چکیده

خشونت جنسی به ویژه خشونت جنسی علیه زنان، به هر گونه رفتار غیر اجتماعی اطلاق می‌شود که از لمس کردن تا تجاوز را در بر می‌گیرد. این نوع خشونت ممکن است در حیطه زندگی خصوصی، زناشویی و خانوادگی اتفاق بیفتد و به صورت الزام به تمکین از شوهر یا رابطه محارم با یکدیگر در حلقه خویشاوندی علیه زن اعمال گردد. در حیطه زندگی اجتماعی نیز از سوی فرد ناشناس تحقق پیدا می‌کند. هر روزه تجاوز جنسی علیه بسیاری از زنان در عرصه اجتماعی اعم از خیابان، پارک‌ها، محیط کار، دانشگاه و ... رخ می‌دهد. این مطالعه با روش کتابخانه‌ای انجام شده است و هدف از آن، تحلیل خشونت جنسی علیه زنان از منظر حقوق اسلام و قانون منع خشونت علیه زن در افغانستان می‌باشد. این دو نهاد حقوقی، خشونت جنسی علیه زنان را مورد نکوهش قرار داده و برای عاملان چنین جرمی، مجازات متناسب در نظر گرفته است. بررسی موضوع نشان می‌دهد که تبهکاران، در وقوع و شدت خشونت جنسی علیه زنان تأثیر زیادی دارند. حکومت و محاکم قضایی باید حقوق قانونی بزه‌دیدگان چنین جرایمی را مورد توجه عملی ویژه قرار دهند. پیشگیری از خشونت جنسی علیه زنان و نیز درمان آن، در قدم اول نیازمند فرهنگ‌سازی و

 در وهله دوم، نیازمند التزام حکومت و محاکم قضایی به حمایت از زنان بزه‌دیده است.

کلید واژه‌ها: خشونت جنسی، زنان، خانه و اجتماع، حقوق اسلام، حقوق کیفری افغانستان.

 مقدمه

در میان انواع خشونت علیه زنان، «خشونت جنسی» از اهمیت و حسّاسیت بیشتری برخوردار است. یکی از اقسام خشونت که به دلیل مسائل فرهنگی و اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته، خشونت جنسی علیه زنان است. بررسی جداگانه خشونت‌ جنسی در مطالعات جرم‌شناسی، از میزان رشد روز افزون این جرم و ضرورت‌ توجه ویژه به آن حکایت دارد. خشونت جنسى مى‌تواند اشكال گوناگونى داشته باشد: تجاوز؛ هتك عفت؛ بردگى جنسى؛ ازدواج اجبارى؛ باردارى و زايمان اجبارى؛ قطع اعضاى تناسلى.

تمامى خشونت‌هاى جنسى، جرم خشونت عليه زنان، تعرض و سلطه‌طلبى‌ است. هدف تعرض، به اطاعت واداشتن قربانى و خوار داشتن و تحقير اوست. جنسيت به عنوان وسيله‌اى براى اعمال قدرت بر قربانى به كار مىرود.

گفتار اول: چیستی خشونت

رویکردهای متفاوت به خشونت تعریف‌های متفاوتی را نیز به دست داده است؛ که به صورتِ خشونت عام، خشونت خانگی، خشونت علیه زنان و خشونت زناشویی بروز می‌یابد.

بند اول. خشونت در لغت

خشونت در زبان فارسی و عربی معانی گوناگونی دارد که همیشه منفی نیست. خشونة، خشونت ضد نرمی است که شامل خشونت در گفتار و رفتار است و الخشناء به معنی زمین سختی است که در آن سنگ بسیار است.[1] خشونت به معنای درشتی و زبری و ضد نرمی دانسته شده،[2] و به‌ معنای‌ خشم و غضب‌ آمده‌ است.[3] و غضب نقیض رضایت،[4] جوشش و غليان خون قلب براى انتقام است.[5] به عصبانیت و تند‌خویی هم معنا شده است.[6] در لغت عرب، خشونت مرادف غضب[7] و به معنای غلظت و شدت،[8] عُنف،[9] قوی و شدید[10] است.

بند دوم. خشونت در اصطلاح

خشونت‌ دارای‌ مفهوم‌ نسبی‌ بوده‌ و در مصادیق‌ آن‌ شدت‌ و ضعف‌ وجود دارد، از این‌رو، باید به‌گونه‌ای‌ تعریف‌ شود که‌ همه‌ مصادیق‌ را در برگیرد. در تبیین چیستی خشونت، تعریف مورد وفاق وجود ندارد. این بدان سبب است كه هر كسی از پایگاه فكری، فرهنگی و اجتماعی خاص به خشونت نگریسته است. در متون علمی نیز تعریف خشونت به صورت تقریبی، معادل معنای آن در فرهنگ لغت است، که در این مقام به برخی موارد آن اشاره می‌شود.

1-2. تعریف عام خشونت

1-1-2. خشونت، رفتاری است که برای آسیب رساندن به دیگری از کسی سر می‌زند و دامنه آن از تحقیر و توهین، تجاوز و ضرب و جرح تا تخریب اموال و دارایی و قتل گسترده است.[11]

2-1-2. خشونت عمل فرد معین است که به جان یا مال یا شرف دیگران تعرض و حمله مى‌کند.[12]

3-1-2. خشونت، شکل افراطی رفتار پرخاشگرانه است که احتمال دارد باعث آسیب‌هایی‌ به قربانی‌شود.[13]

2-2 تعریف خاص خشونت

1-2-2. خشونت، رفتارى است که توسط فردى، به قصد تهدید یا آزار بدنى دیگران، بروز مى‌کند.[14]

2-2-2. خشونت عبارت است از استفاده آگاهانه از نیرو یا قدرت فیزیکی، ارعاب یا تهدید بر خود یا دیگری یا علیه یک گروه یا جامعه که منجر به آسیب، مرگ، آسیب روانی، سوء رشد و تکامل یا محرومیت گردد.[15]

