خانواده به عنوان کوچک ترین نهاد اجتماعی نقش بالنده و اساسی در تکوین جامعه دارد که بدون شک هر خانواده به سهم و توان  خویش زمینه ساز ساختارهای هویتی ، عاطفی و شخصیتی جامعه فردا می باشد،  و یا به عبارت رساتر هر خانواده با التزام عملی به اصول اعتقادی و معیار های تربیتی خویش زمینه ساز جامعه کلان فردا است، بدین معنی که روابط اجتماعی، عاطفی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی هر جامعه در جهت اصول، ارزش ها و بایسته های اعتقادی و تربیتی خانوداه هایش نظام میگیرد. پس الزاما هر خانواده در صورتی که بخواهد در جهت نیل به این هدف مهم و بزرگ از اهداف کوچک عبور کرده و خود را با اهداف بلند و آرمان های زیبا و ارزشمند و تمدن ساز دمساز و همراه سازد باید از اصول و چارچوبی خاص تربیتی تبعیت نماید، تا بتواند در تک تک اعضاء خود ثبات و ایستادگی در مقابل مشکلات را ایجاد نموده و نقش اساسی در جهت رشد ، تعالی و پرورش انسان های تعالی خواه ایفاء نماید. پس از بایسته ها و نیازمندی های اساسی چنین خانواده نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاصّ است که تا در سایه سار آن بتواند به اهداف و آرمانی های مذکور نائل آید، و بدون شک عدم رشد و پویایی شاخص های خصلت های خوب  بشری در علم، فرهنگ، عاطفه، سیاست، هنر ، اقتصاد ودر یک کلام در سیر تمدن سازی یک جامعه از لوازم لاینفک عدم وجود فاکتور های بالا در امر تربیت در میان خانواده هایش می باشد. و آنچه مهم است ذکر این نکته است که  چون بین جامعه امروز جهانی با جامعه دیروز آن تفاوت های چشم گیر و اساسی دیده می شود  لذا متد و روش شیوه های تربیتی نیز باید متفاوت از دیروز باشد ،جامعه امروز جامعه است باز. جامعه باز جامعه ای است که عوامل تأثیرگذار به نظام اجتماعی مخصوصا خانواده به شدت گسترده ومتفاوت است. رسانه ها، نشریات، مدارس، افراد جامعه و باورهای اجتماعی مردم هر یک حامل پیامی خاص برای خانواده هستند که چی بسا برخی قصد دارند نظام و ساختار این نهاد ارزشی را یا مخدوش نمایند و یا در حرکت رو به رشد آن کاستی و کندی ایجاد نمایند، و باالجمله باید به این نکته اذعان نمود که  شرایط در جوامع امروزی نیز مثل جوامع بسته و محدود دیروز جهان نیست، پس در چنین شرایط هر مکتب و نحله فکری و دینی با تکیه به اصول و مبانی تربیتی شان به خلق تاکتیک ها و تئوری های جدید در امر تربیت و مهار تأثیر گزاری عوامل مخرب دنیای جدید پرداخته اند، و نیز بر ماست که با نگاه نو به سیره و فرمایشات پیشوایان دینی و با در نظر داشت اصول و مبانی تربیتی دین مبین اسلام به طرح و ایجاد راهکار های جدید– که قرین و همسو با تغییر شرایط جامعه امروزی باشد-   بپردازیم تا انشاء الله گام بلند در جهت  بستر سازی مناسب برای ایجاد خانواده مهدی پسند برداریم و برای نیل به این هدف مهم به سه اصل اساسی که در یک خانواده مهدوی، و به طور کلی بر مطلق یک زندگی پویا حاکم است باید توجه شود: «خداگرائی» «ولی گرایی» و به دنبال آن «والا گرایی»  اخلاقی است.

       قانون «خدا گرائی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می گیرد، بدین معنا که خدا محوری در بطن شریان ها و تمامی ابعاد زندگی افراد خانوداه تعبیه شده و به جریان افتد که در همین خصوص دقت و توجه به دو گفتار ارزشمند: «خدا در اندیشه ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» که از سوی شهید مطهری (ره) ارائه شده است لازم و ضروری می باشد.

      قانون «ولی گرائی» با شناخت و معرفت اصول تربیتی پیشوایان[i] دین بویژه امام زمان (عج) و تنظیم زندگی بر اساس سیره‌ی مبارک حضرات و خواسته ها و رضایت ایشان و نیز توجه به آفت‌های تربیتی در آخرالزمان که در روایات به طور مبسوط به آن پرداخته شده است تحقق می یابد و از این طریق آموزه‌های مهدوی در سبک زندگی خانوادگی، تجلّی می‌یابد. «نسل فردا» با درک این مهم‌، در این شماره گامی کوچکی را برداشته و کوشیده است تا خانواده مطلوب و زمینه‌های سبک زندگی مهدوی را معرّفی نماید. امید بر آن است که این تلاش مورد توجه صاحبان اندیشه قرار گیرد و با دریافت نظرات سازندۀ خوانندگان محترم، توفیق بیشتری به دست آید. انشالله!!

 

[i] . مهمترین اصول که در کلام  وسیره پیشوایان معصوم روی آن تأکید شده است و نمی توان در این مجال کوتا به آن پرداخت عبارت اند از: الف- اصل خدا محوری.ب- اصل آخرت گرایی و دنیا گریزی پ- اصل عمل گرایی و آرزو گریزی. ج- اصل امیدواری و یأس گریزی. ح- اصل پایداری و پرهیز از رفاه زدگی.  خ- اصل تواضع گرایی و پرهیز از تکبر ورزی. اصل تعقل ورزی وپرهیز ازغفلت. د- اصل توجه به آزادی های مشروع. ذ- اصل متربی محوری. ر- اصل محبت ورزی و پرهیز از خشونت. ز- اصل عدالت محوری و پرهیز از تبغیض. س-  اعتدال گرایی و پرهیز از افراط و تفریط. ش- اصل مثبت گرایی و پزهیز از منفی بافی. ص- اصل تدریجی بودن و پرهیز از شتاب. ض- اصل مستمر بودن. ط- اصل مسأله نگری. ظ- اصل همه جانبه بودن. ع- اصل تسهیل و آسانگیری و پرهیز از سخت گیری های بی مورد. غ- اصل فطرت گرایی. ف-  اصل فرد گرایی : بدين معناكه هر انسان، هرچند شباهت‌هايي با ديگران دارد، از طرف دیگر داراي خصوصيات جسمي، ويژگي‌هاي رواني و توانايي‌هاي مختص ذهني، هوشي و ادراكي متمايز با ديگران است كه او را موجودي مستقل، تام و فردي خاص مي‌سازد. اين ويژگي‌ها به‌منزلة تفاوت‌هاي فردي، بسيار دامنه‌دار و وسيع است و در اخلاق، رفتار و استعداد افراد در ساحت‌‌هاي گوناگون زندگي كاملاً مشهود است. توجه به اين تفاوت‌ها در ساحت تعليم و تربيت، از اهميتي ويژه‌ برخوردار است.

دیدگاه

*