از ده ها وصد هاروايات ديگر دراین باره  حاكي از اين است كه مسئله انتظار در اسلام بسيار مهم وارزشمند است، وقطعا نتايج سازنده اي دارد كه تا اين حد تمجيد شده بطور كه در رديف حنگيدن با دشمن در ركاب رسول خدا(ص) قرار گرفته است.

مفهوم انتظار

واژه انتظار درگفتار معمول مردم بمعني اميد بهتر شدن وتحول از وضع موجود به وضع ديگر است، به عنوان مثال شخصي خود ويا فرزندش بيمار است، در هنگام احوال پرسي مي گويد: اميد وانتظار آن را دارم كه بهبودي حاصل شود ويا ديگران به او چنين مي گويند بنا براين مفهوم ساده انتظار اين است كه من ازوضع موجود ناراضي ام واميد آن را دارم كه با تلاش واستفاده از امكانات اين وضع عوض گردد روشن است كه چنين انتظار بدون تلاش وعمل تحقق نمي يابد.

بنا براين انتظار يعني آينده نگري وتلاش براي ديگر گوني وضع موجود وتحول آن به آينده ايده آل و برتر وقتي كه معني انتظار در اين گونه امور ساده جنين با شد قطعا انتظار ظهور حضرت مهدي(عج) وتحقق حكومت جهاني او واجراي آرمان هاي مقدسش در سراسر جهان ودر ابعاد گوناگون معني عظيم وژرفي خواهد داشت چنين انتظار به معني آمده باش كامل وزمينه سازي سياسي،فرهنگي، علمي، اخلاقي، اقتصادي واجتماعي عميق درسراسر جهان است. آري، انتظار كه مناسب انقلاب جهاني وبرقراري صلح وعدالت حقيقي در همه جا به رهبري خورشيد ولايت امير همه پيامبران وامامان ومستضعفان جهان، حضرت مهدي(عج) باشد قطعا نياز به برنامه ریزي حساب شده و وسيع دارد. اينكه در راوايات مذكور انتظار به عنوان بهترين عمل وعبادت ياد شده وارزش آن همچون جنگيدن با دشمن در ركاب پيامبر اكرم(ص) قرار گرفتن در ستاد مركزي ارتش حضرت مهدي(عج) تبيين شده به روشني بيانگر آن است كه انتظار بمعني حضور پيگير وفعال در صحنه هاي دفاع از انقلاب وارزش هاي وحركت هاي توحيدي وانقلابي است؛ نه انتظار ذهني، و گوشه نشيني وهمواره بياد ذهني امام زمان(عج) بودم.

به عبارت روشن تر، انتظاربر دو گونه است انتظار غيرمسئولانه وانتظار مسئولانه؛ يعني انتظار مخرب واسارت بار وانتظار سازنده وحركت آفرين. انتظار غير مسئولانه ومخرب آن است كه سطحي وموقت باشد وتنها بدعا وجشن وشب شعر وسخنراني اكتفا شود، ولي انتظار سازنده ومسئولانه آن است كه حركت بخش وسازنده وموجب تحول وآمده سازي معنوي،فرهنگي شده، وباعث ترقي وتعالي در همه ارزشها در ابعاد مختلف  الهي وانساني شود چرا كه هر انقلاب وقتي به پیروزي مي رسد كه براي به ثمر رسيدن آن در ابعاد گوناگون زمينه سازي شده باشد؛ مثلا انقلاب اسلامي ايران به رهبري قائد بزرگ حضرت امام خميني(قدس سره) وسادگي به پيروزي نرسيد،بلكه حضرت امام براي آن زحمت ها كشيد سال ها در زندان وتبعيد به سر برد وبه مردم آگاهي بخشيد وياران او نيز چنين كردند، تا پس از اين زمینه سازي ها انقلاب به پيروزي رسيد.باتوجه به اينكه اين انقلاب تنها در نقط از جهان رخ داد،ولي انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج) كه مربوط به سراسر جهان است واز جهات مختلف عميق تر خواهد بود، قطعا نياز به زمينه سازي ها وآماد گي ها ي بشتر دارد.