3-2. تعریف خشونت خانگی

خشونت خانگي عبارت است از بد رفتاري جسمي، جنسي و رواني، از قبيل منزوي كردن اجباري، تحقير، محروم ساختن از حمايت، و تهديد به آسيب رساني، زير پا گذاشتن حقوق مربوط به توليد مثل نيز نمونه اي از خشونت خانگي است.[16]

به نظر مى‌رسد در همة اين تعريف‌ها قصد، ركن مفهوم خشونت در نظر گرفته شده است. تهديد، آزار و آسيب، به منزلة ركن ديگر مفهوم خشونت، در كنار قصد آمده است. برخى تعاريف، آسيب بدنى را كانون توجه قرار داده اند، ولى آسيب روانى و شخصيتى نيز، در رفتار خشونت‌آميز گاه در نظر است. به اين ترتيب قصد آسيب بدنى و روانى، هر دو يا يكى، سبب خشونت‌آميز شدن يك رفتار مى‌شود. نكتة قا بل توجه در تعريف‌ها، قصد آسيب است نه تحقق خارجى آسيب؛ زيرا رفتار خشونت‌آميز ممكن است به آسيب نينجامد، ولى باز رفتار خشن شمرده مي‌شود. مثلاً وقتي مردي، چيزي را سوي همسرش پرتاب مي‌كند ولي به او نمي‌خورد، آسيب خارجي تحقق نيافته است، ولي عرفاً و در تعريف، اين رفتار خشونت به شمار مي‌آيد. البته بي ترديد آسيب رواني به زن وارد مي‌شود. در برخى تعريف‌هاي خشونت عنصر استفاده از زور يا قدرت آمده است. به نظر مى‌رسد اين عنصر شامل قدرت رواني يا بدني و فيزيكي مي‌شود. چنان كه گاه خشونت از موضع ضعف بدني و در عين حال از ناحية قدرت روانى است.

از مجموع تعریف‌های خاص خشونت روشن می‌شود که این امر در ‌بر‌دارندة مفاهیم زیر است:

  1. قصد عمدی و انجام عملی آگاهانه؛
  2. استفاده از زور و غلبه؛
  3. حالت تندی و شدت؛
  4. تعرض، ‌تعدی و حمله به دیگران؛
  5. آزار و آسیب‌ رساندن به دیگران.

4-2 تعریف خشونت علیه زنان

برخی از تعریف‌های وارد شده در این باره عبارتند از:

1-3-2. خشونت علیه زنان در اصطلاح، عبارت است از: «هر عملی که حاوی زور و اجبار شفاهی یا فیزیکی و یا تهدید جانبی، علیه یک زن یا دختری که منجر به بروز آسیب‌های روانی یا فیزیکی، تحقیر و یا محرومیت اجباری از آزادی او شود و یا جنس دوم بودن زن را القاء کند.»[17]

2-3-2. تعریف کمیسیون مقام زن با شرکت 48 کشور در 1993: خشونت علیه زنان به معنای هر عمل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیّت است که سبب بروز یا احتمال بروز آسیب‌های جسمانی، جنسی، یا روانی یا رنج و آزار زنان، از جمله تهدید به انجام چنین اعمالی، محرومیّت‌های اجباری یا اختیاری(در شرایط خاص) از آزادی در زندگی عمومی یا در زندگی خصوصی می‌گردد.»[18]

از نگاه حقوقي، غير قانوني بودن رفتار خشونت‌آميز را با توجه به عناصر بالا مي‌توان استنباط كرد. البته تحقق آسيب جسماني يا رواني معمولاً شرط پيگيري اين رفتار در محاكم قانوني است. بنابراين مي‌توان گفت خشونت، رفتاري تعرض آميز با ديگران به قصد آسيب رساندن جسماني يا رواني يا تهديد اين امور است. البته مفهوم خشونت امرى نسبى است و متناسب با زمان و مكان تغيير مى‌يابد.

بنابراین، خشونتی مجرمانه است که دارای ویژگی‌های تعریف خاص خشونت و تعریف خشونت علیه زنان باشد و قانون هم آن را جرم تلقی کرده باشد.

گفتار دوم: خشونت جنسی در خانه

همان‌گونه که خداوند متعال در آیه بیست و هشت سوره مبارکه نساء می‌فرماید، انسان در برابر غریزه جنسی خود بسیار ضعیف و ناتوان است. از این‌رو، راه‌های مشروعی برای ارضای نیاز جنسی او قرار داده شده است. حال اگر هریک از زن و شوهر بهانه‌گیر باشند و از آمیزش خودداری نمایند. یا مرد بدون آماده‌سازی زن و انجام ملاعبه با او بیامیزد. یا این که به انجام آمیزش‌های غیر متعارف روی آورند، موجب آزار دیگری را فراهم آورده‌اند، که از آن به آزار جنسی یاد می‌گردد. از امام صادق(ع) نقل شده که فرموده‌اند: «سزاوار نیست برای مرد هنگامی که همسرش فرزند شیرخواری دارد از جماع با او خودداری نماید و موجب ضرر او شود و به او بگوید چون می‌ترسم باردار شوی و فرزندم آسیب ببیند، با تو آمیزش نمی‌کنم و نیز جایز نیست زن شوهر خود را از آمیزش منع نماید و بگوید می‌ترسم باردار شوم و فرزندم آسیب ببیند».[19]

یکی از فجیع‌ترین اشکال خشونت خانگی در جامعه «تجاوز خانگی» است. به همین دلیل به موجب بندهای 1، 2 و 3 مادۀ پنجم قانون، تجاوز جنسی جرم محسوب شده است:

  1. تجاوز جنسی.
  2. مجبور نمودن به فحشاء.
  3. ضبط و ثبت هویت مجنی علیها و نشر آن به نحویکه به شخصیت وی صدمه برساند.

قانونگذار با تعریف «خشونت جنسی» در بند 3 مادۀ سوم قانون به: «ارتکاب فعل زنا یا لواط با زن بالغ توام با اجبار و اکراه یا ارتکاب آن با زن نابالغ و یا تجاوز بر عفت و ناموس زن.»، مشکل تعریف رسمی‌ برای ‌تعرض جنسی را حل کرده است. اما هنوز حقوق بشر زن، حق امنیت جنسی و احترام جسمانی زن، حقوق جنسی زن، حق سلامت و تندرستی جسمی و روحی زن، نادیده گرفته می‌شود.

