نصرالله نظری/ دانشجوی دکتری قرآن و علوم اجتماعی

* مقاله منتشر شده در شماره 14 نشریه علمی پژوهشی شیعه شناسی

اشاره

افغانستان پس از طالبان، میدانی برای رویارویی باورها، اندیشه ها و فعالیت هایی است که اقتصاد، سیاست، اجتماع و فرهنگ این کشور را دربر می گیرند و استراتژی های کلان ملی را تحت تأثیر قرار می دهند. شیعیان، متأثر از اجرای استراتژی های کلان ملی و همچنین فعالیت های فرهنگی موازی یا رقیب، ناگزیر هستند با شناخت فرصت ها و تهدیدات فراروی، فعالیت های فرهنگی خویش را سامان دهند.

برخورداری از حقوق و آزادی های برابر و تغییرات حاصل از تثبیت نظام سیاسی کنونی، از مسائلی مانند جمعیت، شهرنشینی، آموزش (عمومی، آکادمیک و دینی)، رسانه ها، نهادها و مؤسسات اجتماعی، فرصت ها و تهدیداتی ساخته است که در صورت هدفمندسازی و استفاده بهینه از آنها، می توان به فعالیت های مؤثر فرهنگی خوشبین بود. در غیر این صورت، چالش های خطرناکی فراروی مردم مسلمان افغانستان قرار خواهد گرفت. تربیت نیروی انسانی و حمایت از نهادها و مؤسساتی که کارکردهای آنها به همگرایی شیعیان می انجامد راه هایی برای برون رفت از این چالش ها هستند.

مقدمه

پایان یافتن برادرکشی ها، فروپاشی نظام جاهلی طالبانیسم، استقرار امنیت نسبی و برقراری حکومت واحد ملّی در کشور افغانستان، بر اثر دگردیسی ها و تحولات سال های اخیر، هر چند دلنواز می نماید، اما نباید از یاد برد که پیامدهای نامیمون و اجتناب ناپذیر این تغییرات اساسی، بلایای جدیدی است که فراروی مردم مسلمان افغانستان، به ویژه شیعیان آن کشور، قرار خواهد گرفت؛ پیامدهایی نظیر: تهاجم گسترده« فرهنگی غرب به ساربانی آمریکا؛ ایجاد تزلزل در باورهای ایمانی، ارزش های وحیانی و سنت های دیرینه« دینی و ملّی؛ رنگ باختن نسبی معنویت و اخلاق اسلامی؛ گرایش به لیبرال مسلکی و هجوم شبهات گوناگون به اعتقادات دینی مردم.

با توجه به تفکرات بر جای مانده از گذشته« تاریخی افغانستان، به نظر می رسد توسعه« عدالت محور در این کشور تا حدودی با چالش برنامه ریزی و اجرا روبه رو گردد. این نوشتار تلاش می کند در حوزه« فرهنگی، به بررسی فرصت ها و چالش های فراروی و شناسایی ابزارها، روش ها و میزان تأثیرگذاری فعالیت های جریان های رقیب یا موازی شیعیان بپردازد.

 

الف) کلیات و مفاهیم

افغانستان کشوری است که تقریباً در مرکز آسیا قرار گرفته و «قلب آسی» و «کلید قاره» توصیف شده است. این کشور با دارا بودن جمعیت 22 میلیونی و مساحت 225/652 کیلومتر مربع، به دلیل برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی منحصر به فرد، همواره مورد توجه قدرت های بزرگ قرار داشته است؛ به طوری که در دوران استعمارگری قدرت های بزرگ، این کشور، کمربند امنیتی هند و انگلیس به حساب می آمد و در دوره« جنگ سرد و نظام جهانی دو قطبی، مسیری آسان برای اتحاد جماهیر شوروی، جهت دستیابی به آب های گرم و تأثیرگذاری مستقیم بر ذخایر انرژی خاورمیانه به شمار می رفت و اکنون به دلیل ارتباط با ذخایر بکر انرژی در آسیای میانه و منابع سرشار انرژی در غرب آسیا از طریق ایران و خلیج فارس و همچنین پیوند جغرافیایی با چین و هند و آسیای جنوب شرقی از طریق پاکستان به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده انرژی در آینده، از این توانایی ژئوپلیتیکی برخوردار است که جاده« طلایی ابریشم را برای ترانزیت انرژی احیا کند و با دارا بودن مرز 15 کیلومتری در تنگه« واخان با چین، بستر مناسبی را برای انتقال نفت آسیای میانه به هند و چین فراهم آورد.

فرانسوا توال در ژئوپلیتیک شیعه ، جمعیت شیعیان افغانستان را 6/16% می داند، اما بنابر آمارهای مرکز آمار افغانستان و برگزاری دو دوره انتخابات بر اساس همین آمارها، می توان مدعی شد که 20% جمعیت افغانستان را شیعیان این کشور تشکیل می دهند که در ولایات کابل، پروان، میدان، بامیان، ارزگان، دایکندی، غزنی، بلخ، سمنگان، قندوز، بغلان، بدخشان، قندهار، هلمند، هرات، غور، نیمروز و... پراکنده اند. نمی توان ولایتی را پیدا نمود که ساکنان آن 100% شیعه باشند؛ اما حضور شیعیان در ولایات بامیان، دایکندی، بلخ، غزنی، ارزگان و میدان چشمگیرتر و بالای 50% است.

افغانستان از فقیرترین کشورهای جهان است. هزاره ها — به تعبیر دیگر، شیعیان — فقیرترین مردم افغانستان را تشکیل می دهند. هوای سرد، طبیعت خشن، سرزمین کم حاصل هزاره جات از یک سو و استبداد وحشیانه« دولت ها از سوی دیگر سبب شده است که این مردم در عین عقب ماندگی علمی و فرهنگی، به ملتی سخت سر، مقاوم و آهنین تبدیل شوند. آنان از قتل عام های فجیع و توطئه های بسیار توانسته اند جان سالم به در برند. تحمل این قوم در برابر ناملایمات روزگار، سرمای شدید محیط، گرسنگی و تشنگی فوق العاده زیاد است و با تمام فشارهایی که علیه آنان اعمال شده، باز توانسته اند حضور خود را در مناطق مرکزی و شهرهای مهم حفظ کنند. تقریباً 90% مردم هزاره شیعه هستند.

