تلویزیون و باورهای دینی در کودکان

 

 

نصرالله نظری(فکری)

دانش پژوی دوره دکتری قرآن و علوم اجتماعی

 

در آمد

در دنیای جدید انسانها برای برقراری ارتباط از ابزارها و وسایل مختلفی استفاده می نماید. یکی از موثرترین و در عین حال مهمترین ابزار ارتباطی در دنیای معاصر، جعبۀ جادویی هست پنجره ای را به سوی تمام جهان می گشاید و تأثیرات بسزایی را بر زندگی انسانها برجای می گذارد. این جعبۀ جادویی که بنام تلویزیون شناخته می شود، علاوه بر بزرگسالان، زندگی نوجوانان بسیاری را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. از آنجا که بیشتر مخاطبان این نوشتار، نوجوانان می باشد؛ لذا تأثیر تلویزیون بر این دوره سنی و در محورهای ذیل مورد بررسی قرار می گیرد توضیح داده می شود که اصولا نگاه دین و باورهای دینی موجود دربارۀ این محورها چیست و تلویزیون چگونه بر این امور نقش های مثبت و یا منفی می آفریند؟!

1- شناخت ماهيت انسان

در رابطه با ماهيت و منشأ پيدايش انسان دو ديدگاه اساسي مطرح است: يكي نظريه ثبوت انواع (fixisme) كه براساس آن،‌ انسان از هيچ موجود ديگري مشتق نشده و خلقت آن از همان آغاز مستقل بوده است. و ديگري نظريه تكامل (Transformisme) كه طبق آن، انسان از موجودات ذره‌بيني‌اي كه به شكل تكامل يافتۀ ميمون ظاهر گشته‌اند، پديد آمده است.[1]

اين‌كه كدام يك از دو نظريه فوق مقرون به واقع است، بحث گسترده و مفصلي را مي‌طلبد كه در اين‌جا مجال آن نيست. اما ذكر اين نكته ضروري است ‌كه در انديشه اسلامي هر دو نظريه مورد توجه واقع شده و براي تأييد آن‌ها از آيات قرآن استفاده شده است. بطوريكه برخي از آيات براي اثبات نظريه ترانسفورميسم[2] و برخي ديگر براي اثبات نظريه فيكسيسم[3] و تعدادي براي اثبات هر دو نظريه بكارگرفته شده‌اند.[4]

به هر روي، آنچه در هر دو نظريه مشهود است توجه صرف به بعد مادي انسان و غفلت از بعد روحاني اوست. در حاليكه اسلام وجود مادي انسان را حامل نفخة الهي و برخوردار از بعد روحاني مي‌داند، غرب همة قابليت هاي انسان را در بعد مادي او جستجو مي‌نمايد و زير بناي تمدني خويش را بر پايه‌هاي نظريه ترانسفورميسم (تكامل) بنيان مي‌گذارد. و بر همين اساس انسان را با نگاه كاملاً  تمتع آميز، جزئي نگر و بريده از وحي و هرگونه بنياد ماواريي مي‌بيند و در نتيجه با ناديده گرفتن بعد روحاني انسان، تمام دغدغه و مقاصد خود را در فرافكني به بعد مادي او دنبال مي‌نمايد.

چنين نگرشي براي تمدن غربي و جهان نگري جديد آنقدر اهميت دارد كه اگر نظريه تكامل رد شود،‌ كل ساختاري كه دنياي متجدد بر آن مبتني است، فرو خواهد ريخت.[5] و تمام دست‌آوردهاي تمدني ايشان برباد خواهد رفت. لذا براي جلوگيري از اين امر، فعاليت هاي تلویزیون‌ به سمتي سوق داده مي‌شود كه در نهايت به حفظ دست‌آوردهاي تمدني مغرب زمين بينجامد. در اين راستا،‌ نگاه ابزاري به تلویزیون‌ و استفاده از كار آمدي و نفوذ آن، اهميت ويژه‌اي يافته و برنامه‌هاي متناسب با اين انگيزه توليد و پخش مي‌گردد.

نظر به برد و جاذبه برنامه‌هاي كارتوني و نيز انتقال باورهاي داروينيستي به كودكان، طرح نظريه تكامل در فيلم‌ها و سريال‌هاي كارتوني از جايگاه بسيار بالايي برخوردار است. به همين خاطر مي‌بينيم كه «تام و جري»، «پلنگ صورتي» و ... حداقل در چند قسمت از برنامه‌هاي شان، سفر تاريخي به دوران هاي آغازين زندگي بشر انجام می دهند که در آن ها انسانها به صورت های حیوانی و بخصوص بوزينه شكل به نمایش گذاشته می شود.