منظور از خشونت‌های جنسی در خانه، خشونت‌های مرد بر همسرش در حین مجامعت، مثل آزاررسانی، سادیسم و مجامعت از طرقی که مورد انزجار زن است و یا دست درازی پدر بر دختران و مانند این‌ها است.

خشونت جنسی را می‌توان از جنبه‌های مختلف تقسیم بندی نمود:

بند اول: خشونت جنسی رفتاری

خشونت جنسی به هرگونه رفتار غیر اجتماعی و ترک رفتار شرعی و قانونی اطلاق می‌شود که در زمینه رفتار غیر اجتماعی از لمس کردن تا تجاوز را در می‌گیرد. این نوع خشونت ممکن است در حیطه زندگی خصوصی زناشویی و خانوادگی اتفاق بیفتد و به صورت الزام به تمکین از شوهر، اجبار به رابطه جنسی در زمان عادت ماهیانه و بیماری، حاملگی اجباری و ...، زنای با محارم در حلقه‌ی خویشاوندی علیه زن اعمال گردد. [20] بستگان زن شامل افرادی همچون پدر، برادر، عمو، دایی و شوهر زن می‌تواند باشند. همچنین محارم سببی و رضاعی زن نیز در این تقسیم بندی قرار می‌گیرند. معمولا تجاوز توسط افراد ناشناس از تجاوز توسط افرادی که قربانی آن‌ها را می‌شناسد کمتر شایع است.

1-1. خشونت جنسی رفتاری بین زن و شوهر

1-1-1 آزار جنسی زوج

درصد بالایی از خشونت‌های خانوادگی از سوی مردان انجام می‌شود. برخی از اشكال خشونت جنسی از سوی زوج به شرح ذیل انجام می‌شود:

2- 1- 1 ترك خانه

اصولا حضور مرد در خانه و در كنار همسر و فرزندان در تامین امنیت روانی، روحی و جسمی اعضای خانواده لازم و ضروری است. به همین خاطر عدم حضور مرد در منزل و ترك خانه و همسر بدون تردید موجب آزار و اذیت زن می‌شود و در نتیجه مرد مكلف به حضور در منزل براساس برنامه زمان بندی شخصی است كه از آن به عنوان «حق قسم» تعبیر می‌شود.[21] «حق قسم» عبارت است از قسمت كردن شب‌ها بین زوجات[22] و در حقیقت حق مشتركی بین زوجین است. بر اساس قول مشهور فقها[23] این مساله در مورد مردانی كه دارای یك همسر یا بیشتر هستند نیز صادق است. درصورتی كه مرد یك همسر داشته باشد، واجب است كه یك شب از چهار شب را در كنار همسرش باشد و اگر دو همسر داشته باشد، دو شب از چهار شب و اگر سه همسر داشته باشد، سه شب از هر چهار شب و اگر چهار همسر داشته باشد، باید هر شب را نزد یكی از همسرانش حضور داشته باشد. [24]

مشهور میان فقهای امامیه این است که وجوب مضاجعت بر شوهر، وجوب ابتدایی است و به مجرد عقد و تمکین از سوی زوجه، رعایت آن بر شوهر لازم می‏گردد،[25] هرچند که نظریه‌ی دوّم  (عدم وجوب ابتدایی همخوابگی بر شوهر) قوی‌تر است.[26] بنابراین، عدم رعایت این حق، باعث ایجاد صدمه و آزار جنسی به زوجه می‌گردد.

3-1-1 ترك مواقعه

هریک از زن و شوهر موظف به ارضای نیاز جنسی یکدیگر بوده و هرگونه کوتاهی در این زمینه آزار محسوب می‌شود. در متون دینی نیز این عمل حتی در مواقع بحرانی مورد نهی شارع قرار گرفته است. از این‌رو، در حدیثی صفوان بن یحیی از حضرت رضا(ع) پرسید: مردی که همسر جوانی دارد و همبستری با او را یکماه یا یکسال ترک می‌کند و با او نزدیک نمی‌شود. نه برای این که او را آزار رساند، بلکه مصیبتی دیده‌اند، آیا در این عمل گناهکار است؟ فرمود: «اگر چهار ماه او را ترک کرده باشد نه، پس از آن اگر ترک کند گناهکار خواهد بود، مگر با اذن و رضایت زوجه‌اش».[27] فقها نیز چنین فتوا داده‌اند؛ یعنی شوهر نمی‌تواند بیش از چهار ماه نزدیکی با همسر دائمی خود را ترک کند.[28]

4-1-1 ترک ملاعبه

تفاوت جنسی زن و مرد موجب شده که مرد به سرعت و زن به کندی به اوج لذت جنسی دست یافته و ارضا شوند. بر همین اساس مرد موظف است قبل از آمیزش با ملاعبه، زمینه‌ای ارضای کامل زن را فراهم آورد. در غیر این صورت موجب آزار جنسی وی خواهد شد. این امر از نظر دین اسلام نیز دور نمانده است. علی(ع) فرمودند: «هنگامی که مرد اراده آمیزش با همسرش را کرد، نباید شتاب کند؛ زیرا برای زنان هم نیازهایی است».[29] یعنی باید آمیزش را طولانی کند تا نیاز همسرش هم کامل ارضا شود. رسول خدا(ص) می‌فرماید: « و آمیزش با همسر پیش از ملاعبه، ظلم است».[30]

5-1-1 عدم وفاداری زوج به زوجه

در فرهنگ اسلامی و بر طبق احكام شرعی، روابط جنسی زن و مرد تنها در قالب شناخته شده شرعی و قانونی و كانون خانواده آزاد است و هرگونه رابطه خارج از آن مردود شمرده می‌شود و به خاطر عواقب و پیامدهای فراوانی كه برای اعضای خانواده، كیان خانواده و جامعه بدنبال خواهد داشت، مستوجب مجازات سنگین خواهد بود.

