حقوق بشر ازدیدگاه اسلام وغرب

 

 

عبدالحمید نوری

 

 

چكيده

انسان موجودي است اجتماعي كه فطرتاوياباانتخاب اگاهانه، احساس نيازبه زندگي جمعي دارد كه نه فقط ازلحاظ غريزي موردتوجه قرار مي گيرد بلكه عوامل ديگري نيزدراين زمينه موثراندكه عبارتنداز:­

 1- گرايش به بهره مندي بيشتر ازمواهب طبيعت.

2- محدوديت منابع وامكانات درطبيعت.                                                                                                                                                                                                                                                      3- محدوديت توان انسان باوجود برخورداري ازامتيازانحصاري انديشه وتفكر.

4- آسيب پذيري دربرابرانبوه مشكلات زندگي.

5- ضرورت به فعليت رساندن استعدادهايي كه جزدرسايه زندگي اجتماعي امكانپذيرنيست.

اين عوامل سبب مي گردد كه برخورداري انسان ازرفاه مادي ورشد معنوي وتوسعه فراگير، ورود به زندگي جمعي جزباتشريك مساعي ديگران امكان پذير نباشد.

لازمه زندگي اجتماعي ارتباطات وپيوندهاي اجتماعي است. حقوق تجلي ارتباطات زندگي اجتماعي درابعادگونانون داخلي وبين المللي ونيز سياسي اجتماعي اقتصادي و... مي باشد.

جايگاه حقوق بشر ونقش آن درزندگي اجتماعي برهيچ انسان انديشمندي پوشيده نيست.زيراشناسايي حيثيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري وحقوق يكسان وانتقال ناپذيرآنان آساس آزادي عدالت وصلح رادرجهان تشكيل مي دهد.

يكي ازبنيادي ترين مفاهيم واصول درحوزه حقوق بشرحق برابري ومنع تبعيض مي باشد. منظورازبرابري برابري دربهره مندي ازمواهب طبيعي حقوق طبيعي برابري دربرابرقانون برابري درانسان بودن وانساني زيستن برابري درحقوق وتكاليف ودرتامين مايحتاج زندگي است.برابري انساني مستلزم نفي هرنوع امتيازي است كه براختلاف طبقه نژاد قوم مليت تابعيت سرزمين وضعيت اقتصادي و...استوارمي باشد.تبعيض درنقطه مقابل برابري قراردارد كه منظورازآن استنكاف ونفي بهره مندي ازتمام ويابرخي ازحقوق آزادي هاي اساسي شهروندان است.

 واژگان كليدي

  برابري، اصل برابري حق ، حقوق ، اعلاميه اسلامي حقوق بشر، اعلاميه جهاني حقوق بشر.

          مقدمه

حق كه درلغت به معاني خداوند فعل خداوند وعده خداوند مطابق باواقع وكارشايسته مي باشد دراصطلاح امراعتباري است كه به نفع كسي وبرضرركسي وضع گرديده ولازم الرعايه مي باشد.

حقوق مجموعه ي ازقواعدالزام آوراست كه هدف اساسي آن حكومت ،نظم وعدل درروابط اجتماعي مي باشد.حقوق بشر مجموعه حق هايي است كه ازسوي مقام باصلاحيت براي انسان بماهوانسان اعتبارشده است.بااين شناخت ازحق حقوق حقوق بشروبرابري ببينيم اسلام وغرب درباره حقوق بشرچگونه مي انديشد؟

ديدگاه كلي اسلام نسبت به حقوق بشر:

بي ترديدازديداسلام انسان موجودارزشمندي است كه بايدبه عنوان موجودباشعوروداراي اراده واختياربه ديده احترام به اونگريست.قرآن كريم خداوندرابه لحاظ آفريدن انسان فتبارك الله احسن الخالقين. (مؤمنون ، آيه 14). نام نهاده وخداوند هنگام بيان نقشه خلقت انسان به فرشتگان ازاوبه عنوان خليفه وجانشين خودياد مي كند: واذقال ربك للملائكه اني جاعل في الارض خليفة (بقره ،آيه30 )

 وبركرامت وبزرگداشت انسان تصريح مي نمايد: ولقدكرمنابني آدم وحملناهم في البر و البحرو رزقناهم من الطيبات وفضلنا هم علي كثيرممن خلقنا تفضيلا.

 ومافرزندان آدم رابسيارگرامي داشتيم وآنهارابه مركب بروبحرسواركرديم وازهرغذاي لذيذ وپاكيزه آنهارا روزي داديم وبربسياري ازمخلوقات خودبرتري وفضيلت كامل بخشيديم. (اسرا، آيه70).

