وظایف اجتماعی زوجین

 

احمد علی نوری

 

 

 

چكيده:

زندگى زناشويى داراى ضوابط و قواعدى است كه قبل از هرچيز بايد آن را شناخت و بدان آگاهى پيدا كرد و سپس به آن تن داد و عمل كرد زيرا بى خبرى زوجين از قوانين و وظايف اجتماعى و يا هر وظيفه ديگر كه آنها دارند، و يا سركشي در برابر آن وظايف باعث گرفتارى هايى خانمان سوز همچون از هم پاشيدگى خانواده و باعث فساد در جامعه خواهد گرديد، براى دورى از گرفتارى ها بايد وظايف اجتماعى خود را بشناسد و خود را تابع آن وظايف اجتماعى قرار بدهند.

زيرا زن و مرد مسلمان مثل زن كشورهايى غربى نيست كه آزاد و مخير باشند بلكه بين آنها قوانين و مقرراتى از نظر اسلام وضع گرديده كه قبل از قبل بايد آن را بشناسند و به آنها عمل نمايند.

براى شناخت بيشتر وظايف مذكور در اين مقاله به اهم آنها اشاره خواهد شد اميدوارم كه زنان و مردان با شناخت اين وظايف و عمل كرد. به آن باعث تحكيم روابط در ميان خود شود.

واژه گان كليدي : وظايف اجتماعي زن وشوهر، اطاعت، عفت وپاكدامني ، آيات وروايات ، دستورات اسلامي

 1- اطاعت

يكى از وظائف زن نسبت به شوهر اين است كه در چارچوب دستورات اسلامى از او اطاعت كند، چون مرد سرپرست خانواده مى باشد و اين سرپرستى به خاطر استعداد و توانايى مرد و همچنين عهده دار بودن نفقه و مخارج زندگى زن، و در نتيجه حفاظت و رشد و صلاح

 

 

«نظام خانواده» صورت مى گيرد، اطاعت زن از مرد، در زمينه كاميابى جنسى، و عمل زناشوئى و بسيارى از مسائل

 

حياتى و ضرورى زندگى كه در چارچوب عقل و منطق و صلاح قرار مى گيرد، واجب خواهد بود. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:

«لاتودى المرأة حق الله عزوجل، حتى تودى حق زوجها»([1]).

«زنى نمى تواند حق خداوند متعال را ادا كند تا اينكه نخست بتواند حق شوهر خود را ادا كند».

همچنين آن حضرت مى فرمايد: «كل امرأة صالحة عبدت ربها و ادّت فرضها و اطاعت زوجها، دخلت الجنة»([2]).

«هر زن شايسته اى، عبادت خداوند را انجام دهد، احكام واجب خود را به جاى آورد، و از شوهر خويش نيز اطاعت نمايد، وارد بهشت مى شود».

بنابراين، اطاعت شوهر بر زن واجب است، معيار اطاعت هم در چارچوب و محدوده سرپرستى شوهر نسبت به زن است، و اصولا بر محورهاي است كه خير و مصلحت فردى و خانوادگى آن را اقتضا مى كند، اما اگر شوهر خداى ناكرده، در اثر ناآگاهى از موازين اخلاقى و اسلامى و يا مبتلا بودن به روحيه لجاجت و خودكامگى، بخواهد به عنوان «سرپرستى خود» سوء استفاده كند، سلطه جويى خود محورانه و ناصالحانه بكار گيرد، و اغراض و اهدافى را كه كيان شخصيت زن و حيثيت نظام خانواده را متزلزل مى سازد، پيگيرى نمايد با توجه به اينكه چنين انگيزه ها و هدفهايى به انحراف و گناه در برابر پروردگار عالم هم مى انجامد، هرگز پيروى و اطاعت از شوهر، مباح و مجاز نخواهد بود.([3])

امام على(عليه السلام) فرموده است: «لادين لمن دان بطاعتة المخلوق فى معصية الخالق»([4]).

«كسى كه با انجام گناه و معصيت، در برابر مخلوقى گردن اطاعت و فرمانبردارى فرود آورد، دين نخواهد داشت».

