مرکز علمي فرهنگي طلوع فجر بر اساس اهداف و آرمان خود هميشه در صدد دفاع از حريم دين اسلام و مقدسات اين دين عزيز است . مدتي است که از سوي برخي کشور هاي غربي برنامه منظم و منسجمي عليه دين اسلام و مقدسات آن به اجرا گذاشته مي شود و به مقدسات مسلمانان گام به گام اهانت هاي هولناکي صورت مي گيرد و با اهانت به اين مقدسات با احساسات ميليون ها مسلمان بازي مي کنند و در واقع با اين کار ها مي خواهند حس غيرت مسلمانان را بيازمايند . اين ها از آيات شيطاني شروع کردند و با کاريکاتورهاي موهن به پيامبر (ص) اسلام الآن اهانت ها را به مقدس ترين کتاب مسلمانان رسانده­اند. مرکز علمي _فرهنگي طلوع فجر بر اساس رسالت ديني که دارد با برگزاري نشست علمي تحت عنوان «بررسي عوامل هتک حرمت به قرآن کريم و پيامد هاي آن»؛ در صدد بررسي ريشه هاي اين اقدامات بر آمده است و با در ميان گذاشتن اين موضوع با متخصصان فن علل آن را بررسي کرده است . صاحب نظران شرکت کننده در نشست مذکور انديشمندان زير حضور داشتند: جناب حجت الاسلام و المسلمين دکترخيري(قائم مقام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي و مدير گروه مطالعات اجتماعي جامعه المصطفي«ص»)؛ حجت الاسلام و المسلمين دکتر رسولي (استاد در جامعه المصطفي«ص» العاليمه و دبير علمي  نشست، جناب آقاي نصرالله نظري (دانش پژوه دکتري قرآن و علوم اجتماعي).

شايان ذکر است که در ابتداي اين نشست، جناب آقاي دکتر خيري به سخنراني پرداختند و پس از آن نشست علمي برگزار گرديد. هم اينک متن سخنراني و ميزگرد مذکور را خدمت خوانندگان محترم تقديم مي­کنيم:

الف- سخنراني

حجت الاسلام و المسلمين دکتر خيري بعد از حمد الهي و درود بر محمد وآل محمد و عرض تسليت امام هادي و حضرت مسلم و تبريک عيد سعيد قربان و تشکر از مرکز علمي فرهنگي طلوع فجر سخنان خود را چنين شروع کرد که هتک حرمت  با اسلام هراسي آغاز شد و اين سؤال را مطرح کردند که : چرا اسلام هراسي ؟ ايشان بيان داشتند که اسلام هراسي با انقلاب جمهوري اسلامي آغاز مي شود وچون  شوروي از هم مي پاشد و سنگر ها توسط اسلام فتح مي شود ، گرايش به اسلام در غرب رو به ازدياد مي گذارد  و ناکامي در پان عربيسم ، جهاني سازي ، غربي سازي و پروسه  توسعه غربي بعد از جنگ جهاني ، شکست مکاتب علمي مثل کمونيسم ، شکست در عراق و افغانستان و ... مزيد برعلت مي شود . همه اين ها به يک طرف و اين که جهان يک دست مي شود ولي فرايند توسعه تکنولوژي تحقق نيافت ، گرايش هاي توسعه بومي افزايش يافت ، افزايش ملي گرايي و ... دنيا را از يک جانبه گرايي خارج کرد و باايجاد دنياي مجازي زمينه ديالوگ فراهم شد و اسلام سهم عمده را در اين جهت به عهده گرفت لذا ناتوي فرهنگي به جاي ناتوي جنگي به وجود آمد و جبهه هاي زير را گشود مثل :

 

 

1.      جبهه اختلافات : با ايجاد جبهه اختلاف در صدد اين بودند که اديان به جان هم افتاده است که در واقع به اين معناست که مردم به جان هم افتاده اند و لذا مي خواستند از احساسات مردم استفاده کند براي نجات از مهلکه نابودي بدين جهت هم بن لادن و هم بوش اعلان جنگ صليبي کردند در جنگ صليبي مردم رويايي هم داشتند نه دولت ها.

2.      اسلام هراسي به صورت خاص : اسلام را در مقابل تروريست معرفي کردند و اين موضوع را در اخبار و رسانه هاي غربي اعلام کردند و در همين راستا 11سپتامبر را به وجود آوردند تا اسلام هراسي ايجاد شود و افکار عمومي را تحريک عليه اسلام بکنند . در اين ميدان از خود مسلمانان استفاده کردند چون طالبان و بن لادن از آن هاست يعني استفاده از خود مسلمانان عليه مسلمانان و بر اين احساس ملت هاي غربي را عليه مسلمانان تحريک کردند.