اگرچه كارتون‌ها فراتر از سنين كودكي، بعضاً بزرگسالان را نيز مقهور خويش مي‌سازد، امّا چون اين قبيل برنامه‌ها براي كودكان از قابليت ماندگاري پيام برخوردارند، لذا غفلت از رويكرد ناشيانة برنامه های تلویزیوني به اين سمت،‌ پيامدهاي زيانباري برجاي خواهد گذاشت.

2- اجتماعي شدن

براساس آموزه هاي اسلامي و باورهای دینی سه نهاد خانواده، مدرسه و مسجد براي شخصيت بخشي به كودكان و نوجوانان مأموريت دارند. همانطوريكه اسلام آداب خاصي را در خانواده براي معاشرت با كودكان تعريف مي‌نمايد، به همان اندازه نسبت به آموزش و حضور او در ميان اهل ايمان تأكيد مي‌ورزد. تمام اين سفارش‌ها قطعاً به اين خاطر صورت مي‌گيرد كه وقتي كودكي به بزرگ سالي مي‌رسد و همزيستي اجتماعي را آغاز مي‌نمايد،‌ به درستي اجتماعي شده باشد. به عبارت ديگر او تمام راههاي زندگي كردن در جامعه را آموخته و همة ظرفيت‌هايش را در جهت انجام وظايف فردي و به عنوان جامعه توسعه مي‌بخشد.[6]

اين عمل كه با هدف برقراري ارتباط مؤثر با ديگران و تمركز ارزش‌ها و اعتقادات اساسي جامعه در ذهن افراد صورت مي‌گيرد[7] از آن‌جا اهميت پيدا مي‌كند كه كودكان در كشور ما با ذهنيت هاي منفي از پيش ساخته مواجهند. سابقة تاريخي و رويارويي هاي نابرابر مذهبي در كشور، مهمترين و اساسي‌ترين اصل همزيستي مسالمت آميز اجتماعي ما را به نابودي كشانده است. برخلاف تصريح آيات قرآني و سنّت نبوي كه تمام مسلمانان را به ياري با يكديگر و ايجاد اخوت اسلامي فرا مي‌خواند، ذهنيت كودكان در جامعة ما متأثر از ذهنيت هايي مي‌شود كه در آن‌ها جايي براي وفاق و همگرايي وجود ندارد.

به نظر من تلویزیون‌ها در اين خصوص بيش از هرچيز ديگري وظيفه دارند تا سياست گذاري و برنامه سازي نمايند. اگر نسل فرداي جامعه از امروز به درستي اجتماعي شوند و برادري با يكديگر را به عنوان ارزش اساسي جامعه درك نمايند؛ به يقين فرداي مطمئن و عاري از خشونت‌هاي مذهبي خواهيم داشت.

3- آموزش

بنا به باور ديني ما، يكي از مهمترين حقوق فرزند بر والدين آموزش اوست. پيامبر اكرم«ص» مي‌فرمايد: «فرزند سه حق اساسي بر پدرش دارد: نامگذاري نيكو، آموزش خواندن و نوشتن و ازدواج».[8]

نقش تلویزیون‌ها بر امر آموزش بسيار قابل تأمل و توجه است. در كشورهاي پيشرفته به دليل اهميت اين موضوع، تحقيقات بسيار گسترده و وسيعي انجام پذيرفته است. براساس يكي از آن‌ها كه توسط فورو در ژاپن به انجام رسيده است، كودكاني كه اغلب تلويزيون تماشا مي‌كنند، در مقايسه با ديگران درخشش كمتري از نظر تحصيلي دارند. وي معتقد است كه «بايد به ياد آورد كه با هوش‌ترين كودكان آنهايي هستند كه كمتر مجذوب تلويزيون مي‌شوند. اثرات اخلاقي و رواني تلويزيون بركودكان به خصوص در زماني كه كودك خود را در قالب يك يا چند بازيگر مي‌بيند و يا هم چنين ارزش‌ها و ديدگاه‌ها در يك قالب خاص دراماتيك مرتبط با نيازهاي آني و تمايلات كودكان عرضه‌ مي‌گردد، افزايش مي‌يابد.»[9]

در يكي ديگر از تحقيقات انجام شده توسط خانم سينگر و همكاران ايشان، نشان داده شده است كودكاني كه زياد تلويزيون تماشا مي‌كنند و اكثراً طرفدار فيلم هاي مهيج هستند، با مشكلات زيادي براي رشد و كمال زبان و كتابت خود مواجهند. و هم چنين در اجراي بازي‌هايي كه نيازمند قدرت فانتزي و بكارگيري استعداد تخيل است، ضعف زيادتري از خود نشان مي‌دهند. علاوه بر اين، در تحقيقات كولينز آشكار گرديده است كه كودكان در تكرار اعمال خشونت آميز كه به تقليد از فيلم‌ها انجام مي‌دهند از درك و حسن و قبح عمل عاجزند، زيرا فقط عمل و اعمال خشونت آميز در ذهن آنان و در حافظه‌ آنان نقش بسته است.[10]