آزادي بشر واحترام به حقوق وحيثيت ذاتي انسان ودخالت ندادن عوامل عارضي ازقبيل نژاد،زبان رنگ، مليت و...دراعتباروامتيازبراي انسان ها موردتوجه اسلام است واساسا فلسفه بعثت پيامبران وبخصوص پيامبراسلام (ص) آزادكردن انسان ازاين گونه قيدوبند وتوجه دادن اوبه حيثيت ذاتي وكرامت وشرافت انساني خويش است.

فرعون كه خودراخداي مردم مي خواند ازاين جهت كه مردم رابه دودسته ممتاز و غيرممتاز تقسيم كرده وعده اي را ازلحاظ طبقاتي بالاتروعده ديگرراپايين ترقرارداده ومحروم وضعيف نموده سرزنش كرده ودرقرآن كريم به عنوان طغيانگرازاونام برده شده است وخداونداراده اش را به ازبين بردن اين شيوه وترتيب حكومت وروي كارآمدن مستضعفين بيان داشته است:

 ان فرعون علا في الارض وجعل اهلها شيعا يستضعف طائفة منهم...ونريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثين.

همانافرعون  درزمين مصر،تكبروگردنكشي آغازكردوميان اهل آن سرزمين اختلاف وتفرقه افكندوطائفه (بني اسرائيل)راسخت ضعيف وذليل كرد...وما اراده كرديم كه برآن طائفه ضعيف ذليل ، درآن سرزمين منت گذارده وآنهارا پيشوايان خلق قراردهيم ووارث ملك وجاه ، فرعونيان گردانيم.  (قصص،آيه هاي4و5) 

قرآن دراصل همه انسان ها رادرگوهر انسانيت  وفضيلت وارزش وحيثيت ذاتي انسان يكي مي داند ورنگ ، نژاد ، قوميت ومليت رابه عنوان وسيله تشخيص حساب مي كند نه امتيازوبرتري :

ياايها الناس اناخلقناكم من ذكروانثي وجعلناكم شعوباوقبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم... اي مردم ماهمه شمارانخست ازمردوزني آفريديم وآنگاه شعبه هاي بسياروفرق مختلف گردانيم تايكديگررابشناسيدبزرگوارترين

شمانزدخداباتقواترين شمااست...(حجرات ،13).

اسلام دوجنس زن ومرد رانيزدرگورهرانساني وشرافت وكرامت بشري يكي مي داند وازاين حيث تفاوتي بين آنها قائل نيست.به تعبيرقرآن هردوازيك منشأ بشري به وجودآمدند وخطاب هاي مربوط به ارزش ذاتي انسان زن ومردرا شامل مي شود.

دربعضي ازآيات تصريح شده كه براي ارتقاء وكمال انساني درسايه كارنيك وايمان واعتقادصحيح ، مردوزن يكسان اند :

من عمل صالحاً من ذكروانثي وهو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيبة ولنجزينّهم اجرهم باحسن ماكانوا يعملون. هركس ازمردوزن كارنيكي به شرط ايمان به خدا، به جاي آورد ، مااورا درزندگاني خوش وباسعادت زنده ابد مي گردانيم واجري بسياربهترازعمل نيكي كه كرده به او عطا مي كنيم.(نحل ، آيه 97)

براي اطلاع بيشتربه سوره هاي ذيل مراجعه نمائيد:

نسآء،آيه1و124. غافر، آيه 40

اساساً مبارزه پيامبران وبزرگان ديني درطول تاريخ ، درجهت درهم  شكستن امتيازهاي طبقاتي ، تفاخرات وبرتري جويي هايي ناشي از قوميت نژاد ثروت و...وارزش دادن به شخصيت ذاتي انسان وآزادي اوبوده است .

علي (ع)مي فرمايد: واشعرقلبك الرحمه للرعيه والمحبه لهم واللطف بهم ولاتكونن سبعاضارياتغتنم اكلهم فانهم صنفان :امّا اخ لك في الدين اونظيرٌ لك في الخلق مالكا.

 قلبت رابراي مهرباني محبت ولطف به مردم ، آماده نماونسبت به آنان مثل حيوان درنده مباش كه درصدد دريدن آنها باشي زيرا مردم دودسته اند:

1- يابرادرديني تو اند 2- يابرادرتو اند درآفرينش.(نهج البلاغه عهدنامه مالك اشتر.)