3.      ترويج فحشاو منکرات

4.      ترويج عرفانهاي کاذب مبتني بر شهوات

5.      استفاده از مواد روان گردان

6.   بهره گيري از رسانه ها : چهار رسانه مهم در دست صهيونست هاست . افکار عمومي در اين رسانه ها واژه مثبت نيست يعني مردم گله اي هستند که رسانه ها آنها را به هر سو خواستند مي برند و مارپيج سکوت توليد مي کنند .

7.  جنگ نرم از طريق شايعه سازي ، برجسته کردن برخي افراد ، ورود با لباس دوست و تغيير هنجارها که اين اولين گام رفتن به سوي جبهه دشمن است ، ايجاد رعب و وحشت ، برجسته کردن توانايي غربي ها ، جلوگيري از خود باوري افراد با وارونه کردن عقايد ، انقلاب مخملي ، بار ضد ارزشي دادن به مفاهيم ارزشي براي عقب نشيني فرد مثل تعصب مذهبي ، در برابر لبراليسم . فوايد اين جنگ اين است که اولا تلفات نظامي ندارند ثانيا هزينه کمتري دارد و سرباز از خود افراد مي گيرند . شهيد توليد نمي کنند . سمبولها و اسطوره ديگر ، پيدا نمي شود ، احساسات مردم تغيير مي کند و تغيير در استانه اختلاف به وجود مي آيد يعني حق را از باطل تشخيص نمي دهند و اين کي دوست و کي دشمن است در جنگ نظامي شفافيت است اما در جنگ نرم ابهام وجود دارد . ديگري تغيير در استانه تحريک است که افراد زود در مسائل مذهبي تحريک نمي شوند . لذا توهين هاي گوناگون ايجاد مي شود تا مردم با آنها کنار بيايند و براي مردم عادي شود و مردم شرطي شوند . حرکت هاي خود جوش کاهش پيدا مي کند ، شرطي يعني اين که نسبت به خبر واکنش نشان دهند يانه که در جنگ نرم اتفاق مي افتد . در گذشته وقتي به زني اهانت مي شد انقلاب مي شد اما الآن خيلي حوادث بزرگ آنها را تحريک نمي کند که نشانه همين امر است .

8.  اعمال خشونت و رفتارهاي سياسي افراطي .

9. توليد فيلم و برنامه سينما يي عليه مسلمانان مثل به تصوير کشيدن برخي صحنه ها مثل قمه زدن؛ در اسلام هراسي روي اين ها کارمي کنند .

10. توليد ماکت جمهوري اسلامي کردند که اين کار با ايجاد طالبان صورت گرفته است تا اسلام هراسي ايجاد گردد.

11. نا امني ايجاد کردند براي مسلمانان  اين کار در اکثر کشورهاي غربي صورت گرفته است .

12. بهره گيري از فرصت ها و نا رضايتي ها ، جذب افراد ناراضي ، تبليغ عليه مسلمانان و کشورهاي غربي با استفاده از اين فرصت .

13. قداست زدايي کردند : کاواره سازي به شکل مسجد ، ساخت برنامه هايي به نام وداع با مسجد يعني فرد از زندان مسجد رها پيدا مي کند و در جاي مي رود که بهشت گونه است .

14. راه اندازي شبکه صمد در سوئد .

15. بهره گيري از علوم انساني . پروژه قرآن سوزي در همين راستاست . ايجاد ترديد کردن با اثر نکردن معجزه قرآن . لذا لازم است که در مورد هرکدام غور شود و کارگردد.

ب- ميزگرد علمي

مجري: هتک حرمت يک پروسه است که براي انجام آن برنامه ها و اقداماتي صورت گرفته است در مقام نظري هم کار هاي عمده صورت گرفته است مثل نظريه پردازي­هاي ­هانتينگتون، فوکو و فکوياما. اگر اسلام ستيزي يک پروسه باشد اين سوال به ذهن مي رسد : اصول پردازش اين گونه نظريات در ايجاد باورهاي مثل هتک حرمت چقدر مؤثر است ؟

 

 

