طی سفری که در تابستان سال روان  (1387) به افغانستان داشتیم گفتگوی را با استاد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رئیس کمیسیوین تحصیلات عالی ولسی جرگه (مجلس نمایندگان افغانستان) انجام دادیم. در این گفتگو سؤالات چندی را در سه بخش از ایشان جویا شدیم که اینک پیش کش خوانندگان عزیز نسل فردا می کنیم.

 

بخش 1 : کمیسیون تحصیلات عالی

 

نسل فردا : از آن جایی که جنابعالی ریاست کمیسیون تحصیلات عالی را به عهده دارید لطفاً خوانندگان را با کار ویژه ، وظایف و اختیارات آن آشنا سازید؟

استاد محقق : تشکر از شما که برای این مصاحبه تشریف آوردید. در رابطه با کمیسیون که شما فرمودید: ولس جرگه افغانستان 18 کمیسیون دارد : کمیسیون دینی فرهنگی و تحصیلات عالی یکی از آن کمیسیون های 18 گانه است. وظایف ما در کمیسیون بیشتر،کار با چهار وزارت خانه های افغانستان و پارلمان است. وزارت تحصیلات عالی ، وزارت معارف ، وزارت حج و اوقاف و وزارت اطلاعات و فرهنگ . ما قوانینی که در این رابطه هستند بازنگری می کنیم که این قوانین از طرف وزارت عدلیه برای ما می آید. و ما بیشتر نسبت به قوانین این چهار وزارت خانه وظیفه داریم قوانین آنها را جاری و نظارت کنیم. مثلاً تا هنوز قوانین وزارت تحصیلات عالی ، قانون رسانه ها را پاس کردیم،قانون آکادمی علوم افغانستان پاس شده ، قانون وزارت تحصیلات عالی پاس شده و یک نکات اندک اختلافی مانده و قانون معارف هم زیر بحث است همچنان از کارهای دیگر ما نظارت است اگر نقایصی پیدا شود یا احیاناً شکایتی صورت گیرد ما وظیفه داریم که به سود مردم نظارت کنیم که عمده وظایف همین چیزهاست.

 نسل فردا: با توجه به محدودیت های زیاد در رابطه با ورود بچه های هزاره و شیعه در گذشته در مراکز تحصیلات عالی وجود داشت بفرمایید پذیرش و حضور آنها در پوهنتون های کشور، به چه میزان است ؟

استاد محقق: تشکر؛ شرایط فعلی با آمدن دموکراسی و فضای بازسیاسی دیگر آن تبعیض هایی که در گذشته وجود داشت فعلا ، عملی نیست. مگر اینکه در بعضی جاها در رسوبات فکری دست اندرکاران امور تحصیلات عالی باشد. اما چون قانون اساسی یک قانون جامع است. هیچ مانعی برای هیچ یک از اقوام افغانستان وجود ندارد. لذا این ها (بچه های هزاره) می توانند آزادانه امتحان بدهند و بر اساس نمرات خودشان شامل دانشگاه شوند ، که بحمدالله بچه های محصل هزاره در این راستا جایگاه ویژه خود را در افغانستان و تحصیلات عالی باز کرده اند. چون این ها کسانی هستند که مناطق شان امن و از طرفی تلاش و تکاپو می کنند و مردم سخت کوش هستند و لذا اینها بالاتر از فی صد نفوسشان اشتراک و حضور دارند مثلاً از ولسوالی جاغوری 1000 نفر شرکت کردند که حدود 800 نفر از آنها وارد تحصیلات عالی شدند که شما از این مسئله محاسبه کنید که مشت نمونه خروار است .

نسل فردا: در ارتباط با نحوه توزیع بورسیه ها ، مکانیزم و سهمیه بندی آن را برای خوانندگان تشریح فرمایید؟

استاد محقق: البته بورسیه ها که از کشورها می آیند منظم و گسترده نیست. بیشترین بورسیه از کشور هندوستان است، اینها سالانه 500 نفر بورسیه می دهند که بدون بورسیه و به طور آزاد نیز به این کشور زیاد می روند.  بورسیه ها طبق نفوس هر ولایت تقسیم می شوند که به6 نفر از بهترین ها، از اول تا ششم از هر ولایت بورسیه داده می شود. همچنین برای دانشگاه ها هم یک سهمیه است که در رابطه با تحصیلات عالی  مثل ماستری و دکترا به آنها سهمیه اختصاص داده می شود و سهمیه ها متوازن است. اما از بعضی از کشورهایی که بورسیه های شان نا منظم می آید و خودشان بورسیه ها را توزیع می کنند و خودشان دانشجو می برند در این موارد از وزارت خانه و یا دفاتر ریاست جمهوری مداخله می شود در اینجاست که بی نظمی می شود، اما توزیع بورسیه های که به وزارت تحصیلات عالی افغانستان می آید مطابق قانون است.