وپيامبرعزيزما(ص)فرمود:

الناس كلهم سوأٌ كاسّنان المشط. مردم مثل دندانه هاي شانه باهم برابرند. (8 )ونيزآن بزرگوارفرموده: الخلق اَمام  الحق سواءٌ.       

مردم درحق وقانون برابرهستند. (9)

واعلاميه اسلامي حقوق بشر، دراين موردبيان مي دارد:

ماده الف- بشربطور كلي يك خانواده مي باشندكه بندگي به خداوند وفرزندي نسبت به آدم ، آنها راگردآورده وهمه مردم ، دراصل شرافت انساني وتكليف ومسؤليت برابرند بدون هرگونه تبعيضي ازلحاظ نژاد يارنگ يازبان ياجنس يااعتقادديني ياوابستگي سياسي ياوضع اجتماعي وغيره... .

وبندالف ماده 6 اعلاميه اسلامي حقوق بشربرابري زنان بامردان دركرامت انساني وشخصيت اجتماعي واستقلال اقتصادي رابيان مي دارد: درحيثيت انساني زن بامردبرابراست وبه همان اندازه كه زن وظايفي دارد ازحقوقي نيزبرخورداراست وداراي شخصيت مدني وذمه  مالي مستقل وحق حفظ نام ونسبت خويش رادارد.

ديدگاه كلي اعلاميه جهاني حقوق بشرنسبت به حقوق بشر

برابري چيست؟

درمورد اصل برابري دوپرسش مطرح است :

        1- شكلي : برابري چيست؟  2- ماهوي : برابري درچه؟. مردم درچه چيزهايي برابراند؟.

درمفهوم شكلي برابري دو معني قابل تصوراست:

1-      باهمگان يكسان رفتاركنيد. 2 - بابرابرها برابررفتاركنيد.

معناي اول عادلانه وقابل دفاع نيست. همگان يكسان نيستند تايكسان رفتاركنيم. امامعناي دوم اصل مسلم درعرصه حقوق بشراين است كه انسانها ازحيث كرامت انساني وانسان بودن همه باهم برابراند. درنتيجه درحقوق انساني نيزباهم برابراند. ازاين اصل نتيجه ديگري مي گيريم كه اصل عدم تبعيض باشد يعني بين انسانها درحقوق انساني نبايدتبعيض قائل شد.

برابري درچه چيزي؟

اعلاميه جهاني حقوق بشر كه دربردارنده 30 ماده مي باشد، درموارد متعددي اين مهم (برابري درچه چيزي؟) را موردتوجه قرارداده است . موادي ازاين اعلاميه كه براصل برابري به معناي ماهوي تآكيدورزيده اند،را مرورمي كنيم :

ماده 1) تمام افراد بشر آزادبه دنيا مي آيند وازلحاظ حيثيت وحقوق باهم برابرند ...(برابري انسانها درحيثيت شرافت وكرامت انساني )

ماده 2) هركس مي تواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصاازحيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسي ياهرعقيده ديگر وهمچنين مليت وضع اجتماعي ثروت ولادت ياهر موقعيت ديگرازتمام حقوق وكليه آزادي هايي كه دراعلاميه حاضرذكرشده است ، بهره مند گردد.(دراين ماده هرگونه تبعيض نژادي جنسي ومذهبي نفي گرديده است. )

ماده 7 ) همه دربرابر قانون مساوي هستند وحق دارند بدون تبعيض وبه طورتساوي از حمايت قانون برخوردارشوند .

ماده 10) هركس بامساوات كامل حق دارد كه دعوايش به وسيله دادگاه مستقل وبي طرف منصفانه وعلنا رسيدگي شود...(برابري افراددردادخواهي).

ماده 16) بنداول: هرزن ومرد بالغي حق دارند بدون هيچ گونه محدوديت ازنظرنژاد ، مليت ، تابعيت يامذهب باهمديگر،زناشويي كنند وتشكيل خانواده بدهند. درتمام مدت زناشويي وهنگام انحلال آن زن وشوهر، دركليه امورمربوط به ازدواج ، داراي حقوق مساوي مي باشند. (برابري افراد درازدواج)

ماده 21)  بنددوم : هركس حق دارد باتساوي شرايط به مشاغل عمومي كشور خود نايل آيد.

ماده 23) بنداول : هركس حق دارد...شرايط منصفانه ورضايت بخشي براي كار خواستار باشد.

ماده 23) بنددوم : همه حق دارندكه بدون هيچ تبعيضي درمقابل كارمساوي اجرت مساوي دريافت دارند.