امام صادق(ع)‌در گفتاري فرمود: «ليعدن احدكم لخروج القائم ولو سهما» قطعا بايد هر يك از شما براي قيام قائم(عج) هر چند با تهيه كردن يك تير اسلحه آمده گردد.[5]

شخصي از امام باقر(ص) پرسيد: مردم مي گويند: وقتكه حضرت مهدي(عج) قيام كرد كارها بطور طبيعي به پيش مي رود وبه اندازه اي شاخ حجامت خونرزي نمي شود. امام باقر(ع) فرمود:«كلا والذي نفسي بيده لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله حين اوميت رباعيته وشبح قي وجهه كلا والذي نفسي بيده حتي نمسح نحن وانتم العرق والعلق؛» سوگند به خدا چنين نيست اگر چنين چيز ممكن بود در مورد پيامبر اسلام(ص)‌انجام می شد با اينكه دندانهاي اورا( بر اثر ضربه در جنگ احد) خون فراگرفت ، پيشاني اش شكافته شد،سوگند به خدا قيام قائم (عج) پا بر جا نخواهد شد مگر اينكه در ميدان ها عرق بريزيم وخون غليظ ريخته شود.[6]

نيز روايت شده مفضل بن عمر يكي از شاگردان برجسته امام صادق(ع) به آن حضرت عرض كرد: اميدوارم كه قيام قائم(عج) به راحتي انجام شود. امام صادق(ع) فرمود: «لايكون ذلك حتي تمسحو العرق والعلق » چنين نخواهد بود تا عرق بريزد وخون غليظ ريخته شود.[7]

اركان انتظار

انتظار سه ركن دارد 1- ازوضع موجود ظلم وفساد وبي عدالتي ناراحت است  2- درانتظار وضعيت مطلوب است  3- براي هركاري كه اورا از وضع موجود به وضعيت مطلوب منتقل مي سازد تلاش مي كند . كسي كه وضع موجود را زندان مي داند ودر انتظار رهايي است آرام نمي نشينند . چنان كه كسي كه از بيماري رنج مي برد ودر آروزوي بهبودي است پيوسته از دارو ودرمان بهره مي گيرد انچه دكتر

بگوید می پذیرد،دارو،پرهیز،جراحی وحالت تسلیم گونه دارد واصولا انتظار در هرچیزی تلاش وکوشش را نیاز دارد. دانش آموز که منتظر امتحان است اگر موفقیت خود را می خواهد تلاش می کند. کشاورزی که در انتظار محصول است برای محصول بهتر تلاش می کند. میزبان که در انتظار مهمان است برای آمدن مهمان تلاش می کند.بازرگان که ازوضع آشفته بازار رنج می برد برای رهای از وضع موجود تلاش می کند.

راستی مابرای انتظارظهور مهدی چه تلاش می کنیم تاظهورش نزدیک شود.

نگاهي به شرايط انتظار: XE "نگاهي به شرايط انتظار:"

باتوجه به اهميت انتظار ومعني عميق وگسترده آن تحقق كامل آن به شرط هاي متعدد بستگي دارد؛ به عنوان مثال زودتر ازوقت به مسجد رفتن ونشستن به انتظار نماز پاداش بسيار دارد تا آنجا كه رسول خدا (ص) فرمود:(( انتظار صلاةبعد صلاة تغسل الخطايا)) انتظار كشيدن براي نماز از نماز قبل خطا ها وگناهان رامي شويد .[8]

ولي همين انتظار شرايط دارد هرگاه كسي به بعض ازآن شرايط مانند وضوء، پاكي بدن ولباس، قناعت كند اما در اداء خمس وزكات و000 كاهلي نمايد وبالباس غصبي در انتظار نماز بنشيند ونماز اش را باهمان لباس بخواند،هرگز پاداش انتظار نماز راندارد، ونماز اش باطل است.

در مسئله انتظار ظهور حضرت قائم آل محمد(ص) نيز بايد شرايط آن را شناخت وبه آن عمل كرد،تاحقيقت انتظار حاصل شود وگر نه چنان انتظار كامل نيست وپاداش انتظار حقيقي را نخواهد داشت. گفتني است كه در راوايات متعددي انتظار به عنوان بهترين ومحبوب ترين عمل معرفي شده است.[9]     

بنابراين انتظار تنها يك امر ذهني نيست بايد آثار آن درعمل ديده شود در غير اين صورت عملي در كار نيست تا بهترين عمل باشد. محدث بزرگ كليني نقل مي كند: جمعي از شاگردان واصحاب امام صادق (ع) در محضر ان حضرت گردهم امده بودند واز انتظار وظهورش وخروج امام قائم (عج) سخن مي گفتند امام صادق (ع) سخن انها را مي شنيد به انها رو كرد وفرمود :(( في اي شيي انتم؟ هيهات هيهات لاوالله لايكون ماتمدون اليه اعينكم حتي تغربلوا  لاوالله لايكون ما تمدون اليه اعينكم حتي تمحصوا  لاوالله لايكون ماتمدون اليه اعينكم حتي تميزوا))  كجاييد شما ؟ هيهات هيهات  نه به خدا سوگند آنچه به سوي آن چشم مي كشيد تحقق نيابد تا غربال شويد  نه به خدا سوگند آنچه به سويش چشم دوخته ايد نمي آيد تا بررسي وزير ورو شويد  نه به خدا سوگند آنچه به سويش چشم مي كشيد واقع نشود تا (طرفداران حق باطل )از هم جدا شود [10] اين سخن امام صادق (ع)به روشني بيانگر آن است كه منتظران ظهور حضرت قائم (عج)با يد به موازين وبرنامه هاي اسلام در تمام فراز ونشيب ها عمل كنند ودر همه امتحان ها وآزمايش ها استواري وخلوص خود را حفظ نمايند ورودرروي باطل گرايان قرار گيرند نه اين كه در صف آنها ودر داخل آنها باشند آري آنها بايد هيج گاه نهي از منكر ومبارزه با مجرمان ومخالفان را از ياد نبرند و...  