دکتر رسولي: رويش فکرهاي نو و تسهيلات جامعة المصطفي جاي قدر دارد . خوشحالي من اين است که مرکز علمي فرهنگي طلوع فجر دغدغه هاي ديني مبارک دارند . اين دغدغه ها نشان گر تفکرهاي ديني است که خيلي مهم است . اگر امکانات زياد باشد ولي انگيزه نباشد کاري صورت نمي گيرد که در مرکز علمي فرهنگي طلوع فجر انگيزه وجود دارد. در مورد سؤال بايد گفت که زمينه هاي فکري زيادي وجود داشته است . قرآن سوزي در سالگرد 11 سپامبر از ناحيه کليسا دو نکته را نشان مي دهند : مردم نسبت به کارهاي دولت حساس هست ولي چرا کليسا طرح مي کند ؟ اسلام هراسي گاهي توطئه است و گاهي ناشي از قدرت و هيمنۀ دروني خود اسلام است که مخالفان را وادار به اسلام هراسي مي­کند. بعد از فروپاشي شوروي که افتخار ملت ماست و خدمت بزرگ ملت ماست که رقيب جهان غرب را از بين برد و جهان اسلام را از اين خطر رهايي داد. اين مبارزه  باور و تفکر ديني ما را نشان مي دهد . اين تفکر در دوران خراسان بزرگ بوده است . تقابل دو قطب بعد از فروپاشي شوروي از بين رفت . بعد از اين ايده هاي مثل لبيراليسم منجي جهاني مطرح شد و بعد جهاني ديني توسط هانتينگتون مطرح شد ، جنگ تمدن ها مطرح شد و فرهنگ را در محور قرار دادند . علي رغم وجود خرده فرهنگ ها در اسلام همه را يک کاسه کردند که تنها اسلام خطر است .

علي رغم ادعايي که غرب دارد و مي­گويند حرف هاي ما علمي است و مبتني بر عقلانيت؛ هانتينگتون مي­گويد بحث من در رابطه با برخورد تمدن ها مبتني بر روش شناسي علمي نيست بلکه اين نظريه صرفاً شواهد تاريخي را بيان مي­کند. غربي­ها مجموعه مباحثي نظير: جنگ صليبي تروريزم در جهان اسلام، نقض حقوق بشر در برخي کشورها و حتي انقلاب اسلامي ايران را مطرح مي­کنند که در واقع اين­ها نمونه­هايي از برخورد تمدن غرب با اسلام است.

نکتة مهم ماجراي قرآن سوزي براي ما و شما که فرهنگي، ديني و عقيدتي هستيم اين است که اينگونه نظريات با عقبه فرهنگي و ديني ارائه شد. به نظر من بحث هتک حرمت در دامنۀ همان پروسه فرهنگي است و دوست دارم تأکيد نمايم که اقدامات اهانت آميز قرآن سوزي بيش از آنکه ماهيت سياسي داشته­ باشد، ماهيت فرهنگي و ديني دارد به اين ترتيب که اسلام يک تمدن به حساب آمد و در گسترة اين تمدن اين اهانت را انجام دادند.

مجري: در فرمايشات آقاي دکتر خيري متوجه تأکيد ايشان بر روي نقش رسانه­ها بوديم و از مارپيچ سکوت ياد کردند. اگر ما بپذيريم که رسانه­ها در ايجاد مارپيچ سکوت نقش دارند و از طرفي به دسته بندي «اکو» از رسانه­ها به رسانه­هاي دسته اول و دوم توجه کنيم، به اين حقيقت پي مي­بريم که رسانه­هاي کشورهاي اسلامي، رسانه­هاي دسته دوم هستند. از آنجاکه اخبار هتک حرمت به قرآن کريم بطور بسيار گسترده، تحت پوشش­ رسانه­هاي غربي قرار گرفت و به تبع آن رسانه­هاي اسلامي نيز در انتشار آن نقش داشتند، چرا ما شاهد موفقيت رسانه­ها در امر تقابل و رويارويي نبوديم؟ به عبارت ديگر چه عواملي در تصميم سازي عقلاني جوامع اسلامي نقش داشت؟ و نقش رهبر معظم انقلاب، مراجع و علماي جهان اسلام در اين تصميم سازي و عدم موفقيت رسانه­هاي غربي چه بود؟