6-1-1 اجبار به برقراری رابطه جنسی در ایام عادت ماهانه

خداوند متعال مردان را از نزدیكی با زنان در دوران قاعدگی منع می‌كند و می فرماید: «هو اذی» یعنی آمیزش در این دوران باعث اذیت و آزار بانوان و صدمه رسانی به آنان می‌شود. این موضوع در فقه اسلامی مورد توجه قرار گرفته و ضمن تحریم آن برای مرتكب «كفاره» در نظر گرفته است.

7-1-1 اجبار به تمكین در مواقع بیماری

اگر زنی مبتلا به بیماری یا اختلالات جنسی باشد، وظیفه جنسی در برابر همسرش ندارد و در این مواقع باید توسط پزشك، مورد معالجه قرار گیرد و عدم تمكین او «نشوز» تلقی می‌شود. در این مواقع شوهر حق اجبار زن به مواقعه را ندارد و در صورت اجبار، این عمل نوعی خشونت و آزار جنسی محسوب می‌شود؛ زیرا موجب ضرر به زن می‌شود.

8-1-1 قوادی زوج و اجبار همسر به تن فروشی

در بعضی از موارد مشاهده شده است كه مردی همسرش را اجبار به فحشا كرده است كه در این صورت می‌توان این عمل را از جمله مصادیق خشونت جنسی شوهر بر علیه زن دانست.

9-1-1 توقع غیر متعارف شوهر از زن

بسیاری از مردان به دلایل و انگیزه‌های مختلف به آمیزش‌های غیر متعارفی از جمله وطی به دبر گرایش می‌یابند و حال آن که این گونه آمیزش آسیب‌های جسمی، روانی و حتی اجتماعی متعددی به دنبال خواهد داشت. این عمل از دیدگاه متون دینی نوعی آزار جنسی محسوب و مورد نهی قرار گرفته است. از امام صادق(ع) در باره نزدیکی با زنان از دبر پرسیده شد، امام فرمودند: «او را آزار ندهید».[31]

10-1-1 حاملگی اجباری

عدم آمادگی جسمی و روحی زن، خطراتی را برای مادر و جنین پدید خواهد آورد. براین اساس اگر از نظر پزشكی احتمال خطر و ضرر برای زن باشد، براساس قاعده «عسروحرج» و «لاضرر» شوهر نمی‌تواند همسرش را به باردار شدن اجبار نماید و در صورت اجبار، زن می‌تواند به دادگاه(محکمه) مراجعه نماید.

2-1. خشونت جنسی رفتاری بین سایر اعضا

تجاوز جنسی، اصطلاحی در پزشکی قانونی و جرم‌شناسی جنسی است. تجاوز جنسی به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد، بدون رضایت اوست. تجاوز جنسی در حقیقت تنها یک حمله فیزیکی و جنسی نیست؛ بلکه در عین حال حمله معنوی و حمله به شأن انسان است که در آن قربانی از حق خود محروم می‌گردد. این خشونت، هرچند همیشه قتل را به همراه نداشته باشد، عموماً تهدید به قتل را به همراه دارد. نزدیکی فرد بالغ با افراد کم‌سن و سال و کودکان، حتی اگر با رضایت او باشد، تجاوز محسوب می‌شود. تجاوز نوعی خشونت جنسی است که معمولا شامل آمیزش جنسی می‌شود و توسط فرد یا افرادی به رغم رضایت شخص انجام می‌شود. این عمل می‌تواند با اجبار فیزیکی، تهدید، سواستفاده از مسئولیت یا با فردی که ناتوان یا زیر سن قانونی است رخ دهد.

آسیب‏پذیری زنان در قبال تجاوز، یکی از مهم‌ترین عواملی است که‏ از توانمندسازی و تقویت حس استقلال زنان ممانعت می‏کند. به‏طور کلی، تجاوز جنسی، مانع از زندگی همراه با امنیت و منزلت و موقعیت والای‏ زنان می‏شود.[32]

اکثریت قریب به اتفاق علمای مسلمان بر این باورند که زنی که مجبور یا اکراه به رابطه جنسی شده باشد، شامل کیفر و حد نمی‌شود و گناهی متوجه او نیست. با این حال تصور می‌شود رویکردهای فرهنگی در جوامع مسلمان نسبت به مسأله تجاوز جنسی و نیز لزوم شهادت شاهدان، باعث می‌شود که تعداد تجاوزهای جنسی گزارش‌شده در این کشورها بسیار کم باشد.

از دیگر خشونت‌های جنسی به زنان می‌توان از زنا و تجاوز به محارم در بستر خانواده نام برد که این عمل در اکثر وقت‌ها از سوی، پدر، برادر، عمو، دائی یا سایر اعضای مذکر

 خانواده، ارتکاب می‌یابد.

در بندهای 1، 2 و 3 ماده پنج قانون، این اعمال جرم انگاری شده است.[33] در ماده 17 بدون جداسازی جرم تجاوز جنسی در محیط خانواده و یا اجتماع، شخص مرتکب را به زندان دراز مدت(دوام) و مرتکب تجاوز جنسی بر زن نابالغ، به حد اکثر حبس دوام محکوم می‌گردد[34] و در صورت فوت مجنی علیها به اعدام محکوم نموده[35] و در بند 3 این ماده، مرتکب را به پرداخت وجهی برابر با مهر المثل و در راستای جبران خسارت وارده بر مجنی علیها، تکلیف نموده است.[36]

قانونگذار جهت حمایت خاص‌تر از زنان، سایر اشکال تجاوز علیه زنان از قبیل تفخیذ و مساحقه را نیز مورد جرم انگاری قرارداده و مرتکب را در بند 4 حسب احوال به حبس طولانی مدت که از هفت سال بیشتر نباشد محکوم نموده است[37] و در بند 5 این ماده نیز همان احوال مشدده مذکور که در ماده 427 قانون جزا ذکر شده بود، را یادآور شده است.[38]

زنا با محارم یکی از اقسام و انواع آزار جنسی می‌باشد. محارم سه دسته‌اند: نسبی، سببی و رضاعی هر کس که با محارم نسبی خود همانند مادر، خواهر، دختر، نوه‌های دختری و پسری، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر خود زنا کند، به مجازات قتل محکوم خواهد شد. این حکم مورد اتفاق و اجماع همه فقها می‌باشد. چنانکه ملاحظه می‌شود شریعت اسلام، شدیدترین مجازات را در مورد این نوع از خشونت جنسی در نظر گرفته است.