نگاهي به وظايف منتظران

ترديدي نيست كه براي تحقق وتكميل انتظار باان مفهوم عميق ووسيع كه گفتيم به شناخت دستور العمل ها وبر نامه ها ووظايف وانجام آنها نياز است ،به گفته فلاسفه هر چيزي داراي چهار وجود است؛ذهني،لفظي،خطي،عيني وحقيقي. پر واضح است كه وجود ذهني ولفظي وخطي ،كالر ساز وتحول بخش نخواهد بود آنچه كه تحول آفرين است وجود عيني وحقيقي است مثلا اگر كسي تشنه است وآب مي خواهد وجود ذهني وخطي ولفظي آب تشنگي اورا بر طرف نمي سازد بلكه وجود عيني آب است كه بانوشيدنش رفع تشنگي مي شود در مسئله انتظار نيز بايد به سراغ وجود عيني آن رفت،به گفته مولانا:

« نام فروردين نيارد گل به باغ_ شب نگرددروشن از اسم چراغ

اسم گفتي رو مسمي را بجوي _ماه دربالا است ني در آب جوي

هيچ اسم بي مسمّي ديده اي    _ يازگاف ولام گل،گل چيده اي))

تاقيامت عارف ازمي مي كند_ تا ننوشد باده مستي كي كند.

شناخت وظايف ومسئوليت ها وانجام آن مارا به وجود عيني انتظار مي رساند وانتظار ماراتكميل خواهد كرد. بر همين اساس هنگامي كه حضرت مهدي (عج) پس ازظهور ش درمكه خطبه مي خواند در فراز از خطبه اش چنين مي فرمايد:«تأمركم ان لاتشركوا به شيئا وان تحافظوا علي طاعته وطاعة رسوله،»

كه هيچ چيز را همتاي خدا قرار ندهيد ودر اطاعت خدا ورسولش ،مراقبت نمايد زندگي ومرگ تان بر اساس قرآن باشد.[11] امام باقر(ع)  به جابر جعفي فرمود:« ماتنال ولايتنا الاّ بالعمل والورع » به ولايت ودوستي ما جز از راه عمل و پرهيز نمي توان برسي.[12] امام باقر(ع) درپاسخ شخصي كه ازوقت فرج پرسيده بود فرمود:« هيهات هيهات لاتكون فرجنا حتي تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا،حتي يذهب الكدر ويبقي الصفوا» هيهات هيهات، فرج وظهور ما فرانرسد تاغربال شويد باز غربال شويد،باز غربال شويد،تا اينكه كدورت ها وشائبه ها نابود شود،وصفا وصميميت جايگزين آنها گردد.[13] كوتاه سخن آن كه: پايه واساس تحقق انتظار،وظيفه شناسي وانجام وظيفه است وچنين خصلتي وقتي بدست مي آيد كه انسان در برابر نفس سركش استادگي كندتا آن رابه مرحله نفس مطمئنه برساند. اميرالمئومنان (ع) درشمارش خصال پرهزگاران گفتاري دارد از جمله مي فرمايد:« انّ استصعبت عليه نفسه في ماتكره ولم يؤتها سؤلها في ماتحب.»[14]هرگاه نفس او در انجام وظايفي كه خوش ندارد سركشي كند (وبه راه گناه برود )او هم از ان چه نفس دوست دارد محرومش مي سازد . واز اين طريق نفس سركش را مجازات مي كند.

 بي گمان انقلاب حضرت مهدي (ع) همچون ديگر انقلاب ها ، بدون مقدمه و زمينه سازي به وجود نمي آيد و در اين زمينه سازي ، انسان هاي ايفاي نقش مي کنند.

اگر درجامعه­ي عوامل وويژگي هاي زير وجود داشته باشد مي توانيم ازآن جامعه به عنوان جامعه زمينه سازبراي ظهورحضرت ياد نماييم، به تعداد ازاين عوامل اشاره مي­نماييم.