دکتر خيري: در پاسخ به سوال جناب عالي، بايد به اين نکته توجه کنيم که فرهنگ اسلام، فرهنگ مدارا و مروت است. به همين دليل مسلمانان نسبت به يکديگر اهل مدارا بوده و با دشمنان شان با انصاف برخورد کرده­اند. شما اين بحث­هايي را که يهودي­ها  و مسيحي­ها مطرح کردند و براساس آن تظلّم نمايي کردند، اينها مربوط به جهان اسلام نبوده و اگر ظلمي هم احياناً به اينها شده و اگر در «گتوها» هم زندگي کرده­­اند، همگي مال غرب و آلمان و انگليس بوده است، در حاليکه در جهان اسلام اقليت­ها هميشه محترم بوده است. من شاهد وضعيت در افغانستان نبوده­ام، شاهد وضعيت در ايران بوده­ام و آثار را در جهان اسلام ديده­ام، در هيچ جا ما سراغ نداريم که با اقليت­ها و با اهل اديان ديگر، با خشونت رفتار کنند. لذا فرهنگ اسلامي، فرهنگ بزرگواري، کرامت، گذشت، اغماض و محبّت است. در متون ديني ما که آموزه­هايش در خون و رگ و احساسات، عواطف و باورهاي ما ريشه پيدا کرده و نسل به نسل منتقل شده است، به ما آموخته که اهل مدارا باشيم و از خشونت بپرهيزيم. به همين خاطر است که جهان اسلام هيچگاه اهل خشونت نبوده است. اين فجايعي که آفريدند مال ديگران است. اگر نژادپرستي است و درگيري­هاي نژادي است، مربوط به جهان غرب است. ما در جهان اسلام هيچ وقت نمي­توانيم سراغ اين جور برخوردها را بگيريم.

 

 

بنابراين اهل مدار بودن و درعين حال عقلاني بودن جزء فرهنگ اسلام است. چيزي که ما داريم و هم بايد آنرا تقويت کنيم، عقلاني رفتار کردن است. غرب با گشايش جبهه­هاي جديد، تلاش دارد که ما را غير عقلاني و احساسي نشان بدهند و با تحليل نادرست از رفتارهاي ديني ما، ما را به عنوان انسان­هاي خرافاتي معرفي نمايند. باتوجه به اين رويارويي، مهم­ترين نياز جوامع اسلامي و بخصوص جهان تشيع، بحث از عقلانيت است. عقلانيتي که به حق الله و حق الناس ايمان دارد. ملاک او منشور اميرالمومنين«ع» به مالک اشتر است که مي­گويد آدم­ها دو دسته­اند: «امّا اخٌ لک في الدين أو نظيرٌ لک في الخلق». انسانها يا برادر تو در دين است و يا برادر تو در خلقت­اند. اين جزء مرام و جزء دينداري ماست و مومن بودن ما به اين چنين آموزه­ها وابسته است. لذا ما شاهد مقابله نبوديم، علاوه براين در آموزه­هاي ديني ما دعوت به همگرايي و حفظ مشترکات وجود دارد که براساس آنها ما بايد به اديان ديگر احترام بگذاريم و هم به متدينان آنها. براساس چنين نگرشي ما به خود مان اجازه توهين را نمي دهيم. ادبيات اسلامي ما ادبيات توهين و خشونت نيست. حتي آنجايي که مي­بايست بحث بکنيم و جدال بکنيم، بايد جدال به احسن بکنيم. البته بايد اذعان کنيم که اين همه سفارش طبيعتاً بعدي ندارد که جهان اسلام در رابطه با پديده­هاي اهانت، به کرامت برخورد بکند به اين معني که اگر احساساتش هم جريحه دار مي­شود، از مروّت خارج نشود. از انصاف خارج نشود و مقابله به مثل نکند. قطعاً تأثير مراجع، تأثير پيام مقام معظّم رهبري خيلي کارساز و موثر است. مردم نشان دادند که توجه دارند و نمي­گذارند که دشمن شاد شوند آنجاهايي که احساس تکليف مي­کنند وارد مي­شوند.

همة بحث من در بحش اول عرايضم همين بود که اين­ها براين اينکه اين هويت را از ما بگيرند، جبهه­هاي مختلفي را در برابر ما باز کردند و راه­هاي مختلفي را دارند طي مي­کنند. اگر قضيه به اين آساني بود که با اين مردم مي­توانستند راحت مواجه شوند اين همه جبهه نمي­گشودند. اين همه وارد عمل نمي­شدند، اين همه هزينه نمي­کردند، اين همه مارپيچ سکوت و امثال آنرا بوجود نمي­­آوردند. ما اگر مراقب نباشيم، ممکن است اتفاقاتي بيفتد. بالاخره سنت الهي اين طوري است که «انّ الله لايغير مابقومٍ حتّي يغيروا ما بأنفسهم».

خداوند راه را نشان داده، چاه را نشان داده و عقل و شعور را در اختيارش قرار داده، اين همه سرمايه عظيمي که ما داريم اين­ها همه هست؛ وظيفۀ ما هاست که بصورت دقيق حوادث و مسائل و هم چنين ترفندها را رصد بکنيم و درست تبليغ و ابلاغ بکنيم. لذا فرمودند اگر زيبايي کلام ما را مردم بفهمند، از ما تبعيت مي­کنند و به ما گرايش پيدا مي­کنند.