بند دو. خشونت جنسی گفتاری بین زن و شوهر و سایر اعضا

در گفتار خشونت آمیز، مرتکب با مخاطب قرار دادن زن و به منظور ارضای غریزه جنسی و لذت‌جویی، از الفاظ زشت، رکیک، توهین‌آمیز، تهدیدآمیز و ... استفاده می‌کند.

گفتار سوم: خشونت جنسی در اجتماع

هر نوع توجه نشان دادن به بدن زن، نگاه شهوت آلود و آزار دهنده، تماس بدنی، تظاهر به انجام اعمال جنسی در حضور زن، نمایش آلت تناسلی، آدم ربایی به منظور تجاوز و انجام اعمال منافی عفت، راه اندازی مراکز فحشا، قاچاق زنان، هر نوع بهره‌برداری تجاری از زنان از قبیل تهیه عکس، فیلم و انتشار آن از طریق رسانه‌ها، مونتاژ عکس و انتشار آن، تشویق مردم به فساد، حمایت از فاحشگی و تسهیل آن، در نهایت شدیدترین نوع رفتار مجرمانه که متضمن خشونت جنسی باشد، می‌توان تجاوز و زنای به عنف دانست. در حیطه زندگی اجتماعی نیز از سوی فرد ناشناس تحقق پیدا می‌کند.[39]

تجاوز جنسی هر روزه علیه بسیاری از زنان در عرصه اجتماعی اعم از خیابان، پارک‌ها، محیط کار، دانشگاه و ... رخ می‌دهد. سالانه میلیون‌ها زن و کودك در سراسر جهان قربانی حمله‌ها، تجاوزها و سوء استفاده هاي جنسی می‌شوند. طی سال هاي اخیر، آمار رسمی در تمام کشورها بر افزایش قابل ملاحظه این دسته از جرایم صحه گذاشته اند.[40]

تجاوزهای جنسی، به علت‌های نظیرِ درگیری جامعه افغانستان در پوششی(هاله‌ای) از سنت‌های ناپسند و تعصب‌های کور و نیز ترس از آبروریزی و محکوم شدن خانواده‌های مجنی علیه از طرف مردم به فساد اخلاقی، مانع از علنی شدن و گزارش این اعمال مجرمانه به مراکز پلیس و قضایی می‌گردد. در چنین شرایطی زنان متضرر از جرم، با تحمل پیامدهای جبران ناپذیر تجاوزهای جنسی بر روحیه خود و داشتن احساس گناه و عذاب وجدان همیشگی، در احساس عدم امنیت جسمی و روحی و عدم اعتماد به نفس دائمی به سر می‌برند.

در این قالب خشونت‌های جنسی به زنان با مصادیق تجاوز جنسی، سوء استفاده جنسی از زنان و دختران به بهانه دادن کار، دادن و یا خوراندن مواد محرک جنسی جهت بهره‌برداری جنسی از زنان می‌باشد.

بند یک. خشونت جنسی رفتاری

1-1 زنا به عنف

بی‌تردید زنای به عنف، شدیدترین نوع خشونت جنسی شمرده می‌شود که طی آن مردی به عنف و اجبار و بدون رضایت زن به او تجاوز می‌کند. بر اساس فقه جزایی اسلام، مجازات زانی به عنف، قتل است که این حکم مورد اتفاق همه فقها نیز می‌باشد. امام باقر (ع) در پاسخ پرسشی راجع به حکم مردی که به عنف زنی تجاوز کرده بود فرمودند: «کشته می‌شود؛ چه محصن باشد یا محصن نباشد».

اما آیا با توجه به آیه 2 سوره نور، مجرمان جنایات جنسی در دو مورد فوق علاوه بر مجازات قتل، به مجازات دیگری همچون شلاق یا تبعید نیز محکوم می‌شوند یا خیر؟ به این سؤال فقها دو جواب داده‌اند: گروهی از فقها به جمع مجازات رأی داده و معتقدند مجرمان فوق بر اساس آیه شریفه که حکم کلی زناکاران را صد ضربه شلاق تعیین کرده است؛ ابتدا صد ضربه شلاق را تحمل خواهند کرد و سپس به مجازات قتل محکوم خواهند شد و بدین ترتیب به حکم قرآن و روایت هر دو عمل می‌شود. ولی رأی مشهور فقها نظیر امام خمینی (ره)، آن است که فقط به قتل باید اکتفا کرد، زیرا مجازات مذکور در آیه شریفه به‌طور کلی برای زناکاران در نظر گرفته شده است و اگر در موردی حکم خاص و ویژه‌ای صادر شده باشد، به همان اکتفا می‌شود و اگر حکم خاصی در مقام نباشد، همان حکم عام و کلی جاری می‌شود.

زنای به عنف، رویداد تلخی است که بر زندگی زنان تأثیر می‏گذارد، در صدی از این زنان، پس از این حادثه، به عوارض گوناگون؛ مانند افسردگی، ترس، اعتیاد و اضطراب‌های بیهوده دچار می‏شوند. درصدی نیز خودکشی می‏کنند. گروهی دیگر که هنوز امید به زندگی را از دست‏ نداده‏اند، در خفا برای سقط این جنین ناخواسته تلاش می‏کنند و گاه خود را با خطر مرگ روبه‏رو می‏کنند.

  1.  ازاله پرده بکارت:

در بعضی از جوامع و در جامعه مذهبی ما مسئلهباکره بودن دختر در موقع ازدواج اهمیت خاصی پیدا کرده و از آن به مفهومی مانند نجابت و اینکه دختر تا قبل از ازدواج با مرد دیگری تماس نداشته و بعد از آن نیز منحصرا متعلق به شوهرش می‌باشد تعبیر می‌گردد.