وقوع انقلاب و مقاومت های شیعیان در سنگرهای مبارزه علیه چپاولگری های متجاوزان و نیز مهاجرت در کشورهای همسایه و خارجی، فصل جدیدی در برابر آنان گشوده است که بر اثر آن احقاق حقوق مسلم سیاسی — اجتماعی، برخورداری از هویت مستقل مذهبی، تمرکز در مناطق شهری، گسترش میزان آگاهی های عمومی و فعالیت های آموزشی و شکل دهی نهادهای مدنی تا حدودی دست یافتنی می گردد؛ تا همگام با روند توسعه و نوسازی کشور، این جماعت نیز، در بستر رشد، شکوفایی و بالندگی، فعالیت های خویش را سامان دهند.

از دیر باز، کشاورزی و دامداری تنها منابع تولید و سرمایه در افغانستان بوده، و تنها پس از قطب بندی های جهانی و بسته شدن مرزهای جنوبی کشور با پاکستان در سال 1950 م.، بورژوازی طبقاتی تشدید شده است. از این رو، شیعیان هیچ گاه نتوانستند به عنوان زمین داران بزرگ یا تجار صاحب سرمایه فعالیت کنند و نقش مهمی در تعاملات اقتصادی نداشتند. این جماعت صرفاً به مثابه« کارگران مزارع ارباب یا ریسمان به دوشان بی مزد، در درون جامعه« به شدت طبقاتی — تبعیضاتی زندگی کرده اند.

برنامه توسعه سازمان ملل متحد در راستای دست یابی به توسعه همه جانبه و متعادل پیشنهاد می دهد که آن چه در تنظیم سیاست ها، طرح ها و برنامه های توسعه باید مهم دانسته شود این است که انسان در درجه« اول اهمیت قرار گرفته، و هدف گذاری ها در جهت پرورش قابلیت های انسان باشد و برای مشخص کردن قابلیت ها و توانایی های مورد نظر، دست کم لازم است افراد از لحاظ گروه های شغلی و طبقه« اجتماعی، جنسیت و منطقه« زندگی و نیز تفکیک افراد جامعه از لحاظ قومی، دینی و زبانی قابل تمایز باشند؛ اما متأسفانه تحولات جدید و برنامه های طراحی شده، در راستای استراتژی های قبلی و برنامه های مبتنی بر نگاه یک جانبه گرایی، توسعه« افغانستان را با فعالیت اقتصادی مرکانتلیستی و مهم تر از آن، زمین ها و کشتزارهای وسیع و پر آب جنوب، پیوند می زند؛ تا شیعیان افغانستان به صورت اجتناب ناپذیری ناگزیر شوند تنها به نیروی انسانی به عنوان مهم ترین دارایی خویش توجه داشته و به تربیت و کارآمدی ایشان، به مثابه« استراتژی کلان بنگرند و تمامی فرصت هایی را که بر اثر سال ها سختی، مقاومت و مبارزه و نیز تغییرات و دگرگونی های شرائط بین المللی، منطقه ای و کشوری به دست آورده اند، در این راستا سامان دهی نموده، فعالیت های فرهنگی خویش را بر این اساس نظام دهند.

حال با توجه به شرایط خاص اجتماعی افغانستان و نقش شیعیان در آن، باید در نظر داشت که ارابه دمکراسی سازی لیبرالیسم پس از تحقق شرایط جدید، با قدرت هر چه تمام تر باورهای خویش را بر جامعه« به شدت سنتی افغانستان تحمیل می نماید و بعید نیست که به زودی پای تکنولوژی و همه آن چیزی که می تواند به اربابان سرمایه خدمت کند، به این دیار کهن و ناآباد باز شود و بیم آن می رود که تئوریسین های توسعه و نوسازی افغانستان، از الزامات فعالیت های فرهنگی همراه با صنعتی شدن غافل بمانند و نقش مهم اقدامات مؤثر فرهنگی همزمان با توسعه و نوسازی نادیده گرفته شود.

توسعه و دگرگونی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در کشورها نیازمند تحقق دگرگونی های مناسب و بهینه در بسترهایی مانند جمعیت، شهرنشینی و آموزش و پرورش است. بنابراین، شیعیان افغانستان برای سهم گیری و مشارکت فعال در روند توسعه ملی، به ویژه توسعه فرهنگی، ناگزیر هستند تا به توسعه نیروی انسانی خویش و پدیده هایی مانند جمعیت، توسعه شهرنشینی و گسترش آموزش و پرورش با دید عمیق و استراتژیک محور بنگرند؛ زیرا آن طوری که وبستر معتقد است رشد جمعیت، محرک اصلی در توسعه است.

ب) فرصت ها

1. رشد جمعیت

افزایش جمعیت در کشورهای کم توسعه، پدیده« قرن بیستم است. علت این پدیده را باید در کاهش مرگ و میر در این کشورها جست و جو کرد. کاهش مرگ و میر نتیجه گسترش نسبی بهداشت عمومی و افزایش امکان استفاده از برخی دستاوردهای علم پزشکی در این کشورهاست. بنابراین، تقارن ناگهانی و گاه ناخواسته« یک روند قدیمی بومی (میزان بالای زاد و ولد) با یک روند جدید (کاهش مرگ و میر) پدیده ای به نام افزایش سریع جمعیت را در این کشورها به وجود آورده است.

افزایش سریع جمعیت در کشورهای کم توسعه، به تغییرات ساختار سنی، مهاجرت و نحوه« توزیع جمعیت در مناطق و بخش های مختلف جغرافیایی و اقتصادی این کشورها می انجامد. از طرفی، تغییر ساختار سنی جمعیت و افزایش نسبت نوجوانان و جوانان در کل جمعیت کشور، آثار مهمی نیز بر فرهنگ و سیاست این کشورها برجای می گذارد.

