عبدالعلی حسنی

 

 

         مقدمه

افغانستان نوین تفاوتهای بسیاری با افغانستان پیشین دارد.اگر بخواهیم مقایسه ای بین این دوداشته باشیم باید تاریخ گذشته این کشور را مرور نمائیم تاباسیاستها،خط مشی ها وعملکردنظامها وحکومتهای گذشته آشناشویم وآنگاه وضعیت گذشته را باحال  مورد مقایسه قرار بدهیم .

افغانستان پیشین

درافغانستان پیشین همواره زورمبنای مشروعیت نظامهای سیاسی بوده واین سیاست ریشه درتاریخ کشور،وحوزه تمدنی مادارد" زور همواره مبنای مشروعیت سیاسی در تاریخ کشور وحوزه تمدنی مابوده است همین مکانیزم زور بود که قدرت از امویان به عباسیان وبه عثمانیان ودر منطقه ما ازصفاریان غزنویان واز غزنویان به سلجوقیان واز سلجوقیان به خوارزم شاهیان واز خوارزم شاهیان به مغولان... ودر افغانستان ازسدوزای به محمدزای واز محمد زای به کمونیستها واز کمونیستها به مجاهدین واز مجاهدین به طالبان و ازطالبان به اداره جدید منتقل نمود. شورش واغتشاش و(پادشا گردشی)و کودتا از مظاهر اصلی نظامهای سیاسی ما بوده است اگر مدعی داخلی وخارجی قدرت هم نمیبود فرزندان شاه ویا شریکان حاکمیت دولتی چون عقرب درجان همدیگر می افتیدند وهمدیگر را میکشتند واگر احیانا عواطف انسانی شان به جوش میآمد مخالفان سیاسی خویش راکور میکردند."(1) این بوده راه و روش حکومت داری حاکمان گذشته و رژیمهای پیشین .

در طول  تاریخ کشور تلاش  حاکمان  همواره  بر این بوده تامردم را از قدرت وحاکمیت دورنگهدارندوبااتخاز سیاستهای تفرقه افکنانه درصدد ایجاد دشمنی ونزاع بین اقوام واقشار مختلف جامعه بوده است تا از آب گل آلود سوء استفاده کرده وپایه های حکومت خود راتقویت نماید وبا اعمال تبعیضات ونابرابریهای اجتماعی عده ای را آقا وسرور ساخته ودیگران را نوکرومطیع عده ای را درناز ونعمت نگهداشه وعده ای دیگر را نیزدرفقروبیچارگی وبعضی را حاکم   وبعضی راهم محکوم وهمینطوریک قوم راصاحب کشورواقوام دیگر را بیگانه وچنان دراین  سیاستهای خود ادامه دادند تا کشور را به کوچکترین اجزایش تجزیه کردند.

درافغانستان دیروزاستبداد وخودکامگی حرف اول را میزد تاجای که مردم فراموش کرده بودند که آنها نیز درحاکمیت برسرنوشت خود دارای حق هستند ودرواقع آنها هستند که صاحب کشوروحاکمیت میباشند.درافغانستان پیشین حاکمان خودراما لک کشورومستحق حاکمیت میدانستند ومردم را رعیت وفرمانبردارواین تفکر به مرور زمان به یک فرهنگ تبدیل شده بودودرمدت دوونیم قرن فرهنگ غالب برجامعه گشته بود.

 افغانستان نوین

 اما افغانستان نوین کاملا دگرگون گشته وآن فرهنگ عوض شده ومی توان ادعا کرد که یک چرخش 180 درجه ای رابین سیاستهای حاکم بر افغانستان گذشته وافغانستان نوین شاهد هستیم .در افغانستان نوین مبنای مشوعیت سیاسی نظام مردم است وانتخابات ومراجعه به آرای عمومی بعنوان یک اصل خدشه ناپذیرنظام جهت انتخاب رئیس جمهورونمایندگان پارلمان واعضای شوراهای ولایتی وولسوالیها می باشد که حرف اول را میزند واصلا حاکمیت به مردم تعلق دارد ونظام حاکم برمحوریت مردم می چرخد ومردم مبنای مشروعیت سیاسی است وهمه اقشار جامعه بدون هیچگونه تبعیض قومی ،مذهبی ،منطقوی ولسانی از حق مشرکت سیاسی یکسان در ساختار حاکمیت برخوردار میباشند.برگزاری انتخابت ریاست جمهوری در سال گذشته وانتخاب پارلمانی وشوراهای ولایتی وولسوالیهای  پیشرو نمونه بارزی از این امتیاز نظام جمهوری اسلامی بشمار می رود که تفاوتهای بسیاری با نظامهی گذشته دارداگر در افغانستان پیشین همواره زور مبنای مشرو عیت سیاسی بوده است برعکس در افغانستان نوین مردم مبنای مشوعیت سیاسی نظام حاکم بشمار میرود وهرگونه استبداد وخود کامگی ،تبعیض ونابراری های اجتماعی محکوم است وجای در نظام ندارد واین آن چیزی هست که مردم افغانستان در طول تاریخ بدنبال آن بوده اند اما در افغانستان نوین به آن دست یافته اند واین پیروزی بزرگیست وباید آنرا قدر دانست.
                               