اين کار ماست اين راهي است که اتفاق افتاده و فرهنگي است که راه خود را پيش برده است. لذا است که انسان احساس مي­کند که اگر تمام همّ و غم خودش را بگذارد که اين فرهنگ را آشکار بکند ديگر نبايد از عرفان­هاي کاذب بترسد، نبايد از مارپيچ سکوت بترسد. بخاطر اينکه اگر ما درست منتقل کنيم مصون از همة اينها مي­شويم. منتهي فرهنگ رسانه­اي را بايد بشناسيم، فرهنگ دنياي مجازي را بايد بشناسيم، ترفند­هاي اين­ها را بايد بشناسيم. گاهي وقت­ها اتفاقاتي در سطح جامعه رخ مي­دهد، نمادها عوض مي­شود. ما بايد حساسيت توليد بکنيم. ما نبايد آستانۀ احساسات مان تضعيف شود. اين خيلي مهم است که نبايد آب در آسياب دشمن بريزيم. در مجموع بنده زمينه تصميم عقلاني مسلمين در برابر فتنۀ قرآن سوزي را هم در فرهنگ مي­بينم و هم در فرمايشات مقام معظّم رهبري، مراجع، علماء و بزرگان ديني جهان اسلام.

 

 

مجري: در ادبيات ديني ما مفاهيمي نظير «جدال احسن»، «مدارا»، «محبّت» وجود دارد و در برابر اين آموزه­ها، اسلام خشونت را نفي فرموده و حتي به نفي توطئه سفارش مي­کند. به عنوان مثال در جريان ساخت مسجد ضرار، چون قرار بود در آنجا توطئه­اي صورت بگيرد، با وجوديکه اين مسجد به ظاهر براي عبادت ساخته مي­شد، اسلام ساخت آن­را بر نمي­تابد، و يا حتّي فراتر از آن، در قرآن کريم دستور داده شده که «لاتسبّوا الذين يدعون من دون الله» و به تبع همين سفارشات قرآني حضرت امير«ع» در جنگ صفّين به سربازانش دستور مي­دهند که به کسي فحش و ناسزا نگويند؛ حالاکه دين ما مبتني بر چنين آموزه­هايي است، از جناب آقاي دکتر رسولي خواهش مي­کنيم که تبيين خويش را نسبت نگاه دين در رابطه با خشونت، اهانت و هتک حرمت را براي ما بيان بفرمايند.

دکتر رسولي: جناب آقاي دکتر خيري فرمودند و درست هم فرمودند که ما به لحاظ آموزه­هاي ديني و تفکر ديني نمي­توانيم به رفتارهاي غير عقلاني و مقابله جويانه بپردازيم؛ ولي يکي از حرف­ها اين است که ما بدون عکس العمل نبايد باشيم. غيرت ديني در اسلام و حساسيت نسبت به مسائل مهم اسلام و از جمله قرآن که مبناي تفکرات ديني و اعتقادات ماست، به عنوان يک دستور اصيل ديني وجود دارد. در جهان اسلام نبايد طوري القاء شود که ما مقابله به مثل نمي­کنيم و ما اهل مدارا هستيم. اين درست است که ما توهين نمي­کنيم ولي بحث غيرت ديني و دفاع از مقدسات ديني، يک وظيفه مهم اسلامي است که البته متأسفانه اين غيرت ديني از سوي کشورهاي اسلامي بخوبي بروز داده نشد که احتمالاً به تبع توطئه­هايي نظير تهاجم فرهنگي و يا ناتوي فرهنگي است که فاضل ارجمند به طرح و بررسي آن­ها پرداختند. انتظار مي­رفت که در جوامع اسلامي بيشتر از يک سري اقدامات صوري، تصميم سازي مي­شد.

به هر صورت اگر ما بخوبي دقّت کنيم، مقدّس­ترين متن اسلام، و اساس تمام باورها و اعتقادات ديني مورد هجمه قرار گرفت ولي جهان اسلام اقدام موثري انجام نداد. و اين يک فاجعه است. اگر به منافع ملّي يک کشور و يا کشورهاي اسلامي و يا يکي از پارامترهايي که مربوط به هويت ملّي کشورها مي­شود، اهانتي صورت مي­گرفت، به نظر شما عکس العمل تا چه اندازه بود؟ و اين خيلي باعث تأسف است که ما و کشورهاي اسلامي نسبت به هم چين توهيني، واکنش کافي نشان نداديم؛ اين درست است که اسلام بي ادبي را بر نمي­تابد اما بحث غيرت ديني جاي خود را دارد و بحث توهين و بي­ادبي جاي خود را دارد. بحث جهاد و امر به معروف و نهي از منکر همه در اين راستا است که اسلام سلطۀ بيگانه را نمي­پذيرد و ما بايد متوجه اين نکته­ باشيد.