برابري وكرامت

تقريبا همه ماانسانها كرامت وشرف انساني راباورداريم واين امتيازمختص انسان است. آيا تاكنون ازخودپرسيده ايم كه به چه دليل انسان داراي شرافت وكرامت است؟ اگرپاسخ دهيم به اين دليل كه انسان موجودي است عاقل ، متفكروداراي وجدان چندان به گزاف سخن نگفته ايم .چنانكه اعلاميه جهاني حقوق بشردرماده1 چنين نظرداده است: تمام افراد بشرآزاد بدنيا مي آيند وازلحاظ حيثيت وحقوق باهم برابرند. همه داراي عقل ووجدان مي باشند... .

بدون شك بهره مندي ازوجدان وعقل وقدرت انديشه مزيت فوق العاده اي به انسان بخشيده است. اماآيا مي توان براي هرانسان عاقل وباوجداني شرافت وكرامت قائل شد؟ جنايتكاران انسانهاي ديوانه وبي عقلي نبوده اند. بلكه برخي شان ازنبوغ خاصي برخورداربوده اند. وجدان آدمي نيزازشرايط واوضاع اقليمي فرهنگها،آداب ورسوم هاي ملّي وقومي رنگ مي پذيرد. پس چه بايدكرد؟ منشاوعامل اصلي كرامت انساني چيست؟

ازنظراسلام منشأ اين كرامت را درخلقت ويژه انسان كه بادميدن روح الهي درآن ، آميخته است بايدسراغ گرفت. خداي متعال درچندآيه قران پس ازبيان مراحل اوليه خلقت انسان از خاك خطاب به فرشتگان مي فرمايد : فاذا

سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين. پس وقتي آن را معتدل درست كردم وازروح خوددرآن دميدم پيش او به سجده درافتيد.حجر، آيه 29 ).

واين گونه است كه خداوند تاج كرامت برسرآدمي مي نهد وبراي اوحق شرافت قائل مي شود:

ولقدكرّمنا بني آدم وحملناهم في البرّ والبحر ورزقناهم من الطّيبات وفضلناهم علي كثيرممّن خلقنا تفضيلا.

به راستي مافرزندان آدم راگرامي داشتيم وآنان رادرخشكي ودريا(برمركبها) بنشانديم وازچيزهاي پاكيزه به ايشان روزي داديم وآنها رابربسياري ازآفريده هاي خودبرتري آشكارداديم.اسرأ، آيه70).

بدين ترتيب روشن مي گرددكه كرامت انساني منشأالهي داردودرحالت طبيعي همه انسانها نسبت به بهره مندي ازاين حق باهم برابراندوهيچ كسي را برديگري امتيازي نيست.

برابري وعدالت

برخي ازفلاسفه حقوق عدالت رابه معناي برابري انسانها دربهره مندي ازامكانات وفرصتها مي دانند. صورت افراطي اين انديشه

رادرميان ماركسيست هامي توان ديدكه باالغاي مالكيت خصوصي مدعي تساوي حقوق افراد درهمه امور فردي واجتماعي بودند.

اسلام درارزيابي خود ازاصل برابري انسانها باتكيه برجهان بيني توحيدي خودهمه مردم رابندگان يك پروردگاروفرزندان يك پدرومادردانست وبراين تصوركه تمايزاتي ارقبيل رنگ ونژادوخون وزبان موجب امتياز خواهدبود خط بطلان كشيد وپيامبرش گفت: كه مردم مانند دندانه هاي شانه باهم برابرند.

مسأله بسيارمهمي كه هيچ گاه نبايد موردغفلت قرارگيرد رابطه برابري باعدالت است.ازآنجا كه عدالت يك مبناومعياركليدي درنظام حقوقي اسلام است، ناچاريم به اين پرسش پاسخ دهيم كه آيالازمه عدالت ، برابري وتساوي انسانها است يااينكه عدالت بابرابري مطلق منافات دارد وگاهي مقتضاي عدالت به رسميت شناختن برخي تفاوتها وامتيازات ميان مردم است. ازآنجاكه عدالت اعطايي حق به هرحقدار و رعايت نمودن استحقاق ها ، مي باشد دراين صورت عدالت هيچ گاه به ما دستورنمي دهد ، كه امتيازات را درجامعه ازبنيان بركنيم وهمه رابه يك ديد بنگريم . عدالت مي گويد: هركس به ميزان استحقاق خود داراي جايگاه است. وجودتفاوت درنظام آفرينش را نمي توان با آن به مبارزه برخاست ونه مبارزه باآن به سود عدالت خواهدبود.