سخن آغازین

از آنجای که در آستانه اتخابات پارلمان کشور نزدیک میشویم وبه خاطر اهمیت مسائل مربوط به آن بحث داغ رسانه هاومطبوعات کشور میباشد وما نیزبنوبه خود برآن شدیم تا مطالبی را که جهت آشنای خونندگان محترم  راجع به اتخاب پارلمانی عرضه نمایم امید که مورد استفاده آنان قرار گیرد.

نخست لازم است که تعریفی از دموکراسی ومردم سالاری داشته باشیم وسپس باتوجه به آن بحث مورد نظر خود را ادامه دهیم.

دموکراسی

دموکراسی به معنای حکومت مردم برمردم تعریف شده است و مردم سالاری اصطلاحی است که درفارسی بجای د موکراسی بکار برده میشود.

"لفظ دموکراسی دراصل دردولت شهرهای یونان باستان پدید آمد ومراد ازآن حکومت (دموس) یا عامه ی مردم است یعنی حق همگانی برای تصمیم گیری درامورهمگانی جامعه این صورت ازدموکراسی( دموکراسی مستقیم) نام دارد این شکل از حکومت بویژه در آتن (سده پنجم ق.م) پدید آمد ودر آن، همه مردم (بجز زنان وبردگان ) بصورت مستقیم در وضع قوانین شرکت میکردند وبرای امور اجرای نیز بنوبت عهده دارسمتهای میشدند. جمهوری روم نیز با برخی از جنبه های ازدموکراسی آشنای داشت وروش نمایندگی نخستین باردرآن به کاربسته شداما باپیدایش دوره امپراتوری ،دموکراسی نیز ازآن رخت بربست."2

باگسترش جمعیت دیگر دموکراسی مستقیم امکان نداشت لذا روش نمایندگی بوجود آمد که دراین روش مردم به جای اینکه خود در وضع قوانین واداره امور مربوط به جامعه شرکت کنند،نمایندگانی را ازمیان خود برمیگزیدند وآن ظایف را به نماینده گان خود محول مینمایندولذا دموکراسی مستقیم تبدیل شد به دموکراسی غیر مستقیم.

"اما آنچه در جهان امروز در پهنه دولت-ملت ها به نام دموکراسی شناخته میشود دموکراسی غیرمستقیم یا نمایندگی است یعنی انتخاب نمایندگانی که درمجلس های قانون گذاری خواست اکثریت مردم را به اجرا میگذارند".3

انتخابات ود موکراسی

دموکراسی چند اصل دارد که عبارتند از: آزادی،برابری ،قانون مندی ،پاسخگو بودن حاکمیت درمقابل مردم، نقد پذیری دولت ،قانون اساسی وانتخابات.

انتخابات یکی از اصول اساسی دموکراسی می باشد که براساس آن مردم درانتخابات آزاد وسرتاسری وسری شرکت میکنند وبدون هیچگونه فشارواجبارنمایندگانی را ازطرف خود راهی پارلمان می سازند. در دنیای متمدن امروزی انتخابات یکی ازراه های مشارکت مردم در ساختارحاکمیت می باشد وبرجسته ترین نماد دموکراسی و مردم سالای به شمار میرود ودر اکثر کشورهای جهان به یک امربدیهی تبدیل شده است ولی درافغانستان یک چیزجدید است ودرابتدای راه قرار دارد .

