با پايان يافتن سال 1389 هـ ش ودرآغاز سال 90، مرکز علمي فرهنگي طلوع فجر هفتمين سال فعاليت خود را در حالي آغاز مي کند که مسئولين جديد با عزم راسخ و اراده فولادين در ميدان کارو زار فعاليت فرهنگي و اجتماعي قدم نهاده اند. رئيس محترم مزکزجناب آقاي عبدالعلي حسني و همکاران ايشان در شوراي اجراي جناب آقاي عبدالحميد نوري معاون و جناب آقاي عبدالغفوربهرامي مسئول کميته دارالانشاء و جناب آقاي محمدرضا اکبري مسئول کميته فرهنگي و جناب آقاي محمدرضا کمالي مسئول کميته مالي و روابط عمومي و جناب آقاي نصرالله نظري مسئول کميته علمي مي باشند.

يکي ازمهمترين اقدام کاري اين تيم جديد با مسئوليت کميته فرهنگي، برگزاري اردوي خانوادگي براي اعضاي مرکز، به سرچشمه محلات بود. اردوي خانودگي فرصتي است براي با هم بودن در دل طبيعت، طبيعتي که شايد بتواند لحظه اي ما را از آسيب هاي پديده قرن يعني ماشينيسم نجات داده و از هياهويي ماشين سالاري برهاند.

سابقه:

مرکزعلمي فرهنگي طلوع فجر از بدو تأسيس(1383) تا کنون فرصت هاي زيادي را ايجاد نموده است تا اعضاي اين مرکز با صميميت و همدلي در کنارهم باشند و بتوانند با شادابي و نشاط کارهاي مرکز را به پيش ببرند. اما اين اردوها فقط مربوط به آقايان بود و خانوده ها از اين مزايا بي بهره بودند. براي اولين بار به ابتکار جناب آقاي محمدعيسي رحيمي رئيس دوره ششم در سال 1389  اردوي خانوادگي کليک خورد که با همکاري بخش امور خانواده جامعة المصطفي اعضاي مرکز علمي فرهنگي طلوع فجر همراه با خانواده هاي شان در نياسر کاشان به اردوي تفريحي رفتند. و اردوي سال 90 دومين اردوي تفريحي خانوادگي مي باشد.

مديريت بي بديل اردو

مسئولين محترم اردو جناب آقاي حسني رئيس مرکز و جناب آقاي اکبري مسئول کميته فرهنگي با تلاش فراوان برنامه هاي اردو را برنامه ريزي نموده و پيگير مسائل اداري  و اجرايي آن بودند. به گونه اي که در اردوي محلات اعضاي غير رسمي مرکز نيز دعوت شده بودند و اين مزيتي بود که در اردوي سال قبل نبود. از اينرو با تلاش مستمر مسئولين، يک اتوبوس و يک ميني بوس فراهم شد تا بتوان همه اعضاي مرکز با خانواده هاي شان را که جمعا 72 نفر اعم از کوچک و بزرک مي شدند، سرويس دهي نمايد.

نتيجه دوهفته تلاش مستمر و جلسات پي در پي مسئولين مربوطه و برنامه ريزي آنها امور ذيل مي باشد.

1-            فراهم نمودن يک اتوبوس و يک مني بوس.

2-            فراهم نمودن اغذيه براي اعضاي اردو(خوراکي، ميوه جات، تنقلات، آشاميدني و صبحانه و...)

3-            گروه بندي اعضاي اردو در چهار گروه خوني(خانواده هاي که از گروه خوني مشابه بودنددريک گروه قرار گرفته بودند)

4-            تعيين مسئولين گروه ها براي کارهاي اجرايي.

5-            تخصيص اتوبوس به خانم ها وبچه هاي کوچک و تخصيص ميني بوس به آقايان.

6-            تعيين جايگاه و شماره صندلي خانم ها در اتوبوس(احتمالابراي پيش گيري از درگيري زنانگي بر سرجايگاه در اتوبوس و يا براي تعيين جايگاه بعضي خانم هاي متشخص تر)

7-            هماهنگي بين اعضاء جهت حضور در وقت مقرر براي رفتن به محل اردو.