مسأله اين نيست كه همه افراد برابرويك سان خلق شده باشند، مسآله پذيرش يك سان نبودن افراد ولزوم احترام به اين يكسان نبودن هاست. مسآله اين است كه افرادازجهت تفاوت هايي كه كار طبيعت است درمعرض تحقير وتبعيض قرارنگيرند وازجهت تفاوتهايي كه كارطبيعت نيست وحاصل برداشت ها وتلقي هاي خودآن هاست كمترين آسيب رامتحمل شوند.

مسآله محوري وبنيادين درارتباط ميان عدالت وبرابري بررسي معياراستحقاق ونبوداستحقاق مبناي بجا بودن ويا بيجا بودن تفاوتها وامتيازات مي باشد.

زندگي اجتماعي ميداني است براي سعي وتلاش  كار ، خدمت ، توليد علم ، هنرخلاق و...وبراساس ليس للانسان الا ماسعي براي انسان جزحاصل تلاش او، نيست. (النجم ، آيه 39 ). 

به هركس به ميزان تلاش ، لياقت وشايستگي اش جايزه تعلق مي گيرد وهمين امرميزان استحقاق افراد را تعيين مي نمايد. بهره مندي ازحقوق اجتماعي معنايي جزاين ندارد. واين معنا بهترين مبنا درارزيابي ازمفهوم عدالت درمقايسه بااصل برابري ومساوات خواهدبود. چراميان عالم وجاهل فرق مي گذاريم ؟چون نمي توان فضيلت علم ورذيلت جهل راانكاركرد. برهمين اساس ميان حقوق موحدان وكافران تفاوت قائل مي شويم . زيرانمي توانيم فضيلت توحيد ورذيلت كفررا ناديده بگيريم .

نتيجه

بنابراين برابري درحيثيت وكرامت انساني نفي هرگونه تبعيض ازنظرنژاد رنگ زبان مذهب عقيده سياسي وضع اجتماعي ثزوت وياهرموقعيت ديگرموردتأكيداعلاميه جهاني حقوق بشراست.درنظام حقوقي اسلام ازحق برابري انيانها باملاحظاتي كه به آنها اشاره گرديددرهمه زمينه هابااهتمام ويژه پاسداري شده است.منشأكرامت وشرافت انسان خلقت ويژه اوودميدن روح الهي درپيكراواست.عقل ووجدان گرچه امتيازبزرگي براي انسان محسوب مي شوند هرانسان عاقلي شريف نيست.جنايتكاران بزرگ تاريخ معمولا ازضريب هوشي بالايي برخورداربوده اند. آدميان گرچه ازحيث شرافت وكرامت دراصل خلقت باهم برابرانداين حق براي انسان تاجايي وجودداردكه خودبر اثرخيانت وجنايت به شرافت خويش لطمه واردنسازد.شرافت امري زايل شدني است ونيازمند مراقبت وحفاظت جدي مي باشد.

ازآنجاكه عدالت به معناي اعطاي حق به حقداراست عدالت هيچ گاه به معناي برابري وتساوي نيست. اجراي عدالت يعني هركس را به ميزان استحقاقش دادن .انسانها باهم برابرنيستند:هنرمندوبي هنر عالم وجاهل خادم وخائن رانمي توان يك گونه ديد.

 منابع

1-قرآن كريم.

2-نهج البلاغه.

3-جعفري محمدتقي تحقيق دردونظام جهاني حقوق بشرازديدگاه اسلام وغرب، تهران: دفترخدمات حقوق بين الملل، 1370.

4-موحد محمدعلي درهواي حق وعدالت (ازحقوق طبيعي تاحقوق بشر)، تهران : نشركارنامه،1381.

ناصرزاده هوشنگ اعلاميه جهاني حقوق بشر ماجد تهران،1372.

5-جوان آراسته حسين حقوق اجتماعي وسياسي دراسلام قم : دفترنشرمعارف، 1384.

حكيمي اسماعيل افغانستان وقانون اساسي آينده جلد1، قم: مركزجهاني علوم اسلامي1382،.

6-الصفار سالم سيره پيامبردررهبري وانسان سازي ترجمه غلام حسين انصاري، تهران: اميركبير ،1383.

7-مهرپور حسين حقوق بشردراسنادبين المللي وموضع جمهوري اسلامي ايران، تهران: انتشارات اطلاعات 1374.

8-بسته نگار محمد حقوق بشرازمنظرانديشمندان، تهران: شركت سهامي انتشار، 1380.ص49

9-التهذيب جلد9 ص90.            

 

 

دیدگاه

*