همچنین بر اثر افزایش جمعیت، مهاجرت های درون کشوری به صورت ترک روستاها و شهرنشینی شکل می گیرد؛ به طوری که جمعیت کشورهای کم توسعه در سال های 19501983 م. دو برابر و جمعیت شهری در این کشورها سه برابر شده است.

بر اساس آمارهای جدید، میزان رشد جمعیت افغانستان در سال های 1980 1981 م.، 7/0% کمتر از پاکستان و 5/0% کمتر از ایران بود؛ در حالی که در سال 1382، میزان تولد در افغانستان به 2/2 برابر ایران و 5/1 برابر پاکستان افزایش یافته است. این مقایسه« اجمالی با کشورهای همسایه که بر اساس گزارش حسابدهی وزارت اقتصاد ملی، مبنای تخمین نفوس افغانستان نیز قرار گرفته است، این واقعیت را آشکار می سازد که رشد جمعیت به نسبت رشد میزان تولد در افغانستان هنوز هم پایین است که این امر از فقدان بهداشت و درمان و در نتیجه افزایش مرگ و میر ناشی می شود.

شرایط جدید و نبود نسبی شرایط زندگی، فرایند افزایش جمعیت را به مثابه« فرصت مهمی در اختیار شیعیان قرار می دهد تا از آن به عنوان محرک اصلی در روند توسعه و نوسازی افغانستان استفاده نمایند؛ زیرا استفاده« بهینه از نیروی انسانی، به استفاده« مناسب و بهره وری از منابع می انجامد، به ویژه آن که پدیده های تغییر سنی و مهاجرت متأثر از افزایش جمعیت نیز به شیعیان کمک می کند؛ چون تحولات جدید و شرایط پیش آمده، امکان تربیت و پرورش نیروی انسانی ماهر را بیش از هر زمانی فراهم آورده است. به طور مثال، افزایش کمی مراکز بهداشتی و کاهش محسوس میزان مرگ و میر، نوید جمعیت جوان و پوینده ای را به شیعیان افغانستان می دهد که با تکیه بر آن می توان به بسیاری از برنامه های کلان و استراتژی های فرهنگی خوشبین بود. اینکه افزایش جمعیت، منابع محدود و عدم توان دولت در استفاده از منابع موجود، نمی تواند جوابگوی خواسته ها و نیازها باشد، حداقل در مورد شیعیان کمتر صادق است؛ زیرا اینان در طول سال های متمادی زندگی در سرزمین اجدادی خویش، هیچ گاه به عنوان شهروند درجه« یک نتوانسته اند از منابع و امکانات موجود در کشور به صورت برابر برخوردار باشند. بنابراین، افزایش میزان جمعیت شیعیان، به عنوان فرصت استثنایی در پرورش نیروی جوان و خلاق و همچنین تأثیرگذار و تعیین کننده در تصمیم گیری های سیاسی، با توجه به تحولات اخیر و تحقق شرایط جدید و نیز تحول در ساختار سیاسی و نقش قابل توجه ایشان در آن، فراروی شیعیان افغانستان قرار دارد.

2. شهر نشینی

به گواهی تاریخ، بسیاری از شیعیان توسط عبدالرحمن خان جابر قتل عام شدند. پس از آن، شیعیان به دامنه های کوه ها و سرزمین های لم یزرع کوچ کردند. آثار این اعمال دهشتناک اکنون نیز به خوبی قابل روِیت است؛ به طوری که هر مسافر خارجی وقتی بخواهد از افغانستان بازدید کند و تقسیم بندی نژادی اقوام آن را بر اساس جغرافیا ببیند، کافی است به این قانون فراگیر در تمامی افغانستان آگاه باشد: «هرجا خاک و همواری است مال پشتون ها است و زمانی که به سنگ و کوه پای گذاشت به منطقه« هزاره ها رسیده است.«

بنابراین حضور پر رنگ شیعیان در مراکز شهری، بیشتر ریشه« اقتصادی، محیطی و رفاهی دارد. محرومیت های بسیار زیاد، مانند فقدان مدرسه و مراکز بهداشتی — درمانی، جاده های صعب العبور، کمبود زمین های زراعتی و خشک سالی های ممتد چند سال اخیر در روستاهای هزاره نشین، ادامه« حیات را برای شیعیان در روستاها تقریباً غیر ممکن کرده است.

طراحی و اجرای پروژه های کلان ملی نظیر «همبستگی»، با هدف توسعه« روستاها در قالب اعطای کمک های هنگفت مالی، مبتنی بر نگرش های متعصبانه« قومی — مذهبی و با هدف استفاده« قوم پشتون از مزایای آن شکل می گیرد. در این راستا، روستاهای شیعه نشین به نسبت مناطق جنوبی کشور، به دلیل نداشتن نیروهای تأثیرگذار در مراکز تصمیم گیری و اجرای پروژه های کلان ملی وزارت احیا و انکشاف دهات، به ندرت از مزایای این طرح ها برخوردار می شوند. طبیعی است که افزایش جمعیت شیعیان، درآمد کم کشاورزان و عدم حمایت دولت، این قشر محروم و مستضعف را به سمت شهرها و در نتیجه، زاغه نشینی بکشاند.

گسترش روند شهر نشینی شیعیان، معلول بازگشت مهاجرین از کشورهای همسایه، به ویژه ایران، نیز هست؛ زیرا شیعیان افغانی مقیم ایران که از امکانات مناسب شهری، بهداشت کافی و آموزش مناسب برخوردار بوده اند، علاقه ای به بازگشت به روستاهای بسیار محروم ندارند و هنگام بازگشت به افغانستان مستقیماً به سوی شهرها، به ویژه کابل، راهی می شوند. اکنون خیمه های مملو از جمعیت مهاجرانی که از ایران بازگشته اند در مناطقی مانند قلعه قاضی غرب کابل به وفور قابل مشاهده است.