یکی از انواع خشونت‌های جنسی از نوع رفتاری «ازاله بکارت» که در فقه جزایی اسلام برای مرتکب علاوه بر جبران خسارت مالی، تعزیر نیز در نظر گرفته شده است. این نوع خشونت در خانه هم اتفاق می‌افتد.

بر این اساس اگر کسی با توسل به هر وسیله‌ای، پرده بکارت دختری را پاره نماید، علاوه بر مهرالمثل که به عنوان خسارت مالی باید پرداخت کند، تعزیر نیز می‌شود. ازاله بکارت از طریق زنا با دختر نابالغ یا زنای به عنف با زن بالغ نیز صورت می‌گیرد که در این صورت مرتکب، علاوه بر مجازات حدی، باید مهرالمثل نیز پرداخت نماید. برای انجام این عمل فرقی بین شوهر و غیر شوهر نیست، فقط بعضی از فقها معتقدند، شوهر علاوه بر تعزیر شدن باید مهریه‌ای را که در هنگام عقد تعیین کرده‌اند، (مهرالمسمّی) به زن بپردازد.

3-1 قاچاق زنان و فحشای اجباری

در فقه سنتی به پیروی از واقعیت‌های رایج دوران‏ گذشته، از جرایم چون «قوادی» و «خرید و فروش انسان» بحث شده است. حال آیا قاچاق‏ زنان برای فحشا مصداق عناوین یادشده در فقه سنتی است، یا آن‌که به رغم شباهت‌هایی که‏ با موارد یاد شده دارد، عنوان مستقلی است؟

در عمل، قاچاق زنان برای فحشا صور گوناگونی دارد که حکم آنها- بویژه بر پایه‏ نظریه‏ای که این جرم را در مواردی مصداق قوادی می‏داند- متفاوت خواهد بود. به اعتبار قصد فرد مرتکب، قاچاق زن ممکن است به قصد واداشتن وی به برقراری رابطه جنسی‏ نامشروع باشد؛ یعنی چیزی‏که به‏طور مشخص در فقه کیفری «زنا» نامیده می‏شود؛ یا آنکه‏ مقصود مصادیق دیگر فحشا و ارتکاب اعمال منافی با عفت باشد. به لحاظ واداشتن زنان‏ قربانی به اعمال منافی با عفت نیز ممکن است این امر با رضایت آگاهانه زن موضوع قاچاق‏ صورت گیرد، یا آن‌که این کار با فریب و اغوای و یا حتی اکراه و اجبار وی انجام شود. در تمام صور فوق به لحاظ حصول نتیجه مورد نظر بزهکار نیز،گاه مقصود وی در عمل تحقق‏ می‏یابد و گاه نیز به دلایل گوناگون، قصد او عملی نمی‏شود.در این نوشتار تلاش می‏گردد با تبیین‏ اصولی کلی، حکم همه موارد فوق روشن شود.

آموزه‏های اسلامی با فحشا و بی بند و باریهای جنسی ناسازگاری شدیدی دارد. آیاتی از قرآن‏ مجید صریحا «فحشا» و «فاحشه» را نکوهش و از آن نهی می‏کند.‌[41] فاحشه و فحشا به ‏معنای  گفتار و کردار زشت است.[42] به لحاظ لغوی، آشکار بودن، جزء معنای فحشا نیست. این واژه بر قبح و بدی دلالت می‏کند؛ عرب‌ها هرچیزی‏ را که از حد و اندازه خود تجاوز کند، «فاحش» می‏خوانند و البته این تنها در امور ناپسند معنا دارد.[43] قرآن می‏فرماید: «به فاحشه خواه آشکار باشد یا پنهان، نزدیک نشوید.»[44]

آیه دیگری خطاب به پیامبر(ص) می‏فرماید: «بگو پروردگار من تنها اعمال زشت را چه آشکار باشد چه پنهان،حرام کرده است.»[45] قرآن مجید این مفهوم را در قالب یک یا چند جمله توضیح نداده است؛ اما زنا و لواط (همجنس‏بازی مردان) را صریحا مصداق فاحشه شمرده است.[46] برخی مفسران معتقدند که‏ فاحشه در آیه 15 سوره نساء به ‏معنای مساحقه یا همجنس‏بازی زنان است.[47] ‏قطع نظر از این تفسیر، به لحاظ عمومیت و قابلیت واژه فاحشه، می‏توان مساحقه یا همجنس‏بازی زنان را نیز مصداق فاحشه دانست.

از نظر قرآن مجید، عنصر«رضایت» در تحقق فحشا و مصادیق آن دخالت ندارد؛ قرآن‏ کریم، در مقام نهی از فحشا و مصادیق آن، همواره بر قبح ذاتی آن‌ها تأکید می‏کند. چنان‏که‏ در مقام ذکر علت برای نکوهیده بودن زنا به جای تعلیلهای سودانگارانه، با رویکردی‏ شهودگرایانه‏ به شهود اخلاقی آدمیان-که زشتی و قباحب این عمل را درک می‏کند-استناد کرده است. قرآن کریم در این خصوص فرموده است:«به زنا نزدیک نشوید؛ زیرا آن کاری‏ زشت و راهی بد است.»[48]

اشاعه فحشا در جامعه در مقایسه با ارتکاب فحشا، به مراتب نکوهیده‏تر است. افزون‏ بر آیاتی که به‏طور کلی از هرگونه کمک و یاری بر ارتکاب گناه و تعدی نهی‏ می‏کند،[49] تلاش برای گسترش فاحشه، رسالت شیطان و کاری شیطانی تلقی شده‏ است.[50]‏ همچنین قرآن، مردم را از واداشتن کنیزکان به زنا برای‏ کسب درآمد-که در جاهلیت رایج بود- نهی می‏کند.[51] از منظر قرآن کریم حتی‏ تمایل و علاقه قلبی به گسترش فساد و فحشا در جامعه اسلامی به‏شدت نکوهیده است تا چه‏ رسد به اقدام عملی برای آن. قرآن می‏فرماید: «آنان که دوست دارند، فاحشه در میان مومنان رواج یابد، برای آنان عذاب دردناک در دنیا و آخرت است.»[52] این آیه، ناظر به گروهی از منافقان است که به یکی از همسران و یاران پیامبر(ص) اتهامی‏ ناروا زدند و خبر آن را منتشر ساختند.