قهراً بايد از چنين گناه وانحرافى پرهيز نمايد بنابراين زن بايد در بعضى مسائل اطاعت كند، و اين اطاعت در چارچوب دستور اسلام مثل كاميابى جنسى و عمل زناشويى، و بيرون رفتن زن خارج از منزل كه بايد با اجازه شوهر صورت گيرد اگر زن بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود، نفقه او كه بر شوهر واجب است، ساقط مى گردد تا زمانى كه دوباره به منزل برگردد.([5])

قال رسول الله: «ايما امرأة خرجت من بيتها بغير اذن زوجها فلا نفقة لها حتّى ترجع.»([6])

«هرگاه زنى بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود، چنين زنى نفقه از او ساقط مى گردد، تا زمانى كه دوباره برگردد».

امام(عليه السلام) مى فرمايد: «و لاتحرج من بيتها الا باذنه و ان خرجت بغير اذنه لعنتها ملائكة السماء و ملائكة الارض و ملائكة الغضب و ملائكة الرحمة حتى ترجع الى بيتها»([7]).

«هرگاه زنى بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود، ملائكه آسمان، و زمين، ملائكه غضب و رحمة او را لعنت مى كند، تا او دوباره به منزل برگردد».

امام صادق(عليه السلام) نيز فرمود: «اذا صلّيت المرأة خمسها و صامت شهرها و حجّت بيت ربّها و اطاعت زوجها و عرفت حقّ على(عليه السلام) فلتدخل اى الجنان شائت»([8]).

«وقتى زن پنج كار را انجام دهد بهشتى است، نماز يوميه را به جا آورد، ماه رمضان را روزه بگيرد، حج خانه خدا را در صورت استطاعت انجام دهد، از شوهرش اطاعت كند و به حق حضرت على(عليه السلام) آگاه باشد. از هر درى از درهاى بهشت كه خواست وارد شود».

در روايت ديگر از امام صادق(عليه السلام) آمده كه فرمود: قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): «يوم النحرالى ظهر المدينة على جمل عارى الجسم فمّر بالنساء فوقف عليهنّ ثم قال يا معشر الناسر تصدقن و اطعن ازواجكن فان اكثركن فى النار فلمّا سمعن ذالك بكين ثم قامت اليه امرأة منهن فقالت يا رسول الله(صلى الله عليه وآله) فى النار مع الكفار والله ما نحن بكفار فقال لها رسول الله انكن كافرات بحق ازواجكن»([9]).

«رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به گروهى از زنان برخورد كرد، چنين فرمود: اى گروه زنان ايمان آورده و همسران خود را اطاعت كنيد، چه بسيار از شما در آتش خواهيد بود، زنان وقتى اين سخنان را شنيدند، گريستند، سپس زنى برخاست، از پيامبر سوال كرد، آيا در آتش با كافران؟ به خدا سوگند ما جزء كافران نيستم. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: شما به حقوق همسرانتان كافر هستيد».

از اين روايت به خوبى مى توان استفاده كرد كه اگر زنى اهل عبادت باشد، نماز و روزه  اش به پا دارد، ولى حقوق همسرش را ناديده بگيرد نمى تواند اميدوار به رحمت خدا باشد. فاطمه(عليها السلام) مى فرمايد: «اذاً ارجع و اصبر و اسمع له و اطع»([10]).

«حال كه شوهرم و امام من فرمان داده كه به خانه بازگردم، مى روم و صبر مى كنم و سخن آن بزرگوار را مى پذيرم و از او اطاعت مى كنم».