4- دوست يابي

هرچند پديدة دوست يابي براي تمام سنين مطرح است امّا از آن‌جا كه شكل گيري بسياري از نگرش‌ها و رفتارها در دوران كودكي و نوجواني صورت مي‌گيرد، در نتيجه گزينش دوستان و ارتباط آن‌ها در اين سنين از اهميت بيشتري برخوردار است. الگوپذيري از هم سن و سالان و تغيير در نگرش‌هاي برگرفته از الگوي خانوادگي و هم چنين مدرسه، گاهاً‌ براي كودكان آنقدر تأثير گذار است كه مسير زندگي افراد را تغيير مي‌دهد و آن‌ها برخلاف سنّت ديني و خانوادگي به بار مي‌آيند.

نمونه‌هاي تأثير پذيري از دوستان در تاريخ آنقدر فراوان است كه بازگويي آن‌ها عبرت‌هاي بسياري را برجاي مي‌گذارد و اهميت توجه به مسأله دوست يابي را صد چندان مي‌كند. چه بسا افرادي كه به خاطر دوستي هاي خود نجات يافته و يا برعكس به گمراهي افتاده‌اند.

نظر به اهميت اين مقوله، ادبيات حاكم بر فرهنگ ديني نيز به تبيين و توصيف برخي از دوستي‌ها پرداخته است. در يك مورد تمام ايثارگري‌ها و فداكاري‌هاي ابراهيم پيغمبر با دوستي با خدا پاسخ داده مي‌شود و در مورد ديگر و در ذيل آيه «..... ياو يلتي ليتني لم اتخذ فلانا خليلا»[11] داستاني بازگو مي‌گردد كه براساس آن، فردي به‌خاطر دوست نابابش از جاده فلاح به چاه هلاك مي‌افتد.

در داستان مذكور دو نفر به نام هاي «عقبه» و «ابي» آنقدر باهم دوست بودند كه حتي مهماني‌ها و تصميم گيري‌هاي خويش را باهم انجام مي‌دادند. «عقبه» به دليل معاشرت با پيامبر«ص» و آشنايي با آموزه هاي دين او،‌ به اسلام گرويد ولي «ابي» كافر ماند و شرط بقاي دوستي خويش را بازگشت «عقبه»‌ به كفر دانست. «عقبه» صرفاً بخاطر دوستي مجدداً كافر شد تا اينكه در جنگ توسط مسلمين به هلاكت رسيد و آية فوق در وصفش نازل گشت.

دين علاوه بر بازگويي داستان‌ها براي عبرت آموزي، در اين راستا بايدها و نبايدهايي را نيز مطرح مي‌سازد كه بازخواني همة آن‌ها در اين مجال مقدور نيست. تنها به يكي از مهمترين آن‌ها كه دامنگير فعاليت‌هاي تلویزیون‌اي است توجه مي‌نمائيم.

انسان نظر به خصوصيات فيزيولوژيك خويش، مزدوج آفريده شده كه در كنار يكديگر به آرامش مي‌رسند.[12] گرايش به جنس مخالف در انسان به مراتب بيشتر از ساير موجودات است؛ زيرا در آن‌ها برخلاف حيوانات، علاوه بر تمايلات جنسي، تمايلات عاطفي نيز به يكديگر دارند. فرهنگ ديني به منظور پاسداري از ارزش‌هاي خود، براي اين دسته از گرايش‌هاي انسان چارچوبه‌هاي خاصي را تعيين مي‌كند. به اين منظور معاشرت دختران و پسران را در سنين پس از بلوغ مشروط به شرايط خاصي مي‌سازد.

در مقابل،‌ تلویزیون‌ها با هدف قراردادن تمايلات انساني از برقراري روابط دختر و پسر به سناريوهاي خويش جاذبه مي‌بخشد و تمام توان خود را به كار مي‌گيرد تا رابطة دختران و پسران را عادي و در سنين پس از بلوغ معاشقه آميز جلوه دهند. اين نگرش كه بر فضاي تلویزیون‌هاي غربي حاكم است و در آن‌جا براساس الگوي فرويديسم برنامه سازي مي‌شود، از طريق فروش محصولات، الگوسازي و هجمه‌هاي تكنيكي، به كشور جهان سوم و تلویزیون‌هاي دسته دوم اننتقال مي‌يابد.