امّا راجع به پرسش برادر عزيزمان که فرمودند در ادبيات توهين و توطئه نفي گرديده؛ من بنده هم عرض مي­کنم که قرآن مي­فرمايد: «لايسخر قومٍ من قومٍ عسي اين يکون خيراً» خداوند مي­فرمايد که شما کسي را مسخره نکنيد و اين در متون ديني ما وجود دارد. بله ما اگر دعوت به دين مي­کنيم، با حکمت و موعظه است. اول حکمت بعد موعظه. يعني بايد برخورد بايد صورت بگيرد اما اين برخورد حتماً بايد مشفقانه و مبتني بر عقلانيت و حکمت باشد.

اينکه برادرمان فرمودند که در آيه 108 سوره انعام قرآن مي­فرمايد: «وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ» ناظر به همين بحث است امّا ما نبايد تنها به همين اکتفا کنيم. در جريان اهانت به قرآن کريم، برخورد انجام شده صرفاً يک برخورد بي­ادبانه و احساساسي نبوده، بلکه برخورد کاملاً حساب شده انجام گرديد. از متن تمدني که متأسفانه ناآگاهانه به عنوان مهد تمدن مدارا و تساهل و تسامح مطرح مي­شود، اين عملکرد از سوي يک کليسا در روز مشخص -11 سپتامبر- و در موقعيت مشخص و با شعار مشخص سازماندهي مي­شود. عجيب است که کشيش جونز حرفش اين بود که قرآن با مدارا و تساهل ارتباط ندارد و در قرآن از مسيحيت و يهوديت به بدي ياد شده و حتّي تحريک مي­کند. اين دو کلمه کلمة خيلي مهمي است که وي روي آنها تأکيد مي­کند. بله مسلمانان نبايد کتاب آنان را آتش بزنند اما عکس العمل­ها بايد شديد باشد. علامه آيت الله مصباح حرف خيلي قشنگي دارند. ايشان مي­فرمايند که ما به عنوان يک مسلمان اگر در درون خودمان و در خانه­هاي مان از اين حادثه متأثر نمي­شويم و دل ما خون نمي­شود و غيرت ديني ما به جوش نمي­آيد بايد براي خودمان فاجعه بدانيم.

 

 

مجري: من حقيقتاً به اين مي­انديشم که ما مي­توانستيم و هم چنين مي­توانينم اين پروسه و چالش ايجاد شده را به يک فرصت تبديل کنيم. به اين ترتيب که انديشمندان ما، رسانه­هاي ما و هم چنين دست­اندرکاران مسائل سياسي و فرهنگي با اتکاء به خود قرآن و آموزه­هاي قرآني، در پي تدوين استراتژي وحدت و همبستگي باشيم.

 همة ما و شما آية شريفه «واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا» را بارها شنيده­ايم و متوجه اين نکته هستيم که براساس ديدگاههاي تفسيري، مراد از حبل الله دين و اهلبيت«ع» مي­باشند. حالا که غرب با تمام امکانات و ابزارها بدنبال توطئه هستند ما بايد با تکيه بر دستورات ديني و با آگاهي به اينکه رفتارها و مناسک ديني کارکردهاي انسجام بخش دارند؛ در پي انسجام درون ديني و نيز بين الادياني باشيم. با عنايت به اين ديدگاه مي­خواستيم از جناب آقاي دکتر خيري به عنوان يک پرسش تئوريک بپرسيم که شما فرموديد هدف اصلي غرب از طراحي پروسه اسلام هراسي و به تبع آن اهانت به قرآن کريم، ايجاد تقابل است. حالا با اين وضعيت آيا ما مي­توانيم از چيزي به نام همبستگي اديان صحبت کنيم؟ يعني درواقع آن ارزش­ها، باورها و هنجارهاي مشترکي که در اديان وجود دارد و مي­توانند اديان را به هم وابسته و همبسته کنند و چنين حوادثي تکرار نشوند چيست؟

دکتر خيري: در سوال قبلي شما پرسيديد که ما چرا مقابله به مثل نکرديم؟ بنده باتوجه به همين موضوع مطالبي را عرض کردم و عرايض قبلي من که آستانۀ تحريک و امثال اين­ها بود مؤيد فرمايش آقاي دکتر رسولي است. يعني مي­خواهم تأکيد نمايم که مقابله به مثل به معني اين­که اهل توهين باشيم و کتاب مقدس کسي را آتش بزنيم و حرمت کليسا را ناديده بگيريم؛ تجويز نمي­کنيم. امّا به اين توجه داريم که مسلمان بايد هم عقلاني باشد و هم عاطفه و احساسات ديني­اش در جاي خود بروز پيدا کند. لذا عرض کردم که بايد تأسف بخوريم بپرسيم که چرا قبلاً وقتي بعضي از چيزها هتک حرمت مي­شد مثلاً به ناموس هتک مي­شد، انقلاب مي­شد ولي حالا چنين وضعيتي وجود ندارد؟