حرکت از قم

ساعت 6 صبح روزجمعه 23/2/1390 درمحله نوبهار جلو مسجد زينبيه کم کم دوستان جمع مي شوند. منتظرند که ماشين ها بيايند. مسئول کاروان جناب آقاي اکبري با گوشي همراه خود اين دست و آن دست مي کند گاهي به رانندگان وگاهي به دوستاني که ديرکرده اند و تا حالا نيامده اند در تماس مي شود. جناب آقاي حسني نيز بر موتور سوار با عده اي از دوستان ديگر در حال انتقال مايحتاج کاروان به سمت جايگاه مي باشند. بالاخره بعد از 45 دقيقه تأخير از موعد مقرر کاروان آماده حرکت مي شود. اما وقتي مديريت حساب و کتابي ندارد قطعا کمي و کسري در کار پيش مي آيد. در جاده کمربندي رسيده بوديم که به ياد دوستان آمد کتري چاي را با خود نياورده ايم. وسيله اي که بودنش چايي گوارا را نصيب ما مي کرد. و کلي خستگي را از بدن دور مي ساخت. اما زمان ديگر به ما اجازه نداد که به دنبال کتري برويم. به راه خود ادامه داده و به سمت جاده اصفهان همچنان به پيش رفتيم.

ساعت 9:15 صبح بود ورودي شهر دليجان پارک زيبا و خلوتي قرار دارد. مسئولين تصميم گرفتند صبحانه را در همين پارک ميل نمائيم. با توافق رانندگان ماشين ها در دم ورودي پارک توقف نموده و سريعا بساط صبحانه پهن شد. با اينکه کتري را از دست داده بوديم اما باز هم يک فلاکس چاي بزرگ با خود داشتيم که همراه با فلاکس هاي که دوستان با خود آورده بودند، چايي صبحانه کاروان را کفايت نمود. بعد از صرف صبحانه و کمي رفع خستگي در محيط پارک و تفريح بچه ها در محيط بازي پارک به راه خود ادامه داده و به سمت محلات به پيش رفتيم.

ساعت 10:45 بود که از شهر محلات عبورنموده و در بالاي شهر در دل منطقه کويري به سرچشمه محلات، دره اي سرسبز و مملو از درخت رسيديم. دره اي که وقتي وارد آن مي شويم احساس مي کنيم دنيايي ديگري است. خنک و دلپذير پوشيده از درختان بلند که نور آفتاب به سختي از لابلاي درختان به داخل دره نفوذ مي کند. از بالاي دره آب ذلال و خنکي از دل کوه بيرون آمده و در بستر دره جريان دارد. سفره خانه سنتي، نمايشگاه گل و گياه، هتل و فروشگاههاي محلي بر زيبايي هاي اين دره افزوده است. وقتي از فضاي بيرون دره که گرم و داغ است وارد دره مي شويم احساس مي کنيم که داخل يخچال طبيعي وارده شده ايم و اصلا گرما را احساس نمي کنيم. در ابتدايي ورودي دره و درسمت راست پارکينک بزرگي براي ماشين هاي مسافران درنظر گرفته شده است. و در سمت چپ دره شهر بازي زيبايي براي سرگرمي بچه ها و خانواده ها مي باشد.

پس از توقف ماشين ها در پارکينک به سمت داخل دره حرکت نموده و جايگاه مناسبي را براي اطراق تعيين نموديم. پس از تعيين جايگاه هر خانواده اي براي ديدن جاهاي ديدني و تفريحي و گشت و گذار در داخل دره پراکنده شدند.

ساعت 2:30 بعد از ظهر بود که جناب آقاي اکبري و آقاي حسني با زحمت و تلاش فروان توانستند اعضاي کاروان را براي صرف ناهار گرد هم بياورند. تا بتوانيم ناهار را در کنارهم بوده و باهم صرف نماييم. هرچند مسئوليت کارهاي اجرايي به عهده مسئولين گروه ها بود اما همه اعضاء در کارهاي اجرايي نقش داشتند و صميمانه همکاري مي نمودند. بعد از اداي نماز ظهر و عصر و صرف ناهار دوتا مسابقه بين بچه ها برگزار گرديد. يکي مسابقه دويدن و ديگري مسابقه شعرخواني و حفظ سوره هاي کوچک قرآني. در نتيجه اين مسابقات به پانزده نفر از بچه ها، پنج نفر از کساني که در مسابقه دويدن شرکت نموده بودند و به 5 نفر از کساني که در مسابقه شعر خواني و به پنج نفر از کساني که در مسابقه حفظ سوره هاي قرآن شرکت نموده بودند، جوايزي اهدا گرديد.

پايان

ساعت 7:30 بعد از ظهر با توقف ماشين ها در جلو مسجد زينبيه محله نوبهار يک روز خوب خدا و قصه باهم بودن در دل طبيعت با همه خوبي ها و کاستي هاي خود به پايان رسيد. و همه خانواده ها با جسم خسته اما روحيه سرشار از نشاط و شادابي و مملو از انرژي براي روزهاي آينده و با يک دنيا همدلي و مهرباني به سمت خانه هاي شان رفتند

 

 

دیدگاه

*