امروزه در بسياري از برنامه‌هاي كودكان و در كشورهاي اسلامي اختلاط دختر و پسر امر عادي و اجتناب ناپذير شده است. اگرچه محدوديت اين امر و جلوگيري از روند موجود، تاحدودي افراطي به نظر مي‌رسد امّا يله و رها گذاشتن چنين سياست گذاري‌ها،‌ نابهنجاري‌هاي خاص خودش بر فرهنگ ديني را برجاي خواهد گذاشت.

نظر به اينكه در مقطع فعلي اكثر برنامه‌ها و محتواي تلویزیون‌ها متاسفانه در کشورهای اسلامی وارداتي است؛ اين دغدغه به وجود مي‌آيد كه سياست‌گذاران امر فعاليت‌هاي تلویزیوني، از تأثير و تأثر چنين برنامه‌هايي غافلند. نگاه ما به اين مسأله نگاه حذف و تعطيل نيست، بلكه من باب «فذكّر ان نفعت الذكري»[13] مي‌خواهيم يادآور شويم كه تلویزیون‌ها در خصوص سرنوشت‌ دوستي‌هاي كودكان مي‌توانند حداقل به اين دو گزاره توجه نمايند: 1)توليد و پخش برنامه‌هاي اختلاطي در چارچوب ضوابط و اصول متشرعة ديني صورت بگيرد و 2) سرنوشت تلخ دوستي‌هاي ناكام و فرجام ناخوشايند آن‌ها در قالب فیلم ها و سریال های زیبا بازگو گردد. چراكه نگرش‌هاي شكل گرفته در سنين كودكي با تمام كاستي‌ها و قوت‌هاي خويش به ساير سنين منتقل مي‌شود و از ماندگاري بسياري بالايي نيز برخوردار است.

نتیجه گیری

تلویزیون ها یار همیشگی زندگی های جدید خواهد بود. برنامه های زندگی به طور اجتناب ناپذیری متأثر از برنامه ها و سناریوهای خواهد شد که بر اساس آن ها انسانهای ماشینی با پرسوناژهای فردگرایانه؛ نفع مادی و زیست تمتع آمیز را هدف خود قرار می دهند و باورهای دینی خود را پس از به انزوا کشانیدن تدریجی، سرانجام به نابودی و نیستی می کشانند.

کودکان و نوجوانان با بزرگ شدن در دامان خانواده هایی که خیلی کم حق انتخاب به فرزندان خود قائل هستند، ناخواسته با آموزگاران دیجیتالی ای روبرو می شوند که نوع نگاه او نسبت به خلقت، دوستیابی و باورهای صحیح اجتماعی و دینی به کلی تغییر می دهد و با تأثیر مستقیم بر فرایند آموزش او گاهاً راه های ناصوابی را در برابرش می گشاید و در نقطه مقابل اگر مدیریت صحیحی در امر استفاده از برنامه های تلویزیونی از جانب والدین اعمال شود بدون شک، همین تلویزیونی که می تواند دشمن خطرناک برنامه های سالم زندگی باشد، به عنوان بازوی توانمند علمی و مدرسه دوم نقش آفرینی نماید و یار مهربان کودکان و نوجوانان باشد.

 

منابع

[1] - براي مطالعه بيشتر بنگريد: رضايي محمدعلي، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، رشت: كتاب مبين، چاپ اول، 1380، ج2، صص250-276 و نيز نصري عبدالله،‌ مباني انسان شناسي در قرآن، بي‌جا: مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول، 1379، صص66-80.

[2] - انبياء/ آيه 30، اعراف / آيه 11و انعام/ آيه 2.

[3] - سوره انعام آيه 98.

[4] - سوره نحل آيه 4 و سوره كهف آيه 37.

[5] - نصر سيدحسن، جوان مسلمان و دنياي متجدد، ص345، مترجم: مرتضي اسعدي، تهران:طرح نو، 1373.، همان، 272.

[6] -كوهن بروس، مبانی جامعه شناسی، مترجمان: غلام عباس توسلی و رضا فاضل، تهران: سمت، چاپ دوازدهم، 1380، ص106.

[7] - كوهن بروس، همان، ص106.

[8] - حرعاملي محمدبن حسن، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آل البيت، 1409ه-ق.، ج21، ص482.

[9]  - كازنو ژان، جامعه شناسي وسايل ارتباط جمعي، مترجم: دكتر باقر ساروخاني و دكتر منوچهر محسني، تهران: انتشارات اطلاعات، چاپ هشتم، 1384 ص144.

[10] - طباطبايي صادق، طلوع ماهواره افول فرهنگ،‌ تهران: اطلاعات، 1384، چاپ سوم،  ص73.

[11] - سوره فرقان آيات  27-28

[12] - سوره روم آيه 21

[13] - سوره الاعلي آيه 9.

دیدگاه

*