روند شهر نشینی شیعیان، مبنای نظری نیز دارد؛ به این ترتیب که روشنفکران این قوم، سهم گیری فعال شیعیان در امر توسعه و نوسازی افغانستان را فقط در بعد تأمین نیروی انسانی ماهر و متخصص جست و جو می کنند که این امر به دلیل وجود استعدادهای سرشار و نیروهای تحصیل کرده، امری ممکن و دست یافتنی می نماید. شواهد عینی نیز از موفقیت اجرای این طرح در دو سه سال اخیر حکایت دارند؛ به طوری که اینک رقابت بسیار جدی و تا حدودی جهت دار بین تکنوکرات های فارغ التحصیل غرب و فارغ التحصیلان ایران در ادارات دولتی افغانستان به چشم می آید.

3. آموزش

مهارت ها، تخصص ها، میزان هوشمندی افراد در ارائه« راه حل های مؤثر برای حل مشکلات، مدیریت، رهبری، خلاقیت، ابتکار و نوآوری، مهم ترین ابزارهای پیشرفت و توسعه هستند؛ زیرا هر نوع بهره وری مناسب از منابع و استفاده« بهینه، به تربیت نیروی انسانی ماهر بستگی دارد. از این رو، سرمایه گذاری در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و ماهر که در دراز مدت حاصل می گردد و نفع صوری و فوری در کوتاه مدت بر آن مترتب نیست، دارای بازدهی اقتصادی فراوان در دراز مدت است.

همچنین از آن جا که آموزش مناسب با نیاز زمان و هماهنگ با احتیاجات جامعه است که با به خدمت گرفتن تکنولوژی پیشرفته، تأمین رفاه اجتماعی و استفاده« بهینه از امکانات موجود را میسر می سازد، ضروری است که شیعیان افغانستان از فرصت های ایجاد شده در امر آموزش (عمومی، آکادمیک و دینی) بر اثر تحولات جدید، نهایت استفاده را ببرند.

آموزش های عمومی: بر اساس جدیدترین آمارها، اکنون بیش از پنج میلیون دانش آموز در 7000 مدرسه افغانستان مشغول تحصیل اند. در این مدارس 8000 معلم در حال تدریس هستند. بنابر اظهار نظر مسئولان وزارت معارف (آموزش و پرورش)، افغانستان با کمبود 000/20 معلم مواجه است. بنابر آمار منتشره، افغانستان نیاز به 000/50 مدرسه دارد. بازگشت دختران به مدارس، در حالی که در دوران طالبان از ورود به مدرسه و آموزش محروم شده بودند، نقطه« عطفی در بخش آموزش و پرورش این کشور محسوب می شود. اکثر کتابخانه های افغانستان در دوره« طولانی جنگ تخریب شده و در زمان حاضر بیش از 49 کتابخانه در ولایات مختلف این کشور فعال است. تعدادی کتابخانه نیز در دست ساخت است. کتاب های مورد نیاز توسط مؤسسه توسعه بین المللی آمریکا (000/200/6 جلد)، مؤسسه دانیدای دانمارک (000/600/3 جلد) و دولت پاکستان (000/000/5 جلد کتاب دینی) چاپ و توزیع می شود.

پس از تحولات سال های اخیر، بازسازی در امر آموزش و نوسازی آن به صورت غیر قابل باوری جریان دارد. تقریباً اکثر کشورهای کمک کننده به بازسازی افغانستان تمایل دارند تا به سهم گیری در این بخش علاقه« خاصی نشان دهند. بازسازی لیسه« (دبیرستان) آتاترک در کابل توسط ترکیه ای ها، لیسه« عایشه درانی کابل توسط آلمانی ها، راه اندازی کلاس آموزش سریع ) C . O . A . (R توسط انگلیسی ها و چند کشور همکار در سراسر افغانستان، از این دست فعالیت هاست.

نکته« قابل ذکر در خصوص این نوع سرمایه گذاری ها، تمرکز آنان در مناطق خاص است. شیعیان، با وقوف کامل به آموزش مناسب و تأثیر مستقیم آن بر سرنوشت سیاسی — اجتماعی خویش، آستین همت بالا زده، به برگزاری کلاس های تقویتی و فوق برنامه و استخدام معلمان کارآزموده روی آورده اند. موفقیت مدرسه غیر انتفاعی معرفت در کابل و موفقیت دبیرستان عالی سراب غزنی با فرستادن 100% دانش آموزانش به دانشگاه ها و بسیاری از مدارس دیگری که در دورترین نقاط افغانستان از روش مردم یاری در امر استخدام معلمان خصوصی و ارتقای کیفیت آموزشی استفاده می نمایند، نمونه ای از این امر می باشد. نویسنده در جریان سفر اخیری که به افغانستان داشته، آنها را نزدیک دیده است.

گرایش مردم به آموزش هزینه بر و اضافه شدن قلم جدیدی بر سبد هزینه« ماهانه خانوار، حاکی از نوعی رویکرد ویژه« مردم به امر آموزش و اهتمام به ارتقای کیفیت آن است.

با تعطیلی مدارس و سرازیر شدن دانش آموزان به خیابان ها، و همچنین پیمودن مسیرهای صعب العبور کوهستانی در مناطق روستایی توسط دختران، نوعی دگرگونی اساسی در امر آموزشی شیعیان کاملاً به چشم می آید. وفور کلاس های فوق برنامه و تقویتی و استقبال بسیار زیاد از آنها از سوی دختران نوجوانی که تا چند سال پیش در حصار سنت های خانواده و فشارهای ناشی از باورهای غلط طالبانیسم، مجبور به ازدواج در سنّ نوجوانی بودند بیانگر نوعی هنجارشکنی و شکل گیری ارزش های جدید است. تلاش برای ادامه« تحصیل و راهیابی به دانشگاه، تقریباً در اکثر خانواده ها پی گیری می شود. این پدیده در میان سایر اقوام به ندرت یافت می شود. به طور مثال، در ولسوالی (شهرستان) قره باغ غزنی که ادعا می شود درصد جمعیت شیعیان و اهل تسنن آن برابر است، از 18 باب مدرسه« موجود، 14 باب متعلق به شیعیان و 4 باب (3 باب پسرانه و 1 باب دخترانه) متعلق به اهل تسنن است. بر خلاف دختران شیعه که به صورت بسیار فعال در مدارس حضور می یابند، دختران اهل سنت کمتر به مدرسه می آیند.