 پارلمان ودموکراسی

پارلمان نقش بسیار برجسته واساسی درتحقق دموکراسی ومردم سالاری داردو بدون پارلمان تحقق نظام مبتنی بر دموکراسی بسیار بعید ومشکل بنظر میرسد." رابطه پارلمان ودموکراسی یک رابطه عمیق وناگسستنی است. پارلمان یکی ازنمودها ومکانیزم های تحقق قدرت دموکراتیک تلقی می شودو بلکه باعدم امکان عملی دموکراسی مستقیم وگسترش دموکراسی نمایندگی ،پارلمان نمود ومظهر برجسته ای از دموکراسی نمایندگی است. ازاینروی برخی ازصاحب نظران براین باورند که بین افزایش میزان مشارکت وتقویت دموکراسی رابطه مستقیم وجود دارد.افزایش ضریب مشارکت سیاسی به استحکام دموکراسی می انجامد وکاهش آن به تضعیف دموکراسی".4 بانبود پارلمان وعدم مشارکت عمومی درتعیین نمایندگان منتخب خود ودرپی آن عدم نظارت بر عملکرد دولت حاکمیت خوی استبدادی وخودکامگی به خود میگیرد که دردرازمدت فضای بی ثباتی،بی اعتمادی وبی مسئولیتی را بدنبال داردوتاریخ گذشته کشور ما شاهد این مدعا است.

جمهوری اسلامی افغانستان ومردم سالاری

 بعد از تحولات چند ساله اخیردرکشور که درپی وقوع حادثه ی یازدهم سپتامبر 2001 میلادی وپس از سقوط طالبان، بوجود آمد افغانستان در موقعیتی متفاوت ازگذشته قرارگرفت وباحمایت جامعه جهانی وعزم عمومی نظام جدید بامعیار دموکراسی ومردم سالاری درافغانستان روی کارآمد.

درنظام جدید حاکمیت به مردم تعلق دارد وتوده های مردم صاحبان اصلی قدرت بشمار میرود چنانکه در قانون اساسی آن این حق برسمیت شناخته شده است."حاکمیت ملی درافغانستان به ملت تعلق دارد که به طورمستقیم یا توسط نمایندگان خود،آن رااعمال میکند."5 ورئیس جمهور که بالاترین مقام رسمی واجرای کشوراست بامراجعه به آرای عمومی وباکسب اکثریت بیش از پنجا درصد آراء رای دهندگان انتخاب میشود"رئیس جمهور باکسب بیش از پنجا فیصد آرای رای دهندگان از طریق رای گیری آزاد،سری ومستقیم انتخاب میگردد."6

 

 

 در اولین گام، وبرای نخستین بار درتاریخ کشوررئیس جمهورتوسط  مردم وازطریق مراجعه به آراء عمومی وبابرگزاری انتخابات آزاد،سرتاسری ومستقیم انتخاب گردید وقراراست که بزودی در گام بعدی اولین انتخابات پارلمانی با مراجعه به آرای عمومی از طریق انتخابات،آزاد،سری،سرتاسری ،عادلانه ومستقیم درتاریخ کشور،جهت انتخاب اعضای شورای ملی نظام جمهوری اسلامی افغانستان برگزار گردد هرچند در گذشته مردم ما شاهد لوی جرگه های مختلف ومتعدد بوده است ولی آن لوی جرگه ها ماهیت قانون گذاری وخصوصیات پارلمان را نداشته است و نمایندگان آن نیزازطریق مراجعه به آرای عمومی انتخاب نمی شدند.اما در برهه ی از تاریخ پارلمان های نیز داشته ایم که به آن اشاره خوهم کرد ولی برای اولین بار است که زمینه برگزاری انتخابات عمومی ، آزاد وعادلانه جهت انتخاب نمایندگان پارلمان فراهم شده است ودر اواخرتابستان امسال برگزار می گردد .

لوی جرگه پارلمان نیست

لوی جرگه ازسابقه طولانی درافغانستان برخوردارمی باشد، وازسنتها ی ملی بومی این کشور بشمار میرود واز ابتدای تشکیل افغانستان همواره در طول تاریخ آن وجود داشته اما نه برای قانون گذاری بلکه برای تصویب قوانین اساسی و مشروعیت بخشیدن به نظام های حاکم ودر شرایط خاصی برگزار می شده است.

"هرچند بعضی از نویسندگان لوی جرگه را نوعی پارلمان و مجمع قانون گذاری دانسته اند اما مجمع مذکور در حقیقت تجمع سنتی ازریش سفیدان،ملایان ،سرداران و سران اقوام وقبایل است که در شرایط بحران و اضطرار ویا دوره گذار به منظور تصمیم گیری در مسائل حیاتی کشور برای مدت کوتاه وبدون رای مستقیم مردم تشکیل می گردد نه مبنای حقوقی و قانونی جرگه ها مشخص و تعریف شده است ونه چارچوب وظایف واختیارات آن. تعداد اعضای جرگه ها نیز حد ومرزی ندارد و زمان برگزاری ومدت ادامه کار آن نیز مشخص نیست. در حالی مجلس قانونگذاری تجمعی از نمایند گان منتخب مردم (به تعداد معین) است که بر اساس قانون و قانون انتخابات برای یک دوره قانون گذاری مشخص و با وظایف و کارویژه های معین تشکیل می گردد و محصول دوره ی ثبات وسامان است نه بحران وگذار. به علاوه این مجلس رکنی از ارکان دولت وحاکمیت است در حالی که جرگه ها تسهیل کننده ومشروعیت ساز حاکمیت هستند نه بخشی از آن."7