عوامل زمينه ساز  

1- شناخت پرودگار

خداوند متعال فلسفه اساسي آفرينش انسانها را عبادت و بندگي معرفي نموده است آن جا که مي فرمايد : و ماخلقت الجن والانس الا ليعبدون[15] «جن و انس را جز براي اينکه عبادت کنند خلق نکردم»

اين مهم زماني حاصل مي گردد که شناخت نسبت به ان ذات مقدس فراهم آيد. پس از شناخت خداوند است که راه رشد هموار و موانع بر طرف مي شود. ياران امام مهدي(عج) از جمله کساني هستند که خداوند را آن گونه که شايسته است مي شناسند. حضرت علي(ع) اين شناخت والاي خداوند را در ايشان اين گونه وصف فرموده است:

رجال مؤمنون عرفوالله حق معرفته و هم انصار المهدي في آخر الزمان[16]

«مرداني مؤمن که خدا را چنان که شايسته است شناخته اند و آنان، ياران مهدي(ع) در آخر الزمانند.» ام صادق(ع) قلب هاي آنا را بساني پولاد دانسته مي فرمايند: ... رجال کان قلوبهم زبر الحديد لا يشوبها شک في ذات الله اشد من الحجر ...؛ [17]  «آنان مرداني اند که دلهاي شان گويا پاروهاي آهن است، هيچ ترديدي نسبت به خداوند قلب هاي شان را نيالايد و قلب هاي شان از سنگ استوار تر است»

2- شناخت امام زمان(ع)

اگر شناخت امام در هرزماني بر پيروان حضرتش لازم و ضروري است ولي آنچه که اين شناخت را از اهميت دوچندان بر خوردار مي سازد، شرايط ويژه او است که عبارتند از: ولادت پنهاني ، زيست پنهاني و امتحانات سخت و دشوار زمينه سازان که همان ياران حضرت مهدي(ع) در هنگام ظهور هستند. امام خويش را به بهترين وجه مي شناسند و اين شناخت آگاهانه در تمامي وجود شان رسوخ کرده است. بنا بر اين زمينه سازي براي ظهور آن حضرت، بدون شناخت او امکان پذير نخواهد بود. در روايات فراواني بيان شده است: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية.[18] «هرکه بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهلي خواهد مرد.» همچنين امام صادق(ع) فرمود:  ... اعرف امامک فاذا عرفته لم يضرک تقدم هذا الامر أم تأخر ... فمن عرف امامه کان کمن هو في فسطاطه القائم.[19]  «امام زمان خويش را بشناس، پس وقتي او را شناختي در پيش افتادن و يا تأخير اين امر (ظهور) آسيبي به تو نخواهد رساند ... پس هر آن کس که امام خويش را شناخت مانند کسي است که در خيمه قائم باشد.»

اگر چه حضرتش در پس پرده غيبت است ولي هرگز جمال وجودش براي ياران راستين اش پنهان نبوده است. اگر معرفت به آن حضرت نباشد، ديدن ظاهري ايشان سودي در برنخواهد داشت. کم نبودند کساني که همواره جمال دلنشين پيامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) را زيارت مي کردند، ولي بهره معرفتي چنداني از آن اسوه هاي آفرينش نبردند.  امام صادق(ع) فرمود: ومن عرف امام ثم مات قبل ان يقوم صاحب هذا الامر کان بمنزلة من کان قاعداً في عسکره لا بل بمنزلة من قعد تحت لوائه؛[20]  «هر آن کس که امامش را شناخت و قبل از قيام صاحب اين امر(امام زمان) از  دنيا رفت ، بسان  کساني است که در سپاه آن حضرت، خدمت گزاري خواهد کرد، نه بلکه مانند کسي است که زير پرچم آن حضرت است» بنا بر اين اگرچه شوق ديدار آن حضرت و سعادت ديدنش از اهميت بسياري برخوردار است ولي از آن مهم تر شناخت و معرفت ايشان است که حاصل آن، ارتباط روحي و سنخيت با آن امام همام است. به يقين اگر کسي به وظيفه وتکليفي که خداوند متعال برايش تعيين فرموده عمل کند، خود آن بزرگوار به ديدنش خواهد رفت چنان که در طول همه سالهاي غيبت چنين بوده است.

3- اطاعت محض از خداوند و اولياي الهي.

کسي که به دنبال زمينه سازي براي ظهور حضرت مهدي(ع) است، پس از شناخت خداوند و امام زمان(ع) و اعتقاد به آنان بايد اين شناخت و اعتقاد را عملي کرد و تبلور حقيقي آن در اطاعت محض از آن انوار پاک ظاهر مي شود. همسو کردن رفتارها، نيت ها و جهت گيري ها طبق خواست رهبرالهي، از مهم ترين ويژگي هاي رهروان راستين است و اين صفت به خوبي در ياران امام مهدي(ع) وجود دارد. گفتني است اگر کسي در مرحله شناخت، در حد ممکن معرفت کسب نمايد در مرحله اطاعت دچار ترديد نخواهد شد. حال آنکه اگر کسي در آن مرحله دچار ترديد و يا نقصان معرفتي شد، در مرحله اطاعت هرگز پيرو خوبي نخواهد بود.

