همزمان با هفدهم ربيع الاول سالروز ميلاد با سعادت حضرت پيامبر گرامي اسلام«ص» و امام جعفر صادق «ع» مراسم جشن با شكوهي از سوي بخش فرهنگي موسسه فرهنگي-خدماتي طلوع برگزارگرديد كه در آن علما، طلاب، دانشجويان و  مردم عادي شركت داشتند. اين مراسم كه با تلاوت آيات كلام الله مجيد توسط قاري قرآن ، آقاي عبدالغفور بهرامي آغازگرديده بود با شعر خواني آقاي فهيمي و مقاله خواني آقاي رحمت ا... احمدي ادامه يافت. پس از اجراي برنامه هاي مقدماتي مدعوين از صحبت هاي شيرين و پرارزش تاريخ دان و محقق ارزنده كشور جناب جناب حجت الاسلام و المسلمين استاد افضلي بهره بردند كه در ادامه گزارش بصورت فشرده و مختصر به آن پرداخته مي شود. شايان ذكر است در قسمت پاياني برنامه آقاي سلطان حسين جاويد مدير بخش فرهنگي موسسه ضمن تبيين اهداف و فعاليت هاي اين بخش، مسابقه اي را نيزاجرا نمودند كه استاد افضلي، آقاي محمد عيسي شريفي و نوروزعلي يوسفي از برندگان اين مسابقه بودند.

گزيده اي از صحبت هاي استاد افضلي  

مادر حضرت امام صادق(ع) – مادر آن حضرت بانوي ارجمند به نام فاطمه مشهور به ام فروه دختر قاسم ابن محمدابي بكر بوده و بسيار با تقوا بوده است. مسعودي در مروج الذهب گفته: «ام فروه از همه بانوان عصرش با تقوا تر بوده است». ام فروه چنان مجلله بود كه به سبب آن اما صادق(ع) را به ابن المكرمه تعبير مي كردند. قاسم پدر گرامي ام فروه از فقهاي برجسته شيعه و از اصحاب مورد اطمينان امام سجاد (ع) بوده است.محمدبن ابي بكر جد مادري امام (ع) جليل القدر و عظيم المنزله و از خواص امير المؤمنين بلكه به منزله فرزند آن حضرت بود چون مادرش اسماء بنت عميس زوجه ابي بكر بوده و محمد در سفر حجه الوداع متولد شد بعد از ابوبكر زوجه حضرت امير(ع) گرديد بنابراين محمد در حجر امام علي (ع) تربيت شد تا آنجاكه امام فرمود: «محمد فرزند من است از صلب ابي بكر».

عبادت امام صادق(ع)- مالك پيشواي مذهب گفته: «جعفرابن محمد اختلفت اليه زماناً فما كنت اراه الا علي احد ثلاث خصال: امام مصل، امام صائم و امام يقرءُ القرآن و ما رأت عينٌ و لا سمعت اُذنٌ و لا خطر علي قلب بشر افضل من جعفربن محمد الصادق علماً و عبادهً و ورعاً». يعني مدتي نزد جعفربن محمد رفت و آمد مي كردم فقط اورا در يكي از سه حالت مي ديدم : يا در حال نماز بود يا در حال روزه بود  يا اينكه مشغول قرائت قرآن بود. مردي افضل از جعفربن محمد صادق از نظر علم و عبادت و تقوا هرگز چشمي نديده، گوشي نشنيده و به قلبي خطور نكرده است.

مال باز مي گويد: «با آنحضرت يكسال به حج رفتم همينكه شترش در محل احرام ايستاد خواست تلبيه بگويد صدا در حلق شريفش منقطع مي شد و بيرون نيامد و نزديك بود كه از شتر به زمين بيفتد. من گفتم : يابن رسول ا... تلبيه بگو چاره اي جز گفتن آن نيست. فرمود: اي پسر ابن عامر چگونه جرأت كنم و بگويم «اللهم لبيك» و مي ترسم كه حق عزو جل بفرمايد: لا لبيك و لا سعديك».