با این حال هرچند برای زنا به ‏عنوان مصداق رایج فحشا در صورتی‏که ادله شرعی بر اثبات آن دلالت نماید، مجازات پیش‏بینی شده‏،[53] اما برای اشاعه فحشا کیفر خاصی‏ معین نشده است؛ جز این‌که به عقیده برخی مفسران احتمال دارد مقصود از فاحشه در آیه‏ نوزدهم‏سوره نور زنا باشد و مقصود از حب شیوع فاحشه، نسبت دادن زنا به دیگری‏ باشد؛ بر این پایه، مقصود از عذاب دردناک در دنیا، حد قذف است.[54]‏ اما اگر مقصود از «فاحشه» چنان‏که برخی دیگر از مفسران گفته‏اند، معنای عام آن باشد،[55] از آیه چنین بر می‏آید که

تلاش برای گسترش فحشا در جامعه می‏تواند موجب کیفر دنیوی باشد.

ملاحظه مجموع احکام مربوط به اعمال منافی با عفت نیز نشان می‏دهد که در واکنش به‏ ارتکاب فحشا آنگاه که به‏طور پنهانی صورت گیرد، اصراری بر اجرای کیفر نیست؛ برعکس، در برابر اعمالی که عفت عمومی را نقض می‏کند و مستلزم نوعی تلاش برای اشاعه‏ فحشا باشد، بیشتر واکنش نشان داده می‏شود.[56]

وجه دیگر مخالفت آموزه‏های اسلامی با قاچاق زنان برای فحشا، مغایرت آن با کرامت و حرمت انسانی است. در عمل موارد زیادی از قاچاق زنان با کالا انگاری انسان و استفاده‏ ابزاری از وی همچون شیئی و نادیده گرفتن کرامت انسانی او همراه است؛ اصلی که نه تنها اسلام بلکه همه ادیان ابراهیمی بر مراعات آن تأکید دارند. خرید و فروش و تجارت جنسی زنان و فحشای اجباری آن از موارد دیگر رفتارهای آسیب‌زای علیه زنان در اجتماع می‌باشد. قاچاق زنان[57] و در نتیجه بردگی جنسی آن‌ها، امروزه به عنوان صنعتی جهانی در آمده، از مرزهای زمینی و فرهنگی فراتر رفته و رشد جهانی یافته است. علل فراوانی و فزایندگی قاچاق زنان، فقر و آزادی داده شده به مردان جهت تنوع طلبی شان است.[58]

افغانستان به دلیل فقر شدید و عدم نظارت دقیق ارگان‌های دولتی و امنیتی بر فعالیت‌های مخفی باندهای قاچاق، معبر و هدف اصلی و بهترین گزینه جهت فعالیت‌های قاچاق‌چیان انسان می‌باشد.[59]

4-1 ضبط و ثبت هویت مجنی علیها و نشر آن (پورنوگرافی)

مرتکبین جرایم خشونت علیه زنان، مخصوصاً در جرایم جنسی علاوه بر جرم ارتکابی، از صحنه‌ی جرم فیلم برداری و یا تصاویر تهیه می‌کنند.

رفتار آسیب زایی که بر شخصیت و حیثیت زنان لطمات جبران ناپذیری وارد می‌کند،[60] بدست آوردن و ضبط و ثبت هویت یک زن و یا دختر و نشر آن می‌باشد، که پیامدهای سوء آبرویی و طرد مجنی علیها از سوی خانواده و قبیله، ضرب و شتم و قطع اعضای بدن وی و در اکثر مواقع کشته شدن او را از سوی مردان قبیله فراهم می‌آورد.

چنین اعمالی تبعیت جنسی زنان، انقیاد و زیر دست بودن آنان را می‌رسانند و شامل موارد: فاقد احساسات و صفات انسانی جلوه دادن زنان به عنوان موضوع جنسی، اشیا یا کالا بودن زنان، لذت بردن با رنج و تحقیر یا تجاوز، بودن در حبس، خرد کردن شخصیت، نقص عضو یا آسیب جسمانی، حالت‌ها و وضعیت‌هایی از تسلیم جنسی یا بردگی، نمایش پستی و خفت، شکنجه، جراحت، ارائه تصویری پلید یا درجه دوم از زن و سایر اعمال وقیحانه و خلاف عفت عمومی می‌باشد.[61]

قانون در ماده 19 این رفتار آسیب‌زا را جرم انگاری نموده است: «شخصی که هویت مجنی علیهای جرایم تجاوز جنسی و اجبار به فحشا را ضبط و ثبت یا بدون حکم قانون افشاء و یا تصاویر آنرا نشر نماید، به نحویکه به شخصیت وی صدمه برساند، حسب احوال به حبس متوسط که از سه سال کمتر نباشد، محکوم ‌می‌گردد.»