امروز نيز حضرت مهدي(ع) در پس پرده غيبت است، اما راه و فرمانش را بايدگردن نهاد چرا که اگر کسي اکنون از دستورات آن حضرت اطاعت کند، در زمان ظهور نيز چنين خواهد بود.

رسول گرامي اسلام(ص) در اين باره فرموده: طوبي لمن ادرک قائم اهل بيتي و هو مقتد به قبل قيامه يتولي وليه ويتبرأ من عدوه ويتولي الائمة الهاديه من قبله اولئک رفقائي و ذوو ودي . مودتي و اکرم امتي علي.[21]   خوشا به حال کسي که قائم اهلبيت را درک کند، حال آنکه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، بادوست او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف و با رهبران و پيشوايان هدايتگر پيش از او نيز دوست باشد. اينان همچنين و دوستان من و گرامي ترين امت من در نزد من هستند.

4- احترام خالصانه

از آن جا که امام حقي بزرگي بر پيروان خود دارد، خدواند متعال احترام او را بر مردم لازم فرموده است. از اين رو هر آنچه مايه بزرگداشت او مي شود، اين بنا است که ياران حقيقي حضرت در زمان غيبت اين احساس را در خود ايجاد نموده و تا زمان ظهور نيز همواره در تمامي امور، احترام آن حضرت را پاس دارند. ائمه معصومين(ع) هرگز از اين امر مهم غفلت نکرده، عظمت شأن آخرين معصوم(ع) ايشان را به تکريم و احترامي مثال زدني وا داشته است.

5- انتظار راستين

انتظار راستين که اساس شخصيت زمينه سازان ظهور را شکل مي دهد. پيشينه اي بس دراز و طولاني در تاريخ شيعه دارد. آخرين فرستاده الهي بانگ برآورده و انسانها را به روزگاري سراسر نور نويد داده و فرموده است: «لاتذهب الدنيا حتي يلتي امتي اجل من اهل بيتي يقال له المهدي»[22]  دنيا به پايان نرسد مگر اينکه امت مرا مردي از اهل بيتم رهبري کند که به او مهدي گفته مي شود.»

اکنون قرن ها از آن بانگ ملکوتي مي گذرد؛ ولي چنان طنين دلنشين و اميد بخش آن در گوش انسانها است. اين بشارت بزرگ زندگي مردان را درعصر بلند انتظار با تاريخي روشن از نمودها و جلوه هاي فکري و عملي روز به روز به آن دروازه روشنايي نزديک تر مي سازد.

آن چه در اين رهيافت از ارزشي بسي بلند برخوردار است، زمينه سازي براي ايجاد آن حکومت موعود است؛ اگرچه زمان بر پايي آن از اسرار الهي و تنها در حيطه اردة خداوند است.

امام صادق(ع) اين معني را چنين بيان فرموده است: «هرکس که خوشحال مي شود که از ياران قائم(عج) باشد، بايد منتظر باشد و بايد پرهيزگاري و اخلاق نيکو عمل نمايد وبا چنين حالتي منتظر باشد که هرگاه بميرد و پس از مردنش قائم(عج) به پاخيزد، پاداش او همچون کسي است که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد. پس بکوشيد و منتظر باشيد و گوارا باد اي گروه رحمت شده.»[23]

6- آمادگي براي خدمت به حضرت مهدي(ع)

آنان که وجود شان سرشار از عشق خداوند و اولياي او است،‌اگر عصر ظهور را درک کند، بزرگترين افتخار شان خدمت به ساحت بلند مهدي آل محمد(ص) خواهد بود. شايد باور کردن اين سخن بسي مشکل باشد که رئيس مذهب شيعه حضرت صادق(ع) آن گاه که نام آخرين ذخيره الهي نزدش برده مي شد با حسرتي بر آمده از عمق جان و آرزوي بي مانند آهي از نهاد بر مي آورد و مي فرمود: لو ادرکته لخدمته ايام حياتي. [24]  «اگر او را درک کنم تمام روزهاي زندگي ام خدمت گزار او خواهم بود»

هرکس بخواهد در آن روزگار خدمت حضرتش نصيب گردد، بايد هم اکنون در دوران غيبت، خدمت به آن حضرت و ياران او را سرلوحه کارهاي خود قرار دهد.