نسل فردا: مشکل دیگر در رابطه با پذیرش محصلین و دانشجویان است. مثلاً وقتی محصلین پذیرفته می شود آنها را می فرستند به هرات ، مزار و... با توجه به اینکه شناخت کافی ازمحل ندارند یا کمبودهای مالی دارند در نتیجه باعث می شود که آنها آنجا برگردند. به طور نمونه حدود 400 نفر از محصلین تربیت معلم که به هرات فرستاده شده بودند بخاطر همین مشکلات انصراف دادند. در این رابطه لطفا بفرمایید که این مشکل راه حل دارد یا نه ؟

استاد محقق: ظاهراً اینها وقتی امتحان می دهند 10 گزینه دارد که اینها باید رشته های مرود نظر و همچنین جای خودشان را انتخاب کنند .غالباً بر این اصل انتخاب می شوند اگر کدام مورد استثنایی باشد که خلاف نظر آنها بفرستند بسیار کم است. مواردی را که شما گفتید بخاطر این است که بعضی از دانشجویان حیله به کار می برند مثلاً خود را به طب جلال آباد ثبت نام می کنند وقتی می روند عریضه می دهند که ما اینجا مشکل زبان داریم ،ما را به طب کابل انتقال بدهید.

این قسم کارها در کل افغانستان وجود دارد.

 

بخش 2 : بحران بهسود

 

نسل فردا: با تشکر از اینکه به سؤالات مربوط به کمیسیون تحصیلات عالی پاسخ دادید.

موضوع دوم راجع به بحران بهسود است که یکی از موضوعات مطرح امسال است و چند سال است که کوچی ها باعث مزاحمت برای مردم بهسود شده اند و امسال موجب درگیری مسلحانه و آوارگی مردم بهسود گردید.لطفاً بفرمایید چه عواملی باعث به وجود آمدن این بحران گردید ؟

استاد محقق: البته بحران بهسود یا بحران ناهور و دایکندی همه یکنوع بحران است.که براثرهاجم مسلحانه افرادی که عنوان کوچی را دارند اتفاق می افتتد و متأسفانه این مسئله،یک سنت بد و بی پایان و طولانی است که از 100 تا 110 سال پیش و از زمان عبدالرحمن شروع می شود. در آن زمان مردم هزاره را قتل عام کردند که این ها کافر هستند. جان و مال و ناموس شان را تاراج کردند و جواز شمردند و بر آن اصل بود که مردم سرزمین دای چوپان و مناطقی از دایه و چوره و گیزاب و چارچشم و ارزگان و زابل را ازاین سرزمین ها کوچ دادند ومردمانی را از مناطق ولایات مرزی آوردند و در این مناطق جا به جا کردند و به گونه ای فرمان گرفتند که زمین ها ، خانه ها و درختان و... را به طور غصب تصرف کردند و تا هنوز در اختیار آنها است و استفاده می کنند که البته این سرزمین ها بسیار حاصل خیز است و دو فصل در سال محصول می دهد. درمورد مناطق کوهستانی مردم ما ، که آنها  در آنجا گزاره نمی توانستند، به کوچی ها گفتند که درآن مناطق فقط فصل بهار روند و مالداری کنند و بچرانند و این مناطق را با هم تقسیم و سهمیه بندی کردند این مسئله سالهای سال به همین شکل دوام کرد. روغن کته پاوه و... علاوه بر این کارها مردم ما را آواره کردند. در دوران کمونیست ها و جهاد مردم افغانستان از30 سال تا به حال آنها به آن مناطق نرفتند تا اینکه سال گذشته خیال به سرشان زد و دوباره آمدند و از آنجایی که مردم ما سلاحهای شان را تحویل داده بودند، ناگهان کوچی ها سرازیر شدند و بر سر زندگی آنا ریختند. حکومت متأسفانه یا بی تفاوت بودند یا موضع حمایتی داشتند که آشکارترین حمایت حکومت، مسلح گذاشتن آنها بود که به صورت گروههای مهاجم گویا به آنها جواز داده بودند. سال گذشته 11 نفر شهید 23 نفر زخمی و 20 تا 22 میلیون افغانی خساره مالی وارد کردند. امسال نیز 23 نفر شهید و 15 نفر را زخمی کردند وخساره های غیر قابل محاسبه در دو ولسوالی بر جای گذاستند. 45 روز خانه سوزی ، آدم کشی ، قطع درختان و قتل عام دوام پیدا کرد که سر انجام تظاهرات وفشارهای بین المللی باعث شد که ریاست جمهوری فرمان برگشت آنها را صادر کند دروقت برگشتن بسیار جنایت کردند که انگیزه های این کارشان خصومت با مردم هزاره ، نشناختن حق شهروندی و حق زندگی مردم هزاره در سرزمین افغانستان است. آنهم در دورانی که شعار دموکراسی و حقوق بشر در دنیا بسیار رونق دارد و در افغانستان از طرف رسانه ها نشخوار می شود.