اين يک خطر است. بايد هم غيرت ديني جدّي گرفته شود و هم احساسات و عواطف بايد ما مبتني بر عقلانيت باشد. فرمايش آقاي دکتر رسولي، فرمايش درستي است و من هم در عرايضم روي اين مباحث تکيه داشتم منتهي چون آنجا پرسش از چرايي عدم مقابله بود که من عرض کردم ما نخواستيم که جايي و يا چيزي را آتش بزنيم، چون باور داريم که اين کار کار مسلماني نيست.

امّا در ارتباط با همبستگي، عرض کردم که دنياي استکبار را با دنياي تعاملات بين اديان را از هم متمايز و جدا بکنيم. يکي از جبهه ها که من به عنوان اولين جبهه مطرح کردم اين است که استکبار تلاش مي­کند که يک قضية استکباري را بياورد در فضاي بين ادياني مطرح کند. تا بجاي اينکه توجه شان به استکبار باشد، توجه شان به خودشان و اديان باشد. مذاهب را به جان هم بيندازند؛ اديان را به جان هم بيندازند. قطعاً اين اتفاق، اتفاق شومي است. در حادثه قرآن سوزي اگرچه يک کليسا، به اين اقدام موهن دست زد؛ امّا ما مي­بينيم که کلّيت کليسا با اين اقدام همراهي نمي­کند. و در واقع توجه به اين نکات وجود دارد يا به هر صورت ما شواهدي بر اين نداريم که خود اديان احساس بکنند روياروي هم قرار گرفته­اند. برخلاف­اش، آدم احساس مي­کند که اين گفتگوي بين اديان روز به روز دارد رشد بيشتري پيدا مي­کند. يعني تلاش ما هم بايد بر همبستگي باشد. در عين حالي­که بايد توجه بدهيم که قرآن سوزي کار استکبار است و استکبار هم دشمن اديان است چه مسيحي باشد، چه يهودي باشد و چه اسلام. استکبار دشمن انسانيت است و ما بايد براساس آموزه­هاي ديني مان، بايد رويکردمان، رويکرد همگرايانه باشد. بايد بياييم بگوئيم که در آن کلمه­اي که باهم مساوي هستيم، آنرا مبنا و نقطۀ عزيمت قرار بدهيم. و نقاط مشترک اديان کم نيست، لذا بجاي اين­که تأکيد ما بر ابعاد مناسکي باشد، در رويارويي با اديان، بايد رويکردمان رويکرد اعتقادي باشد. مباحث کلامي و مباحث فلسفي ما، رويکرد هستي شناسانۀ ما، احترام به اديان ما، نگاه ما به ارزش­هاي انساني-فطري و چيزهايي که همة اديان در آن مشترکند نظير: بدي ظلم، خوبي عدالت، بدي تبعيض، نابرابري­ها و امثال آن؛ چيزهايي است که ظرفيت و پتانسيل­اش در اديان کم و بيش وجود دارد. رويکرد ما در مجموع بايد اين باشد؛ لذا در عين حالي­که با آنهايي که احساسات مسلمانان را جريحه دار مي­کنند با خشونت رفتار مي­کنيم و احساسات را در بلندترين حد تهييج کرده و تبليغ مي­کنيم؛ امّا رويکرد ما با اديان رويکرد همبستگي باشد و حتي الامکان سعي بکنيم که نسبت به اين حوزه قداستي توهيني اتفاق نيفتد.

 

 

مجري: سئوال آخر ما پرسشي است که از سوي مخاطبين عزيز مطرح گرديده است. ايشان پرسيده­اند که شما بيشتر به عوامل توجه نشان داديد و کمتر از پيامدها و راهکارها سخن گفتيد. ما در پرسش پاياني از جناب آقاي دکتر رسولي خواهش مي­کنيم که راجع به پيامدهاي سياسي موضوع براي ما توضيح بدهند و راهکارهاي لازم براي مقابله را تبيين بفرمايند.

دکتر رسولي: فرمايش آقاي دکتر خيري کاملاً بجاست که اين عملکرد، عملکرد دين مسيحيت تلقي نشود که نمي­شود ولي ما نبايد غافل شويم که اين اقدام داراي عقبۀ سياسي است که يک عده مي­خواهند سوء استفاده کنند. بايد با اين عده شديداً برخورد نمود. نظر من اين است که روند کلّي همبستگي باشد اما با چنين مواردي بايد برخورد نمود.