7- خود سازي و ديگر سازي

 يکي ديگر از ويژگي هاي ياران مهدي (ع) در عصر غيبت،‌خود سازي و مواظبت به رفتار خويش است که در پي آن،‌ جامعه و ديگران نيز به اين جهت متمايل خواهند شد شکي نيست که دين داري در عصر غيبت حضرت مهدي (ع) راز هر زماني ديگر پس مشکل تر و طاقت فرساتر است.

امام صادق (ع) سختي اين دوران را اين گونه تصوير کرده است: «ان الصاحب هذا الامر غيبه امتمسک فيها بدينه کالخارطبه للقتاد ثم قال هكذا بيده فايّکم يمسک شوک اقتاد بيده ثم اطرق مليّا ثم قال: ان الصاحب هذا الامر غيبه فليق الله عبده و ليتمسک بدينه[25] صاحب اين امر غيبتي دارد که در آن هرکس از دين خود دست برندارد همانند کسي است که باکشيدن دست خود بر ساقه قتاد (که بوته اي تيغ دار است) بسترد پس کدام يک از شما با دست خود تيغ هاي قتاد را نگه مي دارد؟ پس آن حضرت مدتي سر به زير افکند و فرمود:‌ صاحب اين امر داراي غيبتي است پس به یاد خدا بايد پرهيزگاري و تقوي پيشه کند و به دين خود تمسک جويد، اگر چه آزمايش هاي ديني براي همه ايمان آورندگان در همه زمان ها، قانون الهي است؛ اما در عصر غيبت تمامي عوامل دست به دست هم داده اين آزمايش را به اوج خود مي رساند.

در اين دوران است که نگهداشت دين، بسيار دشوار است و بيشتر مردم به انگيزه هاي گوناگون،‌ ايمان خويش را در زندگي از دست مي دهند.

گسترش زمينه هاي ناباوري، افزايش انگيزه هاي انحراف و گريز از دين و ستيزه جويي هاي دشمنان يا دين داران و دين داري، از مهم ترين عوامل اين آزمايش است. آنان که در اين گرداب هاي ترسناک، دين خود را حفظ کنند، ‌از شأن ورتبه اي بس رفيع برخوردار خواهند بود.[26] انسان در اين دوران بر خلاف دوران عصر پيامبر (ص) و ديگر معصومين (ع) از تمامي دريافت هاي حسي نسبت به پيامبر و امامان (ع) دور است و تنها بر اساس درک عقلي و تاريخي، پيامبر (ص) و پيشوايان معصوم را مي شناسد و به رسالت و امامت ايشان ايمان مي آورد.

امام سجاد (ع) در اين باره مي فرمايد: «اي ابا خالد، مردم در زمان غيبت آن امام که به امامت او معتقدند و منتظر ظهور او هستند از مردم هر زماني برترند. زيرا خداي متعال عقل و فهم و معرفتي به آنان عطا فرموده که غيبت نزد آنان به متزله مشاهده است و آنان در آن زمان، به مانند مجاهدان پيش روي رسول خدا (ص) که با شمشير به جهاد برخاستند قرار داده است. آنان مخلصان واقعي و شيعيان راستين و داعيان به دين خداي متعال در نهان و آشکارند».[27]

موفقيت در اين آزمايش نيازمند بينشي است که انسان دين دار در پرتو آن بتواند در برابر تحريف ها، شبهه ها و ترديدها رويکرد ديني خود را حفظ کند و يا هيچ يک از عوامل انحراف، خلوص و دين داري را در فکر و عمل از دست ندهد. اگر چنين شد مصداق اين فرمايش رسول گرامي اسلام (ص) خواهد بود که فرمود:‌ «به زودي پس از شما کساني مي آيند که يک تن از آنان پاداش پنجاه تن از شما را دارد. گفتند اي رسول خدا، ما در جنگ بدر و احد و حنين در رکاب شما جهاد کرديم و درباره ي ما آيه قرآن نازل شده است؟ پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: اگر آنچه از آزارها و رنج ها ک بر آنان مي رسد،‌ بر شما آيد، بسان آنان، شکيبايي نخواهيد داشت».[28] پايداري بر دين در روزگار غيبت به تحمل سختي ها،‌ محروميت ها و تنگناهاي مادي خلاصه نمي شود؛ بلکه تحمل فشارهاي سخت روحي و معنوي نيز بر آن ها افزوده مي گردد و چنانچه دين داري با صبر و شکيبايي درست و آگاهانه توأم نباشد، به تدريج نا اميدي به مردم روي مي آورد و باور را از روح و فکر آنان بر مي دارد.