5-1 خشونت‌هاى جنسى توسط گروه‌هاى مسلح

نظامی‌گری و قربانی شدن زنان چنان ارتباط تنگاتنگی باهم دارند که‌ مشکل بتوان یک اقدام نظامی را بدون تلفات جانی زنان و قربانی شدن‌ آنها از نظر جنسی تصور کرد. از این‌رو هرچه نیروی نظامی اقدام‌کننده، بزرگ‌تر و اقدام نظامی گسترده‌تر باشد، بر دامنه تلفات و قربانیان زن‌ افزوده می‌شود. در درگیری‌های نظامی چه چیزی وجود دارد که باعث می‌شود زنان به این‌ شکل خاص آسیب‌پذیر شوند؟ ابتدا این‌که، در اثر جنگ، دولت و نهادهای مجری قانون از هم می‌پاشند. دوم‌ این‌که سایر نیروها در اثر از دست رفتن خانه‌ها و جدایی از خانواده به خصوص‌ مردانی که محافظت لازم را از زنان به عمل می‌آورند، آواره می‌شوند و سرانجام، از دست رفتن شغل و درآمد. زنان در نتیجه نظامی‌گری، از نظر جنسی به این طرق قربانی می‌شوند: تجاوز؛ بردگی جنسی؛ قاچاق جنسی؛ ازدواج‌ها و بارداری‌های اجباری؛ اجبار به روسپی‌گری.[62]

در حقوق بشر و حقوق بين‌المللى، خشونت جنسى را زمانى مى‌توان شكنجه يا رفتار غيرانسانى و اهانت آمیز تلقى كرد كه توسط يك مأمور دولت يا هر فرد ديگرى با عنوان رسمى و يا به دستور يا با همدلى و موافقت او صورت گرفته باشد. با وجود اين، برخى گروه‌هاى مسلح نيز مى‌توانند در مقابل خشونت‌هاى جنسى كه توسط اعضاى‌شان صورت مى‌گيرد مسئول شناخته شوند، همان طور كه اشخاص غيرنظامى در مقابل اعمال ممنوعى چون ضرب و جرح، مثله كردن، آدم‌ربايى و قتل مسئوليت دارند. شمار بسيارى از سازمان‌هاى غير دولتى، اعمال انجام شده توسط اعضاى گروه‌هاى مسلح را از نوع شكنجه به شمار مى‌آورند. كليۀ گروه‌هاى مسلح در شرايط جنگ موظف اند به مفاد كنوانسيون ژنو كه قوانين و رسوم جنگ را معين كرده است، پاى‌بند باشند. قوانين جنگ، طرفين مخاصمه را از تجاوز و خشونت جنسى عليه زنان ممنوع كرده است.

بنابراين، گروه‌هاى مسلح در مقابل خشونت‌هاى جنسى كه از جانب اعضاى‌شان اعمال مى‌شود، يعنى تعرض جنسى، ازدواج اجبارى، بردگى جنسى و غيره مسئول شناخته مى‌شوند. شمار بسيارى از اين جنایات خشن كه توسط اعضاى گروه‌هاى مسلح صورت مى‌گيرد، شكنجه و رفتار بيرحمانه، غيرانسانى و اهانت آمیز به شمار مى‌رود. اين اعمال مى‌تواند در مراكز بازداشت متعلق به گروه‌هاى مسلح و نيز در مكان‌هاى ديگرى چون محل سكونت قربانى، روستا، مزرعه يا يك جاده صورت گيرد. عاملان اين اعمال موظف‌اند بنا بر قوانين داخلى دربارۀ شكنجه و يا تجاوز يا خشونت جنسى، پاسخگوى اعمال‌شان باشند.

بند دو. خشونت جنسی گفتاری

 خشونت كلامى در روابط اجتماعى از نظر اسلام به هيچ روي جايز نيست. آموزه‌هاى اسلام با چنين رفتار كلامى نادرستي به شدت مخالف اند. در مجموع آموزه‌هاى اسلام بر ملايمت كلامى بسيار تأكيد مي‌ورزند. به عبارت ديگر، هم محتواى گفتار بايد زيبا و نيكو باشد و هم نحوه و آهنگ آن. اين امر يكى از جنبه‌هاي مهم حسن خلق در نظر گرفته شده است. [63]ملايمت كلامى به قدري مهم است كه خداوند حضرت موسي و هارون (ع) را به گفتاري ملايم در رويارويي با فرعون سفارش مي‌كند. اين در حالي بود كه فرعون در نهايت خودخواهي، ادعاي خدايي مي‌كرد.[64]

 در بسیاری موارد اعضای خانواده کتک‌کاری نمی‌کنند؛ اما با به کارگیری کلمات نامناسب دیگری را می‌رنجانند. این قسم را خشونت کلامی می‌نامند که هرگونه داد و فریاد، توهین و تحقیر کلامی، تهمت، دشنام و منت گذاشتن را شامل می‌شود. از این گونه آزار نسبت به همه افراد خانواده نیز به شدت نهی شده و پیامدهای سنگین دنیوی و مجازات شدید اخروی برای آن معرفی شده است.

رسول اکرم(ص) فرموده است: «هر زنی که شوهرش را با زبانش آزار دهد، خداوند هیچ

وقت رفت و آمد(کار خیر) و حسنه‌ای را از او نمی‌پذیرد تا او را خشنود و راضی گرداند و اگرچه روزها روزه بدارد و شب‌ها نماز گزارد و برده‌ها آزاد کند و آن‌ها را بر پشت اسبان در راه خدا (به جهاد) بفرستد و نخستین کسی خواهد بود که به آتش در آید و همچنین است مرد اگر بر زن ستمگری کند»؛[65] «برادرم(جبرئیل) مرا در باره زنان سفارش می‌کرد، چندان که گمان بردم شوهر، حق ندارد حتی به زن «اف» بگوید».[66]

1-2 توهین

هرگونه رفتاری که کوچک شمردن دیگران را در پی داشته باشد، توهین است. توهین در خشونت جنسی گفتاری، به معنای بکارگیری الفاظ رکیک جنسی و یا انجام حرکات جنسی مخالف شئون و حیثیت زنان است. هرگونه توهین مصداقی از خشونت است و شرع مقدس اسلام آن را نکوهش می‌کند. خداوند می‌فرماید: «کسی که دوست مرا اهانت کند، پس به راستی به جنگ با من آماده شده است».[67] امام صادق(ع) فرمود: «کسی که مؤمنی را به خاطر فقر و تنگدستی خوار کند، خداوند در روز قیامت او را خوار و رسوا می‌گرداند»؛[68] «برادر مؤمنت را خوار مکن، پس خدا هنگامی که تو او را خوار می‌کنی خدا بر او رحمت فرستد و رحمتش را از تو دور می‌کند».

دیدگاه

*