فاطمه(عليها السلام) با آن كرامت و بزرگوارى و مقام و منزلتى كه دارد، آن وقتى كه امام على(عليه السلام) پيام فرستاد كه به خانه برگرد،آن حضرت باز مى گردد و به حقوق همسرش احترام مى گذارد، زنها هم اگر الگوى آنها فاطمه زهرا باشد، در هر مقام و منزلت علمى و سياسى كه قرار دارند در مقابل شوهر، در چارچوب قانون اسلام از او اطاعت مى كنند، چرا كه اگر اطاعت و فرمانبردارى در چارچوب موازين شرع،عقل و منطق باشد لازمه مديريت مرد در خانه و لازمه صفا و صميميت محيط خانواده و لازمه نظم و سعادت و موجب صفاى بيشتر خواهد بود، البته اطاعت در بسيارى از موارد جنبه متقابل دارد، تا آنجا كه شرع و عقل مجاز بداند و مسائل ضد اخلاقى در بر نداشته باشد، توجه به خواسته هاى منطقى اگر مانعى ندارد، چه بسا موجب افزايش محبت نيز مى شود، البته سخن در اطاعتِ جايز است و گرنه زن و يا مرد اگر درخواست نامشروع و حرام داشته باشد چه در امور جنسى و يا در مسائل ديگر قابل پذيرش نيست.([11])

بنابراين زن و مرد براى مستحكم شدن روابط خانوادگى و زياد شدن صفا ، محبت و صميميت در بين آنها و عمل كردن به دستورات اسلامى بايد در چارچوب قانون از يكديگر اطاعت كنند.

2- حفظ عفت و پاكدامنى

يكى ديگر از وظايف زن و مرد حفظ عفت و پاكدامنى است، چرا كه پاكدامنى سبب حفظ حيات و تحكيم روابط زوجين است; براى داشتن يك حيات انسانى مشترك ضرورى است مرد خود را از هوا و هوس دور نگهدارد و زن هم كوشش كند عفت خود را حفظ كند و در پاكدامنى خويش بكوشد آنچنان كه مرد در يابد محبت فردى جز او را در دل نمى پروراند، اين امر ضمن اينكه وظيفه شرعى براى زن و شوهر است، آنان را در داشتن يك زندگى آرام و مبتنى بر تفاهم كمك خواهد كرد.([12]) و زندگى زناشوئى بايد بر پايه اعتماد برپا مى شود و قصد زن وشوهر اين باشد كه تمام وجود يكديگر را تصاحب كنند، و ديگرى در اين كانون انحصارى راه نداشته باشد، لذا مرد از همسرش انتظار دارد كه چشم طمع از مردان نامحرم نداشته باشد، تمام وجودش را در اختيار همسرش قرار دهد، محبت ديگرى در دلش نباشد، زيبايى هايش را در معرض ديد ديگران قرار ندهد، شوخى و مزاح نكند عفيف و پاكدامن باشد، مرد هنگام گزينش همسر، در صدد يافتن زن عفيف و با حياء و پاكدامن است كه صد در صد مورد اعتماد باشد، اين خواسته ي بسيار با ارزش و مشروع است، زن نيز هنگام ازدواج در صدد يافتن شوهر عفيف و پاكدامن است كه مورد اعتماد باشد و دلش را از محبت زنان بيگانه خالى گرداند، و تمام وجودش را در اختيار همسر مشروع خود قرار دهد.([13])

قال رسول الله(صلى الله عليه وآله) قال الله عزوجل: «اذا أردت أن اجمع للمسلم خير الدنيا و خيرالاخرة جعلت له قلباً خاشعا، و لساناً ذاكراً، و جسداً على البلا صابراً، و زوجه مومنة سرّه اذا نظر اليها، و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله»([14]).

«رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: خداوند متعال مى فرمايد: وقتى اراده كنم خير دنيا و آخرت براى يك مسلمان جمع كنم قلب خاشع و زبانى ذاكر و تنى صابر بر بلا به او عطا مى كنم و همسرى به او مى دهم كه از نگاه كردن به وى شادمان شود، و در غياب او از نفس خودش و مال شوهرش نگهدارى كند».

در همين زمينه امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «الكفو أن يكون عفيفاً و عنده يسار»([15])، «كفو بودن در اين است كه عفيف باشد و از امكانات اقتصادى نيز برخوردار باشد».