8_ صبروپایداری

یک ازامور که همواره همرا انتظار فرج از آن یاد شده صبر است . امام رضار(ع) فرمود:« ما احسن الصبر وانتظار الفرج» چه نیکو است شکیبای وانتظار فرج.[29] وامام باقر(ع)فرمود: «زمان به مردم می آید که امام وپیشوای آنان غیبت می کند. پس خوشا به حال کسانیکه در آن زمان برفرمان ما استوار وثابت قدم باشند.[30] آره انتظار بدون عنصر پایداری وشکیبای وصبر دربرابر مشکلات وسیله ای بدون مغز وقالب بی محتوا است. روح انتظار مقاومت وصبر است. کسی که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانی است باید تا فرارسیدن زمان پیدای هدف وشکل گرفتن آرمان پایداری وشکیبای کند وتاب وتوان خود را از دست ندهد وهر ناملایمی را درآن راه با برد وباری بپذیرد وچون صبر وپایداری را از دست داده وبی شکیب گردید وتاب وتوان را از دست داد انتظار را نیز از دست داده است. زیرا پایداری وصبر تحقق بخش جوهر انتظار است.

انتظار یعنی حالت که انسان در امر دین ودر برابر کفر وتبلیغات ضد اسلامی مقاومت کند وانسان را به جلو رفتن وپش رفتن در امر دین تحریک کند پس انتظار هم عامل مقاومت است وهم عامل حرکت. امام صادق(ع)فرمود:« ان لصاحب هذاالامر غیبت المتمسک فیها بدینه  کالخارط لشلوک القتاد بیده ثم اومابیده هکذا،قال:فایکم تمسک شوک القتاد بیده ثم اطرق ملیاثم قال:ان لصاحب هذاالامر غیبت فلیتق الله عبد عند غیبته ولیتمسک بدینیه.))   بگوي همانا برای صاحب این امر غیبتی است کسی که در عصر غیبت به دینش پایبند بماند مانند کسی است که دست خود را از با لای گیاهی قتاد (گیاهی که خارهایش مثل سوزن است )به طرف پائین آن می کشد تاخارهایش بریزد. سپس بادستش اشاره کرد وفرمود: این گونه،یعنی شکل کشیدن دست را بردرخت با کشیدن دستش بردست دیگرترسیم کرد.وفرمودکدام یک از شما شاخه خاردار قتاد را با دست خود می گیرد؟ سپس درنگی نمود، آن گاه فرمود برای صاخب این امر غیبتی است پس بنده باید در زمان غایبت تقوای الهی را پیشه خود سازد وبه دینش تمسک جوید.[31]

9- خود کنترلی:

شخص منتظر که به  وجود امام حی وزنده اعتتقاد دارد همواره باید خود را در منظر امام زمان (عج) ببیند واحساس کند که حضرت مراقب اوست واعمال ورفتارش راچه خوب وچه بد می بیند  چنان كه خداوند درقرآن كريم مي­فرمايد: (( وقل اعملوا فسيري الله عملكم ورسوله والمو منون وستردون الي عالم الغيب والشهاده فينبئكم بما كنتم تعملون. ))[32] قتی این اعتتقاد در اوتقویت شد دیگر دست به فساد وگناه نمی آلاید، واز آن حضرت حیا می کند.

10- عمل به تکلیف:

براساس روایات انتظار فرج، منتظر ظهورحضرت بايد بروظایف شرعی وفضایل اخلاقی توأم باشد نه اباحه گری. قرآن وعده پیروزی وحاکمیت حکومت جهانی رابه مؤمنان می دهد که عمل صالح انجام دهند. (( الالذين تابو من بعد ذالك واصلحوا فان الله غفوررحيم )) [33] امام زمان (عج) فرمود: «فلیعمل کل امرئتکم بمایقرب به من محبتنا ولیجتنب مایدنیه من کراهتناوسخطنا)) [34]

پس باید هریک از شما به آنچه که نزدیکی و محبت ما فی شود عمل کند وازهر چیزی که موجبات ناخوشنودی مامی شود دوری نماید ونیز فرمود:«انی ادعوکم الی الله ورسوله والعتمل بکتابه واماته الباطل واحیاءالسنة(مجموعه سخنان بقیةالله ))من شما رابه خداورسول وعمل به کتاب قرآن ونابود کردن باطل وزنده کردن سنت های دینی دعوت می نمایم

11- پرهیزکاری:

اگر قرارباشد انتظار به راه حاکمیت اسلام وقرآن فضیلت به شمار آید هرگزخارج از مدارتقوی نمی توان باشد. امام زمان (عج) فرمود: «فانا نحیط علمنا بابنائکم ولایعزب عناشیئا من اخبارکم» [35] مابراخبار واحوال شما آگاهم وهیچ یک از ازاعمال که شما انجام می­دهید بر ما پوشیده نیست. امام صادق(ع)فرمود:«من سران یکون من اصحاب القائم فلینتظر ویعمل بالورع ومحاسن الاخلاق [36]» هرکس دوست دارد که اصحاب ویاران امام زمان باشد پس باید آماده ای ظهور حضرت باشد وعملش بر اساس ترس ازخدا وتقوی بوده وخوش اخلاق باشد