آموزش های آکادامیک: اکنون 20 دانشگاه در افغانستان وجود دارد. دانشگاه کابل با بیش از 6000 دانشجو در 14 رشته« مختلف، مهم ترین مرکز آموزش عالی افغانستان محسوب می شود. در چند سال اخیر، بیش از 000/22 دانشجو (000/12 پسر و 000/10 دختر) در پایتخت و ولایات بلخ، هرات، قندهار، ننگرهار، خوست، بامیان و... با داشتن 870 استاد که 133 نفر آنان زن هستند، مشغول تحصیل هستند.

شیعیان به دانشگاه و تکمیل تحصیلات عالی توجه خاصی نشان می دهند. این نگاه متأثر از محرومیت های قبلی و پیش آمدن شرایط نسبتاً خوب در امور استخدامی و به منظور دست یابی به مشاغل دولتی و همچنین گشایش افق های جدیدی از دنیای مدرن امروزی بر اثر مهاجرت است. در گذشته« نه چندان دور، پذیرش در دانشگاه و نایل شدن به مدارج عالی علمی، اولاً در بعضی از رشته ها برای شیعیان اصلاً امکان پذیر نبود و ثانیاً پذیرفته شدن در بعضی از رشته های مجاز برای شیعیان کار بسیار دشوار و سختی بود که اگر هم انجام می شد از امتیازات فارغ التحصیلی برخوردار نبود.

شرایط جدید، که سبب پذیرش شیعیان به عنوان شهروندان درجه« یک و برخورداری از حقوق برابر با سایر اتباع افغانستان شده، انگیزه های نیرومندی را برای ادامه« تحصیل شیعیان در دانشگاه ها فراهم آورده است. اکنون حدود 20% دانشجویان دانشگاه های کابل را شیعیان تشکیل می دهند؛ چیزی که در گذشته اصلاً سابقه نداشت و بعضی را به شدت نگران کرده است.

آموزش های دینی: تعداد مدارس دینی و دارالحفاظ افغانستان که در سال 1357 تنها به 20 باب می رسید، در سال های 1379 و 1380 به رقم 1150 باب افزایش یافت. این رقم با یک کاهش چشمگیر در سال 1381 دوباره به 233 باب رسید. تعداد شاگردان این مدارس در سال های 1357، 1379، 1380 و 1381 به ترتیب 106/6، 093/106، 000/98 و 716/22 محصل بوده است.

اینکه از 233 باب مدرسه« موجود در سال 1381، چند باب آن متعلق به شیعیان بوده و چه تعدادی از 716/22 محصل این مدارس را شیعیان تشکیل می داده اند، اطلاعات چندانی در دست نیست. از طرفی این احتمال قوی وجود دارد که ممکن است بسیاری از مدارس موجود در مناطق شیعه نشین، در این آمار اصلاً نیامده باشند. با این حال، این ادعا که به طور مسلم در تمامی مناطق شیعه نشین با پراکندگی جغرافیایی بسیار و حتی در مناطق سنی نشینی که شیعیان در آنجا زندگی می کنند، تعدادی مدرسه علمیه وجود دارد، به نظر می رسد کاملاً درست باشد. آمار موجود در دفاتر آیات عظام، از جمله آیت الله محقق و آیت الله شیرازی، و آمار سازمان مدارس و حوزه های علمیه خارج از کشور جمهوری اسلامی ایران، بر صحت این ادعا تأکید می کنند.

مدارس علمیه« متعددی در سراسر مناطق شیعه نشین به فعالیت های آموزشی — تبلیغاتی اهتمام دارند. متون آموزشی و تحصیل در این مدارس کاملاً به شیوه« سنتی است. توجه به علوم روز و نیازهای جدید در این مدارس خیلی به چشم نمی آید. شاید این رویه معلول نگرش های جدید در مورد روحانیت و عملکرد آنان است. روحانیان فارغ التحصیل از ایران بیشتر به فعالیت های سیاسی علاقه مند هستند تا به فعالیت های دینی و این چیزی است که هر چند باورهای سنتی جامعه شیعه آن را بر نمی تابد، لیکن در درازمدت به بالابردن سطح آگاهی های مردم کمک می کند و طبیعی است که همگام با رشد میزان آگاهی های عمومی، میزان حساسیت ها در برابر سرنوشت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز افزایش می یابد.

تجهیز مدارس دینی، پردازش محتوای کتاب های درسی طلاب و به روز رسانی روش های آموزشی، عوامل مؤثر در جهت دهی علاقه« اجتماعی شیعیان به فراگیری آموزش های دینی به شمار می روند. برچیده شدن تفکر واپسگرای طالبانیسم، فرصت نوسازی و نواندیشی دینی را در مدارس علمیه فراهم آورده تا به صورت طبیعی باورهای اعتقادی شیعیان از آنها متأثر شود.

4. رسانه ها

نقش رسانه در شکل دهی به فرهنگ شیعیان افغانستان و تأثیر گذاری مهم بر رویکردهای آن با پیدایش شرایط جدید و فرصت های در اختیار، بسیار جدی است. برخورداری از نعمت آزادی بیان، استفاده از امکانات بالفعل موجود و تلاش برای ایجاد امکانات جدید، فرصت های تکرار ناشده در تاریخ فعالیت های فرهنگی این جماعت به شمار می رود. شیعیان در حیطه« استفاده از رسانه های مکتوب، حرف های بسیار جدی برای گفتن دارند. نشر روزنامه ها، مجلات و نشریات تخصصی، نظیر: «جمهوریت»، «مشارکت ملی»، «اقتدار ملی»، «سراج»، «توسعه»، «گفتمان نو» و «کوثر»، در اکثر نقاط شیعه نشین، به ویژه در کابل، از ظرفیت ها و قابلیت های بی نظیر این گروه مذهبی به شمار می رود. بنا بر اذعان بسیاری از استادان دانشگاه های کابل، نشریات منتشره از سوی شیعیان بی نظیر و بی رقیب است.