بنابراين زن و مرد موظفند كه عفت و پاكدامنى خود را حفظ كنند، روى همين مطلب است كه مرد هنگام زن گرفتن و زن موقع شوهر كردن، بايد نهايت سعى خود را انجام دهد تا همسر خوب ، نيك و دلخواه خود را پيدا كند و هرچه در اين مسئله احتياط و عاقبت انديشى كند خوب مى باشد، زيرا ازدواج آغاز يك زندگى به حساب مى آيد و سرنوشت از همين جا شروع مى گردد، مرد بعد از آنكه زنى را به همسرى انتخاب كرد و پيمان زناشوئى بست بايد از غير او چشم بپوشد و زنان ديگر را در هر مقام و موقعيتى ناديده بگيرد، به كسى جز همسرش فكر نكند، چرا كه دختر معصومى به خاطر او دست از پدر، مادر و خانواده اش برداشته و با صدها آرزو به او پناه آورده و تمام هستى خويش را در اختيارش نهاده است، بدان اميد كه شريك زندگى يار و غمخوار هم باشند، مرد عاقل دست از افكار بچه گانه و هوسهاى خام برمى دارد، و تمام فكرش به طرف خانواده و زندگى است كه آغاز نموده و در كسب و كار كوشش مى كند تا زندگى آبرومندى فراهم سازد تا در كنار زن و فرزندش با كمال صفا و صميميت زندگى كند و از نعمت و آسايش روحى و انس و محبتى كه بزرگترين نعمت است برخوردار گردد، براى مرد كه شريك زندگى خويش را انتخاب كرده معنا ندارد با زنان ديگر گرم بگيرد و شوخى نمايد، اگر ببيند كه همسرش با مرد نامحرم شوخى و خنده مى كند ناراحت مى شود، عكس العمل نشان مى دهد، ليكن غفلت دارد كه همسرش نيز مانند او است، او نيز ناراحت مى شود و اين عمل را يك نوع خيانت مى داند حس غيرت او تحر يك مى شود، در فكر انتقام بر مى آيد و محبت او نسبت به همسر كم مى شود.([16])

قرآن كريم مى فرمايد: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يُغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ»([17]).

«براى مؤمنان بگو از نگاه ناروا چشم بپوشند، فروج و اندامشان را محفوظ دارند».

روان شناسان چشم چرانى را يك نوع بيمارى روانى مى شمارند چشم كه بدين عمل زشت عادت كرد هيچگاه سير نخواهد شد، بر اثر همين نگاه ها است كه بسيارى از جوانان پاكدامن از راه عفت خارج مى شوند و در وادى فساد سقوط مى كنند. امام صادق(عليه السلام) فرمود: «النظرة بعد النظرة تزرع فى القلب الشهوت و كفى بها لصاحبها فتنة»([18]).

«نگاه هاى پى در پى در قلب شهوت ايجاد مى كند همين براى انحراف نگاه كننده كفايت مى كند».

اسلام مى خواهد زن عفيف و پاكدامن باشد. پاكدامني از يك سو براى او وظيفه اى اسلامى است از سوى ديگر بخشى از آثار و منافع آن، به شوهر بر مى گردد و جزء حقوق شوهر به حساب مى آيد([19]) اين عفت و پاكدامنى داراى چند جنبه است كه يكى از آن جنبه ها عبارت است از خوددارى و جلوگيرى از عملى كه موجب تحريك مردها شود، زن نبايد خودآرائى براى غير از شوهرش بكند، رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:

«نهى النبى ان تلبس المرأة اذا خرجت ثوباً مشهوراً او تتحلّى بما له صوت يسمع».

«رسول خدا از اينكه زن در خارج از خانه لباس چشمگير بپوشد، به صورتى كه نظر ديگران را جلب كند نهى فرمود، از اينكه زيور صدادار با خود بردارد قدغن نموده اند».

زن نبايد با زينت و آرايش در انظار عمومى ظاهر شود از نظر قرآن بايد سر و گردن سينه زن پوشيده باشد تا موجب تحريك مردها نشود، و از پوشيدن لباسهاى وسوسه انگيز دورى كند، براى زنها سزاوار نيست كه لباسهاى تَنك و فشرده بر تن كنند.