 نسل فردا: نقش دولت را در این باره چگونه ارزیابی می کنید؟

استاد محقق: نقش دولت ، منظورم حکومت است، نقش شان یک نقش حمایتی است و اینها راه حل ندارند و سعی می کنند که معضل زیاد شود.

نسل فردا: نمایندگان پارلمان چه طرح و برنامه ای برای حل معضل بهسود و همچنین برای جلوگیری از وقوع چنین حوادثی در مناطق دیگر در آینده در دست دارد ؟

استاد محقق: پارلمان که تقسیم است یک قسمت برادران پشتون است که آنها در موضع حمایت از کوچی هاست و قسمت دیگر هزاره ها ، تاجیک ها ، ازبک ها و بقیه اقوام که خواستار حل قضیه و خواستار قطع کوچی گری هستند. مطابق ماده 14 قانون اساسی ،کوچی ها باید اسکان داده شود و مطابق ماده 22 تبعیض باید برداشته شود. در این موضوع (تهاجم کوچیها) بیش از 100 نفر از نمایندگان پارلمان به خاطر امتیاز طلبی های کوچی ها و هجوم شان ، به مدت یک ماه اعتصاب کردند اما حکومت هیچ اعتنایی به قضیه نکرد و قضایا را بر مبنای زور می خواهند حل کند.

نسل فردا: با توجه به اینکه حضرتعالی نقش بسیار برجسته ای در خاتمه دادن درگیری به وجود آمده در بهسود داشتید در مورد اقداماتی که در این باره انجام دادید، توضیح داده و بفرمایید که دیگر رهبران چقدر در حل این معضل سهم گرفته اند؟

استاد محقق: ما پیش از این که جنگ آغاز شود، از شش ماه قبل، به جناب رئیس جمهور کرزی، یاد آور شدیم که مطابق ماده 14 قانون اساسی کوچی گری باید قطع شود، فرامینی که در گذشته برخلاف شرع و قانون بر علیه مردم هزاره  صادرشده بودند، باید ملغی قرار داده شود. تنها در مسائل قباله های شرعی، اگر کدام چیزی برادرهای پشتون یا کوچی ها از هزاره ها خریده باشند، از طریق محاکم حل شود. و کوچیها به مناطق هزاره جات نروند تا به طور مسلحانه جنگ شود و این فاجعه به وجود بیاید. ولی هیچگاه رئیس جمهور جدی نگرفتند و گفتند نرفتن کوچی ها به هزاره جات نا ممکن است، تا کار به جایی رسید که رفتند و جنگ کردند و به خانه های مردم حمله کرده و مردم را آواره نمودند. من به رئیس جمهور گفته بودم که اگر جنگ شود در جلسات حاضر نمی شوم و دیگر چاره ای ندارم و دیگر هیچ امیدی از حکومت ندارم و اعتراض می کنم. ئیس جمهور گفت: چه می کنی؟ جنگ می کنی؟ گفتم: نه ، جنگ نمی کنم. چون خلع سلاح شده ایم و همچنین با جامعه جهانی تعهد کرده ایم و مهم تر از همه با مردم افغانستان تعهد کرده ایم که صلح کنیم و از صلح حمایت کنیم. اما حرف های ما را نشنید، و سر انجام جنگ شد و ما هم در چند روز جنگ اعتصاب کردیم و به مدت نا محدود اعتصاب غذا کردیم که خانواده های شهدا جمع شدند و بعد از هشت روز اعتصاب غذا را ختم دادند و تظاهرات نیم میلیونی نمودند. بزرگترین تظاهرات آرام در تاریخ افغانستان. البته دیگر رهبران و سران هزلره نیز برای ختم غائله زحمت کشیدند و تلاش خود را کردند.

بخش 3 : انتخابات ریاست جمهوری

نسل فردا: قرار است در سال آینده انتخابات برگزار شود.