در رابطه با بحث پيامدها و راهکارها؛ ايشان، راهکارهاي خوبي را ارائه فرمودند. من دوست دارم قبل از تبيين راهکارها، از يک پيامد سخن بگويم. ما مي­توانيم پيامدهاي مثبت و منفي براي اين قضيه در نظر بگيريم. يکي از پيامدهاي منفي اين است که زمينه برخورد مثبت و تعامل سازنده اديان را از بين مي­برد و زمينه­هاي تحريک احساسات ديني را در جهان به وجود مي­آورد. که اين به ضرر اديان و بخصوص اسلام است چراکه اسلام مورد هجمه است و در اين موقعيت در نظام جهاني ضعيف است.

پيامد دومش اين است که زمينه­هاي تعامل فرهنگي مثبت را که در دنياي امروز بر بستر رسانه­هاي بين المللي و جهاني شدن، براي ما فراهم مي­شود را از بين مي­برد. و ديگر اينکه برخوردهاي اجتماعي ايجاد مي­کند و مسلمانان در کشورهاي اروپايي و آمريکا در مضيقه قرار مي­گيرند. منتهي گاهي اوقات آدم مي­تواند بگويد: «الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء».

بعضي وقت­ها غيرت جامعه اسلامي چنان خفته مي­شود؛ مسلمانان چنان در باورهاي کاذب و دارايي هاي محدود خودشان در منافع ملّي، سياسي و افتصادي مشغول و گرفتار مي­شوند که از مسائل اصلي هويت خودشان غافل مي­شوند. تحقير و توهين­هايي که از ناحيه کشورها به همديگر مي­شود؛ تقابل و اختلافات و ناهماهنگي­هايي که در ميان کشورهاي اسلامي ايجاد مي­شود و برتري جويي­هاي منفي بوجود مي­آيد؛ آن­ها از پرداختن به مسائل اصلي و شناسايي دشمن اصلي باز مي­دارد لذاست که اينگونه اتفاقات، غيرت ديني در جهان اسلام تقويت شود و آن­ها بفهمند که اين دشمن اصلي هردوي آن­ها نمي­خواهد و در صدد نابودي مبناي هويتي آنهاست، در کمين آنهاست. اين نکته و پيامد خيلي مهم است. ما از اين تهديد به عنوان فرصت استفاده مي­کنيم و سران کشورهاي اسلامي هم بايد به اين نکته توجه نشان دهند.

 

 

بحث دوم اين است که پيامد اين حوادث، همبستگي سياسي و اجتماعي جهان اسلام است. امروز بيش از آنکه همبستگي اديان مهم باشد، همبستگي مسلمانان مهم است. «واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا». ما وقتي مي­گوييم ائمه اطهار«ع»، مصداق حبل الله است، يعني، مفسرش قرآن ناطق است به قول اميرالمومنين«ع» ولي به هر صورت «حبل الله المتين» که تنها وصف جامع اسلام به حساب مي­آيد، قرآن است. همة مذاهب در آن جمع است. اين حبل حبل متين است و اگر همه به آن دست بزنند، ديگر بحث تفرقه مذهبي پيش نمي­آيد، بحث تفرقه ملّي پيش نمي­آيد. همبستگي سياسي و وحدت مسلمين يکي از پيامدهاي بسيار مهم و مثبت اين قضيه مي­تواند باشد. مي­تواند اين نقطه مشترکي باشد که کشورهاي اسلامي روي آن دغدغه واحد، يکسان، هماهنگ و همسو داشته باشند. و زمينه بشود براي اقدامات بعدي.

اما راهکارها: وحدت و همبستگي، و نيز تقابل با چنين توهين­ها از موارد مهمي است که بايد بحث اساسي در باره آن­ها صورت بگيرد. ما بايد نسبت به مقابله با نظام استکباري حساس باشيم. مي­خواهم روي اين نکته تأکيد کنم که ما درگير اين قضيه هستيم. يعني جامعة ما، يعني جامعة عزيز افغانستان. که اين مسائل بعضي وقت­ها از برخوردهاي منفي­اي که درون مذاهب و فرقه گرايي­هاي بسيار منفي­ ايجاد مي­شود. بنابراين ما بايد بسيار متوجه باشيم که ما و جامعة ما درگير اين قضايا هستيم.

مجري: باتشکر از حضور شما سروران محترم اميدواريم که باز هم در خدمت تان باشيم

 

دیدگاه

*