حفص بن غياث هم مي گويد: «امام صادق(ع) را ديدم در كنار درخت هاي باغ كوفه عبور م كرد تا كنار يكي از نخل هاي خرما رسيد در آنجا وضو گرفت و مشغول نماز شد و به سجده رفت و پانصد بار در سجده گفت: سبحان ا.... سپس بر تنه آن درخت تكيه نمود و به دعا و راز ونياز پرداخت»

تدريس و علم امام صادق(ع)- امام (ع)د در مدينه تدريس مي فرمودند طولي نكشيد كه از اطذاف و اكناف مانند بصره، كوفه، واسط، حجاز و...شاگردان به گرد آن حضرت آمدند تا اينكه شاگردان او به چهار هزار نفر رسيدند. ابو حنيفه از شاگردان آنحضرت و پيشواي مذهبي برادران اهل سنت در اي باره مي گويند: «ما رأيت افقه من جعفربن محمد» وي سپس مي افزايد:« هنگاميكه منصور دوانيقي امام صادق را از مدينه به عراق آورد، منصور براي من چنين پيام داد: اي ابو حنفيه! مردم شيفته و گرويده جعفربن محمد شده اند، مسايل سختي را آماده كن تا او را رسوا كني. من چهل مسأله را آماده نمودم، سپس منصور كه در شهر حيره بود مرا به حضور  طلبيد. به حضورش رفتم ديدم امام صادق (ع) در طرف راست او نشسته است وقتي كه چشمم به چهره ايشان افتاد چنان تحت تأثير قرار گرفتم كه با ديدن منصور چنين حالتي به من راه نيافت. سلام كردم. به من اشاره كرد و نشستم. در اين هنگام منصور به امام صادق(ع) رو كرد و گفت:اي ابا عبدا... اين شخص ابوحنيفه است. امام فرمودن : آري مي شناسم. سپس منصور به رو كرد و گفت: مسايل خود را مطرح كن. من سئولاتم را مي پرسيدم و آنحضرت در برابر هر سئوال مي فرمودند: نظر شما در اين مسأله اين است و اهل مدينه اين طور مي گويند و من اين طور مي گويم. در بعض مسايل موافق من در بعضي مسايل موافق اهل مدينه و در بعض ديگر مخالف هر دوي ما بود».

آلوسي نيز مي گويد: «هذا ابو حنفيه و هو من اهل سنه يفتخر و يقول بأفصح لسان لولا السنتان لهلك نعمان. اين ابو حنيفه است كه افتخار ميكند و با زبان فصيح مي گويد: اگر آن دوسالي كه در خدمت امام صادق(ع) نبود نعمان بن ثابت (ابوحنيفه) هلاك مي شد».

هم چنين عمربن بحر در باره امام صادق(ع) گفته است: جعفربن محمد كسي است كه علم و فقهش دنيا را پركرده است و گفته مي شود كه ابو حنيفه و هم چنين سفيان ثوري از شاگردان او بودند و تلمذ اين دو تن در اثبات عظمت علمي او كافي است.» عبدالرحمن بن محمدبن علي بسطامي حنفي نيز مي گويد: «جعفربن محمد كسي است كه علما و دانشمندان بر در خانه اش هجوم مي آوردند و نخبگان  وبرگزيدگان از مشكات انوارش اقتباس مي نمودند، او در حالي كه هفت سال  بيش تر از عمرش نگذشته بود در باره غوامض اسرار و علوم حقيقي صحبت مي كرد.»

محمدبن ابي القاسم عبدالكريم شهرستاني هم گفته است: «جعفربن محمد  دانش و آگاهي جوشان در حكمت داشت و از پزهيزگاري عظيمي برخوردار بود و از شهوات و هوسراني ها پرهيز داشت.» سيد امير علي هندي نيز مي گويد: «شايان ذكر است كه رهبري اين حركت فكري را كه در حوزه علمي شكل گرفته بود، يكي از نوادگان علي بن ابي طالب (ع) به نام امام جعفر صادق داشت او پزوهشگر فعال ومتفكري  بزرگ بوده و باعلوم عصر خود به خوبي آشنايي داشت او نخستين كسي بود كه مدارس فلسفي مشهور در اسلام را تاسيس كرد

در مجالس درس او تنها كساني كه بعد ها مذاهب فقهي را تاسيس كردند شركت نمي كردند بلكه فلا سفه وطلاب حكمت ودانش از مناطق دوردست در آن حا ضرمي شد ند"  در حسن بصري : موسس مكتب فلسفي در بصره :