از طرف دیگر نا امنی رو به گسترش است ، آیا امکان دارد انتخابات در موعد مقرر برگزاری گردد؟

استاد محقق: انتخابات باید صورت بگیرد، شرایط مساعد باشد یا نباشد. آینده ثابت می کند.

نسل فردا: آیا حضرتعالی تصمیم دارید در انتخابات آینده کاندید شوید؟ و در صورت کاندید شدن احتمال موفقیت خود را تا چه حد می دانید؟

استاد محقق: آنچه مرا در انتخابات گذشته وادارکرد کاندید شدم، شرایط فکری و سیاسی آن زمان بود. و یکسری انگیزه هایی که وجود داشت و ضرورتهای که احساس می شد، من خود را کاندید کردم. از جمله آنها ، احساس باورمندی جامعه هزاره که مثل بقیه اقوام، صاحب حق شهروندی هستند. این طور نیست که آرزویشان فقط این باشد که بچه شان کلان شود تا والی بامیان شود! بلکه می توانیم برای سرنوشت مملکت تصمیم بگیریم، همچنین از نگاه روانی مردم ما در جایگاهی قرار گیرد تا برای خود این حق را بدهد. همان چیزی که در قانون اساسی تصریح شده، مبنی بر اینکه هر کسی ، از هر قومی باشد، می تواند خود را برای ریاست جمهوری افغانستان کاندید بکند و همچنین به جامعه جهانی به طور نسبی ثابت کنیم که ما یک اقلیت 4 و 5 فیصدی نیستیم، بلکه ما یک طرف قضیه افغانستان هستیم و جایگاه مردم ما باید مشخص شود. در انتخابات اول من این کارها را کردم. لذا انگیزه زیاد برای امسال ندارم. ترجیه می دهم کاندیدهای را حمایت کنم که با یک حقوق معین برای جامعه شیعه و هزاره افغانستان با تفاهم کنیم و از آن حمایت کنیم. اما اینکه باز هم اگر تمام مردم تصمیم دیگری بگیرند یک موضوع دیگر است.

نسل فردا: دغدغه های راجع به انتخابات در افغانستان وجود دارد. دغدغه اول این است که در انتخابات گذشته تقلب های زیاد و گسترده ای صورت گرفته. در این میان پارلمان به عنوان حافظ حقوق مردم برای جلوگیری از تکرار آن چه طرح و برنامه ای دارد؟

استاد محقق: پارلمان اگر فرصت برایشان داده شود می تواند قانون خود را تصویب کند. دیگر ایکه می تواند از احزاب سیاسی تعهد بگیرد که زمینه های چنین چیزهایی کمتر شود. اما کارهای اجرایی به دست حکومت است.

نسل فردا: نظر شما در رابطه با مؤسسات به وجود آمده بعد از تحولات جدید کشور که رو به گسترش است مثل طلوع فجر، نظر شما چیست ؟ از نظر فکری اینها توانسته اند جامعه افغانستان را نسبت به نظریه پردازی به  دموکراسی ، حق خواهی و مشارکت مردم در حکوت آماده بسازند؟

 استاد محقق : مؤسسات فرهنگی طبعاً رول خود را در افغانستان دارد و در آینده خواهندداشت. قلم زنهایی که در این عرصه قلم می زنند می نویسند ، تحصیل می کنند ، جزوه و کتاب چاپ می کنند ، در حد توان مردم افغانستان، بسیار خوب و رو به رشد است. این قدر گفته می توانم رو به رشد و تکامل است و گام هایی هم برداشته شده است. امیدوار هستم که هر چه اینها شکوهمندتر ، متین تر با توجه به کیفیت ، مؤسسات بیشتر فعال شوند.کمیت زیاد، که در کوچه پس کوچه یک نشریه و یک مؤسسه باشد شاید زیاد نتواند دردی را دوا کند. مهم کیفیت کاری و از اولیت هاست .استنتاج شدن اینها بتواند نیازهای مردم افغانستان را برآورده کنند، نه اینکه آرزوهایی که یک جماعت بکند. مثل احزاب که 80 حزب ثبت شده که سر انجام باید در 3 و 4 حزب گرد هم آیند. مؤسسات فرهنگی هم یک کمی جمع شدن کار دارند.

نسل فردا: تشکر از استاد محترم که با حوصله مندی به پرسشهای ما، بسیار به صورت جامع ، روشن و شـفاف جواب دادید. در پـایان اگر حرف نـاگفته ای دارید، بفرمایید ؟

استاد محقق : بـسیار تشکر از حضور شما، موفق باشید

دیدگاه

*