استفاده از رسانه های دیداری — شنیداری برای شیعیان، به دلیل اختصاصی بودن آنها و نبود شبکه تلویزیونی ویژه شیعیان، با محدودیت هایی روبه روست؛ اما حضور نسبی نخبگان شیعه در بعضی از رسانه ها، برگزاری کلاس های رادیو تلویزیونی، پخش سخنرانی های امامان جمعه شیعیان و مراسم عاشورای حسینی و تلاش مهندس عباس و آیت الله محسنی برای راه اندازی شبکه« تلویزیونی خاص شیعیان، نویدی برای بهره وری مناسب از این فرصت های بسیار مؤثر به شمار می آیند. استفاده از اینترنت در میان شیعیان هنوز فراگیر نشده؛ اما با ورود آن در مناطق کوهستانی هزاره جات، صفحات جدیدی در گستره« جهانی، برای تبیین عقاید، باورها و اندیشه های ایشان گشوده شده است، به طوری که قرارگیری سایت ها و وبلاگ های فراوان و متعدد در فضای وب، نظیر: «رادیو هزارگی»، خبرگزاری «صدای افغان»، «تبیان»، «آرمان»، «نم» و «فصلی برای آگاهی»، دستاوردهای مهم و تا حدودی اقتصادی برای فعالان فرهنگی شیعیان کم بضاعت افغانستان به شمار می آیند.

5. نهادهای مدنی

نهاد مرجعیت: دگرگونی های سیاسی و شکل گیری قطب بندی های جدید در افغانستان پس از طالبان، نخبگان سیاسی شیعیان را در برار تصمیم گیری های دشوار قرار می دهد؛ زیرا اولاً آنان کمتر به اتخاد سیاست های راهبردی مشترک تمایل نشان می دهند و در نتیجه، تفاوت نگرش ها و رویکردها متنوع می شود و ثانیاً با فرض رویکرد یکسان رهبران سیاسی شیعه به رویدادهای مهم کشور، لزوم ائتلاف با دیگران، هم چنان اجتناب ناپذیر می ماند. از این رو، همواره شاهد نوعی تزلزل و عدم ثبات در تصمیم گیری های سیاسی شیعیان هستیم، و این چیزی است که در شرائط مختلف با قضاوت های متخلفی روبه رو می شود. به طور مثال، در جریان انتخابات ریاست جمهوری، آقای خلیلی به دلیل حمایت از کرزی کاملاً به حاشیه رانده شد و بسیاری از روشنفکران، صاحبان رسانه ها و مردم را در برابر خود دید. در نقطه« مقابل، آقای محقق با قرار گرفتن در جایگاه سوم — پس از کرزی و قانونی — شخصیت ملی هزاره ها گردید و از او به عنوان مظهر تجلّی خواسته های شیعیان یاد شد. تصمیم سیاسی او مبنی بر مواجهه با کرزی، از او چنان چهره« محبوبی ساخت که در انتخابات پارلمانی با کسب 8/13% آرا به عنوان نفر اول در ولایت کابل انتخاب گردید، و هزاره ها از این موفقیت بر خود بالیدند. محبوبیت آقای محقق دوام چندانی نیافت و تنها پس از چند ماه و زمانی که با سیاف در برابر آقای قانونی برای ریاست پارلمان ائتلاف نمود، خاطرات گذشته« جنگ های غرب کابل، به ویژه افشار، در تصویر ذهنی شیعیان، دوباره تداعی شد. از این رو، تصمیم وی مورد نکوهش شدید مردم و نمایندگان قرار گرفت و تصدّی معاونت پارلمان را که برای وی حتمی پنداشته می شد، از دست داد.

فعالیت های فرهنگی شیعیان، نیازمند نظم جدیدی است که مستقل و غیر وابسته به جریان های سیاسی ناپایدار و از نوعی ثبات و تمرکز برخوردار باشد. با حضور چند باره« آیت الله محقق کابلی در میان شیعیان کابل، باور جدیدی به وجود آمده است که به فعالیت های نظام مند شورای علما و کارکردهای روحانیان معنا می دهد. باور عمومی شیعیان بر این اساس جهت می گیرد که حضور پر رنگ خارجیان در میان مردم و فراهم شدن زمینه های بسیاری برای فعالیت های فرهنگی — تبلیغی آنان، باورها و سنن و اعتقادات مردم را مورد هجمه قرار خواهد داد. از این رو، علما و فعالان فرهنگی به جای ورود به جریانات آلوده و سیال سیاسی، باید به رسالت اصلی خویش پرداخته، نیازمندی های دینی مردم را پاسخ گویند.

با وجود آیت الله محقق و آیت الله محسنی و توجه جدّی به حمایت مؤثر از بازگشت علما به کشور، نهاد مرجعیت شکل عینی به خود گرفته و قدرت نفوذ بیشتری پیدا خواهد کرد و بالطبع در فعالیت های فرهنگی شیعیان تأثیر مثبت برجای خواهد گذاشت. این امر، ضمن فراهم سازی زمینه« تعاملات سازنده با قدرت سیاسی کشور، بدون ورود به بازی های آلوده سیاسی، فرصت جدیدی را ایجاد خواهد نمود که شیعیان بتوانند پس از سال ها پراکندگی، در زیر لوای نسبتاً واحد، فعالیت های فرهنگی — سیاسی خویش را سامان دهند و مهم تر از آن، به بسیاری از نیازمندی های دینی — مذهبی مردم پاسخ گفته شود.