12- تولی وتبری:

از ویژگی های منتظران دوستی با اهلبیت ودشمنی با دشمنان اهلبیت است. اما زین العابدین (ع) فومود:«طوبی لشیعتناالمتسمکین بحبلنا فی غیبة قائمناالثابتین علی موالاتنا والبرائةمن اعتدائنا اولئک منا ونحن منهم قدرضوا بنا ائمةورضینابهم شیعةوطوبی لهم ثم طوبی لهم هم والله معنا فی درجتنا یوم القیامة»[37]خوشا به حال شیعیان ما که درزمان غیبت قائم ما به ریسمان محبت چنگ زنندگانند وبردوستی مااستوار می باشند واز دشمنا ن ما تبری می جویند اینان از ما هستند وما ازآنها هستیم مارا به عنوان پیشوابرگزیده اند وما هم آن هارا در زمره پیروان خود محبوب می داریم خوش به حال شان که قسم به خدا تا این ها در درجات عالیه در رستاخیز با ماهستند. 

نتيجه:

 بنابراين آنچه به دست مي آيد اين است که منتظران راستين بايد زمينه ساز صادق ظهور منجي عالم بشريت باشد. با اعمال، رفتار و کردار خود صادقانه تلاش نمايند تا زمينه اي ظهور آن حضرت فراهم شود و ما که خود را از جمله سربازان آن حضرت به شمار مي آوريم بايد تلاش نماييم تا زمينه ظهور آن قطب عالم امکان به وجود بيايد و عالم تاريک به نور و جمال آن حضرت روشن شود و اين در صورتي  ممکن است که اين خصوصيات را ما در خود به وجود بياوريم.

ودر يك كلام بايد گفت پايه واساس تحقق انتظار ، وظيفه شناسي،وانجام وظيفه است ،وچنين خصلتي وقتي به دست مي ايد كه انسان دربرابرنفس سركش ايستادگي كند،تا ان را به مرحله (نفس مطمئنه)برساند.ان وقت است كه با تمام وجود در انتظار مهدي فاطمه وعدالت گستر جهان خواهيم بود .وبه اميد ان روز كه مهدي بيايد وجهان پر ازعدل وداد شود ،ظلم و ستم از بين برود ودنيا گلستان شود.

 

 

منابع:

[1] علامه، مجلسي ،بحارالانوار ج،52،ص،125موسسه الوفاء – بیروت – لبنان – الطبعته الثانیه -1403ه .ق،

[2] هما ن ،ص،123

[3] همان،ص؛125

[4] همان،ص،146

[5] نعماني، محمد بن ابراهيم، ‌الغيبة نعماني،ص173، مدين، چ اول 

[6] بحارالانوار،ج،52،ص358

[7] بحارالانوار،ج،52،ص،358

[8] هما،ج،88،ص،18

[9] همان،ج،52،ص،123و128

[10] كليني ، محمدبن يعقوب ،اصول كافي ،ج1 ،ص،197

[11] محقق قزويني ،الامام المهدي من المهد الي الظهور،ص،515

[12] محمد بن يعقوب كليني،اصول كافي ،ج،2ص،74

[13] حرعاملي، محمد بن حسن، اثبات الهدي،ج،7ص،24بيتا، بيجا

[14] نهج البلاغة خطبه 193(خطبه متقين)

[15] . ذاريات ، 56.

[16] . بحار الانوار ، محمد باقر مجلسي ، ج57 ، ص229.

[17] . همان ، ج52 ، ص307.

[18] . کمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، ج2 ، ص409.

[19] . الغيبه ، محمد بن نعماني ، ناشر مدين ، الطبعة الاولي، ص331.

[20] . اصول کافي ، کليني ، ج1 ، ص371.

[21] . کتاب الغيبة ، شيخ طوسي ، ص456. و کمال الدين و تمام النعمة ، ج1 ، ص286.

[22] . همان ، ص644، حديث 3.

[23] . غيبت نعماني ، ص200، حديث 16.

[24] . همان ، ص245.

[25]  کافي، ج 1، ص 335.

[26]  غيبت-نعماني،ص288ح8

[27] . همان ، ج1، ص 319.

[28] . الغيبة، ص 456.

[29]. صدوق، محمد بن بابويه قمي،  کمال الدین،ج،2ص،645

[30] بحارالانوار؛ج؛52ص،146

[31] کلنی،کافی،ج،1،ص،335

[32] . توبه / 105

[33] . سوره نور/ 5

[34] علامه مجلسی،بحارالانوار،ج،53،ص،176

[35] همان،ص،176

[36] هما،ج،52،ص،140

[37] همان،ج،51ص،72

 

دیدگاه

*