و در اصل بن عطا" موسس مذهب معتزله از شاگردان او بودند كه از  زلال چشمه ي دا نش او سيراب مي شد ند:

احمد حسن با قوري گفته: «واما ابو حنيفته  وصا حباه ابويوسف  و محمد فقد اخذوا عن جعفر الصادق اما ابو حنيفه و دومصا حبش حبش ابو يسف هر دواز جعفر صادق (ع)عليه اسلام اخذعلم كرده اند  فقها هم شان علم شان به امام صادق مي رسد فقه شيعه كه روشن ونيازبه تو ضيح ندارد اما فقهاي عامه ابن الحديد گفته:

امام علي(ع) اصل واساس علم فقد مي باشد هرفقيه در اسلام عيال امام علي(ع) بوده واز او استفاده كرده اند ام اصحاب ابوحنيفه مثل ابو يوسف و محمد وغيرشان از ابوحنيفه اخزه علم كرده اند شافعي  بر محمد بن حسن قرا ئت كرده   احمد بن حبنل شاگرد شافعي بود سپس فقد اين ها به اب حنيفه مي رسد و ابوحنيفه شاگرد امام جعفر صا دق بوده  و جعفر صادق(ع) به پدرش قرائت كرده نهايت امر به امام علي (ع) مي رسد چون ابن الجا الحديد در مقام بيان رسيدن علوم به امام علي (ع) بوده اين مطالب را اورده كه هدف مارا هم تامين مي كند  بعد او رسيدن علم مالك را  ازطريق ديگربه امام علي(ع)رسانده لكن از نوشته دا نشمندان اهل تسنن ديگر معلوم شد كه ملك هم شاگرد امام صادق(ع)   بوده است بغير از علم  فقه امام علوم ديگري را نيز تدريس كرده اند بطوريكه گوستاولوبون فرانسوي مي نويسد: «برخي از نويسندگان معتقدند كه علم شيمي را لاوازيه وضع كرده است. ولي اينها فراموش كرده اند كه هيچيك از علوم و از آنجمله علم شيمي را ما بدون مقدمه درك نكرده ايم و اگر آن وسايل آزمايشي و لابراتور هاي مسلمين واعراب نبود هرگز بدون آنها لاوازيه نمي توانست اكتشافات جديدي بنمايد.»

مشهورترين و قديمي ترين علماي شيمي عرب جابر است كه در اواخر قرن هشتم ميلادي مي زيسته است و كتاب هاي زيادي در علم شيمي تأليف كرده است. بسياري از كتاب هاي جابر به زبان لاتين ترجمه شده و مهمترين كتاب او به نام الاستتمام در سال 1672 به زبان فرانسه ترجمه شده است. به گفته ابوالفرج اصفهاني جابربن حيان 1300 جلد كتاب در علم فيزيك، شيمي، هيأت، نجوم، رياضي و علوم ديگر تأليف كرده است. چنانچه از گفتار مورخين بر مي آيد او از شاگردان امام صادق(ع) و به قول بعضي ها ربيب آن حضرت بوده است. جابر به لحاظ علمي از اين عظمت برخوردار بوده است كه دانشمندان اروپائي اورا استاد حكمت لقب داده اند و بناه به گفته هائي قرار است حتي دانشگاهي با نام جابر در اروپا تأسيس شود تا ترويج، تفسير و … آثار جابر در آن انجام شود.

◘ گفتني است حجت الاسلام و المسلمين استاد افضلي با پيشنيه بيش از بيست سال تحصيل، تدريس و تحقيق از ذخاير علمي كشور مي باشند كه ايشان علاوه بر تلسط بر دروس حوزوي و علوم ديني، بر تاريخ اسلام و افغانستان نيز كاملاً مسلط مي باشند. حضور ايشان در بين اعضا و مهمانان مؤسسه فرهنگي – خدماتي طلوع و ايراد سخنان فوق جاي تقدير و سپاس گذاري فراوان دارد و نشريه «نسل فردا» اميد وار است كه در شماره هاي آينده ميزبان انديشه هاي اين استاد ارجمند باشد.

 

دیدگاه

*