مؤسسات اجتماعی و علمی — فرهنگی: ضرورت انجام فعالیت های نظام مند، هدفدار و سازمان یافته، به منظور بهره برداری مناسب از کمک های مجامع جهانی — که به صورت مستقیم در اختیار مؤسسات غیر دولتی N.G.O( ) قرار می گرفت — و در راستای مطالعات علمی و سازماندهی فعالیت های فرهنگی، نهادها و مؤسسات متعددی را در میان شیعیان به وجود آورد؛ مانند: مؤسسه شهدا و کمیسیون حقوق بشر مربوط به خانم سیما سمر، مؤسسه امام هادی(ع)، مرکز مطالعات و تحقیقات راهبردی افغانستان، مؤسسه مطالعات اجتماعی، نهضت مدنی افغانستان (نما)، مجمع جهانی اهل بیت(ع)، مجمع فرهنگی انقلاب اسلامی افغانستان، مؤسسه خیریه خاتم الانبیاء و مؤسسه خیریه کاتب.

مؤسسات مربوط به شیعیان به لحاظ مالی و جذب کمک های بین المللی با دشواری ها و تنگناهای خاصی روبه رو هستند. فعالیت های اندک علمی — خدماتی آنها برای شیعیان بسیار مؤثر بوده است.

6. آزادی های مذهبی

بر اساس قانون اساسی جدید، شیعیان افغانستان از آزادی های مذهبی برخوردار شده اند و در نتیجه رسمیت یافتن مذهب تشیع، مراجعه به محاکم خاص برای شیعیان فراهم گردیده است. این فرصت استثنایی این امکان را در اختیار استراتژیست های فرهنگی شیعیان قرارداده که به تدوین کتاب های درسی مبتنی بر آموزه های مکتب تشیع و اشاعه« فرهنگ علوی در مدارس بپردازند.

اگر برگزاری مراسم دینی، به ویژه مراسم ویژه« شیعی، نظام دهی و هدفدار شوند، فرصت های دیگری در اختیار شیعیان قرار می گیرد تا بیش از پیش، زمینه های همزیستی مسالمت آمیز و برخورداری از هویت مذهبی مستقل را فراهم آورده، باورهای مذهبی شیعیان را گسترش دهند.

ج) تهدیدات

1. کمبود متون آموزشی مطلوب و مناسب :

پرداختن به آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر از اولویت های اساسی دولت به شمار می رود. به کارگیری توان ملی و جذب کمک های بین المللی در این راستا از یک طرف و علاقه مندی خاص کشورهای ذینفع در افغانستان از طرف دیگر، زمینه های مساعد رشد و ارتقای کمی — کیفی تعلیمات عمومی را فراهم می سازد؛ اما پرداختن به مدارس مناطقی خاص، تأمین منابع درسی از کشورهایی نظیر آمریکا، دانمارک و پاکستان و بازگرداندن کتاب های درسی چاپ ایران گویای واقعیت های ناگفته ای است که در پشت پرده« نوسازی و بازسازی ساختارهای آموزشی و مدارس دولتی قرار دارند.

قانون اساسی جدید با به رسمیت شناختن زبان دری به عنوان زبان دوم کشور و رسمیت دادن به مذهب تشیع در کنار مذهب حنفی، فرصت تألیف کتاب های درسی به زبان دری و با محتوای آموزه های شیعی را در اختیار شیعیان قرار می دهد؛ اما در مرحله« عمل، هنوز توفیقی در این قسمت به دست نیامده است. از این رو، کودکان شیعی ناگزیر هستند همانند گذشته، کتاب های تعلیمات دینی واجد احکام فقه حنفی و اعتقادات مربوط به آن را بیاموزند. می توان ادعا کرد که جریانات قدرتمندی در ورای تصمیم گیری های بخش تألیف کتاب های درسی وزارت معارف (آموزش و پرورش) نقش می آفرینند.

2. ابتذال رسانه ها

آزادی های موجود، به ویژه آزادی بیان، چالش های بسیار خطرناکی فراروی فعالیت های فرهنگی شیعیان و همچنین آداب و رسوم مذهبی آنان قرار داده است. بسیاری از رسانه ها به عنوان مبلّغ کالاهای خارجی عمل می کنند. بیشترین ساعات پخش برنامه های این رسانه ها را پخش انواع موسیقی و ترانه های داخلی و خارجی دربر می گیرد. علاوه بر چند رادیوی سراسری، تقریباً در تمامی ولایات افغانستان، رادیوهای محلی به فعالیت مشغو هستند.

علاوه بر رادیو، شبکه های سراسری «تلویزیون ملی»، «طلوع»، «افغان. تی. وی»، «آریان»، «آیینه» و شبکه های محلی و کابلی، برای مخاطبان گسترده« خود برنامه پخش می کنند. جز برنامه های ویژه پخش موسیقی نظیر برنامه «هاپ» تلویزیون طلوع و چند برنامه« عوام پسند طنز و گفتمان های سیاسی، تقریباً سایر برنامه ها تقلیدی هستند. رسانه های دیداری بر اثر فشارهای ناشی از بازخورد فعالیت خویش در میان مردم، سخت گیری های ستر محکمه (دیوان عالی) و مسئولان وزارت اطلاعات و فرهنگ، تنها به پخش سریال ها و فیلم های ایرانی و هندی با زبان اصلی از شبکه های تلویزیونی می پردازند.

در ابعاد اعتقادی، آثار فعالیت چنین رسانه هایی در کوتاه مدت خود را نمی نمایاند؛ اما در بُعد اجتماعی — فرهنگی، تأثیرات آنها حداقل در قسمت حجاب زنان و روابط آزاد زن و مرد تا حدودی به چشم می آید. حضور خارجیان با پوشش مخصوص به خود و ارتباط مستقیم آنان با مردم در اکثر نقاط کشور، به عنوان کاتالیزور در این پدیده عمل می کند.