پارلمان وپیشینه آن در افغانستان

پارلمان یامجلس قانون گزاری از سابقه ی زیادی در افغانستان برخوردار نیست. پارلمان بصورت نیمه مدرن در

برهه ی ازتاریخ کشور وجود داشته است ولی ازمشروعیت لازم برخوردار نبوده زیرا نمایندگان آن ازطریق انتخابات عمومی،آزاد ،عادلانه ومستقیم انتخاب نمی شده اند بلکه معیار انتخاب وابستگی به حاکمیت وقوم خاص وافراد ازپیش تعیین شده صورت میگرفت ولی درهرصورت مجالسی بنام پارلمان نیز در تاریخ کشور وجود داشته است." در یک نگاه کلی افغانستان درازنای تاریخ سیاسی خودتنها 13 دوره شورای ملی و 12 بار انتخابات مربوط به آنرا تجربه کرده است. اولین دوره شورای ملی (ولسی جرگه) که اندک شباهتی به قوه قانون گذاری داشت در ماه سنبله سال 1309 ش، افتتاح شد وآخرین آن (دورره سیزدهم)در 26 سرطان 1352 ش، (1973م) با کودتای سردارداود خان وبر اندازی نظام مشروطه سلطنتی پایان یافت . با این احتساب ،افغانستان به مدت 41 سال دارای شورای ملی بوده است که اولین دوره آن 11 مه پس از روی کار آمدن نادر شاه (پدر) واخرین آن باسقوط ظاهر شاه(پسر) خاتمه یافت."8

پارلمان ونظام جمهوری اسلامی افغانستان

در نظام جمهوری اسلامی افغانستان پارلمان(شورای ملی) کاملا متفاوت با گذشته میباشدچون این نظام با معیارهای دموکراسی روی کار آمده وحاکمیت ازآن مردم وبرآمده ازآرای مردم میباشد وپارلمان که نماد حاکمیت مردم است یکی ازارکان قدرت بشمار میرود" شورای ملی دولت جمهوری اسلامی افغانستان بحیث عالی ترین ارگان تقنینی مظهر اراده مردم آن است واز قاطبه مردم نما یندگی می کند."9

پارلمان ( شورای ملی) تشکیل شده از دو مجلس است ،ولسی جرگه ومشرانو جرگه " اعضای ولسی جرگه توسط مردم ازطریق انتخابات آزاد ،عمومی، سری ومستقیم انتخاب میگردند."10  واکثر اعضای مشرانو جرگه نیز از منتخبان مردم هستند که ازطریق گزینش ازمیان اعضای شوراهای ولایات وولسوالی ها بعضویت مشرانو جرگه درمی آید وراهی پارلمان میگردد.

" اعضای مشرانو جرگه به ترتیب ذیل انتخاب و تعیین    می شود:

1-  از جمله اعضای شورای هر ولایت ،یک نفر به انتخاب  

      شورای مربوط برای مدت چهار سال.

2- ازجمله اعضای شوراهای ولسوالی های هر ولایت، یک

     نفر به انتخاب شوراهای مربوط برای مدت سه سال.

3-  یک  ثلث  باقی مانده از شخصیت های  خبیر وبا تجربه به شمول دو نفر نمایندگان معولین ومعیوبین ودو نفر نمایندگان کوچی ها به تعیین رئس جمهور برای مدت پنج سال.

شخصی که به حیث عضو مشران جرگه انتخاب می شود ، عضویت خود را در شورای مربوط از دست داده وبه عوض او شخص دیگری مطابق قانون تعیی میگردد."11

آنچه که بسیا ر حایز اهمیت  است این می باشد که پارلمان  ( شورای ملی ) جمهوری اسلامی افغانستان بر آمده از میان آرای ملت ومردم است ومتکی به مردم میباشد ونماینده گان پارلمان بدون هیچ گونه تبعیض وبی عدالتی از میان اقشار مختلف جامعه برگزیده میشوند و این امتیازعمده شورای ملی نظام جمهوری اسلامی افغانستان می باشد در حالیکه درگذشته اکثر اعضای پارلمان را طرفداران وهواخواهان رژیم تشکیل می دادند و تبعیضات بسیاری از سوی حاکمیت نسبت به اقلیت های قومی ، مذهبی و لسانی اعمال می گردید که مشروعیت پارلمانهای گذشته را به پایین ترین حد آن تنزل می داد ولی در نظام فعلی اصل بر برابری وعدالت اجتماعی گذاشته شده است و همه در برابر قانون برابر اند و همین طور همه از یکسان در تمام عرصه ها بر خوردار میباشند.