يكى از جنبه هايى عفت، حفظ حجاب اسلامى است، حجاب براى حفظ امانت و آرامش و سلامتى خانوادگى و براى حفظ حرمت و احترام شخصيت زن لازم است. زن با حجاب به مرد هرزه و چشم چران اجازه جسارت و بى احترامى نمى دهد، حجاب براى پيشگيرى از بى عفتى و حفظ پاكدامنى است، حتى پوشش زن در مقابل پدر و برادر خود با پوشش او در نزد شوهر بايد تفاوت داشته باشد. اين گونه لباس پوشيدن براى حفظ حيات زن لازم است، كسى كه لباس حيا را از تن برآورد به هر بيمارى اخلاقى و هر زشتى آلوده مى شود.([20])

پوشش يا حجاب، به صورتى كه زيبائيها و زينت زن را بپوشاند و او را از چشم چرانى مردم هرزه و بى تربيت، و آلودگان به شهوت حيوانى، و حالات شيطانى حفظ كند عمل به دستورى قرآنى و تكليفى انسانى و برنامه اى اخلاقى است، حجاب و پوشش اسلامى كه بهترين نوع آن چادر است، چادرى كه يادگار منبع عصمت و عفتى چون فاطمه زهرا(عليها السلام) است هيچ مانعى در راه دانش طلبى و رشد و كمال زن ايجاد نمى كند، بلكه او را از بسيارى از خطرات، و دامهايى كه حيوان صفتان در راه زيبارويان و دختران جوان و زنان جوان قرار داده حفظ مى كند، و پاكدامنى و سلامت، و عفت، و حياى او را براى شوهرش، يا اگر ازدواج نكرده براى مرد آينده اش محفوظ مى گذارد. بر اين اساس بايد گفت: پوشش براى جنس زن امرى واجب مى باشد.([21])

نتيجه

بنا براين زن ومرد براي مستحكم شدن روابط خانوادگي وبيشتر شدن صفا ، محبت وصميميت وعمل كردن به دستورات اسلامي بايد در چاچوب قانون از يكديگر اطاعت كنند وبراي حفظ زندگي ،محكمتر شدن روابط خانوادگي وبراي داشتن يك حيات انساني مشترك لازم است مرد خودرا از هوا وهوس دور نگه دارد وزن نيز كوشش نمايد كه عفت خودرا حفظ كرده ودر پاكدامني خويش بكوشد. طوري كه مرد دريابد كه محبت فردي جزاورا در دل ندارد . اين امر ضمن اينكه وظيفه شرعي زن ومرد مي باشد آنها را درداشتن يك زندگي آرام كمك خواهد كرد. «ادامه دارد»

 

[1]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 552.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 548.

[3]- اردستانى، احمد ، اخلاق زن و شوهر، ص 32.

[4]- بحارالانوار، ج 70، ص 393.

[5]- رشيد پور، مجيد، مراحل ازدواج، ص 35.

[6]- تهذيب، ج 3، ص 439.

[7]- وسائل، ج 14، ص 112.

[8]- وسائل، ج 20، ص 159.

[9]- وسائل، ج 14، ص 158.

[10]- بحارالانوار، ج 11، ص 228.

[11]- نجفى يزدى، محمد، ازدواج و روابط زن و مرد، ج 2، ص 13.

[12]- قائمى، على، خانواده و مسائل همسران جوان، ص 34.

[13]- امينى، ابراهيم، انتخاب همسر، ص 110.

[14]- وسائل، ج 14، ص 33.

[15]- همان، ص 51.

[16]- امينى، ابراهيم، آيين همسردارى، ص 355.

[17]- نور، آيه 30.

[18]- وسائل، ج 14.

[19]- قائمى، على، نظام حيات خانواده در اسلام، ص 131.

[20]- حيسنيا، احمد، بهداشت روانى ازدواج، ص 29.

[21]- انصاريان، حسين ، نظام خانواده، ص 261.

 

دیدگاه

*