3. رشد افراط گرایی فرقه ای

نقش برجسته« روحانیت در افغانستان به حدی است که سلطه شوم طالبان را بر مردم افغانستان تحمیل نمود. در یک تقسیم بندی کلی، می توان روحانیان افغانستان را به دسته های سنتی، رادیکال، و روشنفکر تقسیم نمود. شیعیان به صورت اجتناب ناپذیری با طیف روحانیون روشنفکر اهل سنت تعامل دارند؛ زیرا اهداف و استراتژی های هر دو به یک فرجام منتهی می شود. روحانیان سنتی نیز مشروط به اینکه از سوی رادیکالیست ها برانگیخته نشوند، می توانند فرصت همکاری های بسیاری را با شیعیان در جهت نظام دهی به فعالیت های فرهنگی مشترک به وجود آورند. مشکل اصلی شیعیان، طیف رادیکال روحانیت اهل سنّّت است که با شبکه های مخوف القاعده و وهابیت در ارتباط است. بر اساس آموزه های وهابیت، شیعیان مسیر انحراف را می پیمایند. از این رو، وجود شیعیان برای آنان هرگز قابل تحمل نیست و یکی از دشمنان استراتژیکشان به شمار می روند. پس از انفجارهای کربلا و پاکستان، برای اولین بار درگیری های سازمان یافته ای در هرات بین شیعیان و اهل تسنن در روز عاشورا به وجود آمد که بنا بر اعلام مقامات رسمی کشور (سایت افغان پی پر) ناشی از عبور نیروهای ویژه القاعده از مرزهای جنوبی کشور بوده است.

شیعیان، متهم به همکاری با نیروهای خارجی و در نتیجه، موفقیت آمریکا در افغانستان هستند. از این رو، وهابیت در افغانستان تلاش خواهد کرد که جامعه سنی مذهب را در برابر جامعه شیعه مذهب برانگیزد. شکاف های ناشی از چند قومی — مذهبی بودن افغانستان، جنگ های داخلی و تلفات سنگین طالبان در سرحدات مناطق هزاره نشین، دست آویز بسیار خوبی برای فعالت های مخرب و تحریک کننده« طالبانیسم و نحله های فکری واپسگراست.

4. فعالیت گسترده و مخرب مؤسسات خارجی

بر اساس جدیدترین آمارها، 355/2 مؤسسه داخلی، خارجی و بین المللی در وزارت اقتصاد ملی ثبت شده اند که مهم ترین آنها عبارتند از: مؤسسه خیریه سوئیدن، مؤسسه فوکاس (وابسته به مؤسسه توسعه آقاخان، رهبر اسماعیلیان جهان)، مؤسسه کار ( C . A .R ) و مؤسسه پاملرنه. علاوه بر این مؤسسات، نهادهای زیر مجموعه سازمان ملل، مثل یونیسف، یونسکو و یونیما، به فعالیت های گسترده در حوزه های مختلف؛ مانند: اعطای وام اشتغال زایی، تأسیس بانک، مدرسه سازی، خدمات آموزشی، تهیه« کتاب های درسی، خدمات بهداشتی، جاده سازی و خانه سازی برای مهاجران، مشغول هستند.

حضور پررنگ خارجیان در قالب کارمندان مؤسسات و انجمن ها و رویارویی مستقیم آنان با مردم و آگاهی از وضعیت معیشتی، باورها و اعتقادات بومی، نیازمندی ها و فعالیت های فرهنگی — مذهبی آنان، زمینه های بسیار مساعدی را برای برنامه ریزی و سیاست گذاری در خصوص انجام فعالیت های هدفدار و مؤثر مهیا می سازد.

از طرفی، علاوه بر جمع ا~وری اطلاعات و داده های دقیق از وضعیت عمومی و خصوصی مردم، حضور مستقیم در میان مردم، به ترویج عقاید و باورهای مبلّغان مذهبی که با لباس مددکاران بین المللی به فعالیت می پردازند، می انجامد. به طور مثال، بر اثر فعالیت های مداوم و مؤثر هیأت بین المللی تبلیغ مسیحیت، اکنون بحث گرایش به مسیحیت در بسیاری از مناطق شیعه نشین، به عنوان یکی از چالش های عمده در میان فعالان دینی مطرح است. اضافه بر فعالیت های تبلیغی در قالب کمک های بلاعوض و کارناوال های موسیقی و جشن، ایجاد محیط کاری غیرقابل انطباق با شرایط فرهنگی افغانستان و به کارگیری جهت دار کارمندان داخلی (اهتمام جدی در استخدام زنان و دختران) به مثابه تهدیدات جدی در آینده فراروی فرهنگ مردم افغانستان به طور عام و شیعیان به صورت خاص قرار دارند.

 

 

 

نتیجه

روند رو به گسترش شهرنشینی شیعیان افغانستان و در نتیجه، امکان برخورداری از فرصت های برابر و گریز از محرومیت های برنامه ریزی شده که سال های متمادی ایشان را در روستاهای خشک و لم یزرع ساکن کرده بود، در کنار سیاست های کلی حکومت مبنی بر توسعه همگانی آموزش و نیز فراهم شدن زمینه تحصیلات عالی، با از میان رفتن تبعیضات قومی — مذهبی، فصل جدیدی را برای این جماعت گشوده است تا به مدد نهادهای مدنی نظیر مرجعیت و استفاده بهینه از رسانه ها، سیاست های کلان فرهنگی خویش را طراحی و اجرا نمایند؛ به ویژه آنکه شرایط جدیدی ناشی از پذیرش آزادی های مذهبی شیعیان و حمایت های قانونی از آزادی بیان، زمینه« هرگونه فعالیت های فرهنگی را بیش از پیش هموار نموده است. البته نباید از یاد برد که موانع مهم و در عین حال مؤثری نظیر هجمه بی چون وچرای مؤسسات خارجی و فعالیت های مخرب آنها، وفور ابتذال در رسانه ها و همچنین رگه هایی از افراط گرایی فرقه ای همچنان وجود خواهد داشت که گذر از آنها، برنامه ریزی ها و هماهنگی های خاصی را می طلبد

دیدگاه

*