 هرچند که نمی توان ادعا کرد که عدالت اجتماعی به طور کامل رعایت می شود چون هنوز هم کاستیهای فراوانی وجود دارد وتا رفع کامل آن وقت زیادی نیاز هست زیرا فرهنگی که در حدوددوونیم قرن بر کشورحاکم بوده به این زودیها ازبین نمی رود ونیاز به وقت بیشتر دارد اما این امید واری وجود درارد که نقایص گذشته جبران گردد وهمه  لایه های جامعه به حقوق مسلم خویش دست یابند و انتخابات پارلمانی پیشرو محکی خوبی تا امیازات نظام فعلی نسبت به رژیمهای قبلی آشکار گردد.

پارلمان وتثبیت نظام مردم سالار

انتخابات پارلمانی که گام دیگر درتحقق نظام مردم سالاری است، قرار است که در اواخر تابستان امسال برگزار شود ورستاخیزی دیگر از مشارکت مردمی درراه است  ومردم باحضور خود حماثه دیگر خوهد آفرید واین از برکت نظام مردم سالاراست که زمینه حضور ومشارکت عمومی در اعمال حاکمیت شان را فراهم می سازدوباید آن را مغتنم شمرده وبا انتخاب نمایند گان صالح،دلسوز،مردمی وکارآمددر جهت   تقویت نظام مردم سالار وظیفه خطیر وتاریخی خوش را بنحو احسن انجام دهند. پارلمان کشور بعنوان قوه مقننه ویکی دیگر از ارکان نظام از اهمیت بسیارفوق العاده برخوردارمیباشد وهوشیاری مردم در گزینش افراد با صلاحیت نقش مهم در تثبیت نظام سیاسی کشور وروند مردم سالاری ایفا میکند.

افغانستان گام به گام بسوی مردم سالاری

 افغانستان گام به گام بسوی یک کشور باثبات وقانونمند ومردم سالار به پیش می رود وباپیاده ساختن اصول دموکراسی به جرگه کشورهای دموکراتیک ومردم سالارجهان می پیوند چیزیکه درگذشته ازآن محروم بوده اند چون این کشور درگذشته فاقد نظامهای دموکراتیک بوده است  ومردم از مشارکت دراداره امور خویش محروم بوده اند."دراین شکی نیست که افغانستان فاقد تجارب دموکراتیک بوده ازیک طرف حکومات بنابر خصلت ضدمردمی آرزومند برگزاری دموکراسی نبودندوحفظ سیطره خودرا منوط به دیکتاتوری و مردم ستیزی وتعجیز ملت میدانستند واز طرف دیگر مردم در مجموع ودر نتیجه ی سیاست های نابکارحکومات،محروم ازهرگونه آگاهی،تجربه و ممارست سیاسی بودند."12 لذا مردم ازهیچگونه حق مشارکت درساختار حاکمیت برخوردار نبوده وبرسرکارآمدن یک نظام مردم سالار ومردمی آرزوی دیرینه آنان بوده است.

حال که مردم به آن ارزوی دیرینه خود دست یا فته اند شایسته است که از دست آورد های موجود حراست نموده وکشور را در جهت پیمودن راههای پیشرفت وترقی رهنمون باشند و با حضور خود در صحنه های مختلف سیاسی اجتماعی، کشوررا درمسیر دموکراتیزه شدن یاری نمایند وبا بالابردی روحیه همبستگی ملی ،برادری وبرابری در ادامه صلح وثبات  وتثبیت مردم سالاری در کشور وظیفه خود را انجام دهند ونگذارند که گذشته تکرارگردد.

 

پی نوشت ها

1-  محمد هاشم  طاهری ، کنفرانس اساسی میثاق ملی ، لندن ، 1382 ص

2-  داریوش  آشوری ، دانشنامه سیاسی (فرهنگ اصطلاحات ومکتبهای سیاسی) انتشارات مروارید ، تهران ، 1382ص 157

3-  همان

4-  عبدالعلی  محمدی ، گفتمان نو، سال دوم ،  شماره پنجم ، بهار 1384 ص7

5-  قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان

6-  همان

7-  مسیح ارزگانی ، گفتمان نو، پیشین  ، ص63-64

8-  همان

9-   قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان

10-  همان

11-  همان

12-  محمد هاشم طاهر،پیشین ، ص31

 

دیدگاه

*